صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۶۴۲۹۳

بصیرت: ملت های مسلمان تا زمانی که گرفتار استبداد و دیکتاتوری باشند نمی توانند به احکام دینی عمل کنند و به اصول و ارزشها پای بندی نشان دهند. مردم تمایل زیادی به دین نشان می دهند و حرکت در چارچوب اصول و ارزشها را لازم می دانند ولی متاسفانه حکومت های استبدادی همواره بزرگترین مانع بر سر راه حاکمیت احکام دینی و اصول و ارزشها هستند زیرا آنرا با حاکمیت اراده و تمایلات فردی خود در تضاد می بینند.
طنطاوی شیخ دانشگاه الازهر مصر در جریان برگزاری اجلاس باصطلاح ادیان در نیویورک با شیمون پرز رئیس رژیم غاصب و جنایتکار صهیونیستی دست داد و با لبخند و احوالپرسی گرم چنین وانمود کرد که این رژیم از نظر او کاملا مشروع است . این اقدام طنطاوی بویژه هنگامی که فیلم و عکس این صحنه منتشر شد عکس العمل شدید مردم مصر و نمایندگان مجلس این کشور و دانشگاهیان و محافل مذهبی را برانگیخت بطوری که همه خواستار برکناری او از دانشگاه الازهر شدند ولی این اعتراضات به نتیجه نرسید و طنطاوی همچنان با اقتدار در جایگاه خود باقی ماند!
در بررسی علل بی نتیجه بودن اعتراضات شدیدی که به اقدام خلاف و غیرقابل توجیه طنطاوی صورت گرفت این روزها سه نکته در محافل سیاسی منطقه مطرح می شود.
اول آنکه اصولا دست دادن با رئیس رژیم صهیونیستی و ابراز صمیمیت نسبت به او اقدام خلافی نیست و طنطاوی مرتکب جرمی نشده است تا با او برخورد شود. این را دولتی ها و طرفداران رابطه با رژیم صهیونیستی مطرح می کنند.
دوم آنکه طنطاوی بقدری قدرتمند است که مخالفت ها و مخالفان نمی توانند تاثیری در جایگاه او داشته باشند.
و سوم آنکه مخالفت کنندگان از جایگاه قابل اعتنائی در جامعه و میان مردم برخوردار نیستند و همین امر موجب شده است مخالفت ها طنطاوی را وادار به کنار رفتن و یا حتی عذرخواهی نماید.
اگر از همین نکته سوم به بررسی این عوامل بپردازیم خواهیم دید که واقعیت غیر از اینست که در این نکته ادعا شده است . تردیدی وجود ندارد که گروه اخوان المسلمین و نمایندگان این گروه در مجلس مصر از جایگاه قابل توجهی در میان مردم برخوردارند و هنگامی که این جمع با دانشگاهیان و محافل مذهبی و مردم کنار همدیگر قرار می گیرند یک جریان نیرومند در جامعه مصر بوجود می آید که شعاع تاثیر آن دنیا عرب و گاهی همه کشورهای اسلامی را فرا می گیرد. بنابر این نباید چنین مخالفتی بی تاثیر باشد.
نکته دوم نیز صحت ندارد زیرا طنطاوی به دلیل موضعگیری هایش که کاملا تابع دولت مصر است اصولا جایگاهی در میان مردم ندارد و فقط عنوان شیخ دانشگاه الازهر بودن است که به او اعتبار داده و منهای این عنوان خود او از اعتبار ذاتی برخوردار نیست .
نکته سوم نیز صحت ندارد زیرا رژیم صهیونیستی در چشم مردم مصر بقدری منفور است که هر کس به این رژیم گوشه چشمی نشان دهد او نیز منفور می شود و حسنی مبارک درست به همین دلیل است که در میان مردم مصر هیچ جایگاهی ندارد و هر چند سال یکبار که نمایشنامه ای به نام انتخابات در مصر اجرا می کند حداقل 97 درصد مردم آن کشور به پای صندوق های رای نمی روند یا به او رای نمی دهند و او با صحنه سازی خود را رئیس جمهور اعلام می کند و با حمایت های آمریکا بر سر کار میماند. انورسادات هم که توسط ستوان خالد اسلامبولی اعدام انقلابی شد به دلیل امضای قرارداد ننگین کمپ دیوید و خشم شدید مردم مصر از این اقدام وی بود. در واقع دستی که گلوله ها را به سادات شلیک کرد دست مردم مصر بود که از آستین ستوان خالد اسلامبولی بیرون آمده بود.
بدین ترتیب باید علت برجای ماندن طنطاوی که نوعی دهن کجی آشکار به ملت مصر است را در جای دیگر جستجو کرد.
واقعیت اینست که علت بی نتیجه ماندن اعتراضات مردم مصر اراده دیکتاتور حاکم بر این کشور یعنی حسنی مبارک بر حمایت از طنطاوی است . طنطاوی غلام حلقه به گوش حسنی مبارک است و دیکتاتورها برای عملی ساختن آنچه اراده می کنند به چنین افرادی نیازمند هستند. طنطاوی هویت مستقلی ندارد و مهره ایست که فرعون مصر در بازی های سیاسی خود او را هر طور بخواهد به کار می گیرد. الازهر مصر در گذشته های نه چندان دور دورانی را گذراند که شیوخ آن مستقل و حتی بر اراده حکومت ها نیز اثرگذار بودند. اقتضای شان الازهر نیز همین است . ولی اکنون شیخ الازهر هویت مستقلی ندارد و تابع اراده حاکم مستبد مصر است . طبیعی است که او برای رسیدن به این مقام و ماندن در این مقام باید به مثابه مهره ای دردست دیکتاتور مصر عمل کند و دیکتاتور مصر اکنون خود عامل رژیم صهیونیستی و فرمانبر آمریکاست . بنابر این کاملا طبیعی است که طنطاوی به عنوان شیخ دست نشانده الازهر به آمریکا برود و در اجلاسی تحت عنوان گفتگوی ادیان با رئیس رژیم صهیونیستی که هیچ نسبتی با ادیان ندارد دست بدهد و به او لبخند بزند تا دیکتاتور مصر نقش خود را در مشروعیت بخشیدن به رژیم صهیونیستی در پوشش ادیان بازی کرده باشد و پاداش خود را از آمریکا و صهیونیست ها بگیرد.
نقش دلارهای نفتی عربستان در این بازی کثیف را نیز نباید نادیده گرفت . شاه عربستان این بازی را در نیویورک و درست در هنگامی که مردم مظلوم غزه زیر شدیدترین جنایات صهیونیست ها درحال خرد شدن بودند به راه انداخت تا به فلسطینی ها بگوید حتی شیخ الازهر نیز حق را به رژیم صهیونیستی می دهد و شما چاره ای جز دست برداشتن از مقاومت ندارید.
هر چند دیکتاتورهای ارتجاع عرب با به راه انداختن این بازی نوکری خود را نسبت به شیطان بزرگ و دلالی خود برای صهیونیست ها را برای چندمین بار به اثبات رسانده اند ولی افکار عمومی جهان عرب و اسلام را با این بازی کثیف بیش از گذشته علیه خود برانگیختند و پیچیده شدن طومار دیکتاتوری خود را تسریع کرده اند. طنطاوی نیز نباید به حمایت فرعون مصر دل خوش باشد زیرا سنت الهی اینست که فرعون ها درهم کوبیده می شوند و سرنوشت کسانی که به دیکتاتورها تکیه کنند نیز همین است.

نام:
ایمیل:
نظر: