بسماللهالرحمنالرحیم
انتشار خبر تلاش بوش برای ایجاد یک مرکز دیپلماتیک در تهران مورد توجه رسانه های خبری جهان قرارگرفت. به طور قطع این خبر تحلیل ها و تفسیرهای گوناگونی را در پی خواهد داشت. براساس این خبر که رسانه های مختلف آن را بازتاب داده اند، یکی از مقامات وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده که دولت بوش تصمیم گرفته همانند اقدامی که در کوبا انجام داده، یک مرکز حافظ منافع آمریکا در تهران احداث کند. این مقام آمریکایی ، ضمن اعلام بی خبری در مورد نحوه فعالیت این مرکز دیپلماتیک، بر این نکته تاکید دارد که می دانم این موضوع در دولت بوش مورد بحث و بررسی قرارگرفته است. واکنش کاندولیزا رایس به این خبر نیز قابل توجه است. وزیرخارجه آمریکا در گفت وگویی با خبرنگاران نه تنها این موضوع را تکذیب نکرد، بلکه گفت: « آمریکا از مدت ها پیش در پی این است که چگونه می تواند با ایرانی ها تماس داشته باشد.»
سوال این است که آمریکایی ها با ایجاد مرکز دیپلماتیک در تهران چه اهدافی را برای تحقق مدنظر دارند؟ این یک واقعیت تاریخی است که آمریکایی ها از موضع قدرت و با یک روحیه استکباری، رابطه خود با ایران را پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یک طرفه قطع کردند و براین باور بودند که این قطع رابطه، جمهوری اسلامی را منزوی کرده و با مشکلات فراوانی روبه رو خواهد ساخت. آنها همچنین اینگونه می پنداشتند که ایرانی ها برای رهایی از مشکلات و برون رفت از بن بست ها ، برای برقراری رابطه با آمریکا از مواضع انقلابی خود عقب نشینی کرده و با دادن امتیاز به آمریکایی ها ، نظر ایالات متحده برای برقراری رابطه مجدد با ایران را جلب خواهند کرد. شاید تنها چیزی که به ذهن آمریکایی ها در آن مقطع خطور نمی کرد، استقبال حضرت امام خمینی (ره) از این قطع رابطه بود. امام (ره) با تشبیه رابطه آمریکا با ایران، به «رابطه گرگ و میش» ، فرمودند ما این رابطه را می خواهیم چه بکنیم؟ با این موضع حضرت امام (ره) بود که نظام جمهوری اسلامی، در سیاست خارجی خود، تلاش برای دست یابی به اهداف ملی در عرصه بین الملل بدون تعامل و رابطه با آمریکا را در دستور کار خود قرار داد و این سیاست تا به امروز ادامه داشته است.
در کنار این واقعیت تاریخی، یک واقعیت دیگر وجود دارد و آن تلاش گسترده آمریکایی ها طی سالهای اخیر، برای برقراری رابطه با ایران است. آمریکایی ها در حالی برای برقراری رابطه با جمهوری اسلامی به تکاپو افتاده اند که رهبر معظم انقلاب اسلامی با صراحت در سالهای گذشته بر این نکته تاکید فرموده اند که این رابطه و مذاکره با آمریکا، برای نظام اسلامی وملت ایران هیچ فایده ای ندارد. برهمین اساس جمهوری اسلامی ایران هیچ تمایلی برای برقراری رابطه با آمریکا از خود نشان نداده است. با توجه به این دو واقعیت تاریخی، باید به سوال اصلی طرح شده در صدر این یادداشت پاسخ داد.
اساسا برقراری رابطه میان کشورها برای رفع نیاز است. هدف هر کشوری که تلاش می کند با دیگر کشورها رابطه برقرار نماید، رفع تامین نیازهای اساسی است که فقط از طریق این رابطه و تعامل قابل تامین است. نوع برخورد جمهوری اسلامی با آمریکا، نشان می دهد که ایران برای پیشرفت، توسعه و تحقق اهداف خود در جهان، نه تنها نیازی به رابطه با آمریکا ندارد، بلکه این رابطه را برای آرمانها، منافع، اهداف و به ویژه امنیت ملی خود مضر می داند. اما تلاش آمریکا در سالهای گذشته برای برقراری رابطه با ایران، از نیازهای اساسی و جدی این کشور حکایت دارد. نیازهایی که فقط با برقراری رابطه با ایران بر طرف می گردد. این جمله رایس که گفته، آمریکا از مدت ها پیش در پی این است که چگونه می تواند با ایرانی ها تماس داشته باشد، در راستای نیازهای آمریکا به ایران باید ارزیابی گردد. اهم این نیازها واهداف اصلی آمریکا در تلاش برای برقراری رابطه با ایران از طریق ایجاد یک مرکز دیپلماتیک در تهران را می توان در محورهای زیر دانست.
