صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۶۰۹۰۶

فرزان شهیدی
با آن که بیش از دو ماه به موعد انتخابات زودهنگام در سرزمین های اشغالی فلسطین باقی مانده است، رقابت های انتخاباتی خصوصا در میان سران احزاب صهیونیستی آغاز شده است.
حزب حاکم(کادیما) که پرونده ای آکنده از ناکامی های سیاسی و نظامی دارد، امیدی به صعود مجدد به اریکه قدرت ندارد و میراث آریل شارون توسط بازماندگان او همچون ایهود اولمرت و تسیفنی لیونی برباد رفته است.
اما در مقابل حزب لیکود که در واقع خاستگاه کادیما محسوب می شود، امید زیادی به در دست گرفتن قدرت دارد. بنیامین نتانیاهو رهبر افراطی لیکود از هم اکنون خود را نخست وزیر جدید رژیم صهیونیستی می خواند و بارها تصریح کرده است که ملت اسراییل به لیکود بازخواهد گشت. نظرسنجی ها هم نشان می دهد لیکود که در حال حاضر تنها ده درصد از کرسی های پارلمان رژیم صهیونیستی را در اختیار دارد، حداقل به 25 درصد این کرسی ها دست خواهد یافت. این در حالی است که رهبران قدیمی این حزب همچون ژنرال عوزی دیان ویوسی بیلید و موشه یعلون و دان مریدور که محبوبیت خاصی در میان اسراییلی ها دارند، در حال بازگشت به عرصه سیاسی هستند.
سایر احزاب دست راستی و دینی همچون مفدال و اسراییل بیتنا(اسراییل خانه ما) و شاس هم با لیکود ائتلاف کرده و پیش بینی ناظران آن است که راستگرایان اکثر کرسی های پارلمان را بدست آورده و در نتیجه قدرت را در سرزمین های اشغالی فلسطین در دست خواهند گرفت. صعود راستگرایان تا آن جاست که ایلی یشای رهبر شاس(که همواره یک حزب کوچک و باجگیر بوده است) اعلام می کند که شاس پس از انتخابات آتی تبدیل به دومین قدرت سیاسی در اسراییل خواهد شد.
اما در اردوگاه چپگرایان وضعیت امیدبخشی به چشم نمی خورد. حزب کار به عنوان قدیمی ترین و بزرگترین حزب چپ، دچار آشفتگی و تزلزل شده و ایهود باراک رهبر این حزب قدرت مانور سیاسی خود را از دست داده است. باراک که زمانی به عنوان آقای امنیت اسراییل معروف بود، پایگاه اجتماعی خود را تا حد زیادی از دست داده و جای خود را به قهرمانان راستگرا داده است. از طرفی بسیاری از رهبران کهنه کار این حزب صحنه سیاسی را ترک کرده و اختلافات داخلی به طور گسترده ای دامان این حزب را فراگرفته است.
حزب چپگرای میرتس هم که طی دهه های گذشته نمادی از میانه روی و عقلانیت صهیونیسم محسوب می شد، در حال حاضر دچار بحران رهبری شده و زعمایی چون شولامیت الونی ویوسی سارید وران کوهین را از دست داده است.
تحلیلگران اسراییلی انزوای رهبران چپگرا را نشانی از دور تازه تحولات سیاسی و اجتماعی در سرزمین های اشغالی فلسطین می دانند. مهمترین مشخصه این تحولات، گرایش عمومی اسراییلی ها به سوی راستگرایی افراطی و نوعی فاشیسم است که تئوری بازگشت به دوران صهیونیسم کهن را تداعی می کند.
این گرایش فراتر از شخصیت ها و احزاب است و می رود تا تبدیل به یک فرهنگ عمومی در داخل فلسطین اشغالی شود. اگر زمانی جامعه اسراییل و نخبگان این رژیم گزینه سازش و تنازل را برای خروج از بحران امنیتی و هویتی خود برگزیدند وحتی آریل شارون به عنوان نماد اقتدار و نظامیگری رژیم صهیونیستی حاضر به خروج از نوار غزه شد، اما در شرایط فعلی اسراییلی ها ترجیح می دهند هویت خود را با بازگشت به آرمان ها و سنت های قدیمی صهیونیسم بازیابی کنند، آرمان هایی که در راستگرایی و گرایش های دینی و تندروی و خشونت تجلی یافته است.
یکی از دلایل این تحول، شکست اسراییل و ارتش اسطوره ای این رژیم در جنگ سی و سه روزه در برابر حزب الله لبنان و نیز ناکامی در برابر مقاومت داخلی در فلسطین می باشد و طبیعی است که صهیونیست ها در زیر چتر شعارهای افراطی شخصیتی همچون نتانیاهو گرد آیند تا مگر مجد برباد رفته حکومت عبری را بازیابند.
صعود راستگرایان به قدرت روند سازش در منطقه را با مشکلاتی مواجه خواهد کرد و همان گونه که امید اعراب را به پیشبرد این روند کمرنگ می کند، کار رییس جمهور جدید آمریکا باراک اوباما را هم دشوار خواهد ساخت. اوباما هر چند با اسراییل ائتلافی ناگسستنی دارد، اما از طرفی ملزم به پیگیری برنامه های حزب دمکرات خواهد بود که بر ادامه روند سازش در خاورمیانه اصرار دارد.
از سویی ظهور گرایش های افراطی در اسراییل، فرهنگ مقاومت در منطقه را تحکیم خواهد کرد و جنبش های انقلابی و جهادی بالنده خواهند شد. شاید پیش بینی جنگ تازه ای در منطقه از سوی اسراییل بعید باشد، اما بی تردید جنبش هایی چون حزب الله و حماس بیش از گذشته بر مواضع اصولی خود پافشاری کرده و بر آمادگی خود خواهند افزود.
در هر حال تحلیلگران مسایل اسراییل معتقدند فراز و نشیب های حزبی در اسراییل یک پدیده عادی است و قدرت سیاسی در این رژیم، همواره میان احزاب بزرگ راست وچپ در گردش بوده وگاه هم ناچار به تشکیل دولت ائتلافی شده اند.
فرهنگ اسراییلی ها هم متاثر از مواضع و برنامه های احزاب در حال تغییر و تحول است. اما به نظر می رسد این بار تحولات خارجی بیش از گذشته این فرهنگ را تحت تاثیر قرار داده است، فرهنگی که بار شکست ها و بحران های سنگین چند سال اخیر را بر دوش می کشد، اما همچنان در صدد بازیابی هویت و نجات کیان مجعول خود می باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: