بسماللهالرحمنالرحیم
هنوز رویارویی نیروهای نظامی امنیتی هند با تروریست ها در نقاط مختلف شهر بمبئی به پایان نرسیده بود که گمانه زنی ها در ارتباط با اینکه تروریست ها چه کسانی هستند و چه اهدافی را دنبال می کنند آغاز شد. این بار نیز مثل همیشه رسانه به عنوان قدرتمندترین ابزار برای جهت دهی و مجاب کردن افکار عمومی در خصوص پاسخ به دو سوال پیش گفته که اصلی ترین خاصه افکار عمومی است، توسط زورمداران سلطه گر به کار گرفته شد و سه رسانه معروف جهان که گرایش و تعلقات آنها بر همگان آشکار است، تنها رسانه های بین المللی بودند که این امکان را یافتند تا به مدت 60 ساعت آنچه را که در بمبئی می گذشت آن گونه که می خواهند در اختیار افکار عمومی جهان قرار دهند.
جهت گیری غالب رسانه های غربی در ارتباط با این ماجرا علیه مسلمانان بود. چنین موضعگیری پیش از اینکه آثار و نشانه های قابل استنادی آشکار شود کلیت موضوع را دچار شک و تردید می کند.
در این میان آنچه که نباید در رویکرد تحلیلی فراموش شود چند لایه بودن حادثه است. یعنی چیزی شبیه حادثه 11 سپتامبر. نومحافظه کاران چند ماه پس از روی کار آمدن در کاخ سفید با برنامه ریزی دقیق و مدیریت کاملا پنهان و بی نشان به شکل واسطه ای حادثه 11 سپتامبر را ایجاد کردند تا برای اجرای برنامه های گسترده خود مشروعیت داخلی و خارجی کسب کنند و تا حدی هم موفق شدند اما در نیمه راه باز ماندند. به نظر می رسد همین گروه در روزهای پایانی حضورشان در کاخ سفید با همکاری رژیم صهیونیستی و انگلیس اقدام مشابهی را برای مسائل دیگر به اجرا گذاشتند.
وجه مشترک حادثه بمبئی با حادثه 11 سپتامبر در معرفی عوامل آن و اهدافی که در پس آن قرار دارد ،است که به نظر می رسد برخلاف گذشته که خاورمیانه هدف نهایی بود در این حادثه پاکستان به عنوان یک کشور
مسلمان و دارای سلاح اتمی مورد هدف قرار گرفته است. فرض شدن پاکستان به عنوان هدف که کانون این توطئه نیز است می تواند پای کشورهایی مانند چین، افغانستان و هند و احیانا کشورهای دیگری را به موضوع باز کند. با اثبات تصنعی این اقدام و نسبت دادن آن به پاکستان، این کشور تحت فشارهای گوناگون قرار می گیرد به ویژه آنکه در حال حاضر در پاکستان خبری از اقتدار دوره ژنرال مشرف نیست، چنانچه پاکستان در برابر این فشارها تاب نیاورد چین نمی تواند قراردادهای خود را برای ساخت چند نیروگاه هسته ای در پاکستان اجرا کند. پاکستان ناچار می شود در خصوص تهاجم نظامی آمریکا به منطقه «سرحد» پاکستان کوتاه بیاید و از منافع خود در افغانستان چشم بپوشد. این حادثه می تواند با حمایت مزورانه ای که غربیها از هند می کنند موقعیت هند در قبال پاکستان پیرامون مسائل تاریخی و اختلافات مرزی را تقویت کند و چه بسا هندی ها در این گیرو دار بتوانند امتیازات سرزمینی و سیاسی را از پاکستان بگیرند و هند نیز ناچار شود در قبال این امتیازات، امتیازات عدیده ای را در خصوص مسائل منطقه و فرامنطقه به ویژه مسائل چین، ایران و روسیه به عاملان اصلی حادثه یعنی آمریکا، اسرائیل و انگلیس بدهد. چنانچه طی روزهای آتی مسائلی، چه تحلیلی و چه اسنادی طرح شود که بخواهد به نفی تحلیل ارائه شده بپردازد یقینا پرده انداختن بر چهره حقیقت است و تنها موجب می شود تا حقیقت با تاخیر آشکار شود، آن چنان که در مورد حادثه 11 سپتامبر پیش آمد.