کیهان:فرار (یا فراری دادن) شهرام جزایری از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که او بنا به رأی اولیه و ثانویه دادگاه نقش مهمی در ایجاد یک شبکه فساد اقتصادی و استفاده ناروا از بیت المال از طریق زدوبند با چهره های سیاسی- حزبی داشته است. فرار شهرام جزایری بدون شک ضربه سنگینی به حیثیت قوه قضائیه جمهوری اسلامی و به تبع آن بعضی از نهادهای دیگر وارد کرده است و از این رو با حساسیت تمام باید پیگیری شود و با عناصری که در این رابطه خطا کرده و یا شریک در فرار این «کلان مفسد اقتصادی» هستند، برخورد شود. اما درست در هنگامه ای که افکار عمومی در پی یافتن پاسخ های مناسب از سوی دو دستگاه قضایی و انتظامی هستند یک جریان سیاسی از این ماجرا «پل»ی ساخته تا «نقطه درخشانی» را آماج حمله و آسیب قرار دهد به گمان اینکه در هیاهو و گردو خاک برخاسته از یک حادثه، کسی به اغراض پشت پرده آن جریان سیاسی توجه نمی کند و تیر دقیقا بر نقطه هدف می نشیند و مقصود حاصل می گردد.هیچ تردیدی وجود ندارد که وجود یک مجتهد عظیم الشأن، مبارز، عادل، دارای سابقه روشن در انقلاب و پیروی از حضرت امام خمینی، دارای فکر صائب و روشن و چندین خصوصیت دیگر، یک امتیاز بزرگ برای دستگاه قضایی است و این یکی از مهمترین نقاط تمایز نظام قضایی ایران با سایر دستگاههای قضایی در دنیاست.پرواضح است که وجود یک مجتهد بزرگ- در اندازه مراجع عظام تقلید- در دستگاه قضا همه آن چیزی نیست که یک دستگاه قضایی پویا به آن احتیاج دارد، بلکه شرط اساسی آن است ولی وقتی عده ای بنام اصلاح قوه قضائیه یا تحت عنوان نقد این قوه، حملات خود را متوجه این نقطه درخشان- که بارها از سوی ولی امر مسلمین مورد تقدیر و حمایت و تحسین قرار گرفته است- می نمایند مشخص می شود که این دسته از حمله کنندگان نقطه قوت این قوه را نشانه رفته اند نه نقاط ضعف آن را!روز گذشته یک جریان سیاسی که از قبل از پذیرش مسئولیت توسط حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی به اقدام تبلیغاتی علیه ایشان مبادرت می ورزید و به خبرسازی دروغ و پخش آن در سطح جامعه اقدام می کرد، حمله جدید و پردامنه ای را علیه رئیس محترم قوه قضائیه سامان داد و در این راه از به کارگیری سخیف ترین عبارات نیز دریغ نورزید! این عبارات عمق کینه ورزی این جریان را نشان می دهد: «انتظار اصلاح از هاشمی شاهرودی از ابتدا درست نبوده است»، «قوه قضائیه در دوره کنونی کمترین کفایتی در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی از خود نشان نداده است»، «شخص رئیس قوه قضائیه که این ماجرا از آغاز تا فرار در دوران مسئولیت وی رخ داده چه پاسخی برای این رسوایی دارد؟»، «شخص رئیس قوه قضائیه باید پاسخگوی این ماجرا باشد» و «کمترین اقدامی که رئیس قوه قضائیه می تواند برای عذرخواهی از ملت ایران بابت این رسوایی بزرگ انجام دهد، این است که استعفا بدهد و این قوه را به فرد بااقتداری بسپارد.»!اصل این سخن که وقتی یک اتفاق- ولو بسیار بزرگ- در یک قوه می افتد، رئیس آن قوه- بدون تردید!- مقصر است و جز با برکناری او قابل گذشت نیست، منطق کسانی است که از طریق یک حادثه در پی خلق حادثه یا حوادث بزرگتر در درون یک سیستم سیاسی هستند. اگر این منطق را بپذیریم باید از رئیس جمهور بخواهیم که چون فلان محموله به هنگام حمل از فلان کشور خارجی به یک بندر ایرانی مفقود شده است، استعفا بدهد و از رئیس مجلس هم بخواهیم به این دلیل که فلان اتفاق در فلان کمیسیون مجلس افتاده، استعفا بدهد و از فرمانده کل ارتش یا سپاه هم بخواهیم به این دلیل که در فلان واحد نظامی که در طی سلسله مراتب تحت مسئولیتشان است، اتفاقی افتاده کنار بروند. مسئول شناختن مقام مافوق در حد مسئولیتی که دارد و تدبیری که باید برای اداره بهینه زیرمجموعه خود به کار ببندد کاملا منطقی است ولی آیا تنزل رئیس یکی از قوای کشور در حد یک مسئول و مامور جزء و سپس درخواست مجازات برای او در حدی که برای یک مأمور جزء که مستقیما مرتکب جرم گردیده، منطقی است؟ موضوع دیگر این است که تبدیل یک رویداد- هر چند خیلی مهم- به یک «فاجعه بزرگ» و حمله شدید و هتک آمیز به رئیس دستگاه قضایی کشور معنایی بسیار فراتر از مواجهه مسئولانه با یک «جرم» دارد چرا که با بکارگیری روش مجرمانه نمی توان-صادقانه- با یک جرم برخورد کرد. با مروری به آنچه طی 3-2 ماه اخیر علیه ارکان نظام- بخصوص دولت و دستگاه قضایی- به راه افتاده است درمی یابیم که خط «بی کفایت» خواندن مسئولان ارشد کشور که با دهها زبان تبلیغ می شود، درصدد یافتن یک حادثه و یا اظهار نظر یک دستگاه خارجی و یا داخلی است. یادمان نرفته است که همین جریان سیاسی داخلی با استناد به اظهارنظر فلان دستگاه سیاسی خارجی که نوعا دشمن ملت ایران هستند، تنش در موضوع هسته ای کشور را نه به زیاده خواهی دشمنان ملت ایران بلکه به نوع و شیوه اظهارنظر رئیس دولت جمهوری اسلامی نسبت می دادند (وهنوز هم نسبت می دهند)از نظر این گروه سیاسی تضعیف دولت و تضعیف دستگاه قضایی و بخصوص رئیس این دو قوه راه را برای بازگرداندن آب رفته به جوی هموار می کند ولی این ها اشتباه می کنند زیرا شهرام جزایری ها از دل دولت هایی برخاستند که مردم برای علاج آن به راه جدید روی آوردند بنابراین آدرس غلط دادن هر چند با تبلیغات وسیع همراه باشد به نتیجه نمی رسد چرا که مردم تفاوت میان اصل و بدل را می دانند.