رضا فاطمی
از طرابلس تا تهران
دور اول مذاکرات ایران و 1+5 در حالی در ژنو سوئیس برگزار شد که از روزها قبل، این مذاکرات تحت الشعاع حضور ویلیام برنز مرد شماره 3 دستگاه دیپلماسی آمریکا قرار گرفته بود.
برنز که فرزند ژنرال چند ستاره ارتش آمریکاست، دکترای روابط بین الملل خود را از دانشگاه آکسفورد انگلیس گرفته و سال ها به عنوان سفیر آمریکا در کشورهای عربی و روسیه فعالیت دیپلماتیک داشته است. اگر از برنز که به سه زبان روسی، عربی و فرانسوی مسلط است، پرسیده شود مهمترین ماموریت وی در دوران کاری اش چه بوده است، شاید او از ماموریتی بگوید که در سال 2003 به عنوان نماینده آمریکا با طرف لیبیایی وارد گفتگو و مذاکره شد که پایان آن مذاکرات به برچیده شدن فعالیت های هسته ای لیبی منجر گردید.
رایزنی نه گفتوگو
مذاکرات جلیلی با نمایندگان قدرت های اتمی دنیا در حالی در ژنو آغاز شد که 150 رسانه مطرح دنیا، این مذاکرات را به عنوان مهمترین رویداد خبری روز دنیا در دستور کار قرار داده بودند. یکی از مهمترین محور گزارش این 150 رسانه، چرخش مقامات کاخ سفید از پیش شرط تعلیق بود. در عین حال تعداد معدودی از رسانه های آمریکایی سعی داشتند اینگونه مطرح کنند که کاخ سفید از پیش شرط تعلیق برای مذاکره عقب نشینی نکرده و آنچه در ژنو می گذرد یک «رایزنی» و تبادل نظر برای «گفت وگو»هایی است که قرار است در شهریورماه صورت پذیرد. بنابراین هنوز مذاکره ای آغاز نشده که آمریکا بخواهد از پیش شرط تعلیق کوتاه بیاید.
رویکردها مهم است نه اشخاص
جلیلی پیش از ترک تهران، در فرودگاه امام (ره)، در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که نظر شما درباره حضور ویلیام برنز در مذاکرات چیست، گفت: ما به رویکردها نگاه می کنیم نه اشخاص مذاکره کننده. پاسخ جلیلی حاوی این پیام برای مقامات کاخ سفید بود که مهمتر از حضور فرد شماره 3 دستگاه دیپلماسی ایالات متحده، لزوم تغییر در نگاهی است که آمریکایی ها به پرونده فعالیت های هسته ای ایران دارد.
پیش از آغاز مذاکرات ژنو، برخی تحلیل گران معتقد بودند اعزام برنز به مذاکرات ژنو با چند هدف صورت می پذیرد که مهمترین آنها عباتند از:
1- خلع سلاح اوباما: اوباما در تبلیغات انتخاباتی خود بر مذاکره با جمهوری اسلامی ایران جهت حل مشکلات خاورمیانه ای آمریکا و همچنین پرونده هسته ای ایران تاکید داشته است. حضور برنز در ژنو می تواند علاوه بر آنکه اهرم فشار اوباما را از کاخ سفید بردارد، کمکی به مک کین در تبلیغات جمهوری خواهان باشد.
2- برهم زدن توافق ایران و اروپا: دولت های اروپایی در ارزیابی عملکرد 5 سال اخیر خود در پرونده هسته ای ایران به این نتیجه رسیده اند که همراهی و اطاعت بی چون وچرای آنان از سیاست های بوش در قبال پرونده هسته ای ایران، به روابط این اتحادیه با جمهوری اسلامی ایران و بالتبع حضور موثر آنان در خاورمیانه سخت آسیب رسانده است. آنان با عبرت از گذشته و با توجه به ماههای پایانی زمامداری بوش در کاخ سفید، سعی به جبران مافات داشته و در ماههای اخیر چراغ سبزی جهت گسترش مناسبات با ایران نشان داده اند.
حضور برنز در این مذاکرات می توانست با هدف ممانعت از این توافقات باشد.
3- تشدید تحریم ها: برنز ماموریت داشت راه هر گونه توافقی را با ایرن سد نماید تا بهانه لازم برای تشدید تحریم های ایران در شورای امنیت سازمان ملل فراهم آید.
4- انداختن توپ در زمین ایران که حضور برنز در مذاکرات ژنو با این هدف صورت پذیرفت تا آمریکاییان نشان دهند که بر مسیر دیپلماسی و مذاکره تاکید دارند اما این طرف ایرانی است که با رد تعلیق، بر مواضع گذشته خود اصرار داشته و باعث مسدود شدن راههای مذاکره و رفتارهای مسالمت جویانه است.
5- اتمام حجت با ایران: برنز ماموریت داشت با به بن بست کشاندن مذاکرات، افکار عمومی داخل آمریکا و دولت ها را برای اقدام نظامی علیه ایران مجاب سازد.
در عین حال گروهی دیگر از کارشناسان، به تحلیل های فوق نگاهی بدبینانه داشته و معتقدند ژنو می تواند ایستگاه مذاکره ایران و آمریکا باشد. در تحلیل آنان، هیچ کشوری مایل نیست ظرفیت های دیپلماسی را پایان یافته تلقی کند و بر طبل جنگ بکوبد. لحن نرم آمریکایی ها قبل و حین مذاکرات نشان داد که آنان از مذاکره همراه با تهدید دست برداشته و می خواهند برای کلاف سر درگم خود در خاورمیانه راهی باز کنند و ژنو می تواند نمادی از اراده سیاسی آمریکاییان برای آغاز مذاکره و تفاهم با تهران باشد. تهرانی که این روزها از صورت تهدیدزا بودن به چهره ای فرصت زا برای جمهوری خواهان تبدیل شده است به گونه ای که رایس ملکه جنگ کاخ سفید هم این روزها موضوع گشایش دفتر حافظ صلح منافع آمریکا در تهران را هم مطرح و بر تداوم مباحث حول آن تاکید دارد.
اما چرا پس از پایان دور اول مذاکرات ایران و 1+5 در ژنو، لحن رایس و دیگر مقامات آمریکایی به یکباره تغییر می کند و آنان از جدی نبودن ایران در مذاکرات و تعیین ضرب الاجل زمانی 15 روزه سخن می گویند؟ برای پاسخ به این پرسش، مجال کافی نیست اما، ریشه این تهدیدات را باید در غافلگیری و رو دست خوردن مقامات آمریکایی در ژنو جست وجو کرد. سعید جلیلی با گذاشتن پیشنهاد غیررسمی ایران با عنوان «nonpaper» روی میز مذاکره، طرف های مذاکره به ویژه ویلیام برنز را به شدت غافلگیر کرد به گونه ای که حتی در دوره تنفس هم نمایندگان 1+5 نتوانستند به توافقی درباره نحوه مواجهه با آن دست یابند. پیشنهاد ایران در برخی بخش ها آن قدر وسوسه انگیز بود که شکافی را در میان کشورهای مذاکره کننده انداخته است. از این رو برخی رسانه های غربی با سرزنش نمایندگان 1+5 در مذاکرات ژنو، تصریح کردند که دیپلمات های ما باید مذاکره به سبک ایرانی را فرا بگیرند. سبک مذاکره ای که همراه با ظرافت، صبوری، خلاقیت و زیبایی است. درست شبیه فرش های ایرانی.
اگر چه پس از این نشست سربازان پیاده و سواره تبلیغاتی استکبار شتابزده به میدان آمدند تا با تهی نشان دادن فضای مذاکرات انجام شده در ژنو با در بوق و کرنا دمیدن ضرب العجل و تشدید تحریمها علیه ایران را جایگزین متن مذاکرات کنند اما آنچه که قابل انکار نیست و به عنوان یک مطالبه اساسی ایران از غربیها مطرح می باشد پیشنهادی است که ایرانی ها در نشست ژنو تحویل طرف مقابل داده اند. اگر طرف مقابل اصرار داد و حق خود می داند که ایران به بسته پیشنهادی آنان با دیده احترام نگریسته و درباره آن مذاکره کند ایران هم این حق و انتظار را دارد که آنها با پیشنهاد ایران به همین شکل رفتار کنند. در هر صورت 1+5 یا 1+6 نمی توانند در جایی جمع شوند وبه بحث و مذاکره درباره موضوع هسته ای ایران بپردازند و از پیشنهاد ایران سخنی به میان نیاورند آنها ناگزیرند که بپذیرند پیشنهاد ایران یک جزء مهم از این گفت وگوها خواهد بود. بنابراین طرفهای ایران بهتر است به جای استفاده از ادبیات عتابی و صحبت از تشدید تحریمها وقت و انرژی خود را صرف بررسی پیشنهاد ایران کنند تا در ادامه مذاکرات حرفی برای گفتن داشته باشند آنها باید به این اصل مذاکره توجه کنند و پایبند باشند که مذاکره تنها به معنای گفتن نیست حداقل نیمی از مذاکره شنیدن است.