حسین ایرانى وند
تردیدى نیست که نوع رفتار سیاسى مردم و رویکردى که اقشار مختلف جامعه در ایام انتخابات برمى گزینند، اغلب برخاسته و ریشه گرفته از بینش سیاسى آنان است .مفهوم بینش (Insight)،یعنى نوعى مشاهده و دریافت مسایل ، رویدادها و تحولات که فراتر از هر گونه مانع و نقطه انحرافى ، قادر است به درکى عالمانه و منطقى از آن ها نائل شود . گرد و غبـارها، موج آفرینى هاى هـمـراه با تنش و نـاآرامى ،چهـره سازى هـا و شیوه هاى نادرست تبلیغاتى (که اساسا به هدف تضعیف و دستکارى در قوه تمیز و تشخیص مردم صورت مى گیرند )با وجود یک بینش بالاى سیاسى نخواهند توانست مسیر انتخاب رأى دهندگان را منحرف و به بیراهه بکشانند .
در واقع بینش نه تنها مـردم را به انتخـاب درست و تشخیص صحیح مسایـل قادر مى سازد، بلکه این امکـان را فراهم مـى آورد تا آنان در دام تصویرسازى هـا و شگردهاى روانى ـ تبلیغاتى نیفتند .بـعـلاوه ،بینش سیاسى ، نگـرش بلندمدت و دیرپا نسبت به مسایـل را، جایگزین برداشت ها و تفسیـرهاى کوتاه مدت ،گذرا و کم دوام مى سـازد .وراى تمامى افـت و خیزها، تحـولات و دگرگونى ها » بینـش سیاسى «اهدافـى را تعریف کـرده و مدنظر قرار مى دهد که از نیـازهاى ملمـوس و خواست هاى درونى مردم ریشه گرفته اند .از این رو،ارمغان بینش سیاسى ، اولویت یافتن نیـازهاى مردم در مقابل منافع جناحى و گـروهى است .حاکم شدن بینـش بالاى سیاسى موجب مى شـود تا جامعه کمتر به دامان تنگ نظرى هاى جناحـى و گروه گرایى هاى سیاسى فروغلتد و در مقابل ، منافع مردمى و مصالح ملى پر رنگ تر گردند .
بینش سیاسى جامعـه را از یک «جامعه کنش گـر » به یک «جامعه کنش پذیر »تبدیل مى کند و باعث مى شود تا مردم حضور فعالانه و نقش آفرینى فـزاینده را در عرصه هاى سیاسى ، به انفعال و انزواى سیاسى ترجیح دهند .کناره گیرى و عدم مشارکت اغلب نتیجه فقدان بینش سیاسى و محصول انگاره هایى است که از درک نادرست ، شتـابـزده ، ناقـص ، فردگـرایانه و جـزءنگر بـرمى خیـزند .بـازداشتـن از روزمرگى سیاسى از طریق حاکم ساختن یک بینش ژرف و قوى سیاسى ، زمینه هاى مشارکت مردمى را تسهیل مى کند . البته بینش سیاسى بـا کـارآمدى و توانایى نظـام در ارائه تصویرى کارا از خود نسبتى مستقیم دارد و بخش عمده اى از کارآمدى یک نظام سیاسى ، آشکارا وابسته به حضور افراد کارآمد و توانا در مدیریت هاى اجرایى است و قواى سه گانه زمانى در برخـورد با چالش کـارآمدى توفیق خـواهند یافت که بیش از هر چـیـز، خـود از مدیران کارآمد تشکیل شده باشند .بدین ترتیب نگرانى نسبت به حضور افراد ناکارا در ساختار قدرت ، زمانى که مردم از قدرت انتخاب صحیح ریشه گرفته از بینش بالاى سیاسى برخوردار باشند، تا حد زیادى مرتفع خواهد شد .