صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۶۵۱۴۲

برگردان :حسن گلریز
یکشنبه گذشته مقـاله قابل تاملى در » لوموند دیپلماتیک «چاپ شد ما بدون آنکه همه مضامین مقاله را تایید کنیم به دلیل اهمیت ابعادى از آن به خوانندگان محترم صبح صادق تقدیم مى نمائیم . در ضمـن تاریـخهاى مـیلادى بـه شمسـى تبـدیل شده اند . رئیس جمهور جـورج دبلیو بـوش در 28 خرداد گذشته به طـور خـیـلـى دقـیـق بـیـان کـرد که ایـالات متحده ، ساخت سلاح هسته اى را توسط ایران » تحمل نخـواهد کـرد .«پس از آن گفتـار مـعـروف 9 بهـمـن 1380 در مورد » وضعیت جبهه مـتـحـد «که ایـران را همراه با عراق و کره شمالى به عنوان یکى از کشورهاى تشکیل دهنده » محور شر «اعلام داشت ، این بـیـان تندترین و مشخصترین هشدار به تهران بوده است . سپس آژانس بین المللى انرژى اتمى علنا مقامات ایران را در مورد پنهان کردن بخشى از برنامه هسته اى خود مورد انتقاد قـرارداد و کشورهاى اتحادیه اروپا به ایالات متحده پیوستند تا به نوبه خود از ایران بخواهند تا بلادرنگ و بـدون شرط و شروط ، ضمیمه پیـمـان منع تکثیر سـلاحـهـاى هـسـتـه اى را که بـازرسیـهـاى غیرمنتظره را مجاز مى شمارد، بپذیرد .
به دنبال آن ، هیچکـس تـردید نـدارد که برخورد میان ایالات متحده و ایـران احتمالى است که دیر یـا زود موعود آن فـرا مى رسید، خواه در ماههاى آتـى ، خواه پس از انتخابات آینده ریاست جـمـهـورى ؛ بـه شرط آنکه مقاصد اعلام شده کنونى واشنگتن تغییرى نکند .براى سنجش این احتمال باید از ابتداى ماجرا آغاز کنیم . در زمان شاه بود که تهران تصمیم گرفت ، برنامه تحقیقاتى اى را به اجرا گذارد که به ساخت سلاحهاى هسـته اى مـى انجامـید .در اوضـاع و احوال بسـیار پیچیده واپسین مرحله جنگ سرد که ایران اصلى ترین شـریک اسـتـراتژیـک ایـالات متـحـده در مـرزهاى جنوبى اتحاد شوروى بود، عجیب نیست که مقامات آمریکایى هیچ اعتراضى به این برنامه نداشتند و حتى طرفدار اجراى آن نیـز بودند اما انقلاب ایران به این پروژه پایان داد . در هر حال این تصـمـیـم در سـال 1361 مورد تجدیدنظر واقع شد؛ چه آنکه ایران مورد حمله عـراق قرار گـرفته بـود و به رغم آنکه دشمن او تمامـى لـوازم تسلیـحـات مـدرن را به ویـژه از سـوى اتحاد شـورى و فرانسه تهیه مى کـرد، ممنوعیت فروش تسلیحـات را نیز متحمل شده بود .
اما بازگشت به برنامه هسته اى همچنین نتیجه تحلیلى استـراتژیک در سطحى کلان بود .کشـور در وضعیتـى قـرار گرفته بـود که در آن بـا ظهور محتمل قدرتهاى هسته اى نزد همسایگانش در اتحاد شوروى ، پاکستان ، خلیج فـارس که نیروهاى هوایى و دریایى آمریکا در آن مستقر بودند،در عراق و اسرائیل روبرو بود . رهبـران ایران به این نتیـجـه رسیدند که نمـى تـوان واکنش نشان نداد و در واقع هنوز هم همین داده هاى عمده استراتژیک است که تصمیم شان را در این باره تعیین مى کند . بدین تـرتیب همه شـواهد باعث مى شـود گمان بریم که برنامه اى هسته اى با اهداف نظامى و متمایز از برنامه هاى هسته اى غیرنظامى است که در آن زمان به راه انداخته شد . در هر حال به نظر نمـى رسد، این موضـوع که تا حد امکان در خفا پیش برده مى شد، به سرانجام رسیده باشد و در این میان ، ایران هم مانند تمام کشـورهاى منطقه به اسـتـثـنـاى اسـرائیل پیمانهاى مـنـع تـکـثـیـر سلاحهاى کشتار جمعى را امضا کرد . در هر صورت ، رئیس جمهور ـ محمد خاتمى و اصلاحـگـران کنـونى بـا رسیدن بـه قـدرت در 1376 کلیت برنامه هاى هسته اى را ابتدا به دلایل اقتصادى دگـرگون کـردند .در پى خـروج کمپانـى هـاى نـفـتـى خارجى پس از انـقـلاب 1357 و سپس تحت تاثـیـر فرمان تحریم نـفـتـى تـوسط ایالات متحـده و ایـن کـه کمپـانـى فـرانسـوى توتال مى باید به تـنـهـایـى عـمـل مى کرد، تقریبا مدت ده سال طول کشید تا تولید نفت ایران توانست از 4 میلیـون بشکه در روز تجاوز کند . البته به دلیل رشد اقتصادى و جمعیتى از این مقـدار تنهـا 2 میلیـون بشکه صادر مـى شـود .بیگمـان رشد چشمگیر تولید گاز خـواهد توانست در آینده ایران را به منابع بهره بردارى سرشارى برساند اما به دلیل ایجاد توازن مبادله خـارجى ایران ، تلاش براى دستیابى بـه انرژى هسته اى به ظاهـر مـى تـواند منطقـى ارزیـابـى شود .
حتى اگر رهبـران تهران ، بتوانند اثبات کننـد کـه سلاحهاى هسته اى نساخته انـد، بـدون شک به ایـن اندیشیده اند که ایران باید مجهز به این سلاحها باشد .اتهامات آمریکایى ها در این رابطه از مجموعه اى قابل ملاحظه از اطلاعات و فرضیاتـى سرچشمه مى گیرد کـه تـوسـط AIEA در گـزارش 16 خـرداد گـذشـتـه گردآورى شده بود . «محمد البرادعى » دبیرکل آژانس ، ضمن انتقاد از مقامات ایرانى براى پنهان کردن بخشى از فعالیت خود و به رغم فشار آمریکایى ها نمى خواهد اعلام کند که ایران پیمان منع تکثیر سلاحهاى هسته اى را نقض کرده است .اما در جـریـان تبادل اطلاعـات دربـاره برنامه ایـران در سطـوح بالا به ویژه از طـرف مقامات فرانسـوى ، نشانه هایى حاکى از تلاش بـراى اجـراى برنامه هاى نظامى دیده شده است :در برخى برنامه ها از تکنیک سانتریفوژ براى غنى سازى اورانیوم به میزان ضرورى جهت فراهم آوردن سوخت با مقاصد نظامى استفاده کرده اند .بقیه استفاده از پلـوتونیوم را در نظر گرفتـه انـد؛ تولید آب سنگین کـه در ظـاهـر فـراتـر از نیازهاى یک برنامه غیرنظامى صنایع شیمیایى است .
به هر حال ، دولت آمریکا برآورد مى کند که ایران در مقطـع تـولید ماده انـفـجـارى هسته اى بـا اهـداف نظامى است که مى تواند تا یکسال دیگر تکمیل شود . وزیر امورخارجه آمریکا » کالیـن پـاول «در ماه مارس گذشته در کانال سى .ان.ان اعلام داشت که » ایـن موضوع به ما نشان مى دهد کـه هـرگاه ملتى تصمـیـم بگـیـرد که سـلاح هـسـتـه اى بـسـازد، مى تـوانـد تمـام فرایندهاى تکامـل آن را، چنانچه بخـواهد، حتـى از دید بازرسان و ناظران خارجى پنهان کند«. اما در مناسبات استـراتژیک بین المللى ، ظـهـور یک قدرت نظامى هسته اى ایـرانى چه اهمیتـى دارد؟ نه تنها این کشور در محاصره قدرتهاى هسته اى است بلکه رهبـران آن به حق گمان مى کنند که جنگ بـهـار گذشته علیه عراق با این نتیجه و حتى تا حدى با این هدف همراه بـوده که ایران در حلقه محاصـره ایالات متحده قـرار گیرد که اکنـون در جمهـورى هاى سابق شوروى در آسیاى میانه ، افغانستان ، پاکستان و در خلیج فارس در مرزهاى ایران و حتى در قفقاز نیروى نظامى دارد .
مـردم ایران تجربه جنـگ بـا عـراق ، از 1359 تـا 1367 را به یاد دارند؛ ارتش صدام حسین کـه در آن زمان متحد غرب بود، از سلاحهاى شیمیایى استفاده کرده بود که علاوه بر برترى عراق در تمامى زمینه هـاى تسلیحات مدرن ، فرماندهى ایران را وادار ساخت تا به نفرات عظیم پیاده نظام ، خواه براى مقاومت و خواه براى عملیات ضدحمله ، متوسل شوند که حملاتى را با بـهـاى فـوق العـاده سـنـگـیـن جـانـى و مـالـى در پى داشت تا خطوط عراقى ها را بى ثبات کرده و یا در آن شکاف ایجاد کنـد .آن دوران چنان بـراى رهبـران ایران گران تمام شده است که به هـیـچ وجه حاضر بـه تجدید آن نیستند . اما از دید آنـان خـطـرات مناقشـه از بـیـن نـرفتـه است ؛ چه آنکه اشغال عراق و بحرانهایى که به دنبال آن پدیدآمده مى تـواند بـراى ایران عواقبى ببـار آورد، همچنین خودمختارى کاملى که کردهاى عراق کسب کرده اند نیز مى تـواند پیامدهایى براى کـردستان ایران داشته باشد، جنگ داخلى جدید افغانستان منـاطـق مرزى را بى ثبات کرده است ، اسرائیل آشکارا ایران را چون خطـرناکتریـن رقیب خـود مى نگـارد و از همیـن اکنون هم تهدیدهاى آمریکا فورى و مشخص است .
* ناسیونالیسمى سکولار
اما از میان تمـام فرضیات مربوط به منـاقشه ، مواجهه با اسرائیل بیش از همه دغدغه ذهن رهبران ایران شده است .از نظر آنان ، دولت آریل شارون در صـورتى کـه اوضـاع و احوال مـطلـوب نـظرش باشد، مسلما تـردیدى نخواهد کرد که تاسیسات هسته اى ایران را نابود کند، چنانکه مناخیم بگین در 1360 راکـتـور عــراق را در تمـوز نـابـود کـرد . بنابراین آسیب پذیرى ایران نمى تواند با آسیب پذیرى قلمرو اسرائیل به دلیل کوچکى مساحت آن جبران شود؛ با این استدلال که تنها ظرفیت بازدارندگى هسته اى مى تواند ایران را مصون دارد .
در صورت عـدم اسـتفـاده از آن ، تـنـهـا پاسـخ ممـکـن ایـران استفاده از نیروهاى موجود براى مقابله با اسرائیل است ، بـه عنوان نمونـه از طریق لـبنان یا مـرزهاى فلـسطـین یـا از طریـق گروهـهایـى در کشـورهاى همسـایه که ایران مى توانـد گردآورد یا استخدام و مسـلح کنـد .اما در چنیـن فرضیـه اى ، مسئـولان ایرانـى از دخالـت آمریـکا به نـفع اسـرائیل واهـمه دارند .با این توجیه ، از نظر آنان براى متوق کردن اسرائـیل ، داشـتن ظرفـیت بـازدارندگى هـستـه اى کافى است .این ظرفیت تنها مى باید مانع تدارک حملات احتمالى هسته اى دولتهاى منطقه شود؛ و البتـه این امر مستلـزم ساخت موشکـهایى با برد متـوسط مـانند مـوشک شـهاب 3 اسـت که برد آن 1300کیلومتر است و مى تواند به قلمرو اسرائیل برسد .در حال حاضر این موشک در اختیار » سپاه پاسداران انقلاب اسلامى «است . سؤال اینجاست که تا آن زمان ، رویارویى ایران و ایالات متحده چه شکلـى مـى تـواند پیدا کنـد؟ بـه دشوارى مى توان جنگـى را از سوى حکومت آمریکا تصور کـرد که مشابه با حمله بـه عـراق باشد ایـران با مساحت ، جمعیت و امکانـاتـى کـه دارد، کشـورى است با ابعاد کاملا متفـاوت و اشغال آن به نیروهاى به مراتب چشمگیرترى نیاز دارد .
مسلما نیروهاى ایرانى از لحاظ تجهیزاتى ضعیف هستنـد و عـلاوه برآن به دو بخش تقسیـم شـده انـد؛ ارتش سنتى که وفادارى خود را در دوران طولانى جنگ بـا عـراق نشـان داد و پـاسـداران انقـلاب اسـلامـى ، نیرویى به استعداد دست کم 100000 نفر که داراى نیروى دریایى و هوایى خاص خود است و شرکتهاى تسلیحاتى دارد . اما مـردم ایـران ، که (اگـرچـه بـه زعم غـرب )بـا ناسیونالیسمى سکـولار برانگیخته مى شـوند، با تمـام توان خود به مقابله با تجاوز برخواهند خواست ، و حتى اپوزیسـیـون دمـوکـراتیک مخالـف نـظـام جـمـهـورى اسلامى وظیفه دفاع از استقلال کشور را فرو نخواهند گذاشت ؛ آنها تن به بدنامـى بـرخوردارى از حمایت مورد ادعاى آمریکا نخواهند داد . در مجموع ، محتمل ترین فـرضیه نابودى مراکز تحقیقاتى و آزمایشگاهى هسته اى و نیز زیرساختارهاى سـنـگـیـن نـظـامــى ایـران ، تـوسـط نـیــروى هـوایـى آمریکاست .این حمله تنها به مـعـنـاى آغـاز جـنـگ خواهد بود .ضدحمله ایران مى تواند هم زمان در چند عرصه آغـاز شـود .تهـران مى تـواند سیاسـت خـود را نسبت به عراق تغییر دهد و تمام سنگینى نفوذ خود در جامعه شیعى براى دخالت به نفع مقاومت نظام را به کار گیرد که بعد بسیار جدى به آن خواهد داد .
رهبران ایران همچنین مـى تـوانند برخورد خود را نسبت به گروههایى که به فعالیتهاى تروریستى متوسل مى شوند و تاکنون بدون مدیریت عمل مى کرده اند، تغییر دهد .به این تـرتیب حمـلات در وهله نخسـت در منطقه خلیـج فـارس انجام خـواهد شد که جـوامع شیعى پرجمعیت هستند و از آنجا مى تـوانند مستقیمـا مواضع آمریکایى را مورد تهدید قرار دهند . سرانجام حکومت تهران همچنین مى تواند از نفوذ تعیین کننده خود بر جامعه هزاره در افغانستان استفاده کند و بدینسان بکوشد توازن واقعى نیروها را به زیان قدرت سیاسى موجود که آمریکا در کابل مستقر ساخته بر هم زند . بى شک ، رویارویى قابل پیش بینى میان ایران و ایالات متحده مى تـواند پیامدهاى بى شمـارى داشته باشد .
* منابع در دفتر هفته نامه موجود مى باشد .

نام:
ایمیل:
نظر: