صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۶۴۷۵۲

علی رحیمی
آیا می توان تعدادی از پیامبران الهی را به گونه ای تقسیم بندی کرد که پیامبر اعظم(ص) در میان آنها نباشد؟!
آیا می توان رجال برجسته صدر اسلام را به نحوی دسته بندی کرد که حضرت امیر(ع) در بین آنها نباشد؟!
آیا می توان سیارات و ستارگان راه شیری را به شکلی در کنار هم قرار داد که خورشید در زمره آنها قرار نگیرد؟!
آیا می توان شخصیت های مشهور و شاخص دویست سال اخیر ایران را به گونه ای تقسیم بندی کرد که امام خمینی(ره) در میان آنها نباشد؟!
پاسخ تمام سوالات فوق مثبت است، اما آنچه که مهم است انگیزه چنین تقسیم بندی است.
مسعود بهنود در یادداشتی که چند روز پیش در روزنامه صدای عدالت درج شد، در دسته بندی رجال برجسته دویست سال گذشته ایران شیوه ای را پیش گرفت که وانمود کند جایی برای حضرت امام(ره) در این موضوع وجود ندارد. وی در این خصوص آورده است: به باورم مهندس مهدی بازرگان را اگر هیچ صفت دیگر نتوان داد، همین که در روزهای بهمن سال 57 تنها کسی بود که در آن موج کین جویی و خونخواهی، که طاقت از همگان می ربود، او و تنها او بود که سخن از حقوق انسان ها، حقوق زندانیان و حقوق متهمان می گفت، یگانه اش می کند. تاریخ دویست ساله اخیر ایران نام ها و یادها دارد از انقلابیون، رادیکال ها، جان باختگان بر سر آرمان و قدرت، به قدرت رسیدگان با احساس رسالت تاریخی، زندان کشیده های سرشار از اطمینان به نفس. اما نامداران مصلح و مصلحان اهل مدارا که مجالی یافته و مقامی گرفته باشند، به تعبیری، سه تن بیش تر نبوده اند: امیرکبیر، دکتر مصدق و مهندس بازرگان.
تلألو چهره درخشان امام خمینی(ره) بسیار افزون تر از آن است که نیازمند شمع مدح و تمجید امثال بهنود باشد همانگونه که تلاش این چنین افرادی برای در حجاب کشاندن این چهره پرفروغ بی ثمر است. روح و شخصیت الهی امام خمینی(ره) در نقطه ای از تاریخ مأوا گزیده است که ارائه هرگونه تصویر از این مقطع تاریخ بدون شمارآوردن تاثیرات اساسی امام خمینی(ره) بر آن مقطع تاریخی ناممکن و کذب محض است و ردیف کردن نام ها و موضوعات کوچک و بزرگ نمی تواند این ناممکن را ممکن و این کذب را صدق کند.
امام خمینی(ره) واقعیتی ماندگار است که با دسیسه هایی مانند آنچه که بهنود به آن دست یازیده است در حاشیه قرار نمی گیرد. ظهور امام خمینی(ره) در سال های پایانی قرن بیستم به واسطه جلال و عظمتی که داشت باعث کوچک و حقیرشدن چهره هایی شد که تا پیش از آن بزرگ پنداشته می شدند و بزرگی را به گونه ای معنا کرد که برای دیگران قرار گرفتن در حریم این معنا بسیار سخت شد، حال اگر بتوان با توسل به هر نوع خدعه و فریب نام امام خمینی(ره) را از تاریخ معاصر حذف کرد راه برای بزرگ شدن دیگران و به فراموشی سپردن امام خمینی(ره) باز می شود و این چیزی است که بهنود آن را دنبال می کند، غافل از آنکه با خار و خاشاک بیابان نمی توان قله سر به فلک کشیده کوه را پوشاند.

نام:
ایمیل:
نظر: