صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۶۳۳۲۱
روند تحولات پرونده هسته‌ای ایران از مدالیته تا آخرین گزارش البرادعی

در نخستین روزهای فروردین سال86، خاویرسولانا مسئول کمیته سیاست خارجی اتحادیه اروپا که پیش از این شرط هرگونه برقراری مذاکره میان ایران و اروپا را تعلیق فعالیت های هسته ای کشورمان عنوان کرده بود، این بار بدون هرگونه پیش شرطی خواستار آغاز گفت وگوهای ایران و اتحادیه اروپا شد.
درخواست‌های مستمر سولانا از لاریجانی که از طریق تماس های تلفنی انجام می شد، باعث شد در پنج اردیبهشت ماه، اولین دور جدید از مذاکرات لاریجانی و سولانا پس از ماه ها وقفه، در هتل سوئیس آنکارا آغاز شود. سولانا در بدو ورود به آنکارا در جمع خبرنگاران گفت: «من با موضع سازنده به آنکارا آمده‌ام. ما میز مذاکره را ترجیح می دهیم. اروپا به این نتیجه رسیده است که ایران به هیچ وجه فعالیت‌های هسته ای خود را متوقف نمی کند.» در پایان مذاکرات 5/3 ساعته آنکارا، لاریجانی هم به خبرنگاران گفت: «ما به دیدگاه واحدی درباره فعالیت های هسته ای ایران دست یافته ایم. طرفین به این نتیجه رسیده اند که همه مسائل را باید از طریق مذاکرات بر پایه قوانین و مقررات بین المللی حل نمایند.»
نشست آنکارا از دیدگاه تیزبین تحلیلگران بین المللی مخفی نماند و همه بالاتفاق اعلام کردند به زودی شاهد دور جدیدی از تحولات در پرونده هسته ای ایران خواهیم بود. دور دوم مذاکرات با عنوان «ایده‌های جدید»، در خرداد ماه در مادرید اسپانیا برگزار شد. در این دوره خبرنگارانی که لاریجانی را به محاصره درآورده بودند، بار دیگر از تعلیق پرسیدند. لاریجانی در یک عبارت معنی دار تصریح کرد: «ما بحث تعلیق را رها کرده ایم. چرا شما رسانه ها این بحث را دنبال می کنید؟»
ابتکار گام به گام
در اوایل تیرماه، لاریجانی با یک بسته پیشنهادی به وین رفت. این بسته به پیشنهاد البرادعی و سولانا تهیه شده بود. این بسته «طرح اقدام و مدالیته جدید» نام داشت و در آن جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده بود ما کلیه ابهامات و سوال های آژانس را در شش موضوع و سه مسئله احصا کرده ایم. این موضوعات عبارتند از: 1 -سانتریفیوژهای p1 و p2، 2- پلوتونیوم آزمایشگاهیو آلودگی های کرج 3- سند اورانیوم نیمکره فلزی 4- منشأ الودگی دانشکده فنی تهران 5- پلوتونیوم210 و 6- معدن گچین بندرعباس. همچنین سه مسئله در اسناد آژانس پیرامون پروژه نمک سبز، آزمایش مواد منفجره با حساسیت بالا و تجهیزات re-Entry موشکی وجود دارد که آژانس با در اختیار گذاشتن این اسناد به ایران، پاسخ های لازم را دریافت خواهد کرد. ایران از همان ابتدا قویا تاکید داشت این سه مسئله به هیچ وجه جنبه فنی نداشته و منشأ آن سیاسی است. بنابراین این سه مورد به عنوان «اتهامات ادعایی» و نه «موضوعات باقی مانده» محسوب شدند.
طرح اقدام ایران مورد قبول محمدالبرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی و خاویرسولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که همچنین نمایندگی گروه 1+5 را در مذاکرات هسته ای یدک می‌کشید، قرار گرفت و دور جدید مذاکرات در جهت اجرای «طرح اقدام» از 21 تیر ماه آغاز گردید. در مدالیته‌ای که در پی چندین دور مذاکره، در تهران به امضای جواد وعیدی معاون دبیرشورای عالی امنیت ملی و اولی هانیونن معاون دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی رسید، ضمن تاکید براین نکته که پس از اجرای مدالیته، اجرای پادمان ها در ایران در وضعیت عادی انجام شود، توافق گردید کلیه ابهامات شش گانه تا پایان سال میلادی به صورت گام به گام انجام شود. به این صورت که آژانس پس از دریافت پاسخ‌های ایران و قانع شدن، در گزارش خود رسما از پایان یافتن موضوع اول و آغاز مذاکرات جهت روشن شدن موضوع دوم نام ببرد. در توافق ایران و آژانس همچنین آمده بود در صورتی که آژانس، پاسخ تمام سوالات خود را در چارچوب یک برنامه زمانبندی شده دریافت نماید، بدون التفات به بازبودن پرونده فعالیت‌های هسته ای ایران در شورای امنیت، رسما اعلام نماید که پرونده فعالیت های گذشته ایران در آژانس بین المللی بسته شده و همکاری های طرفین در ارتباط با فعالیت های هسته ای حال و آینده ایران، همچون تعامل آژانس با 144عضو دیگر ادامه خواهد یافت.
گشاده دستی های ایران
موافقت تهران با انتصاب پنج بازرس جدید که تعداد بازرسان مجاز به بازرسی از ایران را به 219 نفر رساند از دیگر موارد طرح اقدام بود. در این طرح ایران همچنین موافقت نمود که به 14 نفر از بازرسان و کارمندان آژانس روادید ورود کثیرالمسافرت (بدون محدودیت) یک ساله اعطا کند. اقداماتی که فراتر از تعهدات جاری تهران بود. امضای دو سند مهم «ضمیمه تاسیسات غنی سازی نطنز» و «رهیافت پادمانی» مربوط به این تاسیسات با آژانس، از دیگر محورهای طرح اقدام بود. با تنظیم این دو سند، از 9 مهرماه نظارت ها و بازرسی ها در مورد فعالیت های فعلی هسته ای صلح آمیز ایران در تاسیسات نطنز براساس موافقتنامه جامع پادمان تحت نظارت آژانس انجام می شود. موافقت با بازدید بازرسان آژانس از راکتور آب سنگین اراک از دیگر موارد مورد پذیرش ایران در طرح مدالیته بود که 8 مرداد امسال انجام شد. این بازدید در حالی انجام شد که ایران براساس لغو ترتیبات فرعی که 1/3 با تصمیم مجلس شورای اسلامی در واکنش به قعطنامه شورای امنیت و در چارچوب مقررات پادمانی آژانس، بازرسی از راکتور آب سنگین اراک را لغو کرده و به طور قانونی بازرسان اجازه بازدید از این راکتور را نداشته در اولین گام از طرح مدالیته و اقدام، موضوع جداسازی پلوتونیوم مورد بررسی قرار گرفت. آژانس در اول مرداد ماه سوالات خود را درباره آزمایشات جداسازی به تهران ارائه کرد و در پی دریافت اطلاعات مکتوب ایران در 16 مرداد، در 29 مرداد رسما اعلام کرد اظهارات ایران مطابق با یافته های آژانس است و بنابراین، موضوع اول پایان یافته و ما وارد موضوع دوم یعنی سانتریفیوژهای p1 و p2 شده ایم. نکته جالب در مورد موضوع جداسازی پلوتونیوم که بارها مورد سوءاستفاده آمریکا و سه فاکتور تروئیکای اروپا در جنگ روانی علیه فعالیت های هسته ای ایران قرار گرفته بود، آن است که اصل موضوع جداسازی مربوط به سال 1972و شش سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است.
البرادعی در گزارش شهریور ماه خود به آژانس و شورای امنیت، رسما اعلام کرد ایران به سوالات آژانس درباره جداسازی پلوتونیوم، پاسخ های شفاف و لازم را داد و ما وارد مرحله دوم یعنی سانتریفیوژهای p1 وp2 شده ایم. در این مرحله گروه 1+5 که با استناد به مفاد دو قطعنامه 1373و 1747 خواستار تعلیق فعالیت های هسته ای ایران شده بودند، می توانستند اقدام به تدوین و تصویب قطعنامه سوم نمایند اما به دلیل مذاکرات سازنده ایران و آژانس، چین و روسیه مخالفت خود را با صدور هرگونه قطعنامه ای علیه ایران اعلام داشتند و تاکید نمودند اگر هدف 1+5 رفع ابهامات و سوالات مربوط به فعالیت های هسته ای ایران است، این روند در حال حاضر با مذاکرات شفاف و موثر ایران و آژانس در حال طی شدن است. نکته قابل تامل در گزارش شهریور ماه البرادعی آن بود که دبیرکل آژانس به صراحت اعلام کرد تنها تخلف ایران در فعالیت های هسته ای اش، تاخیر در گزارش دهی بوده است. ایران در برخی موارد پس از یک هفته و گاه یک ماه و در مواردی هم دو سال پس از موعد مقرر، فعالیت‌های خود را به آژانس اعلام کرده که این تاخیرها تخلفات مرسوم اداری بوده و بار حقوقی خاص خود را دارند و به هیچ وجه قابل مجازات در محافل و نهادهای بین المللی نمی باشد.
بازرسان آژانس تا 9 شهریور، تمام پرسش های خود را درباره سانتریفیوژهای p1 وp2 به تهران دادند. و عیدی، هانیونن و کارشناسان ایران و آژانس در نشست های مکرر در مهر ماه و آبان ماه به تبادل اطلاعات در این زمینه که به اعتراف طرفین مذاکره، فنی ترین و اصلی ترین سوالات آژانس بود، پرداختند که درنهایت ایران در 14و21 آبان ماه، در دو نوبت پاسخ های مکتوب خود را به سوالات آژانس در این زمینه ارائه کرد. محمدالبرادعی در پی دریافت پاسخ ها، در 24 آبان گزارش خود را به شورای حکام ارائه و رسما اعلام کرد. آژانس هم اکنون می تواند به این نتیجه برسد که گزارش های ارائه شده از سوی ایران درباره برنامه گذشته p1 وp2، با یافته های این سازمان همخوانی دارد. آژانس در2 آذر نیز بار دیگر در نامه ای رسمی به تهران، پایان یافتن ابهام در مورد سانتریفیوژها را اعلام کرد.
ابتکارات ایران
مسئولان ایرانی همچنین با هدف شفاف سازی سریع تر در مسیر حل ابهامات، پیش از موعد مقرر و در جریان بررسی موضوع سانتریفیوژها، کپی سند نیمکره فلزی اورانیوم را در اختیار آژانس قرار دادند. اطلاعات این موضوع که با جنجال های بی پایه رسانه های غربی طرح شده بود، از سال2005 مورد درخواست آژانس از ایران بود. به ادعای برخی منابع غربی، سند نیمکره فلزی اورانیوم، دستورالعمل نحوه تبدیل فلز اورانیوم به مواد مورد نیاز در کلاهک های هسته ای است و این در حالی است که بازرسان آژانس بارها پیش از این دریافت کپی این سند، آن را مشاهده کرده و از آن یادداشت برداری کرده بودند. کپی این سند که شبیه آن در سایت های اینترنتی موجود است، در سال1366 بدون أخذ سفارشی به دست تهران رسیده بود.
آژانس در پی دریافت کپی اسناد نیمکره فلزی، در سندی که 2 آذر همزمان با دومین روز اجلاس شورای حکام بود، رسما اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران تمام اقدامات لازم را در خصوص موضوع سانتریفیوژهای p1 وp2 و سند اورانیوم فلزی طبق مدالیته توافق شده انجام داده است و این دو موضوع، دیگر جزء موضوعات باقیمانده محسوب نمی‌شوند.
در طرح اقدام و مدالیته مصوب آن، محدوده مشخص زمانی برای پاسخ به همه سوالات و درخواست ها درنظر گرفته نشده بود، با این حال محمدالبرادعی در سفر 21دی ماه خود به تهران، در دیدار با مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی ایران از پیشنهاد تهران مبنی بر سرعت بخشیدن به بررسی پاسخ ها واعلام رفع ابهامات تا پیش از نشست 13 اسفند ماه شورای حکام استقبال کرد. براین اساس در حالی که رفع سه مورد از شش مورد ابهام آژانس در مدالیته در گزارش های البرادعی در ماه های شهریور و آبان رسما مورد تایید قرار گرفته بود، طرح سوالات آژانس و ارائه پاسخ های ایران به سایر ابهامات در برنامه فشرده چهار هفته ای تظیم شد.
موضوع منبع آلودگی ناچیز اورانیوم در دانشکده فنی تهران، موضوع پلوتونیوم210 و معدن گچین از موضوعات باقیمانده بود که در چهار هفته مقرر و در رفت وآمد مقامات و کارشناسان آژانس و ایران میان تهران و وین شدت یافت و در پی مذاکرات مکرر، این ابهامات نیز پایان یافت به گونه ای که البرادعی در گزارش روز جمع خود (3 اسفند) اعلام کرد، آژانس دیگر این موضوعات 6 گانه را جزو مسائل باقیمانده در تحقیقات مربوط به فعالیت های هسته ای ایران تلقی نمی کندو آنها را پایان یافته تلقی می کند.
ایران در مقطع تاریخی
براین اساس، پرونده هسته ای ایران اکنون در حساس ترین مقطع خود به لحاظ تاریخی قراردارد. برای اولین بار این پرونده در اثر همکاری های فوق العاده ایران که برای غربی ها کاملا غیرمنتظره بود، تقریبا به طور کامل بسته شده است. به تعبیر دقیق تر ، روند اجرای پادمان هایNPT در ایران به حال عادی درآمده است و دیگر پرونده ایران به عنوان یک مورد خاص در دستور کار اجلاس های نوبه ای شورای حکام آژانس قرار نخواهد داشت. پس از به وجود آمدن این وضعیت، همانگونه که با آژانس هم توافق شده، دیگر موضوعی برای بررسی دو پرونده ایران و جود نخواهد داشت و رسیدگی به ادعاهای مطروحه در روند عادی انجام خواهد شد. نقطه کلیدی گزارش مارس البرادعی این خواهد بود که بحث درباره همه مواردی که ایران و آژانس در قالب طرح مدالیته به عنوان موضوع پذیرفته بودند، به پایان رسیده و دیگر از دید آژانس چیزی که بتوان آن را به عنوان یک موضوع حل نشده در پرونده ایران خواند، وجود ندارد و آنچه باقی مانده از دید ایران در واقع «هیچ» است.
از سوی دیگر، در آخرین بند از توافقنامه مدالیته نوشته شده بود که پس از پایان رسیدگی به موضوعات، ایران آماده خواهد بود برخی ادعاها درباره مطالعات خاص را بررسی کرده و به آنها جواب دهد که گزارش البرادعی نشان می دهد اتفاقا این امر هم به طور کامل انجام شده و ایران تمام چهارهفته گذشته را به بحث درباره مطالعات ادعایی گذرانده و آژانس قبول کرده است که نسبت داده شده مطالعاتی درباره ساخت سلاح هسته ای از جانب آمریکا به ایران فاقد مبنا بوده است و مهم تر از آن تایید می کند آژانس هیچ گونه ارتباطی میان استفاده از مواد هسته ای در ارتباط با مطالعات ادعایی پیدانکرده و هیچ اطلاعات معتبری هم در این زمنیه وجود ندارد.
اما آمریکایی‌ها و برخی متحدانشان که می دانستند انتشار این گزارش همه بازی آنها در مقابل ایران به خم خواهد ریخت، ابتدا با یک عملیات رسانه ای وسیع و بعد با تشدید فشارهای دیپلماتیک پشت پرده به البرادعی ، او را وادار کردند از بسته اعلام کردن این مورد آخر خودداری کند. عملیات رسانه ای غرب علیه البرادعی درست از لحظه ای که احساس کردند گزارش وی آخرین میخ را برتابوت تندروی علیه ایران خواهد زد، آغاز شد. چند روزنامه و خبرگزاری مهم غربی از قول منابع بسیار مطلع! که البته در این گونه مواقع نمی خواهند نامشان فاش شود، البرادعی را متهم کردند قصد دارد چک سفید امضا به ایران بدهد و آنها نمی دانند که علت این امر چیست؟ در مرحله بعد همین رسانه ها از قول منابع آگاه! در آژانس نوشتند که البرادعی برسرگزارش به اجلاس ماه مارس با تیم فنی خود دچار اختلاف نظر شده و آنها نمی توانند بفهمند چرا او قصد چنین کاری را دارد.
نفس تلاش برای تفکیک محمدالبرادعی به عنوان مدیرکل آژانس از تیم فنی اش توسط رسانه ها و دیپلمات‌های غربی که برای نخستین بار از زمان گشوده شدن پرونده هسته ای ایران صورت می گیرد، به خوبی نشان می‌دهد که غربی ها سخت نگران محتوای گزارش هستند و ناامید از به وجود آوردن دگرگونی‌های اساسی در آن، سعی می کنند گزارش را نظرشخصی البرادعی و فاقد پشتوانه فنی در دبیرخانه آژانس معرفی کنند. نوع دیگر از فشارها بر البرادعی در سطحی پنهانی والبته موثرتر اعمال می‌شود. آمریکایی ها در هفته گذشته اعلام کردند اسناد و مدارک جدیدی در تایید ادعاهایشان علیه برنامه هسته ای ایران به آژانس ارائه خواهند داد. پیگیر ی ها نشان داد آنچه ارائه شده همان مواردی است که قبلا هم - حتی در سال 2004- در اختیار آژانس قرارگرفته بود و همانطور که دیپلمات ها تاکید کردند هیچ چیز با ارزشی در آن وجود ندارد. به علاوه، هفته گذشته هنگامی که هنوز چند روز تا انتشار گزارش البرادعی باقی مانده بود، وی به روزنامه الزمان گفت که از ناحیه، برخی کشورها تحت فشارشدیدی قراردارد و حتی مکالماتش شنود و تحرکاتش کنترل می شود. البته مدیر کل در آن مصاحبه گفته بود فشارها تاثیری بر او نخواهد گذاشت.
افزودن یک برگ سفید به آخر گزارش البرادعی
گزارش البرادعی در روز جمعه سوم اسفند، تحت همین فشارها بود که چندین بار به تاخیر افتاد. آمریکایی ها در حال پیاده کردن سناریوی همیشگی خود بودند. فشار برمدیر کل در ساعات پایانی انتشارگزارش و افزودن چند جمله منفی به آن و بزرگنمایی رسانه ای همان چند جمله با هدف کمرنگ کردن بخش اصلی آن که کاملا به نفع ایران است. این دقیقا همان اتفاقی است که در نوامبر 2007 هم رخ داد، اما اتفاق اضافه اکنون این است که خبرگزاری ها نوشته اند دولت آمریکا به رسانه های غربی دستور داده، جنبه های منفی گزارش را بزرگنمایی کنند.
با وجود همه این فشارها، تاثیری که نهایتا آمریکایی ها براین گزارش گذاشتند در قیاس با حقایق مهمی که این گزارش درباره برنامه هسته ای ایران برآن تاکید می کند، کاملا بی اهمیت است. درست است که آژانس قصددارد طرح یک ادعای واهی آمریکا را تا 3 ماه دیگر یعنی اجلاس ژوئن ادامه دهد ، ولی همین حالا هم پرونده هسته ای ایران در نقطه پایانی قراردارد و برگ آخری که غرب برآن افزوده است، تنها یک برگ سفید است که برآن چیزی نوشته نشده است. ادعاهای اخیر غرب، آن قدر واهی است که روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز هم به سخره آنها پرداخت و نوشت:« برخی ادعاهای جدید علیه ایران ، مستند به گفته های فردی است که آن فرد گفته من این مطالب را از فردی دیگر گرفته ام که احتمالا آن فرد مرده است!» و یا در هفته گذشته دست غرب آن قدر از ارائه هرگونه سند و مدرکی خالی گردید که ناچار شد عضو مرکزی گروهک منافقین را برصحنه تلویزیون ظاهر کرده تا وی به طرح ادعاهای جدید بپردازد!
رسانه‌های غرب در روزهای اخیر علاوه بر ترور شخصیت البرادعی، سعی دارند ضمن زیرسوال بردن صلاحیت وی، حتی موقعیت آژانس را نیز در اعلام هرگونه نظری پیرامون فعالیت های هسته ای ایران به زیر سوال ببرند. آنان با اجرای عملیات تعمیم و القای نگرانی بین المللی نسبت به فعالیت های هسته‌ای ایران سعی دارند بیانیه ها و حمایت های صریح و آشکار 118 کشور عضو عدم تعهد و یا 56 کشور اسلامی را درباره فعالیت های هسته ای ایران نادیده انگارند از این رو ماموریت ویژه ای را به «جیم کلمن» نماینده آمریکا در وین که اتفاقا دکترای عملیات روانی و مدرس برجسته این فن است ، داده اند تا به همراه لیبرمن ، وزیر امور راهبردی رژیم صهیونیستی ، موج تازه ای از ادعاهای پوچ و بی اساس را متوجه جمهوری اسلامی ایران و گزارش البرادعی بنمایند.
پیام نهایی گزارش البرادعی
در این میان، ذکر یک نکته اساسی هم ضروری است. البرادعی در گزارش 58 پاراگرافی خود اگر چه فعالیت‌های هسته ای ایران را صلح آمیز اعلام کرده و طبق طرح اقدام، رفع همه ابهام های موجود درباره پرونده هسته ای ایران را مورد تایید قرارداده است، اما همچنان به مواردی همچون تبعیت نکردن ایران از قطعنامه های شورای امنیت، بکارگیری نسل جدید سانتریفیوژها، خودداری از تصویب پروتکل الحاقی، ارائه نکردن برخی اطلاعات ضروری درباره پیشینه فعالیت های هسته ای و مواردی از این دست اشاره کرده که دستاویزی برای آمریکا و متحدان غربی اش برای تشدید فشارها و تلاش برای اعمال دور سوم تحریم ها علیه ایران محسوب می شود، اما پیام نهایی گزارش ماه مارس البرادعی این است که دیگر هیچ توجیه فنی و حقوقی برای تداوم اقدامات خصمانه علیه ایران باقی نمانده است. غرب تا امروز ادعا می کرد مدافع و نگهبان مقررات بین المللی و نگران اشاعه سلاح های کشتار جمعی است. از روز جمعه سوم اسفند و با توجه به 3 سند گزارش نوامبر 2007 البرادعی، و گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا دیگر این ادعاها به هیچ وجه ممنوع نیست و ملت ایران هر نوع فشاری را صرفا تبعیض آمیز تفسیر خواهد کرد و در برابر آن خواهد ایستاد . ایستادگی به حق ایران در پرونده هسته‌ای، فرصت ایفای نقش و اعاده حیثیت از دست رفته آژانس در ماجرای ادعاهای دروغین آمریکا در مورد وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق بین سال های 2000 تا 2002 بود. به عبارتی ایران از آژانس و البرادعی ، از اساسنامه این نهاد بین المللی و پیمان NPT اعاده حیثیت کرد. فرصتی که دنیا باید قدردان آن باشد.
ایستادگی ملت ایران نتیجه داد اما فتنه های فتنه گران پایان نمی یابد. همانگونه که رهبر عزیر انقلاب فرمودند بهانه آمریکا در این برهه، نه موضوع فعالیت های صلح امیز ( که خودشان بهتر از همه به آن واقف هستند) بلکه فراتر از موضوع هسته ای است. آنها متوجه شده اند که ایران در چهار فناوری استراتژیک امروز دنیا در حال حریم شکنی است، فناوری هایی که تسلط به یکی از آنها، به هر کشوری سطح ویژه ای از علم و بازیگری در مناسبات بین الملل را اعطا می کند.
ایران نه در یکی، بلکه در تمام این چهارفناوری مرزهای انحصار را شکسته است. در فناوری هسته ای که داستان برای همه مشخص است. در فناوری سلول های بنیادین و دانش ژنیتک در رده هفتم جهان جلوه گر شده ایم. در دانش فضایی به آستانه فضاپا گذاشته ایم و قادر به تست و رهگیری موشک در ورای جو و فرود آوردن آن با ضریب دقت 4 در هزار شده ایم و نهایتا در بحث فناوری اطلاعات و علوم دیجیتال نیز حتی دانش اموزان نوجوان ما در رقابت های جهانی شگفت آور شده اند. 29 سال تحریم و تهدید و تحمیل فشارهایی که حمله نظامی مستقیم و جنگی 8 ساله یکی از آنها بود، مانع این مهم نشد که این جمله نورانی امام راحل فراموش ملت ایران شود که ما «می‌توانیم».

نام:
ایمیل:
نظر: