مهدى سعیدى
جعل واژه«مردمسالاری دینی» توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی و تلاش برای ورود آن به ادبیات سیاسی و تبدیل آن به گفتمان رایج، یک اتفاق نبود؛ بلکه تلاشی هدفمند و آگاهانه از جانب ایشان بود که در شرایطی خاص با هدف تجلی ظرفیتهای جدیدی از مفهوم حکومت اسلامی ارائه گردید. طرح این ایده نو، فرصتی است برای نظریه پردازی و تامل در ارائه ایده هایی «معطوف به عمل» و تلاش برای ایجاد پشتوانه ای تئوریک برای نظام جمهوری اسلامی که امروز قریب به سه دهه از شکل گیری آن میگذرد و در آستانه آغاز دهه چهارم خود قرار دارد. امروز جمهوری اسلامی در حوزه عمل با سوالاتی مواجه است که باید برای آن پاسخهایی مناسب ارائه نمود. پاسخهایی که مانع از متهم شدن حکومت اسلامی ناکارآمدی و ناتوانی گردد.
همانطور که رهبری خود در بیاناتشان اشاره داشتند به «مردمسالاری دینی» چیزی در برابر«جمهوری اسلامی» نیست، بلکه شرحی و تفسیری نو از آن به حساب می آید. جوهر مردمسالاری دینی را می توان در تعریف جایگاه انسان در اسلام و نقش اراده آدمی در تعیین سرنوشت خویش جستجو نمود. تبیین دقیق این موضوع را باید در این گفتار آیت الله خامنه ای جستجو کرد، آنجا که به خاستگاه اعتبار رای ملت اینگونه اشاره می کنند: «در مردم سالاری دینی و در شریعت الهی این موضوع مطرح است که مردم باید حاکم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد که حکومت کند. ای کسی که مسلمانی، چرا رأی مردم معتبر است؟ می گوید چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأی مردم بر اساس کرامت انسان پیش خدای متعال معتبر است.» (26/9/82)
در منطق مردمسالاری دینی از منظر آیت الله خامنه ای رای و خواست مردم با هدایت الهی شریعت در هم آمیخته شده و به عبارتی رای و انتخابات ملت با راهنمایی وحی، مسیر حقیقی و رو به سعادت و حقیقت را می یابد. به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی: «در نظام اسلامی - یعنی مردم سالاری دینی - مردم انتخاب می کنند، تصمیم می گیرند و سرنوشت اداره کشور را به وسیله منتخبان خودشان در اختیار دارند؛ اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه هدایت الهی، هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمی برد و از صراط مستقیم خارج نمی شود؛ نکته اصلی در مردم سالاری دینی این است.» (11/5/80)
مرز مهم مردمسالاری دینی و دموکراسی غربی را نیز در همینجا باید جستجو کرد که این هدایت الهی است که جهت رای ملت را مشخص می نماید، اما در دموکراسیهای غربی این اراده باندهای مافیایی قدرت : ثروت است که با فریب افکار عمومی آراء ملت را به سود منافع خویش جلب می نماید. حضرت آیت الله خامنه ای این حقیقت را چنین شرح می دهند: «حقیقت مردم سالاری دینی این است که یک نظام باید با هدایت الهی و اراده مردمی اداره شود و پیش برود. اشکال کار نظامهای دنیا این است که یا هدایت الهی در آنها نیست - مثل به اصطلاح دمکراسیهای غربی که اراده مردمی علی الظاهر هست، اما هدایت الهی را ندارند - یا اگر هدایت الهی را دارند یا ادعا می کنند که دارند، اراده مردمی در آن نیست؛ یا هیچکدام نیست، که بسیاری از کشورها این طوری هستند؛ یعنی نه مردم در شئون کشور دخالت و رأی و اراده ای دارند، نه هدایت الهی وجود دارد. جمهوری اسلامی، یعنی آن جایی که هدایت الهی و اراده مردمی توأم با یکدیگر در ساخت نظام تأثیر می گذارند.» (11/5/80)
شاخصه محوری دیگر مردمسالاری دینی، انتخاب تمامی مسئولین با رای و اراده مردم است، این انتخاب بطور مستقیم یا غیر مستقیم تمام سطوح مسئولین نظام اسلامی را در برمی گیرد. این نکته در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز مورد تاکید قرار گرفته است: «از رهبری تا ریاست جمهوری تا نمایندگان مجلس و ارکان نظام آن، با واسطه و بی واسطه، به انتخاب مردم سر کار می آیند و مردم آنها را می شناسند و می پسندند و انتخاب می کنند.» (14/3/82)
آخرین کلام اینکه؛ نظریه ها در یک سطح نمی مانند و متاثر از زمان و برخاسته از تجربیات تغییر میکنند، تکمیل می شوند و در برخی موارد ابطال می گردند. «مردمسالاری دینی» نظریهای است تکمیلی بر مدل جمهوری اسلامی که افزون بر آن حرفهایی برای گفتن دارد و حرکتی است از جنس «جنبش نرم افزاری» در حوزه علوم سیاسی که رهبری خود در آن پیشگام شده است. در سلسله مقالات مندرج در این ستون تلاش نمودیم تا زوایا و ابعاد مختلف این نظریه را مبتنی بر آراء و نظرات تئوریسین آن - حضرت آیت الله خامنه ای - در حد مقدور تشریح نماییم. تبیین دقیقتر و عمق بخشی به این نظر، تلاش متفکر و اندیشمندان این حوزه را می طلبد که در این بین متفکرین و محققین پاسدار و بسیجی بی شک در این عرصه نیز پیشگام خواهند بود.