بسم الله الرحمن الرحیمپوشیدن لباس سبز و در آمدن در کسوت پاسداری انتخابی است سرنوشت ساز و متفاوت. پاسداری نه یک شغل بلکه یک وظیفه و تکلیف است که با پشتوانه معرفتی عمیق و چشم دوختن به افقی روشن و بی ابهام به عهده گرفته می شود. پاسداری یعنی انتخاب یک مسیر بادیدگانی باز و اندیشه ای آگاه و ره سپردن در طریقی که گذرگاه بلایا و مصائب است. پاسداری یعنی پیمان با اسلام و دست برنداشتن از راه و مرام حسین (ع). پاسداری یعنی مهیا بودن دمادم بر به جان خریدن تیرهای دشمن. پاسداری یعنی سپر شدن برای ملتی که شایستگی دارند تا برای آنها فدا شد. پاسداری یعنی سرسپردن برآستان محبوب یگانه ای که والامقام ترین خریدار بازار شهادت است. پاسداری یعنی برتن کردن روشن ترین ردای صیانت و حفاظت از عزت وشرف یک ملت و به دنبال داشتن رودخانه ای خروشان، زلال و با صفا به نام بسیج. پاسداری یعنی زندگی در قتلگاه. پاسداری یعنی حضور در آنجایی که دشمن باور ندارد. پاسداری یعنی دست دردست بسیج و خونبازی در دیار به دیار، زمان به زمان، کوچه و خیابان، کوه و صحرا، آب و خشکی، آسمان و زمین و هرجایی که دشمن می خواهد پاسدار و بسیج آنجا نباشد. پاسداری یعنی به نمایش درآوردن زیباترین وداع بازندگی. پاسداری یعنی بزرگترین هراس برای دشمن و مطمئن ترین پناه برای ملت. پاسداری یعنی باصلابت ترین کوه برای استواری و ایستادگی و در یک کلام پاسداری یعنی گام به گام پیش رفتن در مسیر طی شده توسط حسین (ع). شهادت تعدادی از برادران، همرزمان و همکاران پاسدار و بسیجی مان در هفته گذشته در زاهدان توسط عوامل مزدور و خائن دشمنان کینه توز و عنود نشان داد پرچم خونین پاسداری از کیان نظام اسلامی همچنان سرافرازانه در اهتزاز و در باغ شهادت باز بازاست و رهپویان و مشتاقان در نوبت و انتظار.حدود یکماه پیش شیمون پرز معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی در گفتگو با شبکه فاکس نیوز آمریکا گفته بود: ما راهبرد خود در قبال ایران را تغییر داده و به دنبال ایجاد بی ثباتی در درون و از طریق دامن زدن به اختلافات قومی- مذهبی هستیم. تقریبا در همان ایام مایکل لدین از اعضای موسسه «آمریکن اینتر پرایز» نیز سخنان مشابهی داشت. تغییرگاه به گاه راهبرد دشمنان نظام در برخورد با جمهوری اسلامی ایران ناشی از شکست های پی درپی است که در این رویارویی نصیب آنها می شود و تقریبا به شکل رویه ای ثابت در آمده است. این شکست های متوالی که توجیهی برای آنها وجود ندارد و در نزد افکار عمومی نشانه بی کفایتی تلقی می شود، دشمنان را دچار حیرت و سرگردانی کرده تا جایی که برای خروج از فشارهای سنگین روحی و روانی ناچار می شوند زمانی از طرحهای بیرونی و راهبردهای فشار از خارج سخن بگویند ومدتی بعد به مباحثی همچون فشار و یا فروپاشی از درون روی آورند. بررسی رفتار دشمنان این مرز و بوم به وضوح نشان می دهد که ناکامی های متعدد، آنها را کلافه و عصبانی ساخته و عقیم ماندن توطئه ها آنها را به انتخاب شیوه های تکراری گذشته وا داشته از جمله دامن زدن به اختلافات قومی : مذهبی که از ابعادی به گستردگی جهان اسلام با مرکزیت کشورهای خاورمیانه برخوردار است.اقدام خباثت آمیز اخیر در شرایطی صورت گرفته که جمهوری اسلامی در تمام مسایلی که دشمن انتظار انعطاف و عقب نشینی داشت محکم و با اقتدار ایستاد و از خود کوچکترین انعطاف و تغییر جهتی نشان نداد و دشمن درمانده که پس از مشاهده این سرسختی در تحلیلی اشتباه در انتظار برگزاری سرد و بی رونق مراسم سالگرد پیروزی انقلاب در 22 بهمن بود، در کمال شگفتی و ناباوری با صحنه هایی مواجه شد که در مخیله اش هم به سختی قابل مشاهده بود. حضور باشکوه مردم در مراسم 22 بهمن که به منزله مروری دقیق برمهمترین مسایل داخلی و خارجی کشور و حمایت هم جانبه مردم از تصمیم مسئولان در خصوص این مسایل بود باعث عصانیت بیش از پیش دشمن شد و چون از دست دادن فرصت را به زیان خود می دید و گمان می کرد با قدرت نمایی می تواند از آثار مثبت این همایش عظیم ملی که بسیاری از محاسبات و دلخوشی های دشمن و نیز دل بستن به آینده را از آنها گرفت و نقاب از چهره واقعیت ایرانی برداشت، بکاهد و اجازه ندهد ایران از این ابزار کارآمد و قدرتمند در جهت نیل به اهدافش استفاده کند.به نظر می رسد سه کشور رژیم صهیونیستی، شیطان بزرگ و دولت امپراتوری پیرو فرتوت انگلیس ابایی از آشکار شدن نقش خودشان در این جنایت وحشیانه نداشته باشند، زیرا آنها به دنبال این هستند که با این حرکت که به زعم آنها یک قدرت نمایی محسوب می شود با مقهور و مرعوب ساختن ایران به تفهیم این مسئله بپردازند که در برخورد با ایران از چنان نفوذ و قدرتی برخوردارند که می توانند اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران را مورد هدف قرار دهند. اگر چه چنین اقدامات زبونانه فاقد هر گونه ارزش نظامی است و به هیچ وجه بیانگر قدرت عاملین آن نیست اما آنها درصدد بودند خلاف این را ثابت کنند. دشمنان ایران که در عرصه های بین المللی مدتها است در یک نقطه متوقف مانده اند و هیچ گونه پیشرفت و توفیقی نداشته اند و با همه دسیسه هایی که بکار بسته اند نتوانستند از موقعیت ویژه و پذیرفته شده جهانی ایران بکاهند، برآن شدند تا با شعله ور ساختن آتش اختلافات و درگیریهای قومی- مذهبی و مشغول ساختن ایران به تضعیف موقعیت خارجی و داخلی ایران بپردازند تا با قرار دادن ایران در شرایط سخت ایران را وادار به نرمش و کوتاه آمدن از مواضع اصولی خود کنند، دامنه چنین طراحی و اقدامی می تواند تا مرز براندازی گسترش یابد. از این رو ضروری است نسبت به اقدامات احتمالی مشابه و در اشکالی مانند آنچه که رخ داد و یا در چهره دیگر در نقاط دیگر هوشیار و مراقب بود. از لحاظ اسنادی و تحلیلی مسلم است که در این جنایت که توسط فریب خوردگان پست و مزدور ی که فاقد هرگونه درک و شعوری هستند و به سبب دنائت و بیچارگی بی وطن و بی حیثیت می باشند و از دنیای اطراف خود فقط آخور اجانب را می شناسند، صورت گرفت کشورهای رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلیس و پاکستان هر یک به نوعی نقش داشته اند. در حال حاضر موضوع اصلی دادن پاسخ مناسب به کشورهای فوق به خاطر انجام جنایتی است که آنها مسبب اصلی آن بوده اند. در خصوص این موضوع مهم توجه به چند نکته ضروری است:1- دادن پاسخ مناسب را امری قطعی دانست.2- اینکه پاسخ در چه زمان و در چه شکلی داده شود.3- دستهای انتقام نظام اسلامی آنقدر قدرتمند و بلند است که بتواند به اهداف مورد نظر برسد.4- پاکستانی ها یا باید داوطلبانه اقدام به برچیدن لانه های این جانیان و خائنین کنند و یا اینکه بپذیرند جمهوری اسلامی ایران برای حفظ امنیت خود از این حق برخوردار است که در زمان مقتضی اقدام به نابودی این لانه های لئامت و خباثت کند.5- ایران با لحاظ کردن گزینه های مختلف و تجزیه و تحلیل آنها کوبنده ترین و عبرت آموزترین را انتخاب کند. پاسداری یعنی کابوس مرگ درخلوت و رویای خصم. پاسداری یعنی...