صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۶۳۰۴۶

مرتضى صفارهرندى
شکل رقابت های نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از تنوع و پیچیدگی بیشتری نسبت به دوره های قبل برخوردار بود. شاید مهم ترین علت این برجستگی تکثر نامزدهایی بود که هر کدام، جاذبه های ویژه خود را داشتند و نیز سلایق رنگارنگ درون هر یک از دو جناح عمده کشور را نمایندگی می کردند. به علاوه در این انتخابات برای اولین بار سینماگران و هنرمندان نام آور توانایی های خود را به صحنه آوردند؛ به گونه ای که ناظران در ارزیابی اقبال عمومی به نامزدها روی این توانایی ها حساب باز کرده بودند. اما نتایج انتخابات نشان داد که اتکای به این فاکتور در جامعه ایران کار چندان واقع بینانه ای نبوده است. این که تلاش هنری کارگردان ماندگار سینمای دفاع مقدس زنده یاد رسول ملاقلی پور برای دکتر محسن رضایی در حدی نبود که از انصراف او در واپسین روزهای تبلیغات انتخاباتی مانع شود یگانه شاهد بر این مدعا نبود.
برخی از تلاش ها مثل ساخت قسمت اول فیلم تبلیغاتی آیت الله هاشمی رفسنجانی حتی به عقیده برخی دارای نتیجه معکوس در اقبال عمومی بود. کمال تبریزی دیگر کارگردان مشهور سینمای دفاع مقدس - که تا چند ماه قبل از آن به خاطر فیلم حساسیت برانگیز مارمولک تحت فشار واکنش های اقشار متدین و خصوصا روحانیت قرار گرفته بود - اکنون تنها بازتاب دهنده جامعه سنجی غلط بخش تبلیغات ستاد انتخاباتی آیت الله هاشمی رفسنجانی بود که گفته می شد اعضای حزب کارگزاران مثل عطریان فر و نیز برخی از نزدیکان این کاندیدای برجسته انتخابات، نقش عمده ای در آن ایفا می کنند. تلاشی که آنها برای به دست آوردن دل اقشار سرگشته ای از نسل جدید انجام داده بودند، باعث رنجش اقشار متدین شد. ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی در قسمت دوم فیلم تبلیغاتی، تحبیب قلوب متدینان را محور کار قرار داد.
محصولات کارگردانانی مثل فخیم زاده برای دکتر لاریجانی، بهروز افخمی برای آقای کروبی و میرفخرایی مجری قدیمی برنامه های علمی تلویزیون برای دکتر قالیباف نیز هیچ یک نمی توانست تاثیر ویژه ای بر افکار عمومی داشته باشد. فیلم تبلیغاتی معین هم از فرط سیاست زدگی و گرفتاری در کلیشه های زمخت، پرخاشگر و ملال انگیز دوران حاکمیت هشت ساله دوم خردادی ها، فاقد خصوصیت اثرگذاری بود. اما جذابیت ویژگی های شخصیتی و اخلاق فردی و مدیریتی احمدی نژاد در حدی بود که فیلم تبلیغاتی مشاور هنری انگیزه مند او جواد شمقدری، به صورت مردمی تکثیر و توزیع شود. با همه اینها ورود چهره های صاحب نام سینمای کشور در این دوره نتوانست تاثیر چشمگیری در شکل بخشیدن به افکار عمومی داشته باشد.
تبلیغات متنوع کاندیداها در واقع گرایش های متنوعی را نمایندگی می کرد. در بین نامزدهای دوم خردادی به جز مهرعلی زاده که به نظر می رسید قشر خاصی از آنان را نمایندگی نمی کند، اعلام برنامه های هر یک از دو کاندیدای دیگر یعنی مصطفی معین و مهدی کروبی، آیینه ای برای شناخت دوبخش از طیف دوم خردادی ها بود. دکتر مصطفی معین تبلیغات خود را از ابتدا بر پایه شعار «تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر» سامان داد. او که تشکیلات حزب مشارکت و سازمان مجاهدین به طور کامل ستاد انتخاباتی اش را در دست داشت با طرح ایده تجمع همه گروه های محذوف زیر چتر جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر، به رسمیت شناخته شدن دگراندیشان، ارائه لایحه های «ایران برای همه ایرانیان» و «عفو عمومی» به مجلس، نقد قانون اساسی و بالاخره ادعای دفاع از اقلیت های مذهبی و قومی روی احتمال اقبال جمعیتی که آنها را «نیمه منتقد اما ساکت» مردم ایران می خواند، حساب باز کرده بود. این گونه گرایش ها نه تنها گروه نهضت آزادی بلکه حتی بخشی از گروهک های رسوای ضدانقلاب خارج کشور مثل حزب توده و... را به حمایت از معین واداشته بود.
بزرگنمایی احتمال موفقیت معین به مدد مطبوعات و رسانه های متعدد برآمده از رانت دولت دوم خرداد یا برخوردار از حمایت های مالی آن دولت، البته برای ستاد انتخاباتی برخی دیگر از نامزدها یک فرصت مغتنم محسوب می شد تا بسیاری را با این استدلال به همراهی با کاندیدای خود متقاعد سازند که تنها افزایش آرای اوست که می تواند از به قدرت رسیدن معین و ابقای عناصر افراطی در دستگاه اجرایی جلوگیری کند.
آقای هاشمی رفسنجانی با شعارمحوری اعتدال و دوری از افراط و تفریط پا به صحنه گذاشته بود.
او از یک سو با تاکید بر «حفظ جایگاه متعالی ارزش های دینی در فرایند تحولات اجتماعی»، گسترش منازعات زیانبار و کینه های عمیق و طرد و انزوای نیروهای انقلاب و فرسایش توان نخبگان در بسط حقوق و آزادی های اجتماعی را مورد انتقاد قرار می داد و از سوی دیگر با مطرح کردن شعارهایی مثل «جهانی فکر کردن، آزاداندیشی و خردورزی، عدم کاربرد سختگیری ها، تحمیل سلیقه ها، سانسور و جلوگیری از اطلاعات دیگر و زهدفروشی» سعی می کرد گرایش های متفاوتی را پوشش دهد.
از طرفی حزب کارگزاران با به کار گرفتن یک تیم مطبوعاتی از روزنامه نگاران مشهوری مثل شمس الواعظین، محمد قوچانی و... بسیاری از اقشار طالب ادامه وضعیت سیاسی و فرهنگی دوم خرداد را - که البته سرعت بیش از اندازه افراطی های این جبهه را باعث ناکامی های آن می دانستند - به سوی این نامزد انتخاباتی کشیده بودند.
از طرف دیگر شخصیت جا افتاده و با تجربه آقای هاشمی رفسنجانی در مدیریت بحران های متعدد دوران های مختلف نظام جمهوری اسلامی و نیز دانش دینی او بسیاری را مجاب ساخته بود که تنها اوست که می تواند با مصادره بخشی از بدنه معتدل جریان دوم خرداد و سامان دادن به یک دولت وفاق ملی، از خطر بازگشت افراطی های دوم خردادی به قدرت جلوگیری کند. این نوع از نگاه در مرحله اول انتخابات، تشکل روحانی جامعه روحانیت مبارز و تعدادی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را به حمایت از آیت الله هاشمی رفسنجانی سوق داده بود. این دسته از حامیان آقای هاشمی رفسنجانی قرار گرفتن اعضای حزبی مثل حزب کارگزاران در مرکزیت ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی و حتی خبرهایی مبنی برای این که تدوین برنامه وی توسط دکتر محمدعلی نجفی عضو برجسته این حزب انجام شده است را فاقد اهمیت محسوب می کردند.
تبلیغات آقای کروبی عمدتا به مشکلات معیشتی مردم معطوف شده بود. اگرچه او با شعارهایی مثل اصلاح طلبی اصولی، مخالفت با تنگ نظری، سخت گیری و کاهش سانسور کتاب، سعی می کرد خود را از حمایت دوستان دوم خردادی برخوردار سازد (به گونه ای که حتی عبدالکریم سروش وی را گزینه ارجح برای این دوره دانست) اما چیزی که در تبلیغات او شدت یافت و حتی در جاهایی موثر افتاد ماجرای پرداخت مقرری 50 هزار تومانی به هر ایرانی بالای 18 ساله بود.
در صف اصولگرایان مجموعه ای تدوین شده از آرمان ها و برنامه های این جریان از برقراری عدالت و مبارزه با فساد و ویژه خواری دانه درشت ها گرفته تا نواندیشی دینی، تحکیم هویت ایرانی، جهش علمی و فناوری در قالب شعار «دولت امید» در تبلیغات انتخاباتی علی لاریجانی گنجانده شده بود. قالیباف نیز با شعار زندگی خوب برازنده ایرانی و رفاه اجتماعی و نیازهای نسل جوان، سعی می کرد در کنار حفظ مقبولیت به واسطه سوابق جهادی خود، قشر خاکستری را به سوی خود بکشاند. اگرچه به نظر می رسید این تبلیغات جذابیت لازم را برای قشر خاکستری داشته باشد و کاندیداهای دیگری مثل دکتر معین و آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز جذب آرای این قشر را هدف گیری کرده بودند. ولی نتیجه مرحله اول انتخابات نشان داد که قالب های رفتاری مردم از چنین کلیشه هایی فاصله گرفته است. از یک هفته قبل از برگزاری انتخابات، این واقعیت را به رغم نظرسنجی های اغلب ادعایی می شد از جامعه دریافت. درست است که بخشی از جامعه در جست وجوی یک فضای آرام و یا حفظ وضع موجود به شکلی اعتدال یافته به سمت گزینه آقای هاشمی رفسنجانی تمایل پیدا کرده بودند و اقشار تهیدست برخی از مناطق در پی کسب حداقل های معیشت به 50 هزار تومان وعده داده شده آقای کروبی امید بسته بودند و نیز تبلیغات «معین» روی بخشی از گروه های هدف او یعنی برخی از قومیت ها تا حدودی کارگر افتاده بود، اما یک پدیده جدید که روش دوران مدیریت کمتر از دو ساله اش در تهران، انطباق شعارها و تبلیغات بسیار کم خرج و کاملا مردمی او با رفتارش را گواهی می داد، روزبه روز در دل های مردم جا می گرفت. احمدی نژاد در بدترین شرایط و در مواجهه با نامزدی مدیران عالی دستگاه اجرایی توانسته بود کارنامه خوبی از مدیریت خدمت گزار، مردمدار و همراه با ساده زیستی و زهد شخصی را به نمایش بگذارد و شعار «می توانیم و می شود» را برای مردم باورپذیر سازد. به کارگیری عبارت هایی مثل کوتوله سیاسی از سوی برخی از نامزدهای برجسته این انتخابات و موج سنگین تبلیغات تمسخرآلود در قالب پیامک نیز تنها به شکل بخشیدن این تحلیل در افکار عمومی کمک می کرد که دستان قدرتمند بسیاری برای جنگ با یک خدمتگزار واقعی مردم به کار افتاده است.
وقتی احمدی نژاد با فاصله کمی از آقای هاشمی رفسنجانی توانست بدون برخورداری از حمایت گروه های سیاسی به مرحله دوم انتخابات راه یابد، دیگر انرژی به کارگیری تکنیک های تبلیغاتی به انتها رسیده بود. شاید رفتارهای تحقیرآمیز سخنگویان ستاد انتخاباتی رقیب احمدی نژاد بیشترین نقش را در ایجاد این باور در رای دهندگان داشت که احمدی نژاد بهترین گزینه برای دوره جدید جامعه سیاسی ایران باشد. این باور صحنه های عجیب و بی سابقه ای از تمنای عمومی و نذر و نیازها برای به ریاست جمهوری رسیدن آهنگرزاده ای را به تصویر می کشید که زینت بخش آغاز کلامش دعا برای ظهور منجی موعود بود.

نام:
ایمیل:
نظر: