صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۶۴۲۵۸

امید مطهرزاده
شارح آرای کارل پوپر و سلسله جنبان لیبرالیسم وطنی در آخرین اظهارنظر خود درباب محکمات و مسلمات دیانت، ورق شعبده دیگری را رو کرد و به سبک و سیاق نصرحامد ابوزید مصری از «نقش محوری پیامبر» در «تولید» قرآن سخن راند؛ «بنا به روایات سنتی پیامبر تنها وسیله بود، او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می کرد. اما به نظر من پیامبر نقش محوری در تولید قرآن داشته است... پیامبر مانند یک شاعر احساس می کند که نیرویی بیرونی او را دراختیار گرفته است، اما در واقع شخص پیامبر همه چیز است؛ آفریننده و تولید کننده... من فکر نمی کنم دانش او از دانش مردم هم عصرش درباره زمین و کیهان و ژنتیک انسان ها بیشتر بوده و این دانش را که ما امروز در اختیار داریم، نداشته است...» سخنانی از این دست جدای از آنکه عمق استحاله و فقر عمیق تئوریک سروش را می رساند، تجاهل بر بدیهیات معرفت شناختی و کلامی دیانت اسلام نیز هست. سروش، متافیزیک سکولار و ماتریال را همسنگ با جهان ماوراء و قدسی می پندارد و با نسخه های دست چندم اصحاب تاویل و هرمنوتیک ، می خواهد «فهم بشری» از قرآن را سامان دهد! فهمی که اساسا مشخص نیست چه معنی دارد و اساسا نمی تواند نسبتی با «حجیت فراعقلی» منبعث از مسلمات عقیدتی اسلام برقرار کند! آخرین دستپخت دکتر سروش، تاویل عرفی و بشری از امر مقدس و برآمده از حجیت فرا عقلی است... خب، حال کدام منصفی است که به سلامت این تئوری پردازی گواهی دهد؟ ایشان بهتر است دست از علوم دینی بردارند و به همان آرای نئولیبرال ها و جامعه باز پوپر بپردازند. اگر چنین شود هم خیال او آسوده خواهد شد و هم متدینان.

نام:
ایمیل:
نظر: