بصیرت: از زمان پدیداری اصولگرایان در سپهر سیاست ایران نقد درون گفتمانی به عنوان یک اصل پذیرفته شد و همین رویکرد در تعمیق فهم خدمت به مردم و پیشرفت کشور موثر افتاده است. نقد درون گفتمانی یعنی قبل از اینکه رقیب حساب ما را برسد ما نیز محاسبهای از خود داشته باشیم. نقد درون گفتمانی یعنی قبل از اینکه رقیب ما را وزن کند ما در توزین دقیق خود کوتاهی نکنیم.
اینکه فکر کنیم هرچه در ذهن داریم درست است و هر فعلی که از ما صادر میشود صحیح و غیر قابل خدشه است، ما را به وادی «خودشیفتگی» میکشاند.
جریان خودشیفته حوصله شنیدن نقد درون و اعتراض در بیرون را ندارد لذا خود به صورت تهدیدی برای آزادی در میآید. جریان خودشیفته خود رامنشاء و مصدر فضیلت میداند و برای احدی فضیلت قائل نیست و وقتی در این حال و هوا قرار گرفت شمارش معکوس سقوط خود را نمیشنود و افول و زوال خود را محال میداند.
جریان اصولگرا اگر بخواهد به عنوان یک جریان پویا و اصیل به حرکت خود ادامه دهد باید جایگاه نقد و نقادی را در جامعه پاس بدارد نه تنها به نقد «رفقا» بلکه به نقد «رقبا» نیز از دید خریداری نگاه کند.
لذا باید از حسن ظن به خود پرهیز کند و طریق سوء ظن به خود را برگزیند. انسان در سیر و سلوک عرفانی نیز وقتی در منزل سوءظن به خود نشسته است دو امر کلیدی را به طور طبیعی در دستور کار خود قرار میدهد.
1. مراقبه
2. محاسبه
مراقبه یعنی هراز چندی سرک بکشد ببیند چکار میکند؟ از کجا شروع کرد، الان کجاست و به کجا میرود؟ اینکه با قاطعیت فکر کند راه را درست آمده است مشکلی را حل نمیکند. باید در متهم کردن نفس خود بیرحمانه عمل کند تا مطمئن شود راه را درست آمده است. محاسبه یعنی در حسابدهی، حسابکشی از خود به گونهای عمل کند که آماده پاسخ به هر پرسشی که مخاطب را متقاعد کند، باشد. پاسخگویی به هنگام را تمرین کند. کسی که نتواند در حسابدهی و حسابکشی خود را متقاعد کند قطعا دیگران را هم متقاعد نخواهد کرد. تمرین حسابگری و حسابرسی در جبهه اصولگرایی یک اصل است. بزودی به مناسبت ورود در رقابتهای دهمین انتخابات ریاست جمهوری وارد یک فضای متفاوتی میشویم. این فضا ایجاب میکند کارنامه خود را در دولت، مجلس و نهادهایی که اصولگرایان به یمن اقبال مردم توفیق خدمت پیدا کردهاند مورد بازبینی قرار دهیم. طبیعی است در این بازبینی قرار نیست به تکریم و تجلیل ستایش یکدیگر بپردازیم. لذا باید بپذیریم وارد فضای نقد و نقادی میشویم. اگر ادب ورود در این فضا را نداشته باشیم و به آداب آن عمل نکنیم نمیتوانیم دستاوردهای آن را به نفع کارآمدی نظام مصادره کنیم. امر مدیریت نقد درون گفتمانی در چارچوب مصالح و منافع ملی یک ضرورت است و همه را به سمت و سوی پاسخگویی بهینه به مطالبات مردم هدایت میکند. بسترسازی برای فضای نقادی مشفقانه لازمه گفتمان پیشرفت، عدالت و خدمت است. برای درک چنین فضایی دانستن چند نکته برای نقد درون گفتمانی مهم است.
1. باور کنیم متفاوت هستیم و علائق و سلایق گوناگون داریم و آرای هر ضلع در درون و برون گفتمان اصولگرایی درخصوص راهحلها و درک مشکلات باهم فرق میکند. باید علیرغم همه اختلافات به فهم یکدیگر در مورد مشکلات و راهحلها احترام بگذاریم و فضایی ایجاد کنیم هرکس حرف خود را بدون سانسور البته به شرط رعایت ادب و ا خلاق و بدون توهین و فحاشی بگوید.
2. بپذیریم آستانه تحمل یکدیگر را بالا ببریم و قبول کنیم هزینه تحمل یکدیگر کمتر از هزینه جدالهای بیهوده و بدو بیراه گفتن به هم است.
3. عقل را همانند مشعل فروزان در تاریکیهایی که در پیش داریم فرا راه خود قرار دهیم بپذیریم که ممکن است حقیقت خارج از ذهن یکی از طرفین گفتگو یا هر دو باشد کشف آن نیاز به ادراک مطابق با واقع است.
4. کریدور گفتگو را در ابعاد و اضلاع گوناگون حتی با رقبا توسعه دهیم. آنجا که سخن از مصالح و منافع ملی است چه بسا آنها نیز باما هم سخن شوند .
5. هنر و مهارت خود را تنها در رسیدن به اجماع نشان دهیم نه ابزاری برای نفی دیگران و اثبات حقانیت خود و سیر در مسیر واگرایی.
6. در گفتگوها دنبال نتیجه برد و باخت نباشیم. یک گفتگوی برد - برد ما را به نقطه اجماع نزدیک میکند اگر برای خدا در این قلمرو گام زنیم دست خدا را در رسیدن به این اجماع خواهیم دید.