صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۶۰۲۸۷

حجت حسن‌زاده
انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا، شیوه ای منحصر به فرد و خاص این کشور است . این شیوه محصول دورانی است که بحث حقوق ایالت و تعادل میان آنها برای گذر به سیستم فدرالیسم، از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. اگر چه این روش پیچیده در آن زمان توانست نوعی تعادل را تضمین کند اما در هیچ برهه از تاریخ قادر نبود که نامزدی را براساس آرای مستقیم شهروندان آمریکایی به کاخ سفید بفرستد! با بیانی نقادانه حتی می توان گفت که در کشوری که ادعای رهبری دموکراسی در جهان را دارد رئیس جمهور از طریق غیر دموکراتیک انتخاب می شود!
چرا غیردموکراتیک؟
اول، آنکه بر طبق اصل «برنده همه چیز را می برد» در هر ایالتی نامزدی که اکثریت آرای مردم را به دست آورد، در حقیقت ، تمام «کارت های الکترال » یا آرای «الکترال» آن ایالت را متعلق به خود می سازد. تعداد آرای مردمی نامزد بازنده، ولو با اختلاف کم ، بسیار کم و حتی با اختلاف یک رای واحد، برای آن نامزد یک عدد «کارت انتخاباتی» و یک نفر «انتخاب کننده» هم ایجاد نمی کند یا به تعبیری دیگر، تمام این آرای مردمی از درجه اعتبار ساقط می شوند!
دوم، آنکه هر ایالتی بر حسب میزان جمعیت خود تعداد «کارت های انتخاباتی» و در نتیجه تعداد «انتخاب کنندگان»، تفاوتی با ایالتهای دیگر دارد. بنا بر این در طول تبلیغات یا مبارزات انتخاباتی بیشترین اهمیت به ایالتهای بزرگ داده می شود و تمام نگاه ها به «کالج انتخاباتی» ریاست جمهوری آنها دوخته می شود. به همین علت ، همه نامزدها و احزاب ، به دنبال بدست آوردن «کارت های انتخاباتی» یازده ایالت بزرگ می باشند که قادر خواهد بود بر آرای مجموع کالج های انتخاباتی 39ایالت دیگر غلبه کرده، رئیس جمهور را به کاخ سفید بفرستد.
سوم، آنکه در سیستم انتخاباتی ، رئیس جمهور براساس اکثریت آرای مردم انتخاب نمی شود. بلکه براساس اکثریت آرای« کالج های انتخاباتی » به کاخ سفید راه پیدا می کند. زیرا در ایالات متحده آرای مردم در سطح ملی یا کشوری، مانند آنچه در تمام نقاط جهان جریان دارد، بازشماری نمی شود، بلکه ملاک ، آرای «انتخاب کنندگان» است که در سطح ایالتی از سوی مردم هر ایالت جداگانه انتخاب شده اند.
به عنوان مثال در انتخابات سال 2000 نیز شاهد بودیم که مجموع آرای «الگور» در کل ایالات متحده آمریکا 780/252/49 رای و در نتیجه ، تعداد 427/216 رای بیشتر از آرای بوش با 353/036/49 داشت، اما این بوش است که با به دست آوردن بیش از 270 «کارت الکترال» مورد نیاز، سرانجام به کاخ سفید راه یافت!
چهارم، آن که با توجه به نهادینه شدن تحزب در آمریکا در قالب نظامی دو حزبی، روند انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا به گونه ای است که هیچ گاه حزب سوم یا کاندیدای منفردی نمی تواند به کاخ سفید راه یابد.
پنجم، آنکه با توجه به برتری «آرای الکترال» ایالتی نسبت به «آرای مردمی » ، رئیس جمهوری می تواند به سادگی با احراز اکثریت نسبی و - نه الزاما مطلق- اعتماد آمریکائیان به کاخ سفید راه یابد. این امر خود یکی دیگر از نقاط ضعف آشکار سیستم آمریکایی انتخابات ریاست جمهوری است.
جالب آنکه تاکنون پانزده بار در تاریخ ایالات متحده آمریکا، کاندیداهایی به ریاست جمهوری رسیده اند که حتی نصف آرای مردم آمریکا را نیز کسب نکرده اند. به عنوان مثال کلینتون در سال 1992 میلادی تنها 43 درصد و در سال 1996 میلادی و در انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری 49 درصد آرای مردم آمریکا ، «در هر دو بار کمتر از نصف اعتماد آمریکاییان » را برای رئیس جمهور شدن بدست آورد. در انتخابات سال 2000 میلادی نیز، بوش و الگور هر کدام حدود 48 درصد آرا را به دست آوردند، یعنی هیچکدام به اکثریت نصف به علاوه یک رای مردم دست نیافته اند.

نام:
ایمیل:
نظر: