صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۶۶۰۵۹
رضا گرمابدری

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
زمانی که طنین «توقف کنید» در صحرا پیچید و در گوش حاجیان روبه وطن نموده جای گرفت، بیش از آنکه در آن گرمای طاقت فرسا آزاردهنده باشد تعجب برانگیز و تحریک کننده حس کنجکاوی بود. بدون اینکه همهمه ها به وضوح حامل پیامی باشند، می شد حدس زد، می پرسند:« توقف برای چه ؟» ده ها هزار حاجی در پیش و ده ها هزار حاجی در پس و پیامبر (ص) در میان، در جنب برکه ای به انتظار ایستاده تا پیش رفتگان بازگردند و پس ماندگان در رسند. گویا آفتاب نیز طنین «توقف کنید» را باز شنیده و به تمامه در وسط آسمان منتظر است تا شاهدی مشرف از جنس غیرآدمیان باشد برای واقعه ای که در شرف وقوع بود. وقتی همگان متوجه شدند که قرار است با حبیب خدا(ص) نماز بخوانند، عطش کنجکاوی شان فرو ننشست، آنها به فراست دریافته بودند موضوع نماز نیست، از طرفی هم با خود می اندیشیدند در جاجای مراسم حج در مسجدالحرام، در عرفات، در منی، در بیرون منی و در جاهای دیگر پیامبر اعظم (ص) فرمایشات و سفارشهای خود را ارائه فرمودند، پس کدام امر خطیر فرو مانده که واجب است در این نیمروز گرم و پرحرارت برای بیش از صدهزار حاجی عازم وطن بازگو شود.
انتظار برای شنیدن پاسخ این سوال بسیارکشنده تر از گرمای آفتاب نیمروزی آن صحرای تفتیده بود. در میان آن دریای انسانها هیچکس نبود که بداند پس از خروج از مکه چه لحظات سختی بر پیامبر اعظم (ص) گذشته است. کسی نمی توانست اهمیت وخطرات ابلاغ آخرین فرمان را درک و فهم کند. اهمیت و خطری به وضوح و عظمت «ان لم تفعل فما بلغت رسالته» پیامبر خاتم (ص) نمی بایست نبوت ابتر داشته باشد، پیامبر خاتم (ص) می بایست نبوت اکمل می داشت و این نوع نبوت در گرو امامت بود و امامت در جان و وجودی لایق و شایسته مأوا می گزید که خالق نبی و امام مشخص کند و خداوند ابن عم رسول خود حضرت امیر (ع) را برگزیده بود و در روز هیجدهم ذی الحجه در غدیر خم بالا رفتن دست علی (ع) در برابر دهها هزار چشم به عنوان یگانه وصی و جانشین پیامبراعظم(ص) مهری مقبول بود بر پایان ماموریت و رسالت بیست و سه ساله آخرین پیامبر. داشته های اعظم (ص) به غیر از شأن پیامبری تماما بر جان امیرالمومنین (ع) جاری شد تا برای همیشه در کالبد زمان از مجرای امامت بر پیکر جامعه بشری جریان و سیران پیدا کند. پیامبری با پیامبر اعظم(ص) پایان یافت و امامت بدون نبوت با امیرالمومنین (ع) آغاز شد. آغاز شدن عصر امامت به معنای جاودان شدن آیین محمد (ص) است.
امامت علوی از بطن نبوت محمدی جوشید و بسان دریایی مواج خروشید. با ظلم و مکر معاویه جنگید، همچون پدری مهربان برگرد سریتیمان گردید. آبروی مومنان را خرید. برای حفظ اسلام پاکترین پیکرها را تکه تکه دید، نیشدارترین سخنان را شنید. با سر و رویی خونین با نام شهید به آسمان پرکشید. پرده های اوهام را برای آشکار شدن علم و حقیقت از هم درید. به عنوان آخرین ذخیره الهی به همگان داد نوید. روح جاری امامت در جامعه شیعی، انقلاب اسلامی می آفریندو استکبار ستیزی را دامن می زند.
حزب الله لبنان را چون آتشی سوزان بلای جان رژیم صهیونیستی می کند.حماس را نماد مقاومت ملت فلسطین معرفی می کند، آمریکا را درعراق زمینگیر و ناتو را در افغانستان خوار می سازد. مشوق پیشرفت و توسعه است. از ایستادگی بر سرحقوق هسته ای حمایت می کند و ... بشارت رسیدن فرج و به پایان آمدن دوران هجران ، ناملایمات و رنج ها را می دهد. این همه مستی همه از خم غدیر است.

نام:
ایمیل:
نظر: