صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۶۵۰۷۹

بصیرت: در روزهایى که با افول نومحافظه کاران امریکا، خاورمیانه آبستن تغییر است، دیوید میلیبند با هدف آنچه «متحد کردن صف آشفته اعراب» خوانده شده، به خلیج فارس آمد. پیش از این سفر تبلیغات گسترده اى در رسانه هاى انگلیس شروع شد مبنى بر این که رئیس دیپلماسى بریتانیا حامل یک طرح تازه براى خاورمیانه است؛ تا جایى که برخى محافل خبرى این کشور مدعى شدند، طرح میلیبند مى تواند خلأ حضور امریکا و «دوران گذار خاورمیانه» را پوشش دهد.
بسته سیاسى میلیبند در ضیافت مجللى که شاهزادگان اماراتى براى وى ترتیب دادند گشوده شد اما در کمال تعجب، این بسته دیپلماتیک حاوى یک طرح تکرارى و از مد افتاده بود. راهبردى که فرستاده براون براى شرکاى مضطرب عرب خویش ارائه کرد، چیزى نبود جز سوژه ملال آورى به نام «تهدید ایران».
میلیبند در جریان این سفر به ابوظبى و در نطق مبسوط خود نسبت به تلاش ایران در دستیابى به سلاح هسته اى ابراز نگرانى کرد و با همان ادبیات انگلوساکسون ها، ایران را تهدیدى براى امنیت خاورمیانه خواند. در نطق میهمان انگلیسى اماراتى ها، به طور مکرر بر این ادعا تأکید شد که: «ایران، با سلاح هسته اى، ضربه محکمى به راهکارهاى پراگماتیک و صلح آمیز منطقه وارد مى کند.»
با نگاه به آرشیو طرح هایى که در هشت سال دوره بوش و بلر در خاورمیانه ارائه شده، این واقعیت نمایان مى شود که طرح وزیر خارجه جوان انگلیس حاوى هیچ نکته تازه اى نیست. حتى کلمات و عباراتى که او نظریه اش را در آن پیچیده، همان عبارات به کار رفته در لسان بازیگران دیگر خاورمیانه و نوعى گرته بردارى از اندیشه هاى امثال رایس و بلر است. شاید این کلیشه بردارى را میزبانان عربى میلیبند به او گوشزد نکنند اما اغلب رسانه هاى خاورمیانه بر این نکته انگشت تأکید نهادند که دیپلمات خام دست لندن در همان راه سنگلاخى گام گذاشته که اسلاف او چند بار آن را پیموده و آزمایش کرده اند.
بازخوانى سناریوى «ایران هراسى»
اساس طرحى که میلیبند ارائه کرد، بر نظریه شکست خورده اى به نام «ایران هراسى» استوار است؛ نظریه اى که کاندولیزا رایس و تونى بلر، قریب یک دهه، جاده سیاست خاورمیانه را به امید تحقق آن درنوردیدند، اما فرجام آن سفرهاى رنج آور چیزى جز ناکامى و بدنامى براى سیاستمداران و نظریه پردازان افراطى دو سوى آتلانتیک نبود.
بنابراین، اکنون این سؤال مطرح مى شود که چرا با وجود تجربه ناکام تز ایران هراسى که دست بر قضا در سال هاى اخیر دامان بلر را گرفت، رئیس جدید دیپلماسى انگلیسى بار دیگر به دامان این نظریه آویخته است
واقعیت این است که انگلیسى ها که اشراف عمیقى نسبت به قدرت ایران و پیچیدگى هاى محیط خاورمیانه دارند، مى دانند گشودن جبهه ضد ایرانى کار چندان سهل و ساده اى نیست و چنین هدفى که امریکایى ها در اوج لشکرکشى به منطقه نتوانستند محقق کنند، یک قدرت پیر و از نفس افتاده اروپا هرگز از عهده اجراى آن برنمى آید. از طرف دیگر دیپلمات هاى ملکه مى دانند معادلات سیاسى خاورمیانه و توازن قدرت در این منطقه کاملاً به نفع جبهه انقلابیون برهم خورده است و محافل عربى که زمانى بازیگران این قبیل طرح هاى ضد ایرانى بودند، اکنون خود با بحران «بى وزنى سیاسى» و مشکل عدم مشروعیت دست و پنجه نرم مى کنند. لذا معماى طرح ضد ایرانى میلیبند را با فرضیه دیگرى باید تحلیل کرد.
