صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۶۰۳۳۳

پروانه تیلا
کارشناس ارشد حقوق عمومی و پژوهشگر حقوق امنیت ملی

هر سازمانی دو وجه دارد. ساخت اجتماعی ( وضع ناشی از روابطی منظم که اشخاص را به یکدیگر پیوند داده اند) و کارکرد. بسیج نهادی با تنوع کارکرد (Multiciplicity of functions) است که به لحاظ ارتباط عمیق آن با مردم و پدیدارهای اجتماعی، ماموریتی به گستردگی پهنه اجتماع دارد. تحلیل قانونی و حقوقی نشان می دهد که کارکردهای حاصل از انجام ماموریتهای بسیج را می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ بخشی از این موارد چنان واجد اهمیت بوده اند که قانون اساسی و قوانین ارگانیک راجع به عملی کردن اصل یکصد و پنجاه و یکم، بر آن تاکید داشته و در صدر وظایف بسیج در مجموعه سازمانی سپاه قرار دارند (کارکردهای اصلی ) . در کنار آن، بسیج به عنوان نیرویی مردمی که حجم وسیعی از اقشار و اصناف مختلف جامعه را تحت پوشش قرار داده، قابلیت ها و ظرفیت هایی دارد که از دید قانونگذار ایرانی مغفول نمانده است. این سلسله قابلیتها موجب افزایش ماموریت بسیج در جهت پشتیبانی از حسن انجام وظایف قانونی سایر نهادها شده است ( کارکردهای ثانوی و پشتیبانی ) .
در بررسی جامعه شناختی نیروهای مسلح نیز بسیج نهادی اجتماعی است و نه تنها با اجتماع سر و کار دارد، بلکه برای اجتماع و سامان آن در گسترده ترین معنای ممکن فعالیت می کند. بدیهی است که اثربخشی کارکردهای بسیج و ایفای مسئولیت ها و کارویژه های آن مستلزم توجه به مقوله ها و مولفه های جامعه شناختی ناظر بر روابط اجتماعی است؛ زیرا شناخت نیازهای اجتماعی، آسیب شناسی و همچنین ارائه راهکارهای موثر و منتج به نتایج مثبت در مدیریت بحرانها و معضلات اجتماع، با توجه دقیق به مطالعات جامعه شناختی میسر است.
یکی از نقش های قابل ایفا، نقش هدایت افکار و رفتار عمومی است. با تامل در نقش بسیج به خوبی می توان دریافت که بسیج سهمی مهم در سازندگی اجتماع دارد. اینکه بخشی از ساختار نیروی مقاومت بسیج به «سازمان بسیج سازندگی» اختصاص یافته و بند 7 دستورالعمل مورخ( 8/7/71 )نیروی مقاومت نیز بدان تصریح کرده ، می تواند نقش مذکور را به صورت قانونی و با تکیه بر منابع حقوقی کشور، برجسته نماید . با این حال، نقش مذکور همزمان و توام با ایفای نقش راهنمایی اعضای اجتماع در تشخیص سره از ناسره صورت می گیرد.
گروه ها را از لحاظ نوع عضویت و سمتی که اعضای اجتماع در آن دارند، به دو دسته گروه عضویت (Membership group) و گروه راهنمایی (Reference group) تقسیم می کنند. رسالت بسیج به دلیل بستر اجتماعی آن ، تشکل دادن به کلیه اعضای اجتماع است و همگان را مخاطب قرار می دهد، بدون اینکه امکان حضور و نقش آفرینی را به عده ای خاص محدود سازد. در واقع؛ برای کلیه اعضای جامعه امکان عضویت در این نهاد عمومی وجود دارد. از این منظر، بسیج یک گروه عضویت است که برای هر عضوی از اجتماع، کلیه توانمندی هایی را که برای مشارکت و نقش آفرینی اعضا پیش بینی شده، قائل است. موضوع «ارتش بیست میلیونی» که حضرت امام (ره) مطرح کردند به معنای آن است که کلیه افراد ایرانی، به صورت بالقوه قابلیت حضور در بسیج و قرارگرفتن در ترکیب آن را دارند. در نتیجه، بسیج را می توان وسیع ترین گروه عضویت تلقی کرد.
از سوی دیگر، سازماندهی بسیج به عنوان نهادی در مجموعه دستگاه های دولتی که به اعمال حاکمیت و نظارت بر برخی امور می پردازد، نوعی نقش گروه راهنمایی را نیز تداعی می کند. کلیه سازمانهای اجتماعی به اقتضای کارکردها و کار ویژه های خود، موازین و هنجارهایی را برای اعضای معینی از جامعه خلق می کنند که ممکن است جنبه امری یا ارشادی داشته باشند و از این رو، اغلب آنها را می توان گروه راهنمایی تلقی کرد.
در این میان، وظیفه و ماموریت بسیج این است که افرادی الگو و اسوه برای اجتماع تربیت کند که نظم اجتماعی را به خوبی شناخته و برای شکل گیری و حراست از آن و در نتیجه، تسهیل روند تعالی فرد و اجتماع و مدیریت حرکت در این مسیر، تلاش کنند. برنامه های این نهاد در پرتو سیاستهای عمومی و کلان کشور، متضمن ترسیم مطلوبیتها یا «بایسته »های اجتماعی است که مجموعه ای گسترده از فعل و ترک فعلها را در این خصوص ترسیم می کند. بدین ترتیب، بسیج در کنار سایر نهادها، درکنترل اجتماعی به معنای « تنظیم رفتارهای انسانی منتهی به سازگاری با قواعد اجتماعی و پایبندی به آنها» سهیم می شود.
اعضای اجتماع برای تقویت روند همگرایی یا جامعه پذیری خود و تبدیل ستیزه های اجتماعی به همسازی، می توانند از الگوهای بسیج در حوزه اندیشه و عمل بهره گرفته و رهنمودهای این نهاد را برای ساماندهی روابط اجتماعی سرلوحه خود قرار دهند. بدیهی است مردم در برابر بسیج وضعیت مخاطب صرف( نظیر برخی از نهادهای دولتی ) را ندارند، بلکه بسیج ، هدایت کننده روند فعلیت یافتن قابلیتهای عمومی یا هدایت و ارشاد افکار و رفتار عمومی است. در این میان، نظر به اهمیت کارکرد هنجارسازی بسیج ، آن را جداگانه تحلیل و بیان خواهیم داشت.
حرکت جامعه به سوی اهداف و مقاصد عالی پیش بینی شده که تعالی فرد و اجتماع در مسیر سعادت است، نظمی را طلب می کند که وظیفه اصلی کلیه نهادهای عمومی، برقراری این نظم و صیانت از آن است. نظم اجتماعی، کلیه مقوله ها و اجزای روابط جمعی را در ابعاد سیاسی، حقوقی، اقتصادی در بر می گیرد و بسیج بهترین ظرفیت فعالیت و نقش آفرینی را در این عرصه داراست؛ ضمن اینکه «حضور موثر بسیج در فرهنگ سازی انقلابی و مقابله با تهاجم فرهنگی، از مهم ترین دغدغه های این نیرو بوده» و قوانین مختلف ناظر بر بسیج از جمله ماده 1 لایحه قانونی شورای انقلاب راجع به تشکیل بسیج ( مصوب 1359)، دفاع و صیانت از فرهنگ جامعه را در برابر تهدیدهای خارجی برعهده بسیج گذاشته است. در واقع؛ «بسیج می تواند از تبدیل شدن یک پدیده اجتماعی به سیاسی یا یک پدیده سیاسی به موضوعی امنیتی جلوگیری کند.» و التزام به رعایت قانون و هنجارهای عمومی را در رویه مردم تحکیم بخشد.به عبارت دیگر؛ شرایط و الزامات ناظر بر شکل گیری واقعی و عینی یک بسیجی که متضمن ملاحظات و بایسته هایی درونی و بیرونی برای هر عضو اجتماع است تا به چنین سطحی از تعالی دست یابد، برآیندهای عینی بر وضعیت اجتماع اعم از فرهنگ و غیره به دنبال خواهد داشت. ملموس ترین نتیجه مذکور، مقابله با هرگونه نابهنجاری و آشفتگی اجتماع است که در جامعه شناسی امنیت عدم تعادل اجتماعی تهدید مستقیم یا غیرمستقیم، کوتاه یا بلندمدت، محدود با پردامنه تلقی می شود. در این میان، حتی موقعی که تهدید امنیتی به معنای مضیق آن مطرح می شود( تهدید علیه تمامیت ارضی برگرفته از عوامل و محیط داخلی یا خارجی) جهت دادن به اراده عمومی و فعال کردن یا سازمان دادن به اراده و پتانسیلهای عمومی در مسیر دفاع ملی ( نرم افزاری، سخت افزاری و انسان افزاری) نیز به مثابه فرصتی فراروی بسیج در دفاع همه جانبه است. شناخت ظرفیت های دفاعی عموم ، همچنین سازماندهی و مدیریت توانمندی های عمومی، از جمله الزامات بسیج در این روند است.