1- حل مشکلات آمریکا در خاورمیانه
حقیقتا خاورمیانه به یک نمایشگاهی از شکست های پی درپی آمریکا تبدیل شده است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و استقرار نظام جمهوری اسلامی در مهمترین کشور خاورمیانه ، تمامی سیاستها و برنامه های آمریکا در این منطقه را به چالش کشاند. اکنون پس از 30 سال و به ویژه از زمان اشغال عراق تاکنون،آمریکایی ها با کوهی از مشکلات در این منطقه مواجه شده اند. مشکلاتی که آمریکایی ها هرگز قادر به حل آنها نخواهند بود و برهمین اساس بسیاری از نظریه پردازان و سیاستمداران کهنه کار آمریکایی، با توجه به شرایط کنونی ایالات متحده در خاورمیانه، براین اعتقاد هستند که دوران امپراطوری این کشور در خاورمیانه به عنوان مهمترین منطقه جهان رو به پایان است. در کنار این واقعیت انکارناپذیر، برخی از شخصیت های برجسته آمریکایی معتقدند که کلید حل عمده مشکلات آمریکا در خاورمیانه در دستان قدرتمند جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. افرادی مانند «مالدین آلبرایت» وزیر امور خارجه اسبق آمریکا با صراحت اعلام می کند که آمریکا برای حل مشکلات خود چاره ای جزمذاکره و برقراری رابطه با ایران ندارد. تلاش بوش برای برقراری این رابطه، بیانگر آن است که نئومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفید به رغم همه توطئه ها، فشارها، کارشکنی ها و تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران، اکنون به این نتیجه رسیده اند که برای نجات آمریکا از گرداب مشکلاتی که در آن گرفتار آمده اند، چاره ای جز دراز کردن دست خود به سوی جمهوری اسلامی ایران ندارند.
2- شکست یک باور
مقاومت 30 ساله ایرانی ها در برابر فشارها و زیاده خواهی آمریکایی ها و پیشرفت های روزافزون ایران به گونه ای که اکنون جمهوری اسلامی به یک قدرت منطقه ای تبدیل شده و به باشگاه قدرت های برتر جهان ورود پیدا کرده، این باور را در میان بسیاری از ملتهای جهان اسلام و کشورهای وابسته ایجاد کرده که می توان بدون آمریکا زندگی کرد و توسعه یافت. این باور در ایرانی ها نهادینه شده و در دیگر ملتها روزبه روز عمق بیشتری پیدا می کند.آمریکایی ها در تلاش هستند که با برقراری رابطه و نشستن ایران بر سرمیز مذاکره و راه اندازی یک مقر دیپلماتیک در تهران تحت هرعنوان ، با استفاده از قدرت رسانه ای خود، اینگونه تبلیغ نمایند که بالاخره جمهوری اسلامی برای حل مشکلات خود با آمریکا سازش کرد و کنار آمد. دروغ گفتن برای آمریکایی ها همانند آب خوردن آسان و راحت است. همانطور که سرکرده تروریست های عالم هستند ، اما دیگران را به اقدامات تروریستی متهم می کنند. همانطور که در راس ناقضین حقوق بشر قرار دارند و جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر متهم می کنند. همانطور روز به روز بر حجم زرادخانه های هسته ای خود می افزایند ، لکن فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را ، تلاش برای ساخت بمب اتم معرفی می کنند. بنابراین بسیار روشن است که در پی انجام هر نوع مذاکره و راه اندازی یک مرکز و دفتر در تهران، در بوق و کرنا خواهند کرد که بالاخره جمهوری اسلامی هم تسلیم شد و کوتاه آمد.
3- هدایت توطئهها از نزدیک
در میان مردم آمریکای جنوبی، ضرب المثلی است که می گویند:«در کشوری کودتا نمی شود که آمریکا سفارتخانه نداشته باشد.» یعنی آمریکایی ها در هر کجا که سفارتخانه داشته باشند و دولت و رژیم حاکم در کشور کاملا مطیع و همراه آنان نباشند، سفارتخانه آمریکا به مقر طراحی و اجرای کودتا علیه قدرت حاکم تبدیل می شود. سفارتخانه آمریکا به همین دلیل بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مرکز جاسوسی و توطئه علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد. طی سه دهه گذشته همه سیاست ها و راهبردها و اقدامات آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران با شکست مواجه شده و یکی از عمده دلایل آن را باید در همین عدم رابطه جست وجو کرد. در واقع آمریکایی ها ، اکنون به عمق این کلمه قصار امام راحلمان پی برده اند که فرمود رابطه آمریکا با ما ،رابطه گرگ و میش است و ما این رابطه را نمی خواهیم. آنان متوجه شده اند که اگر بخواهند به جمهوری اسلامی ضربه بزنند باید این رابطه را برقرار سازند.
بنابراین مقامات جمهوری اسلامی و به ویژه دستگاه سیاست خارجی، در بررسی خواسته آمریکا و پیام های این کشور مبنی بر انجام مذاکره با ایران، باید اهداف پنهان آنها را مدنظر قرار دهند.