صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۶۰۳۵۱

قاسم غفوری
شوروی و آمریکا در دوران جنگ سرد و در حالی که تشدید رقابت های تسلیحاتی امنیت بین الملل را تهدید می کرد برای کاهش تنشها به امضای پیمان های نظامی روی آوردند. در این چارچوب در سال 1672 نیکسون و برژنف ، مذاکرات سیاسی و نظامی برای امضای طرح امنیت و همکاری در اروپا جهت برقراری توازن قوا را آغاز کردند. نتیجه مذاکرات امضای توافقنامه میان اعضای ناتو و پیمان ورشو برای کاهش توان نظامی اعضا بود. سرانجام در سال 1990 معاهده نیروهای متعارف در اروپا میان طرفین امضا شد که شامل کنترل و کاهش نظامی گری از اقیانوس اطلس تا کوه های اورال در روسیه می باشد. هر چند که پس از فروپاشی شوروی ( سابق) تا حدودی فضای جنگ سرد پایان یافت اما سیاست های توسعه طلبانه غرب و نیاز روسیه به احیای قدرت بار دیگر این کشور را رو در روی یکدیگر قرار داد. نتیجه نهایی این تقابل ها آن شد که در 14 ژوئیه 2007 ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه به طور یک جانبه خروج روسیه از پیمان نیروهای متعارف اروپا را اعلام کرد تا جنگ سرد بار دیگر در روابط روسیه و غرب تکرار گردد. اکنون پس از گذشت یک سال از خروج روسیه از این پیمان هر چند که دیدارهای بسیاری میان مقامات طرفین برگزار شده است اما همچنان اختلافات میان طرفین ادامه دارد چنانکه در آخرین مواضع مدودوف، رئیس جمهور جدید روسیه دکترین سیاست خارجی روسیه براساس کاهش روابط با آمریکا و اروپا و گرایش به منطقه آمریکای لاتین و آفریقا تعریف گردید تا بیانگر استمرار اختلافات روسیه با غرب باشد. بررسی تحولات سالهای اخیر در مناسبات روسیه و غرب ، دلیل گرایش مسکو به این تقابل ها را در زیاده طلبی های غرب در کوزوو، گرجستان ، توسعه نظامی گری در آسیای مرکزی و قفقاز ، طرح سپر موشکی آمریکا در جمع همسایگان روسیه، توسعه ناتو و عدم پایبندی آن به مفاد پیمان نیروهای متعارف اروپا برای عدم توسعه طلبی در مناطق از پیش تعیین شده ، آزمایش های موشکی و هسته ای آمریکا، گرایش کشورهای اروپایی به پذیرش نیروهای آمریکایی که توازن قوا را در منطقه بر هم می زند و ... می توان مشاهده کرد. در این میان روسیه که امنیت ملی، منافع منطقه ای و جایگاه جهانی خود را تهدید شده می دید با خروج از پیمان نیروهای متعارف ضمن هشدار به غرب، روند توسعه توان نظامی خود را تسریع کرد. در یک سال گذشته روسیه با انجام چندین آزمایش موشکی ، افزایش نیروهای نظامی، تقویت توان تسلیحاتی و ... برای مقابله با تهدیدات جدید غرب فعالیت های گسترده ای را آغاز کرد. در همین حال روسیه در عرصه بین الملل نیز با گرایش به متحدان قدیمی آمریکا در خاورمیانه، آمریکای لاتین، آفریقا بویژه در بعد نظامی به جنگ تسلیحاتی آشکار با آمریکا پرداخت. در نقطه مقابل نیز ناتو و آمریکا با تاکید بر اجرای اصل خروج روسیه از گرجستان ، اجرای طرح سپر موشکی که قرارداد آن با جمهوری چک امضا گردیده ، توسعه روابط با همسایگان روسیه نظیر اوکراین، آذربایجان، گرجستان ، لیتوانی، لهستان و ... برای مقابله با طرح های مسکو فعالیت کردند.
نکته قابل توجه اینکه یکی از محورهای جدید جنگ سرد را در عرصه انرژی می توان مشاهده کرد. از یک سو روسیه با انعقاد قراردادهای بلند مدت با کشورهای دارای منابع انرژی نظیر قزاقستان و ترکمنستان و در نهایت گام نهادن در حال اجرای طرح اوپک گازی سعی دارد تا اروپا را تحت فشار قرار دهد که به نتایج مثبتی نیز دست یافته است، از سوی دیگر اروپا و آمریکا نیز با توسعه روابط با اعراب ، توسعه حضور نظامی در آفریقا و افزایش نیروگاه های هسته ای برآنند تا از حجم وابستگی به منابع انرژی روسیه بکاهند. با تمام این تفاسیر هم روسیه و هم غرب بر این اصل تاکید دارند که گرایش به نظامی گری تاثیرات منفی برفعالیت های اقتصادی آنها دارد، لذا باید در نقطه ای به توافقات امنیتی دست یابند.براین اساس اروپا خواستار مذاکرات روسیه و آمریکا پیرامون طرح سپر موشکی گردیده در حالی که ناتو نیز برای کاهش تحریک روسیه از عدم پذیرش اوکراین و لهستان درجمع ناتو خبرداده است. با این وجود با توجه به گرایش روسیه برای بر هم زدن نظام تک قطبی غرب یا به گفته مدودوف پایان یافتن دوران پدرسالاری غرب و تمایل غرب و ناتو برای مهار نظامی روسیه، نمی توان امید چندانی به حل کامل اختلافات طرفین داشت هر چند که آنها برای کاهش تهدیدات امنیتی و تحقق اهداف جهانی به برخی سازش ها و توافقات دست خواهند یافت اما این آتش، زیرا خاکستر باقی خواهد ماند و در آینده بار دیگر شاهد تقابل این قدرت ها خواهیم بود در حالی که همگرایی چین و روسیه در برابر غرب می تواند تسریع کننده این تقابل باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: