اشاره گسترش روز افزودن عمق و ابعاد تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان کمترین تردیدی برای طراحی از پیش تعیین شده یک عملیات بزرگ علیه حزب الله و نبردهای مقاومت باقی نگذاشت. اما آنچه هر روز بیش از پیش در هالهای از ابهام و تردید قرار می گیرد، دستیابی آمریکا و اسرائیل به اهداف خویش در این تجاوز می باشد. مقاومت و مدیریت نیروهای حزب الله در صحنه نبرد، ضمن خنثیسازی توطئه غرب علیه خاورمیانه و جهان اسلام، به ویژه جمهوری اسلامی ایران، دستاوردهای بسیاری در ابعاد جهانی، منطقهای،اسلامی،شیعیوعربیبرجایگذاشتهاستکهدر بحث حاضر به گوشهای از آنها اشارهمیگردد. رژیم صهیونیستی پیش از نبرد با حزب الله اصل اساسی در مبانی دفاعی – نظامی اسرائیل ، برتری مطلق نظامی – تسلیحاتی تا سطح ایجاد باز دارندگی در قبال هر گونه تهدید و قدرت و نیروی خارجی است . « قدرت محوری » ارتش صهیونیستی و حتی سازمانهای نظامی قبل از تاسیس اسرائیل ، با ماهیت ایجاد اطمینان و آرامش در سطح جامعه صهیونیستی نیز مطرح بوده تا مهاجران صهیونیست از سراسر جهان ، حضور و چشم انداز این رژیم در آینده را نیز امید بخش و تزلزل ناپذیر بدانند . از همین رو جنگهای اصلی با کشور های عربی با تأکید بر همین اصل با پیروزی و برتری ارتش صهیونیستی به پایان رسیده است . در واقع توانمندی نظامی و برتری مطلق ابزاری، همواره متکی بر امکانات و حمایتهای قدرتهای غربی و به ویژه امریکا بوده است تا هر گونه خلل در موازنه قدرت را جبران کنند . این برتری همواره به گونه ای تعریف شده تا احساس و حتی ضرورت پرداختن به موضوع بر خورد با رژیم صهیونیستی و نابودی آن و ... از سوی ارتشهای عربی – اسلامی و مقامات این کشور به عنوان امری غیر ممکن و بی فایده و پر هزینه ارزیابی شود و فرآیند سازش و تحمیل اراده و هژمونی صهیونیستی در محیط پیرامونی شکل گیرد و مشروعیت کامل را نصیب این رژیم کند . تضمین امنیت و اقتدار برای مهاجران صهیونیست و تهیه و تامین فضای مناسب برای غصب هر چه بیشتر اراضی فلسطین و کشور های پیرامونی و گسترش شهرک سازی بر همین اساس استوار است . زنجیره ای از مفاهیم و اصول بعدی مانند جمعیت سازی ، ملت سازی ، فرهنگ سازی ، ایجاد امر واقع ، قدرت اقتصادی و تکنولوژی ، استمرار سرمایه گذاری خارجی ، اجرای هدفهای مشترک صهیونیستی امریکایی و ... بر این محور و ستون فقرات استوار است . در مقابل این رژیم در سطح منطقه ای طی دهه های گذشته ، همواره شاهد واگرایی ، فرسایش پتانسیل ، کاهش سطح توانمندیهای نظامی ، اقتصادی و ایجاد زمینه های کاهش دهنده اراده مقابله و برخورد با این رژیم بوده ایم ، بطوریکه حتی نظامهای منطقه و سازمانهایی مانند اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی که اساسا با هدف دفاع از فلسطین و قدس شریف شکل گرفته اند ، نه تنها « به ابزاری محدود ساز » در کنش های مشترک منطقه ای در قبال اسرائیل مبدل شده اند بلکه عملا در مقابل اراده مردمی و تمایلات و انگیزه های آنها قرار گرفته اند . گاهی برخی از این کشورها بشکل انفرادی و یا در قالب محور های همسو با سیاستهای امریکایی – صهیونیستی در جهت تضعیف جریانها ، کشور ها و محور های مقابله با رژیم صهیونیستی عمل کرده اند . اولین تجربه در نبرد حزب الله و رژیم صهیونیستی با وقوع انقلاب اسلامی ، موازنه های مرگبار قبلی با پدیده ای نوین رو برو شد که معادلههای جدیدی را شکل می داد . اولین بازتاب انقلاب اسلامی ، تقویت "احساس پناه" در افکار عمومی منطقه ، فلسطین و لبنان و ... بود . حزب الله لبنان به اولین نهاد از انقلاب اسلامی تبدیل شد و از همان ابتدای شکل گیری حزب الله با تأکید بر امید به انقلاب اسلامی و بهره از فرامین امام خمینی ( ره ) ، پایه گذار اندیشه و الگویی جدید از مبارزه شد . در حالی که در جهان اهل سنت رکود و خمودی و پذیرش حاکمان و ظلم استکبار امری طبیعی می نمود ، حزب الله لبنان معادله داخلی لبنان را که اسرائیل تا بیروت آنرا اشغال کرده و نیروهای آمریکایی و فرانسوی در بیروت مستقر بودند ، طی چند عملیات استشهادی بر هم زده و موجب خروج نیروهای آمریکایی و فرانسوی و عقب نشینی اسرائیل تا یک نوار مرزی در جنوب لبنان گردید . ادامه و استمرار این تفکر جهادی پس از 18 سال به خروج و فرار رژیم صهیونیستی از لبنان منتهی شد و اسطوره اقتدار و هیبت نظامی اسرائیل برای اولین باز شکسته شد . اولین بازتابهای این فرار، پذیرش شکست در جامعه و ارکان حکومتی اسرائیل و رشد تفکر راستگرایی در این رژیم و سقوط حکــومت بـ_اراک و روی کار آمدن شارون بود . در سطح فلسطیــن نیز این الگوی مبارزه حـــزب الله و مقاومت اسلامی به ایجاد انتفاضه دوم و الگو برداری از روشهای مبارزاتی مقاومت اسلامی منجر شد . افزایش عملیاتهای استشهادی ، حملات مستقیم به پایگاههای نظامی صهیونیستی ، درگیری مستقیم با واحد های نظامی اسرائیل ، تقویت مستمر ابزار جنگی و وصول به انواع موشک های بومی ساز (کوتاه برد) به عنوان عنصری دفاعی و بازدارنده و مهمتر از همه گسترش امید به پیروزی حتمی در قبال رژیم صهیونیستی، بخشی از بازتاب پیروزی مقاومت اسلامی لبنان در فلسطین بودند. اسیر گرفتن از نیروهای نظامی صهیونیستی پس از فرار از جنوب لبنان به شکل جدی تری در دستور کار حزب الله قرار گرفت تا به عنوان ابزاری مفید برای تبادل اسرای خود و فلسطین و حتی دیگر کشورهای عربی مورد استفاده قرار گیرد. همین پدیده در فلسطین علی رغم شرایط امنیتی و جغرافیایی ویژه در اراضی اشغالی فلسطین از سوی گروه های جهادی نیز مورد توجه قرار گرفت و حدود شش هفته قبل در عملیاتی با نام «الوهم المتبدد» (توهم فروریخته) یکبار دیگر اقتدار و هیبت نظامی اسرائیل به چالش کشیده شده به طوریکه فشار نظامی دیوانه وار صهیونیستها در حمله به غزه حاصلی نداشت. حزب الله به منظور پیگیری اهداف اعلام شده خود مبنی بر آزادی زندانیان لبنانی در اسرائیل و هشدار های مکرر و کاهش فشار بر حکومت حماس و شهروندان فلسطینی در غزه و کرانه باختری ، در عملیاتی جدید به نام «الوعد الصادق» اقدام به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی کرد که در اثنای آن تعدادی نیز کشته و زخمی شده و دو تانک آنها منفجر کرد. این در حالی بود که از مدت ها قبل ارتش صهیونیستی در مرزهای شمالی با لبنان در حالت آمادهباش به سر می بردند و بنا به گزارشهایی که بعدا منتشر شد، ارتش صهیونیستی در چار چوب طرحی توافق شده با آمریکا و برخی کشورهای عربی منطقه، قرار بود در پایان تابستان و یا اوایل پائیز ، به منظور نابودی حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و حزب الله در لبنان اقدام به حمله نظامی گسترده نماید. اگر چه قبلا حزب الله اقدام به حمله به مراکز نظامی صهیونیستی در مزارع شبعا (جنوب شرقی لبنان) و یا اسارت گرفتن نظامیان آنان کرده بود، ولی اسرائیل این بار با همین بهانه دست به حمله نظامی گسترده در لبنان زد. در این حمله نظامی که تا به حال حداقل 4 مرحله را سپری کرده، تفاهم صورت گرفته در سال 1996 تحت عنوان «معادله کاتیوشا» که با میانجیگری سوریه و آمریکا حاصل شد، از سوی اسرائیل نقض و حمله به مراکز غیر نظامی و شهروندان عادی لبنان، اساس استراتژی جنگی اسرائیل قرار گرفت. در واقع با «استراتژی فشار غیر مستقیم» ، با حمله به تاسیسات زیر بنایی، مراکز دینی ، شهر ها و روستاها و جاده ها ، پل ها ، مراکز اقتصادی ، برق ، آب و ... هدف ایجاد شکاف بین مردم و حکومت با مقاومت اسلامی دنبال شد. این استراتژی با عنوان «جنگ نا محدود»، عرف بین المللی و قوانین مندرج در کنوانسیونهای چهار گانه ژنو مبنی بر رعایت حقوق شهروندان و موسسات مدنی و غیر نظامی در عملیات جنگی زیر پا گذاشته شد. اگر چه اسرائیل اطلاعات قابل توجهی از مراکز ، پایگاه ها ، عناصر ، کادرها و رهبران، توان تسلیحاتی، تاکتیک های رزمی و طرحهای نظامی – تسلیحاتی حزب الله در دست نداشت ، ولی انتظار داشت با ایجاد فشار مردمی و حکومتی، جریان فرسوده 14 مارس را احیا و در سایه فشار نظامی از بیرون، زمینه یک کودتا علیه حزب الله را با شورش و مخالفت گسترده مردمی فراهم نماید. در اینجا توضیح این نکته ضروریست که چه در طرح های امنیتی اسرائیل در سطح منطقه و چه در طرح های گسترده آمریکا ، تحت عنوان «خاورمیانه بزرگتر» و یا «خاورمیانه جدید» که هدف براندازی نظام های غیر همسو در خاورمیانه را دنبال می کند و اخیرا نیز در مبحث هسته ای ایران در گزینه های نظامی ، ناچار به محاسبه توانمندی های پاسخ ایران به هر گونه «ضربه اول» بودند، همواره از قدرت نظامی حزب الله و میزان شعاع عملیاتی آن برای هدف قرار دادن اسرائیل نگرانی جدی داشتند. لذا حذف توان نظامی و عملیاتی حزب الله تا سطحی که هیچ گونه تهدیدی را برای اسرائیل ایجاد نکند، در اولویت آمریکا و اسرائیل قرار داشت. با وجودیکه تلاش های متنوعی برای خلع سلاح حزب الله در جریان ترور رفیق حریری و قطعنامه 1559 صورت گرفت ولی قدرت مانور، تنوع بخشی به فعالیت های گوناگون از سوی حزب الله و مدیریت قابل ستایش رهبری حزب الله و سید حسن نصرالله در مدیریت بحران لبنان، این امید را به یاس مبدل کرد. لذا حمله نظامی مستقیم، آخرین گزینه آمریکاورژیمصهیونیستی درطرحتوافقشدهمذکوربودکهدرحالحاضردر جریان است. این توضیح موجب می شد تا به چرایی مخالفت آمریکا با "آتش بس" در لبنان و عنوان نمودن «خاور میانه جدید» و ارسال کمک های نظامی ، سوخت هواپیما ، تحویل دادن اطلاعات ماهوارهای و استقرار یک تیم فرماندهی جنگ در اتاق نظامی مشترک با فرماندهان اسرائیلی (به رهبری یک ژنرال چهار ستاره از پنتاگون) بیشتر واقف شویم و پاسخ آن را دریافت نماییم. از سوی دیگر نیز می توان در سایه این مسئله به اهمیت و بزرگی دستاوردها و پیروزی حزب الله پی برد و به نقش و تاثیر