به نظر مى آید دیپلمات لندن با نوعى رفتارشناسى بر نقطه ضعف اعراب انگشت نهاده است. او از بحران و اضطراب درونى اعراب در روزهاى وداع امریکاى بوش خبر دارد و مى داند دوران انتقالى قدرت در کاخ سفید بهترین دوران امتیازگیرى از شرکاى ناامید امریکا است.
تجربه هاى دیپلماسى انگلیس نیز گویاى این واقعیت است که انگلیسى ها بازیگران روزهاى تردید و بلاتکلیفى هستند. لذا جاى تردید باقى نمى ماند که میلیبند با اندیشه نقش آفرینى در همین روزهایى که به خلأ قدرت در خاورمیانه معروف است، راهى منطقه شد.
مهمترین پیش نیاز ایفاى نقش در چنین فضاى غبارآلودى، این است که لندن بتواند تصویرى فاجعه بار از آینده خاورمیانه را در ذهن شرکاى عربى خویش حک کند. در این راستا لازم است به تحلیل هایى که قبل، حین و بعد سفر میلیبند در تریبون هاى خبرى انگلیس نقش بست تأمل شود.
اغلب این رسانه ها بویژه شبکه بى . بى. سى تلاش کردند تصویرى رو به فروپاشى از اوضاع خاورمیانه پس از بوش ارائه کنند و این همان چیزى است که عقبه فکرى و روانى دیپلماسى تازه انگلیس در منطقه را شکل مى دهد.
از نکات قابل تأمل در زمینه سازى روانى براى حضور دوباره انگلیس در صحنه سیاسى خاورمیانه این بود که رسانه هاى انگلیس خاطرات روزهاى «با هم بودن اعراب منطقه و امپراتورى انگلیس» را در اذهان سران منطقه زنده کردند. آنها در «پس زمینه» سفر میلیبند، دوران جابه جایى نقش امپراتورى انگلیس و امریکا در ۶۰ سال پیش را بازگویى کردند تا این تصور براى اعراب منطقه تداعى شود که امپراتورى بریتانیا بار دیگر به یارى دوستان دیرین شتافته است و لندن حاضر نیست آنها را در چنین روزهایى تنها بگذارد.
در این صورت روشن است که لندن براى رخنه دوباره در صفوف اعراب، تکنیک هاى سنتى خویش را دوباره به کار گرفته است. اجزاى طرحى که میلیبند براى بسیج اعراب علیه ایران ارائه مى کند، قطعاتى از پازل دیپلماسى دیرینه انگلیس است. رکن اصلى این نظریه همان وجود «دشمن فرضى» به نام ایران است. وزیر خارجه انگلیس همه تلاش خویش را بر این پایه استوار مى کند که از تهران یک غول سیاسى در نگاه اعراب بسازد. لندن این شگرد دیپلماسى را دو سال پیش براى به هم ریختن روابط دو قدرت حریف دیگرش یعنى چین و روسیه به کار بست.
جالب اینجاست که در همه این پروژه هاى روس ستیزى و چین هراسى، تکیه گاه و ابزار اصلى انگلیسى ها، رسانه هاى پرنفوذ این کشور بویژه رادیو و تلویزیون بى. بى. سى بود. لندن براى شوراندن کشورهاى آسیاى مرکزى علیه مسکو، تصویر یک قدرت خوفناک و دیکتاتورگونه از کرملین ساخت. در این راستا حتى از گشودن پرونده هاى حقوق بشرى و تروریستى علیه شخص «پوتین» دریغ نورزید.
این حرکت لندن تا آنجا ادامه یافت که با علم کردن ماجراى قتل افسر پناهنده روس، لیتوى ننگو، توسط دستگاه اطلاعات روسیه، تصویر یک قاتل را از پوتین بازسازى کرد.
در برابر چین نیز این سیاست به گونه دیگرى تعقیب شد. لندن از چند بحران منطقه خاوردور مثل شورش هاى میانمار و ناآرامى هاى تبت براى بى اعتبار کردن دستگاه حکومتى پکن بهره گرفت. این رویه تا جایى تداوم یافت که رسانه هاى لندن به صداى اصلى شورشیان میانمار و جدایى طلبان تبت تبدیل شدند. دولت براون در گرماگرم المپیک ۲۰۰۸ پکن، دالایى لاما، رهبر ناراضیان تبت را به دوانینگ استریت دعوت کرد؛ با این حال چینى ها نیز همانند روس ها مقابل لندن کوتاه نیامدند.
رهبران پکن از همه اهرم هاى قدرت خویش بویژه بازوى قدرتمند اقتصادى شان براى متوقف کردن آهنگ تهاجمى دیپلماسى لندن بهره جستند.
اکنون دیوید میلیبند همان استراتژى آزموده شده در آسیاى مرکزى و آسیاى جنوب شرقى را دوباره در خاورمیانه به کار بسته است. او براى شوراندن شرکاى عربى بر ضد ایران، از جمهورى اسلامى همان تصویرى را مى سازد که پیش از این از چین و روسیه ساخته بود. با این تفاوت که در این تصویرسازى به جاى پرونده حقوق بشر، مسئله هسته اى ایران را دستمایه ایجاد نگرانى در ذهن اعراب قرار داده است. او تصویر «یک هیولاى سیاسى» را از ایران هسته اى مى سازد که اعراب منطقه به تنهایى یاراى رقابت با آن را ندارند و لازم است براى مواجهه با آن، جبهه اى مشترک تشکیل دهند. این تصویر با گزارش هاى پى در پى که در خروجى رسانه هاى چون بى. بى. سى قرار مى گیرد تکمیل مى شود که برنامه هسته اى مسالمت آمیز ایران را پروژه اى تهاجمى و تسلیحاتى وانمود مى کند. اظهارات وزیر خارجه انگلیس در ضیافت اماراتى ها جاى تردیدى باقى نگذاشت که لندن براى نفوذ در میان اعراب منطقه همچنان به کاربرد اندیشه «تفرقه بینداز و حکومت کن» چشم امید دوخته است.
بهایى که باید اعراب براى هسته اى شدن ایران بپردازند
نکته جالب توجه در اظهاراتى که میلیبند در ضیافت هسته اى اعراب داشته این است که او از نیاز و اشتهاى شدید اعراب منطقه به هسته اى شدن خبر دارد. مى داند که اعراب منطقه بویژه دولت هایى مثل مصر و عربستان از مدت ها قبل طرح هسته اى شدن را در دستور کار دارند. از طرفى این نکته هم از نگاه دیپلمات انگلیسى پنهان نیست که اعراب بیش از جنبه هاى فنى این صنعت و کاربرد آن براى تأمین نیازهاى انرژى خویش، به اعتبار سیاسى و پرستیژ حاصل از آن چشم دوخته اند. دولت هاى عربى که همه سال هاى حیات خویش را در ترس و تحقیر زیسته اند و از زمان دستیابى حریف صهیونیستى خویش به بمب اتمى، آرامش خویش را به کلى از دست داده اند، در شرایط کنونى جبران همه ضعف و نقصان ها را در گرو دستیابى به فناورى هسته اى مى بینند. بر این اساس میلیبند در سفر به امارات و حاشیه خلیج فارس وعده تجهیز اعراب به نیروى هسته اى را ارائه گرد. اگرچه او به وضوح خبر دارد که رژیم مجعول صهیونیستى چنین قرارى را در نطفه برهم خواهد زد چنان که پیش از این چندین قرارداد ارسال تسلیحات بالستیک از سوى امریکا و اروپا به اعراب را فسخ کرده است؛ با این حال میلیبند براى همراه ساختن اعراب با طرح ضدایرانى خویش، درهاى زرادخانه هسته اى انگلیس را به آنها نشان داد.
واقعیت این است که انگلیس از سرمایه گذاران اصلى در بازار هسته اى است. چنان که در سه ـ چهار سال اخیر که مسئله هسته اى در روابط بین الملل داغ شده، این کشور چندین قرارداد مبادله فناورى هسته اى با کشورهاى مختلف امضا کرده است. نکته قابل تأمل این است که دیوید میلیبند، سناریوى مواجهه با ایران هسته اى را در نشستى ارائه کرده که دورنماى آن، هسته اى کردن کشورهاى نفتى خلیج فارس است. میلیبند میهمان ویژه همایش انرژى اتمى در منطقه خلیج فارس بوده که ریاست آن را «شیخ محمدبن زاید آل نهیان» ولیعهد ابوظبى و جانشین فرمانده نیروهاى مسلح امارات برعهده داشته است. این همایش بخشى از مجموعه برنامه هایى است که اغلب دولت هاى عربى شریک غرب با هدف دستیابى به فناورى هسته اى پیش گرفته اند. «انور قرقاش» وزیر مشاور در امور خارجى امارات، در آغاز جلسه به صراحت گفت: «برنامه هسته اى مسالمت آمیز امارات با هدف دستیابى به ۱۵ مگاوات باقى مانده اجرا خواهد شد.»
چنان که از خبرهاى یک سال اخیر پیداست، اصلى ترین سرمایه گذارى پروژه هسته اى کشورهاى عربى، سه قدرت هسته اى غرب هستند که بیشترین کارشکنى را در قبال فعالیت مسالمت آمیز ایران دارند یعنى علاوه بر انگلیس، امارات، توافقنامه مهمى را با فرانسه در زمینه تولید برق از انرژى هسته اى ، امضا کرده؛ کما این که امریکا نیز یک شریک بسیار بزرگ در این زمینه براى امارات محسوب مى شود.
با این حال در این همایش وزیر خارجه انگلیس نیز در یک مقایسه نابرابر، انرژى هسته اى رژیم صهیونیستى و برخى کشورهاى دیگر منطقه را منبع ناامنى و بحران در خاورمیانه ذکر کرد.
اگر قرار باشد شواهدى دقیق براى تناقض و دوگانگى در رفتار طرف هاى غربى با برنامه هسته اى ایران ارائه شود، همین همایش ابوظبى و اظهارات و گزارش میزبان و میهمانان آن کافى است؛ چنان که در همین همایش میهمانان اذعان کردند: در حال حاضر بیش از ۳۰۰ نیروگاه هسته اى در جهان وجود دارد که حدود ۱۵ درصد نیاز برق جهان را تأمین مى کند. آنها تصریح کردند: به اعتبار این که انرژى هسته اى یک منبع تمیز و پایدار براى رفع نیاز انرژى بشر است ، یک انتخاب استراتژیک و مقرون به صرفه براى کشورهاى شوراى همکارى خلیج فارس محسوب مى شود که نسبت به نفت، گاز، زغال سنگ و امثال آن از اهمیت خاصى برخوردار است. به هرحال با شنیدن خبر داد و ستدهاى بزرگ در اجلاس هسته اى امارات، اکنون بسیارى از واقعیت ها در مناسبات هسته اى جهان روشن شده است. میلیبند در این اجلاس آشکارا حامل این پیام بوده که غرب حاضر است، در صورت حمایت اعراب از پروژه ضد ایرانى اش، حتى به درخواست این کشورها براى اعطاى فناورى هسته اى مبادرت کند. به عبارت بهتر، در قاموس دیپلماسى انگلیس، اعراب مى توانند هسته اى شوند اما به شرط آن که قبل از هر چیز راه هسته اى شدن قدرتى مستقل و مخالف رژیم نامشروع و نژادپرست صهیونیستى، یعنى جمهورى اسلامى ایران را ببندند.

نام:
ایمیل:
نظر: