صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۶۱۹۷۲

بصیرت: در میان موج نگرانى ها و واکنش هاى زیادى که در خصوص فاجعه دردناک غزه صورت مى گیرد، کمتر سخن از این است که چنین تراژدى مرگبارى چگونه شکل گرفت. آنچه مسلم است، محاصره غزه، قصه امروز نیست. چشم انداز زندگى یک و نیم میلیون جمعیت ساکن در این نوار ساحلى ، بیش از دو سال با اراده ارتش صهیونیستى بى فروغ شده است ‎/ یعنى درست از آن زمان که انتخابات آزاد ژانویه ۲۰۰۶ مقدرات سیاسى این منطقه را بر خلاف میل بازیگران سیاسى خاورمیانه رقم زد و ساکنان غزه با انتخاب انقلابیون حماس به جناح سازش رام الله پشت کردند.بنابراین فاجعه غزه با همه ابعاد ناگوار و دردناکى که دارد در عالم سیاست یک واقعه غیر منتظره نیست. درست ۲۳ ماه است که حصار تحریم سایه سیاه خویش را بر زندگى غزه نشینان گسترده است. در این مدت کابینه رژیم صهیونیستى به صورت گام به گام و هر چندماه یکبار طرح تشدید این محاصره را تمدید کرده است. چنان که از خبرهاى این دو سال پیداست پروژه تحریم ابتدا از مصادره و انتقال دارایى فلسطینیان غزه به نام تشکیلات خودگردان ابومازن شروع شد و به قطع سوخت و بستن راه ارسال مایحتاج آنها از سوخت و غذا تا دارو ادامه یافت. هیچ کدام از این پروژه ها که انهدام پایه هاى زندگى غزه نشینان را هدف قرار داده ، جنبه محرمانه و مخفى نداشته و همگى مقابل دیدگان اعراب منطقه و مجامع بین المللى اجرا شده است.بنابراین مسئله این جا است که فاجعه غزه با تحریف هایى در زبان دیپلماسى جهانى روبه روست که شاید صدمات آن کمتر از خود فاجعه محاصره این سرزمین نباشد. اکنون بحث هاى محافل سیاسى بویژه در حوزه جهان عرب و سازمان ملل به گونه اى است که گویى تحریم یا محاصره غزه یک اقدام صرفاً جنایتکارانه رژیم صهیونیستى بوده است و این فاجعه هیچ متهم، مباشر یا مشوق دیگرى ندارد. اما واقعیت این است که در طرح تحریمى که از دو سال پیش براى غزه رقم خورد علاوه بر امریکا و اروپا شمارى از کشورها و سازمان هاى محافظه کارفلسطینى و عربى مشارکت مستقیم داشتند. بعد از به قدرت رسیدن حماس همه این بازیگران بر سر پروژه براندازى دولت مردمى غزه اجماع کردند.البته در اجراى این طرح آنها مدتى دست ارتش صهیونیستى را براى کشتار مردم و جوانان این منطقه و تخریب منازل و مزارع ساکنان غزه بازگذاشتند اما بعد از آنکه این راهکارها به بن بست رسید از راه محاصره اقتصادى وارد شدند. بنابراین سران تل آویو اکنون خیلى راحت مى توانند مدعى شوند که آنها در قضیه محاصره و تحریم غذایى غزه مجرى یک تصمیم هستند، تصمیمى که در چند جلسه منطقه اى و فرامنطقه اى، امریکا و شرکاى عربى اش حول آن اجماع کردند. بالاترین نمونه از این اجماع در باره براندازى و فروپاشى غزه در اجلاس آناپولیس به وقوع پیوست که نمایندگان ۵۰ دولت که اغلب آنان اعراب سازشکار منطقه بودند بر خواسته هاى امریکا در مقابله با حماس مهر تأیید نهادند. حتى اکنون که یک ماه از قطع آخرین شریان هاى زندگى غزه نشینان مى گذرد هنوز هم نگاه اعراب تغییر نکرده است. کافى است به دستور کار اجلاس هایى که در این مدت اعراب داشته اند نگاه کنید، در این اجلاس ها تندترین خطابه ها علیه رژیم مجعول صهیونیستى بیان مى شود اما دریغ از برداشتن یک گام عملى براى دور کردن شرارت صهیونیست ها.بر حسب موقعیت جغرافیایى غزه، کلید شکستن حصار غزه در دست مصر قرار دارد و با بسته شدن دیگر گذرگاه ها و مجارى تنفس غزه کافى بود در این مدت مصرى ها گذرگاه رفح را براى چند روز باز بگذارند. اما حسب قرائن خبرى، استحکامات پلیسى که مصرى ها براى بستن گذرگاه رفح مستقر کرده اند بسى گسترده تر از موانع ارتش صهیونیستى در آن سوى غزه است. بنابراین، این سؤال را کسى پاسخ نمى دهد که اتحادیه عرب، سازمانى که از گذشته هدایت آن در دست دیپلمات هاى مصرى بوده است چرا به جاى این همه بیانیه یا مصاحبه انتقادى، گامى براى گشودن یکى از گذرگاه هاى حیاتى غزه بر نمى دارد.

نام:
ایمیل:
نظر: