صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۶۶۶۵۱
مقدمه: کـسـى کـه رسـانـه هـاى خـبــرى غـرب پـس از رویـدادهـاى 13 آبـان 1358 او را خطاب مـى کـردند و چـون به زبان انگلیسى تسلط کـافـى داشـت ، مـتـرجـم «مارى » دانشجویان پیرو خط امام و رسانه هاى خارجى شد، همان معصومه ابتکار است . او اکنون به صندلى معاونت رییس جمهور اسلامى ایران تکیه کرده و ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست را به عهده دارد .این روزها او را یک شخصیت شناخته شده بین المللى و البته امروز هم » بانوى محیط زیست ایران «صدا مى کنند . فرصتى (هرچند دیرهنگام )دست داد تا على رغم مشغله فراوان معاون رییس جمهور، درباره 13 آبان 58، پرسش هایى را با ایشان درمیان بگذاریم و پاسخ هاى ایشان را درباره حادثه اشغال لانه جاسوسى بشنویم .هر چند مناسبت این رویداد گذشته است اما خواندن آن خالى از لطف نیست .

*‌جـمــعــى از دانــشــجــویــان اعــلام کرده اند که برنامه تسخیر به قصد یکى ـ دو روز انجام گرفته بود .در این مورد اگر توضیحى دارید بفرمایید .
**‌ انگیزه دانشجویانى که دست به این اقدام زدند، بـراساس بحث هـاى صـورت گـرفتـه در جـلـسـات آنـهـا، اشغـال لانـه جـاسـوسى یـا سـفـارت آمریکا بـراى یک مدت محـدود بود . در واقع هدف » اقدامى بازدارنده «بود تا بـتـواند با چـراغ سبـزى که بـه نـظـر مى رسید آمریکا با پـنـاه دادن بـه شـاه بـراى عـوامـل خـود در داخـل روشـن کــرده ، مـقـابـلـه کـنــد .احــتــمــال مى دادیم ، تـوطئه اى مثل یک کـودتا علیه انقلاب اسلامى در شرف تکوین باشد .بـه هـر حـال دانـشـجـویـان بـا مسایل جهانى و تجربیات و اتفاقاتى که در کـشـورهاى مخـتـلـ رخ داده بـود، آشنـا بـودند .حـتـى در تـاریـخ کشور خـودمان هم شواهـدى در این خـصــوص وجــود داشـت ، مـانــنــد کودتایى که در زمان دکتر مصـدق رخ داد که اخیـرا خود آمریکایى ها هم بـه انجـام آن اعـتـراف کردند .
بـنـابـراین دانشجویان به دنبال اقدامى بازدارنده و تاثیرگذار بـودند .براساس آنچه در بحـث هـاى آنـهـا مـطـرح شـده بـود، اشغال سفارت بدون توسل به اسلحه و اعمال خشـونت و بـراساس قـدرت ایـمـان و اقـتـدار مــردم ـ روشـى کــه انقـلاب اسـلامـى را هم بـه پـیـروزى رسانـده بـود ـ مى تـوانسـت اعـتـراض پرطنینى باشد تا سد محکم و آهنـیـن رسـانــه هــاى غـربــى را بـشـکــنــد؛ رسـانـه هـایــى کــه مــانــع هــرگــونـه اطــلاع رسـانــى صــحــیــح و بــیــان خواسته هاى بحـق مـلـت ایـران شـده بودند .بالتبـع براى یک چنیـن کـارى چنـد روزى ، زمان کافى بـود؛ شایـد 4 ,3 روز و دانـشـجــویــان تــصــور مى کردند که این اقدام بعد از اینکه اثر خـود را گذاشت ، بـه شـکـلـى جـمـع وجـور مـى شــود .آنـهـا اصـلا فــکــر نمى کـردند که بـه واسطه یک سلسـلـه وقـایـع زنـجـیــره وار یـا بـه اصـطــلاح مـوضوع اشغال بـه طـول «دومینویـى » بینجامد .
* امام (ره)پس از اطلاع از موضوع تـســخــیــر ســفــارت ، مــوضـع قــاطــعــى گـرفتنـد .بـازتاب ایـن مـوضعـگـیـرى در بین دانشجویان وتصرف کنندگان چه بود؟ آیا بدون چون و چرا این مواضع را پذیرفتند؟
** اعتمـادى کـه امـام از خـودشـان نــشــان دادنــد و حــمــایــتــى کــه از دانشجویـان کـردند، همینطـور اعـزام مرحـوم احمدآقا بـه مـحـل سفـارت و ارتـبـاطـات بـعـدى ، هـمـگـى سـبـب شگفتى دانشجویان شـد .آنـهـا فـکـر نمى کردند که امام تا این حد از اقـدام آنها حمایت کنند .البته حضور آقاى موسوى خوئینى ها در بین دانشجویان که مورد شناخت امام بـودند، یکى از علل ایـن اعتماد بـود .همچنیـن ایـن اقدام از نظر زمانى خیلى دقیق و به تبع آن ، داراى تاثیرگذارى زیادى بود؛ به خصوص اینکه نـه از سوى یک گروه نظامى یا دولتى ، بلکه توسط یک گروه دانشجویى از دانشگاههاى طـراز اول کشور صورت مى گرفت . اگر سانسور رسانه هاى خـارجى اجازه مى داد، این اقدام با این ویژگى تاثـیـرات وسیع تـرى هم مـى تـوانسـت داشته باشد؛ چندانکه در مراحل بعد که مجبور شدند به دانشجو بودن گروه اقرار کننـد ـ و نـه گـروهى چریکـى یـا میلیشیایى ـ و اینکه فقط از روى انگیزه و اعتقاد اقدام به این کار کرده اند البته همین هم برایشان خیلى سخت بود .
به هر حال این حمایت و اعتماد سبب شد دانشجویان بار مـسـئـولیت سنگینى را بر دوش گیرند .جوانانى که بـا وجـود سـن و تـجـربـه کـارى کـم ، انتظارات زیادى از آنها مى رفت .شاید امداد الهى بـود که آنهـا تـوانستند ایـن مساله را مدیریت کنند .البته علاقه اى که آنها به امام داشتند و از همان ابتدا خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نامیدنـد و بـه ایـن ترتیـب ارتبـاط معنوى خود با امـام را بیان کردند،این سبب شد بـتـوانند در بـرابر فـشـارها و تهدیدها بایستند . آنها بدون چون و چرا مواضع امام را پذیرفتند و اگر شـک و تـردیدى هم بـود در مـرحـلـه قـبـل از اقــدام وجـود داشت .برخى فکر مى کردند، ممکن است حضرت امام راضى نباشد چون احتـمـال مـى رفت کـه دولـت مـرحـوم بازرگان ، موضعى منفى بگیرد و یا به واسطه تهدید دیپلمات هاى خارجى ، ناقض کـنـوانسیـون هاى بین المـلـلـى مـحــســوب شــود .الـبــتــه پــاســخ دانشجویان این بـود که اولا دولت آن زمان دولت مـوقت بود و هیچ یـک از سـازوکارهـاى رسمى هنوز اسـتـقـرار نیافته بود، ثانیا در مـورد پاسخگویى دولت هـا در قـبـال کـنـوانسـیـون هـاى بین المللى ، این اقدام از سوى گروهى دانشجو صـورت گرفته و دولت ایران در مقابل عمل انجام شده قـرار گرفتـه بـود .
از طرف دیگر میـان مـلـت هـا و دولت ها و کنوانسیون هاى بین المللى تعهد متقابـل وجود دارد .دانشجویان فکر مى کردند که چطور این پیمان هاى بین المللى مى توانند در مقابـل سلطه یک دولت خارجى و نقض حقوق بشر و آزادى هایى اساسى که تـوسط رژیم پهلوى صورت گرفت ، سکوت کنند !
* ـ امام خمینـى (ره)تصرف لانه را » انـقــلاب دوم «نـامـیــدنــد؟ تــحــلــیــل جنابعالى از این موضوع چیست ؟
** ما در انقلاب اول ، با سقوط یک دیـکـتـاتـورى دسـت نـشـانـده روبــرو بودیم ، انقلابى که بـراى برهم زدن آن دیکتـاتـورى صورت گـرفت و بعـد از پیروزى با مقاومت جدى بلـوک غرب و آمریکا مواجه شد . آن زمـان همـه ارکـان جمـهـورى اسلامى هنوز استقرار کامل نیافته بود و مـجــلـس تـشــکـیـل نــشـده بـود، تـشـکـیـلات نـظامـى هـم بـه خـاطـر تــحـولات بــه وجــود آمــده ، دچـار آشفـتگـى بود و ارکان امـنیـتى کشـور بسیار آسیـب پذیر مى نمود .انقلاب دوم باعث شد تا جلوى توطئه ها علیه انقـلاب و جمهـورى اسلامى گـرفتـه شـود .این امـر کامـلا مشـهود بـود و اغلب تحلیل گران هم به نوعى به این مـوضـوع در تحـلـیـل هایـشـان اشـاره مى کنـند .بنابراین انـقلاب دوم براى استـمرار انـقلاب اول یـک ضرورت بـود .در واقع انـقلاب دوم بـا زدودن نـفوذ قـدرت هاى خـارجى اسـتـقلال ایران را تضمین کرد .
این استقلال در میان کشورهاى جهان سوم که به یکى از دو بلوک وابسته بودند، بى نظیر و در جهان به عـنوان یک مردمسالارى دیــنـى بــرخــاسـتــه از اراده مــردم ، پدیده اى بى بدیل بود . البته این نکته بسیار مهمى است که استـمـرار و سیال بـودن انقلاب هـا ضامن تداوم آنهاست .به ویژه آنجا که با خواسته ها و مطالبات مردم سروکار دارد .چنانچه ورود به دوره اصلاحات 20 سال پس از انقلاب ، نشان دهنده سیالیـت و قـدرت انطباق انقـلاب بـا خـواسته هـا و مـطـالـبـات مـردم بـود . اصلاحات نشان داد که ایستایى و رکود به این انقلاب راه ندارد . وقـتـى اصــلاحــات در دل یــک انقلاب مانع از انـحـراف آن از اصـول اولیـه مـى شـود و اسـتـمـرار اهـداف و آرمان هـا را تضمـیـن مى کند، چنـیـن روندى حاکى از اقتدار و قدرت نظـام است و نیز حاکى از نقش بـارز مـردم در شکل دادن به این نظـام سیاسـى . امروز هم اگر بتوانیم این روند را حفظ کنـیـم ، در مـواجهـه بـا شـرایط نـویـن جهانى و مطالبات نسل هـاى بـعـدى موفق خـواهیم بـود .زیرا اسلام دینـى است که بـراى همه اعصـار و شـرایـط مختل جـوامع بشـرى عرضه شـده و مى تواند در مقابل تحولات که بخشى از قانـون خلقـت اسـت ، پـاسـخـگـو باشد .
* در مقابل تحلیـل امـام در مـورد انقـلاب دوم ، آیا تحلـیـل هـاى دیـگـرى هم مطرح شده است ؟
** بـــلــــه ، آن زمـــان از ســــوى طـی هـاى مخـتـل تـحـلیـل هاى گوناگونى مطرح شد .این تحلیل ها مخـتص گروه خـاصى نبـود و حتى این برخوردها بین متدینین و افرادى کـه سابـقـه حـضور در عـرصـه هاى اجتماعى و سیـاسى ایران را داشتند متفاوت بود .در کتاب » تسخیر «هم به این موضوع اشاره کرده ام که مثلا گـفتـه شد، مـحل سـفارت غـصبـى است و نماز ندارد ! همینطور تحلـیل هایى مبنى بر اینکه ، این اقدام آسیـب هاى جدى اقتـصادى بـه کشـور وارد مى کـند و حتـى یکى از علـل جنگ تـحمیلـى مى توانست بـاشد، مطرح شد .نیز گروههایى بودند که ابتدا بـا اغراض سیـاسى به حـمایت ظاهـرى و ارایه تـحلـیـل هاى مـثـبـت از این حـادثـه پرداختـند اما بعدهـا عناد و ضدیت آنها با اسلام به اثبات رسید .به هر حال تحلیل امام از همه اینها متمایز بود .امام اعتقاد داشتند که ما در این مــقـطــع ، اسـتــقــلال خـودمــان را بازیافـتیم و طبیـعى است که چـنین حادثه عظیمى هم هزینه دارد که باید آن را پرداخـت .بدین تـرتیـب اقدام تـسخـیر لانـه جاسـوسى آمـریکـا به دلـیـل جـنـبـه اسـتـقـلال طـلـبـانـه و ضـداستـکبـارى آن انقـلاب دوم نام گرفت .
* در ماجـراى تسخیـر سـفـارت ، نـقـش شـمـا چـه بـود؟ در مـورد واکـنـش آمریکایى ها در مورد حضور یک خانم در جـمـع دانشجویـان تـسـخـیـر کـنـنـده سفارت توضیح دهید .
** همانطور که در کتاب خاطـراتم به طور کامل و مبسوط اشاره کرده ام ، من 2 تا 3 روز بعد از تسخیر از سوى دانشجـویـان درگیر در ماجـرا که مثـل خـودم در دانشگـاه پـلـى تـکـنـیـک یـا امیرکبیر فعلى درس مى خواندند، براى انجـام مصاحبه ها و تـرجمه هاى هـم زمانى کـه بـایـد صـورت مى گـرفـت و همینطور کـار روى اسناد به همکارى دعوت شدم . بـراساس تقـسـیـم کـارى که بـیـن دانشجویان صورت گرفته بود، عمده کار من در بخش روابط عمومى یعنى ارتباط با خبرنگاران که البته کار فشرده و پرچالشى است ، تعیین شـده بـود . عـلاوه بر آن ، آمـاده سـازى و تـرجمـه اسناد مـحـرمانـه و سـرى بود که بـراى امنیت کشور بسیار بااهمیت بـشـمـار مى رفت .به هر حال هر کسى در آنجا مطابق با مسئـولیتى که داشت ، همـه وقتش را گذاشته بود .
این را هم بگویم که نـزدیک به نیمى از دانـشـجـویـان ، خانم ها بـودند .در حقیقت از لحظـه تسـخـیـر سـفـارت تا آخـریـن مـراحـل ماجرا، خانم ها نقش فعالى داشتنـد؛ چنانچه در بعضى مقاطع در سـطـوح تصمیـم سـازى هم حضور داشـتـنـد . بنابراین بحث حضور یک خانم نبود و این بسیار اهمیت داشت .چون در آن زمان یکى از اتهامات کشور و انقلاب اسـلامــى مــوضــوع حــذف زنــان از عرصه هاى مخـتـلـ بـود که حضـور خانم ها در ایـن جـریـان مى تـوانست کلیشه هـا را بشکـنـد و وجهه چریکـى دانشجویـان را به یک وجهه انسانـى و به واقع دانشجویى تبدیل کند .

نام:
ایمیل:
نظر: