صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۶۳۹۲۱
نقدی بر وضعیت فیلم کوتاه تهران

رامین شریف‌زاده
مگر نه آنکه سینمای ملی، سینمای خوب نگریستن و خوبی ها را با نگاهی ژرف و عمیق دیدن است؟ مگر نه آنکه سینمای ملی، سینمای بازتاب دهنده فرهنگ و هویت ایران اسلامی و عرضه کننده واقعیات به جامعه، هویت طلبی، امید آفرینی، مهرآفرینی و دیگرخواهی است؟
مگر نه آنکه سیاه‌نمایی، بد دیدن و نادیدن خوبی ها نسبتی با نگاه ایرانی ندارد و اشراف بر شرایط خویشتن و آگاهی از توانایی ها و دشواری های موجود ضرورتی انکار ناپذیر برای حرکت در مسیر تعالی و توسعه است؟
مگر نه آنکه هویت ملی در سایه آموزش های هنری که به عناصر و مواریث فرهنگی متکی است، حفظ می‌شود و هم اینک سینمای ایران شرایط نوینی را تجربه می کند که باید در آن تولید اندیشه جهت تبادلات فرهنگی و حذف زنگارها از آن صورت گیرد. و مگر نه آنکه حفظ دنیای ناب و خلاقانه نسل جوان برای پرورش سینماگرانی که با تکیه بر ایمان و آگاهی به مبارزه با هجمه های فرهنگی برمی خیزند، ضرورتی است که نباید فراموش شود؟
بی شک رونق سینمای کوتاه در گوشه و کنار کشور و استقبال شگفت انگیز بین المللی برای حضور در این جشنواره، حکایت از آن دارد که چنانچه مسئولان سینمایی کشور هر آنچه در توان داشتند به کار می گرفتند و با کم توجهی به بعد محتوایی آثار زمینه های رشد رذائل در سینما را فراهم نمی آوردند، سینمای کوتاه می توانست ابزاری مناسب برای تعامل و تبادلات فرهنگ ساز باشد.
نفوذ جنبش های فمنیستی در فیلم کوتاه
لیبرالیسم به دنبال دوره ظلم تاریخی زنان در اروپا و آمریکا با طرح توصیه های فریبنده درباره حضور زنان در متن جامعه، گروه وسیعی از آنان را با خود همراه کرده و از آرای ایشان جهت تثبیت حاکمیت سیاسی خود بهره برده است. زنان با توجه به ظلمی که در جوامع غربی بر آنان می شده با پیشرفت جامعه بشری و ارتقای سطح آگاهی عمومی، حضور بیشتر خود در صحنه های اجتماعی و تثبیت موقعیت اقتصادی خویش را خواستار شدند.
اگرچه ورود زنان به عرصه اقتصادی با توجه به ظلم تاریخی و رشد فکری جوامع انسانی امری گریز ناپذیر بود ولی مشکل زمانی آغاز شد که با حضور ایشان در عرصه عمومی جامعه، اخلاقیات و ارزش ها کنار گذاشته شد و وظیفه حل معضلات و مشکلات زنان به عهده عقل ابزاری واگذار شد. به عبارتی حضور اقتصادی زنان با کمرنگ شدن معنویات و ارزش ها و عدم تعیین اهداف عالی همزمان شد. با پیدایش نهضت ها و جنبش های فمینیستی و با رشد شعارهای ایجاد برابری بین زنان و مردان در همه عرصه ها و با ادعای کسب امتیازات ویژه برای زنان، امروزه شاهد اعلان جنگ و حمله به مفاهیم سه گانه خانواده، همسر و مادر از سوی این جنبش ها هستیم.
بحث دفاع از حقوق زنان از جمله موضوعاتی است که در دهه اخیر شاهد رشد فزاینده آن در تولیدات سینمایی و تلویزیونی کشور بوده ایم. اگرچه توجه به معضلاتی که زنان جامعه هرروزه با آن روبرو هستند و تلاش برای رفع این معضلات به خودی خود، امری پسندیده و قابل تقدیر است اما هنگامی که این دفاع، رنگ و روی شعارزدگی و مردستیزی به خود گرفته به نحوی که جامعه را به میدان رقابت میان زنان و مردان تبدیل کند، انحرافات و در پی آن سقوط در ورطه ابتذال شکل می گیرد. نتیجه آن نیز عمیق‌تر شدن شکاف اختلاف میان زنان و مردان جامعه، گسست و از هم پاشیدگی خانواده ها و گسترش خانواده های تک والدی است.
در فیلم «فقط اومدم تلفن کنم» ساخته عبدا... قهری با زنی روبرو هستیم که بدون هیچ بهانه ای متهم به دیوانگی می شود. ماموران و دکتر تیمارستان بدون توجه به اصرارهای او مبنی بر اینکه وی جهت گرفتن تماس تلفنی به آن مکان وارد شده است، او را متهم به دیوانگی می کنند. این اتهام موقعیت مناسبی را برای شوهر او فراهم می کند تا آرزوی چندین و چند ساله او مبنی بر طلاق دادن زن و گرفتن حضانت فرزندش را محقق سازد. کینه توزی مردان نسبت به زنان آنچنان در فیلم عبدا... قهری بزرگنمایی شده گو اینکه تمامی مردم ایران برای به تحقیر کشاندن شخصیت و جایگاه زن ایرانی دست به دست همدیگر داده اند. زن فیلم نیز در تنهایی و مظلومیت برای نجات خود حاضر به پذیرفتن هرگونه تحقیری از جمله روابط نامشروع بیمارستان می شود. او در طول تمامی این سال ها به مردی تکیه و اطمینان کرده (شوهر) که برای او هیچ ارزش و شخصیتی قائل نبوده است.
اما در فیلم « مانداب» ساخته اشکان احمدی غواصی به دنبال یافتن جسد سربازی که چند روز پیش در رودخانه غرق شده، زیر آب فرو رفته است. تعدادی مرد و زن در اطراف رودخانه ایستاده اند و امیدوارند که غواص گمشدگان آنان را بیرون آورد. پیرمردی معتقد است که نوه اش در حال چوپانی گوسفندان در رودخانه غرق شده و زنی گمان می کند که جسد شوهر قاچاقچی اش در این رودخانه است.
دختر جوانی نیز که فرزندی نامشروع داشته، فرزندش را در رودخانه انداخته است اما امروز پشیمان از کار خود از خواهرش خواسته کنار رودخانه بیاید تا شاید جسد فرزندش پیدا شود. جستجوگران جسد زنی را در ته رودخانه می یابند اما هیچکس سراغ او را نمی گیرد. جسد بدون صاحب کنار رودخانه می ماند! در فیلم «مانداب» زن موجود حقیری معرفی شده که حتی جسدش نیز پناهگاه و مامنی ندارد. مردم بسیاری برای یافتن جسد اقوامشان کنار رودخانه جمع شده اند چرا که امید دارند تا شاید در کاوش غواصان، جنازه شوهر و یا فرزندانشان که در رودخانه غرق شده اند در کف رودخانه پیدا شود اما این زن بیچاره است که حتی برای تحویل گرفتن جنازه اش نیز کسی پیدا نمی شود.
در فیلم«ابله» ساخته امیر عزیزی زنان به مرغانی تشبیه شده اند که وظیفه آنان فقط تخم کردن است. مردان نیز موجوداتی هستند که بی توجه به احساسات درونی زنان، هر زمان که لازم بدانند به آنان خیانت کرده و زن دیگری اختیار می کنند. به قول زن بازیگر، مردان به بهانه های واهی ای چون» چرا صدات کلفت شده یا پوستت چروک شده؟» زن دیگری اختیار می کنند. امیر عزیزی از زبان زن بازیگر نسخه مقابله با چنین رفتارهایی را نیز می پیچد. زن در لا به لای سخنانش به این موضوع اشاره می کند که دیگر فهمیده است باید آرایش کند، ماتیک بزند، شلوار جین بپوشد و به قولی برای خود زندگی کند و خوش بگذراند!!
اما در پویانمایی «مرغ آزاد» به کارگردانی شیما تایکندی نیز به همین موضوع اشاره شده است. تعداد بسیاری مرغ در مرغداری در حال صحبت کردن با یکدیگر هستند. کار آنها فقط تولید تخم مرغ است. یکی از مرغ ها که از این وضعیت خسته شده تصمیم می گیرد از مرغداری فرار کند. داخل شهر با ممنوعیت ها و خطرات فراوانی روبرو می شود. جهت تامین جانی و دفاع از خودش تلاش فراوانی می‌کند. خیلی زود از شهر می گریزد اما در کنار جاده گرفتار ماشینی می شود که بر پشت آن عکس خروس حک شده است. ماشین دوباره او را به مرغداری بازمی گرداند و دوباره همان شرایط قبلی برای او تکرار می شود، تولید تخم مرغ. مرغ در این فیلم نماد همان زن است که تنها خواسته جامعه از او زائیدن یا به قولی تخم گذاشتن است. جامعه مردان (خروس ها) بی توجه به خواسته های روحی زنان، همواره آنان را مورد ظلم خود قرار می دهند. برای نجات زنان یا به قولی مرغان جامعه نیز هیچ راه حلی جز سرسپردن به فرامین مردان وجود ندارد.
یک نکته:
تلاش شد تا روند تولید فیلم کوتاه و همچنین نحوه برگزاری جشنواره آن در سال 1386 در سه بخش مجزا مورد بررسی و نقد قرار گیرد. در پایان باید یادآور شد که متاسفانه بخش عمده ای از این انحرافات بر اثر کم توجهی مسئولان سینمای جوان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به محتوای آثار پدید آمده است.
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وابسته به معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تولید آثار مغایر با ارزش های اسلامی حضوری فعال داشت. فیلم های «زیر پلک»، «ماتیک»، «مانداب»، «بارش شهابی»، «هفت خاطره» و «نزدیکتر از نفس» که شرح آنها پیش از این داده شد نمونه هایی از این آثار به شمار می آیند.
انجمن سینمای جوان نیز در تولیدات خود اگر چه نسبت به سال گذشته عملکرد قابل قبول تری داشته لکن فیلم هایی چون «زندگی، جنگ و دیگر هیچ»،«فقط اومدم تلفن کنم»، و «فرشته مرگ در 5 پرده» که توسط این انجمن تولید شده به هیچ وجه قابل دفاع نیست.
شایان ذکر است که مسئولان برگزار کننده بیست و چهارمین جشنواره ملی و دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران بر خلاف سال گذشته نسبت به ساعت نماز و همچنین جلوگیری از حضور اسپانسرهایی که مبلغ کالاهای صهیونیستی بودند چون شرکت «نستله» توجه بیشتری از خود نشان دادند که به نوبه خود قابل تقدیر بود.

نام:
ایمیل:
نظر: