صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۶۰۹۰۴

علی امینی
شورای ملی اطلاعات آمریکا که یک نهاد تحقیقاتی متشکل از سازمانهای اطلاعاتی این کشور است و بطور معمول درباره تحولات مهم جهانی فعالیت های پژوهشی و راهبردی دارد و گزارش خود را هر چهار سال یک بار منتشر می کند، این بار در یک گزارش 120 صفحه ای از یک واقعیت انکارناپذیر سخن گفت و آن اینکه طی سالهای آینده و حداقل تا سال 2025 در نتیجه ظهور قدرتهای جدید سیاسی و اقتصادی ، آمریکا موقعیت نظامی و سیاسی خود را در عرصه جهانی از دست می دهد و دیگر نمی تواند مدعی قدرت بلافصل جهانی باشد.
این گزارش که در آستانه ورود باراک اوبامای دموکرات به کاخ ریاست جمهوری منتشر می شود در حقیقت دورنمای نامناسبی از قدرت آینده آمریکا در مواجهه با سایر قدرت های جهانی را ترسیم می کند. پس از فروپاشی نظام دو قطبی و پایان جنگ سرد میان دو ابر قدرت جهانی، آمریکاییها تلاش داشتند تا خود را پیروز عرصه رویارویی جنگ سرد و قدرت بلامنازع جهانی به افکار عمومی و مراکز سیاسی قدرت جهانی القا کنند. در همین زمینه، اندیشمندانی همچون هانتینگتون ، فوکویاما و ... به پشتیبانی دولتمردان کاخ سفید وارد صحنه شدند تا با نظریه پردازی این دیدگاه را که «آمریکا قدرت بلامنازع جهانی است» به عنوان یک باور در افکار عمومی جهان نهادینه کنند. ورود جریان نومحافظه کار آمریکایی به جنگ های منطقه ای و تهدیدات کشورها و مجامع جهانی ، اتخاذ استراتژیک جنگ پیش دستانه و یک جانبه گرایانه در برخورد با تحولات و مسائل جهانی ، تهاجم به کشورهای دیگر از جمله افغانستان و عراق و حمایت گسترده از رژیم صهیونیستی در کشتارها و جنایت های بیشمار در غزه و کرانه باختری و سایر بخشهای سرزمین اشغالی فلسطین و ... عملا این کشور را در چالش های عدیده منطقه ای درگیر نمود و قدرت توزیع شده این کشور را کاهش داد. آمریکایی ها پس از پایان جنگ سرد اگر وارد درگیریهای منطقه ای و تهدید سایر کشورها نمی شدند و سطح منازعه خود را در سطح استراتژیک و مهار و کنترل قدرت های بزرگ جهانی همچون روسیه، چین و اتحادیه اروپا نگه می داشتند بدون شک وضعیتی بهتر از امروز داشتند اما در حین درگیرشدن این کشور در بحرانهای خودساخته با ایران، عراق، کره شمالی ، سوریه ، فلسطین و ... سایر قدرتها که دارای منافع جهانی هستند از این فرصت استفاده کردند و توان و ظرفیت خود را در محیط بین المللی ارتقا دادند به طوری که چینی ها امروز بخش اعظمی از بازارهای اقتصادی و نظامی آسیای میانه، قفقاز و آفریقا را اشغال کرده اند و اخیرا با سفر رئیس جمهور این کشور به آمریکای لاتین، حوزه قدرت سیاسی خود را وارد حیات خلوت آمریکا کرده اند. روس ها نیز ضمن مهار آشوبهای رنگین در آسیای میانه و قفقاز ، در عرصه نظامی، سیاسی و اقتصادی قدرت خود در اروپای شرقی گسترش داده اند. با سفر اخیر مدودف به آمریکای لاتین، این کشور نیز همچون چین بازیگری خود را در آمریکای لاتین و حیات خلوت آمریکا شروع کرده است.
بدون شک این وضعیت مطلوب آمریکا نیست و باراک اوبامای جوان نیز ناتوان تر از آن است که بتواند قدرت از دست رفته آمریکارا بار دیگر احیا کند. اگر چه پیروزی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا کاملا به سود منافع راهبردی این کشور است و در بخش های مثل آفریقا می تواند سیاست های مهار چین را در دستور کار قرار دهد و یا اینکه اروپا را در حوزه هایی همچون بحران های خاورمیانه و افغانستان همچنان کنترل و مدیریت کند اما در مجموع چالشهای بین المللی آمریکا بسیار فراتر از آن است که وی بتواند در طول یک دوره و یا دو دوره ریاست جمهوری آمریکا آن ها را ترمیم کند.
آنچه مسلم این است که قدرت آمریکا در حال کاهش است و سایر کشورهای جهان تلاش دارند تا به جای بهره گیری از الگوهای توسعه سیاسی و اقتصادی غرب، از الگوهای چینی، روسی و هندی بهره بگیرند. تداوم این وضعیت ، بتدریج زمینه های فاصله گر فتن آنها را از آمریکا و بلوک غرب فراهم می کند تا جایی که جهان شاهد یک نظام چند قطبی باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: