دکتر عباسعلی فرزندی اردکانی
رابطه تروریسم طالبانی و خوی سلطه جویانه سردمداران کاخ سفید مدعی مبارزه با تروریسم را می توان پیوندهای نگرشی و رفتاری رهبران متحجر طالبان با صحنه گردانان نهان و آشکار آمریکا مشاهده کرد. این رابطه در عملکرد آمریکا پس از اشغال افغانستان و چگونگی برخورد با اندیشه طالبانی کاملا هویدا است. بی شک دولتمردان آمریکا از طریق برنامه ریزی و اقدامات مستقیم و غیرمستقیم خود در پیدایش و حاکمیت طالبان نقش محوری داشته اند. آنها از همه اقدامات تروریستی طالبان چون قتل عام وحشیانه ملت مظلوم افغانستان ، برخوردهای خشونت بار و وحشت آور با افراد غیر بومی وابسته به موسسات دیپلماتیک و خدماتی دیگر کشورها در افغانستان و صدور فتواهای متعصبانه و متحجرانه در زمینههای گوناگون، تولید و توزیع گسترده مواد مخدر و ... در راستای تحقق اهداف نامشروع خود بهره گرفتهاند. دولتمردان کاخ سفید که در سال 2001 به بهانه مبارزه با تروریسم و ایجاد امنیت در افغانستان به این کشور تهاجم کردند اما در سایه سیاستهای آمریکا نه تنها طالبان به عنوان یک گروه تروریستی از بین نرفته بلکه بحران امنیتی در افغانستان روند فزاینده ای داشته است. با گسترش ناامنی ها و افزایش عملیات انتحاری فقط در یک سال گذشته هزاران نفر کشته و آواره شده اند و مهاجرت ملت مظلوم افغانستان به پاکستان و ایران روند رو به رشدی پیدا کرده است. بمباران روستاها و شهرها توسط نیروهای آمریکایی و ناتو به بهانه مبارزه با تروریسم موجب بحرانی شدن امنیت در افغانستان شده و آمریکا و ناتو نیز پس از شش سال اشغال افغانستان از ظهور مجدد طالبان سخن می گویند. این اظهارات در حالی صورت می گیرد که براساس اطلاعات موثق منتشر شده آمریکایی ها همواره با سران طالبان در حال گفت وگو هستند!
آمریکاییها با دخالت خود درعرصه های امنیتی افغانستان و اعمال نفوذ همه جانبه بر دولت کابل مانع از شکل گیری اقتدار حاکمیت این کشور شده اند.
آمریکا برای توجیه حضور خود در افغانستان به ایجاد ناامنی ها نیازمند است تا به بهانه ایجاد امنیت حضور خود را در افغانستان ضروری قلمداد نماید . از این رو تلاش می کند تا بخش هایی از طالبان را تحت عنوان طالبان میانه رو در ساختار سیاسی افغانستان مشارکت دهد. آمریکائی ها در حالی که خود عامل اساسی ناامنی در افغانستان هستند می کوشند تا با معرفی کردن طالبان و القاعده به عنوان عامل ناامنی های افغانستان مسایلی چون: ضرورت مشارکت طالبان در ساختار سیاسی افغانستان برای رفع ناامنی ها و تامین نظر دولت پاکستان القا نمایند. آنها در این راستا پیشنهاد تحویل سه ولایت در جنوب افغانستان به طالبان و چند وزارت خانه به آن ها را مطرح کرده و از طرفی اعلام کرده اند که برای ریشه کنی کامل بقایای طالبان و تروریسم به 5 سال دیگر زمان نیاز است. شکی نیست که آمریکایی ها نه تنها در ادعای مبارزه با طالبان صداقت ندارند بلکه برای تحقق اهداف خود در منطقه نیازمند پیوند خود با بخش هایی از طالبان است. هدف آمریکا این است تا با حضور خود در افغانستان و استفاده از این جریان وابسته پایه های سلطه خود بر این کشور و محیط پیرامون را استحکام بخشند، بر این اساس گسترش تروریسم و ادعای مبارزه با آن با سلطه گری آمریکا پیوندی عمیق دارد.