از یک دید می توان جامعه بسامان را در لایه بندی امنیت به صورت «از امنیت اجتماعی به امنیت ملی» تصور کرد. از طرف دیگر، امنیت ملی و لایه های زیرین آن ( سیاسی، اقتصادی ، حقوقی) جملگی در پهنه امنیت اجتماعی به معنای موسع آن معنا می یابند. در واقع؛ امنیت ملی تنها بخشی ( هر چند متضمن حساس ترین حوزه) از گستره وسیع امنیت اجتماعی را در برمی گیرد. البته واقعیت آن است که این لایه بندی ها، تصوری می باشند؛ یعنی مجزا و غیرقابل نفوذ بر یکدیگر نیستند، بلکه نمادی از تلاشهای گاه متفاوت و گاه مشابه برای حصول هدفی نسبتا واحدند و آن تامین امنیت اعضای اجتماع به صورت فردی و جمعی است. بنابراین، گستره کارکرد بسیج، به حد و اندازه اجتماع و امنیت اجتماعی است. علاوه براین ، تنقیح و پایش (Monitoring) تحولات سیاسی و پالایش (Refining) فرهنگ سیاسی با استفاده از فرهنگ بسیجی نیز قابل توجه خواهد بود.
هر گروه اجتماعی الزاما دارای یک ساخت اجتماعی معین است. ساخت اجتماعی (Social structure)، زاده ترتیبی نسبتا ثابت است که بین اجزای گروه برقرار شده است. بسیج به دلیل اینکه خود نهاد و گروهی اجتماعی است و در بطن اجتماع با گسترده ترین حجم از روابط جمعی سر و کار دارد، می تواند ساخت اجتماعی را به سمت بایسته هایی که «تعالی فردی و اجتماعی» یا کمال مطلوب تلقی شده اند حرکت دهد. در سالهای اخیر که اتحاد ملی و انسجام اسلامی به عنوان محور اندیشه و عمل نظام سیاسی و اجتماعی کشور مورد تاکید قرارگرفته است، توجه به الگوسازی های مذکور از یک سو و خلق هنجارهای متناسب با این اولویت از سوی دیگر ، کاملا نمایان است. تحکیم مبانی وحدت ملی، نتیجه مستقیم تحکیم ارزشها و هنجارهای اجتماعی یا زایش هنجارهای جدید متناسب با وضعیت های نو در محیط درون ملی و بین المللی است. بسیج از این طریق می تواند به صورت ساختاری و غیرساختاری به تولید قدرت ملی همت گمارد. تعامل با سایر نهادهای عمومی، هدایت و ارشاد عمومی و نهادهای دولتی و غیردولتی و همچنین بسط مدیریت روشمند و متکی به نتیجه که از رهیافتها و شیوه های به کارگیری فرصت و ابزار در مسیر تحقق این امر است، علقه جامعه شناختی عمیق داشته و با ورود عمیق به بستر اجتماع و روابط اجتماعی، قابل حصول است. انتظار می رود که بسیج در این روند پیشرو باشد. همان طور که قبلا گفته شد، نظم اجتماعی یا آرامش و امنیت مردم در اجتماع، لازمه حرکت عادی و طبیعی فرد و اجتماع است که تامین آن برعهده نهادهای مختلف اجتماعی و به ویژه نهادهای دولتی می باشد. بسیج به لحاظ ترکیب خاص خود ( ارتباط عمیق با مردم در سطوح و اقشار مختلف) بهترین ظرفیت اجتماعی را دارا بوده و می تواند تقویت و ارتقای وضعیت اجتماعی ( اعم از فرهنگی و غیره) را دنبال کند و حتی فرایند فرهنگ سازی را در کلیت آن هدایت و تسریع و در این مسیر ، ضمن هنجارسازی در اجتماع، این بایسته ها را به فرهنگ تبدیل کند.

نام:
ایمیل:
نظر: