احسان حسینی
چند دهه قبل و در زمانی که بحران مالی در انگلیس امکان ادامه تسلط بر سرزمین های استعماری در شرق را غیرممکن کرد، اکثر مناطق نفوذ آن به آمریکا واگذار شد و در بخشهای غیرهزینه ای با حفظ رگهای عصب نفوذ، با نخبگان و برخی شخصیت های وابسته، سرپل های ارتباطی با انگلیس حفظ شد. البته این حضور و نفوذ در بحرین و کویت و اردن، شکل برجسته تری داشته و شرایط انحصاری برای انگلیس در نظر گرفته شد.
بنا بر قوانینی که «پل کندی» در کتاب «پیدایش و افول امپراتوریها» اعلام کرده، آمریکا پس از 8 سال حکومت بوش به دوره افول نفوذ خود رسیده و انگلیس و دیگر قدرتهای جهانی به دنبال ساماندهی به حوزه های نفوذ سنتی خود برآمده اند. انگلیسی ها که در حکومت بلر به خوبی ضمن همراهی کامل با سیاست های بوش، نزدیک ترین هم پیمان او بودند و در نقاط عطف امنیتی : سیاسی بر سیاست های آمریکا اثر می گذاشتند، این عامل را به بستری برای احیای نفوذ خود تبدیل کرده اند. پروژه گفتمان با طالبان حداقل از سه سال قبل و توسط انگلیسی ها در قندهار شروع شده و ساماندهی ساختار و ترکیب قدرت در پاکستان نیز از طریق خانم بی نظیر بوتو و توسط انگلیسی ها به اجرا درآمده است. ارتباط نزدیک با جریان های افراطی طالبان و پشتون و حتی بلوچ به انگلیسی ها، فرصت نقش آفرینی در حوزه های امنیتی جنوب شرقی ایران داده که اخیرا تعدادی از جاسوسان انگلیسی در این مناطق دستگیر شده اند.
همین رویه در عراق نیز دنبال شده و از طریق ارتباط با عشایر و نفوذهای مردمی، جریان سازی مذهبی که از سنتهای دیرینه انگلیسی در مناطق اسلامی است، در کنار ارتباط گسترده با بعثی ها و جریان های سنی و یا اکراد، هدف گذاری های استعماری گذشته را قوام بخشیده است. همین روش در اردن نیز به اجرا در آمده و اخیرا در هشداری به ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن که گاهی ساز جدا و مخالف می زده یادآور شده اند که دوره پادشاهی وی به سر آمده و باید برادرش حمزه به پادشاهی برسد. بدین ترتیب تعهد همکاری بیشتر از وی دریافت شده است. کویت و بحرین و عمان از گذشته در چهارچوب سیاست های انگلیسی عمل کرده اند و مشکل چندانی ندارند.
عربستان نیز که از دیرباز با پرورش و تقویت وهابیت به دست انگلیسی ها در آشکارا، به شکل دولت جدید در دهه های چهل میلادی شکل گرفته، روابط گسترده نخبگان و برخی شاهزادگان را نیز در دامن گرفته و در سطح رسمی نیز ارتباط و مناسبات وسیعی را ترتیب داده اند.
البته در عرصه ای گسترده تر از خاورمیانه، حضور تاریخی انگلیس در هند و نفوذ جدید فعال انگلیسی در چین که از طریق قدرت نرم، فروش اطلاعات و تکنولوژی و خدمات بانکی و... حاصل شده قابل توجه هستند و همین رویداد در قاره سیاه آفریقا از دیرباز ادامه دارد.
انگلیسی ها که از پرچمداران برجسته استعمار در جهان و به ویژه در منطقه هستند، خاطره ای تنفر برانگیز در ایران دارند و یادآور روزگار سیاه فقر، فساد، عقب ماندگی و غارت ثروت های ملی در ایران می باشند.
این نهضت جدید انگلیسی برای باز احیا حوزه های نفوذ سنتی و تاریخی، نیازمند هشدار و هوشمندی است که بار دیگر به تکرار تاریخ مبتلا نشویم.