جمهوری اسلامی ، سوریه و برخی کشورهای عربی – اسلامی و یا افکار عمومی منطقه در این برهه حساس ، و در حمایت هوشمندانه از مقاومت اسلامی لبنان ، متناسب با عمق این طرح و توطئه و اهداف آن آگاه شویم. نتایج نبرد جدید حزب الله و رژیم صهیونیستی در روزهای گذشته مراحل زیر در جنگ لبنان مشاهده شده که هر یک از این مراحل نیازمند مجالی دیگر برای بازگویی جزئیات آن است: 1- آغاز جنگ هوایی گسترده اسرائیل به لبنان و هدف قرار دادن مراکز شهری و تاسیسات زیر بنایی و پاسخ محدود حزب الله بر روی مراکز نظامی اسرائیل در حاشیه جدار مرزی و نابود کردن سیستم استراق سمع و الکترونیکی و ارتباطی مستقر در نقاط مرزی، به شکلی که تا مدتی ارتباط واحد های نظامی اسرائیلی در مناطق شمالی (فرماندهی شمال) و یگان های در خط و امکان رهگیری و شنود فعالیت و تحرکات مقاومت اسلامی و ارتباطات رادیویی آنها از بین رفت. 2- پاسخ حزب الله به کشتار گسترده مردمی در لبنان توسط اسرائیل ، با شلیک موشک های جدید در شعاع مناطق شمالی و زدن ناو جنگی "ساعر 5" که موجب فرار و حذف نیروی دریایی اسرائیل از معادله جنگ شد. در این مرحله نیم میلیون آواره صهیونیست به مناطق مرکزی فرار کردند و دو میلیون نفر در پناه گاهها به روی دست رژیم صهیونیستی ماندند. 3- آغاز درگیریهای زمینی محدود توسط اسرائیل در محور مارون الراس ، بنت جبیل و عیترون که با حضور نیروی زرهی و کماندوهای تیپ ورزیده گولانی و نیروهای ویژه چتر باز آغوز در سایه حملات شدید توپخانه و هوایی صورت گرفت. پاسخ حزب الله در این مرحله، مقابله موثر زمینی و عقب راندن نیروهای اسرائیل و زدن خسارت سنگین به آنها (48 کشته ، 71 زخمی ، 15 تانک منهدم شده میرکاوا و 5 هلی کوپتر نظامی کبری) و گسترش شعاع شلیک موشکی تا حیفا و مناطق نزدیک آن بود و استان های مهم طبریا، نهاریا جلیل، حیفا، عکا و صفد و تا حدودی ناصره را در بر گرفتند. 4- آغاز مرحله جدید جنگ ترکیبی (زمینی ، هوایی و کماندویی) : زمینه های این مرحله پس از تک های محدود زمینی در سه محور مرزهای لبنان ، حمله به قانا و رایزنی های سیاسی با رایس وزیر خارجه آمریکا شکل گرفتند و اسرائیل در یک عملیات ویژه گسترده با مشارکت هزار نفر در دشت بقاع (مابین ارتفاعات جبیل و شرق بعلبک) و حمله 250 نفر کماندو و به بیمارستان الحکمه که ریاست ایرانی داشت و گمان می کردند رهبران حزب الله در این مکان استقرار یافته اند، شروع این مرحله را اعلام کرد. افزایش حملات هوایی و توپخانهای و حمله از محورهای زمینی با هدف اشغال یک نوار 6 تا 7 کیلومتری در عمق خاک لبنان و حتی الامکان تا رود لیطانی (در فاصله 20 کیلومتری مرز) بخش دیگری از عملیات نظامی در مرحله جدید است. توضیحات هر مرحله در مرحله اول جنگ که حزب الله اقدام به نابودی دکل های مخابراتی و استراق سمع و تاسیسات الکترونیک نمود و آتشبار خود را بر مراکز نظامی و پادگان ها و مرکز فرماندهی منطقه شمال ارتش اسرائیل قرار داد، موجب اختلال در هماهنگی سیستم های شنود و مراکز عملیاتی آنها در این منطقه گردید و لذا توپخانه ، موشک ها و خمپاره های آنان با دقت بالایی که از سوی فرماندهان نظامی اسرائیلی نیز اعتراف شد، خسارت و تلفات مناسبی به آنان وارد نمود. با گسترش بمباران در مراکز مدنی و تاسیسات زیر بنایی لبنان و کشتار مردم در ناحیه جنوبی، (بیروت ) حزب الله طی سخنرانی سید حسن نصر الله، با شکار ناو جنگی بسیار پیشرفته اسرائیلی (که از سیستم های دفاع موشکی نیز برخوردار است) و افزایش شعاع شلیک موشکی، سیاست دفاعی منطقی و حساب شده ای را به نمایش گذاشت. این شعاع عملیاتی و مسافت های بعدی آن که تا امروز به 70 کیلومتر نیز رسیده، در منطقه بسیار مهمی به اجرا در می آید که در واقع قلب اقتصادی اسرائیل و منطقه ای آرام، صنعتی ، کشاورزی و توریستی برای صهیونیستها محسوب می شود و طی 33 سال گذشته از آرامشی ویژه برخوردار بوده است. به جز مراکز نظامی و امنیتی گوناگون، صدها کارخانه و شرکت و موسسه اقتصادی ( با سرمایه گذاری صیونیست های داخل و خارج) ، تعاونی های کشاورزی ، پتروشیمی ، پالایشگاه ، مراکز تولید برق، سیستم آبرسانی از دریاچه طبریا و بیش از یک سوم جمعیت صهیونیستیراشاملمیشود که هدفهای مهمی برای موشک های مقاومت اسلامی بودهاند. از آنجا که یکی از اهداف عملیات نظامی اسرائیل نشان دادن اقتدار و هیبت و توان بازدارندگی به جامعه صهیونیستی است ، از همان ابتدا تلاش کردند تا بمباران های خود را موفق و اطلاعات نادرستی مبنی بر نابودی نیمی از توان موشکی و سکوهای پرتاب موشک های حزب الله را عنوان کنند ولی گسترش و شدت آتش موشکی حزب الله که تا روز بیست و دوم به حدود 400 موشک در روز رسیده است، موجب بی اعتمادی هر چه بیشتر شهروندان صهیونیست به منابع جنوبی و مسئولین صهیونیستی شده است. لذا شبکه جاسوسان اسرائیلی در لبنان که از تجهیزات مدرن ارتباطی نیز برخوردار بودند، به منظور یافتن مراکز و منازل رهبران حزب الله و مراکز نظامی و موشکی مقاومت اسلامی فعال شدند تا موفقیتی قابل اتکا را شکل دهند . اگر چه این شبکه جاسوسی که مستقیما با هواپیماهای جنگنده با دادن اهداف و اطلاعات زمینی مرتبط بودند، خسارت های مهمی را موجب شدند ولی عملا از به دست آوردن اطلاعات در خصوص حزب الله ناکام ماندند و در یک اقدام مهم ضد اطلاعاتی از سوی حزب الله تعداد بسیاری از آنان تا به حال دستگیر و بخشی از آنان نیز اعدام شده اند. یعنی همزمان با جنگ نظامی در محورهای مختلف ، جنگ اطلاعاتی نیز با شدت و اهمیت خاص ادامه داشته و مقاومت اسلامی با فشل کردن تلاش های جاسوسی دشمن که عملا چشم ابزار های جنگی اسرائیلی هستند، را ناکام گذاشته است. در جنگ زمینی که در مراحل اولیه از سوی محافل استراتژیک به عنوان تست عملیاتی از آن نام برده شده ، تا شیوه های رزم، سیستم های ارتباطی ، تاکتیک های عملیاتی و دفاعی، مقاومت اسلامی سنجیده و روشن تر شود، ارتش صهیونیستی به جز دریافتی مبهم و قدرتمندانه از نحوه مقاومت ، مراکز تجمع آتشباری و خسارتهای بسیار سنگین دستاوردی نداشته و اعتراف سربازان و افسران و فرماندهان نظامی تیپ های کماندویی و زرهی اسرائیل که درگیری با مقاومت اسلامی را کابوس وحشتناک برای خود توصیف کرده اند، گواه افتخاری برای مجاهدین حزب الله می باشد. هر تلاش زمینی برای پیشروی در محورهای مطالعه شده از سوی ارتش صهیونیستی با اقدام حساب شده برا ی کشاندن نیرو و امکانات دشمن به منطقه مطلوب برای وارد کردن خسارت و تلفات بالا به آنان، با دامی از سوی مقاومت اسلامی روبه رو شده است. در حقیقت چه در اصول جنگ و چه بر اساس نوع توانمندیهای مقاومت اسلامی در قبال ارتش صهیونیستی ، جنگ زمینی سرنوشت حقیقتی امتیازات دو طرف را مشخص می کند و برتری حزب الله در نبرد زمینی، موجب شده تا بیشتر از یک نبرد زمینی استقبال کنند. اسرائیل نیز چه در نگاهی تاکتیکی – روانی و چه در نگاه استراتژیک ، جهت ثبت امتیازات سیاسی جنگ ، نیازمند اقدام و پیروزی زمینی است . با وجودیکه در عرصه های سیاسی – دیپلماتیک ، فشار های امریکایی و بعضا اروپایی (انگلیس و آلمان ) بر روی کسب امتیازاتی است که در میدان نبرد حاصل نشده ولی بن بست در این زمینه و موانع جهانی در عرصه سیاسی ، مجددا الزام در پیروزی زمینی را در اولویت آمریکا و اسرائیل قرار داده و مرحله جدید جنگ ، پاسخ به همین نیاز می باشد. یعنی از نگاه آمریکا و اسرائیل هر گونه توقف جنگ در شرایط فعلی به مفهوم پیروزی مطلق حزب الله و تحمیل اراده سیاسی آن در مرحله بعدی خواهد بود و لذا اسرائیل ترجیح می دهد، رایزنی و مذاکرات و شکل گیری هر تصور سیاسی به عنوان نتیجه جنگ فقط در سایه فشار نظامی و یا یک دستاورد نظامی حاصل شود. آمریکا نیز که سقف مطالبات خود را در طرح "خاورمیانه جدید"قرار داده، نیازمند چنان پیروزی است که بتواند مبنایی برای این جهش قرار گیرد و گام های بعدی در نابودی حزب الله و برخورد با سوریه و سرکوب جهاد فلسطین و نهایتا برخورد با ایران را تضمین نماید. تاکید مقامات آمریکایی مبنی بر آماده نبودن شرایط برای تحول بزرگ بر همین اساس می باشد اسرائیل نیز بنا به آنچه نخست وزیر و وزرا آن عنوان کرده اند ، پیروزی در قبال حزب الله را نیاز اصلی برای اعمال بازدارندگی در صحنه فلسطینی ارزیابی می کنند. در چنین فضا و نوع نگاه دشمن صهیونیست و آمریکا ، ارزش و اهمیت هر دستاورد توسط مقاومت اسلامی روشن تر می شود که تا امروز تلاش های نظامی رژیم صهیونیستی نه تنها به شکست کشیده شده ، بلکه خسارت های قابل ملاحظه ای نیز بدان وارد شده است. بنا به گزارش سایت اینترنتی مرساد ، خسارت روزانه عدم فعالیت اقتصادی در شمال اسرائیل ، نیم میلیارد دلار است که در کنار خسارت های مالی ناشی از موشک های حزب الله ، فرار صهیونیست ها به مناطق مرکزی ، نابسامانی اجتماعی و سیاسی در جامعه صهیونیستی ، افزایش نیم میلیونی مهاجرت معکوس صهیونیستها و از همه مهمتر مخدوش دشمن اقتدار و برتری نظامی و بازدارندگی رژیم صهیونیستی در محیط داخلی ، فلسطینی و منطقه ای ، از آثار و دستاوردهای فعلی نبرد در لبنان می باشد. یعنی حزب الله در همین سطح دفاعی که دشمن را از تحقق اهداف خود ناکام میکند، پیروز است و اگر دشمن صهیونیستی را وادار به پذیرش اراده جنگی خود کند نیز سطح مهم دیگری از پیروزی را حاصل کرده و بازتاب های مهلک دیگری بر آن تحمیل می کند. بنابه آنچه تا به حال از زبان مقامات آمریکایی ، اسرائیلی و بعضا عربی ثبت شده و عملا در شیوه های نظامی اسرائیل نیز به اجرا در آمده ، یک اراده اصلی در جریان است تا حزب الله شیعی در لبنان هدف قرار گرفته و فضای منطقه ای نیز به همین سو هدایت شود. در نتیجه فتوای علمای سلفی عربستان و تحریم شرعی حمایت و حتی دعا برای پیروزی مقاومت، و مواضع مقامات سعودی ، مصر و اردن مبنی بر اینکه «جنگ را جنگ خود نمی دانند و این جنگ ، جنگ حزب الله برای منافع ایران است»، ابعاد این خیانت را رسوا و افشا می کند. البته نوع مدیریت و فرماندهی حزب الله در بخش میدانی و افکار عمومی موجب شده تا این راهبرد خطرناک نه تنها به نتیجه نرسد، بلکه این رهبران و حتی علمای سلفی را منفعل کند. حمایت بی سابقه از سید حسن نصر الله و مقاومت اسلامی به طوریکه در نهاد های تبلیغاتی عربی از آن به عبدالناصر در سال 1956 و رهبر عربی توصیف شده، خشم افکار عمومی در تمامی کشورهای منطقه و استهزاء فتو ای سلفیها از سوی دیگر علمای سنی، صحنه را وارونه کرده است. پایداری قدرتمندانه مقاومت اسلامی که متکی به برنامه ریزی های بسیار تفصیلی عملیاتی، سیاسی و تبلیغاتی است ، حتی شعار ها و اهداف اعلام شده آمریکا و مقامات رژیم صهیونیستی را به چالش کشیده منحنی نزولی را در آن نشان می دهد. مقامات اسرائیل از نابودی کامل حزب الله شروع کرده اند اما امروزه از خلع سلاح گذشته و حاضرند که نه تنها رود لیطانی در فاصله بیست کیلومتری، بلکه تا «اتا» در فاصله دو کیلومتر، نیروهای مقاومت اسلامی از مرز فاصله بگیرند. مخالفت برخی کشورهای اروپایی (فرانسه ، اسپانیا ، ایتالیا، پرتقال و روسیه) و تفاوت اولویت های آنان برای پایان جنگ و پیچیدگی مواضع کشورهای مختلف برای طراحی یک طرح سیاسی برای پایان جنگ، عملا دستیابی به هر نتیجه ای را موکول به سرنوشت میدان نبرد کرده است. آمریکا حاضر شده که برای ایجاد پذیرش در خصوص استقرار نیروهای بین المللی (که هدف خلع سلاح حزب الله و حداقل ممانعت از اقدامات ضد اسرائیلی توسط آن را دنبال می کنند) ، با عقب نشینی اسرائیل از شبعا همراهی کند ولی سوریه این کار را در چار چوب اجرای قطعنامه 242 شورای امنیت می پذیرد که به مفهوم ضرورت عقب نشینی از کلیه اراضی اشغالی توسط اسرائیل و از جمله در جولان می باشد. مضافاً اینکه استقرار نیروهای بین المللی در مرزهای خود را تهدیدی برای خود ارزیابی می کند که اراده های آمریکایی در پشت سر آن است. در داخل دولت لبنان، رئیس جمهور و در بین گروه های اصلی مارونی ، ژنرال عون با استقرار نیروهای بین المللی به شدت مخالفت دارند و نخست وزیر (سنیوره) حداکثر با تقویت و گسترش ماموریت نیروهای پاسدار صلح موسوم به "یونیفل" موافق است. اگر چه حزب الله تا به حال در این مورد موضعی اعلام نکرده و بررسی آن را به بعد از آتش بس موکول کرده است ولی بیشتر گروه های سیاسی (به جز 14 مارس) با آن مخالفت دارند. لذا فرانسه و روسیه هر گونه طرح سیاسی را موکول به موافقت طرحهای لبنانی و به ویژه حزب الله می دانند. این بن بست عملا زمانی گشوده می شود که نتایج صحنه جنگ روشن شود و نتیجه صحنه جنگ به آستانه تحمل هر یک از دو طرف وابسته است. اسرائیل چه در اصول جنگ خود و چه بر اساس شاخص های جامعه شناختی ، هیچ گاه نمی تواند بر یک جنگ طولانی امیدوار باشد و جنگ فرسایشی (با شدت فعلی) را برای خود مرگبار می داند. لذا جنگ سریع ، کوبنده و غافلگیرانه را در دستور کار خود قرار داده ولی با و شرایط غیر مترقبه از سوی حزب الله روبروست . این رژیم برای عملیات سریع خود نیاز به اطلاعات زیادی دارد که در حال حاضر فاقد آن است. تعداد موشک های، نوع ، شعاع برد ، قدرت انفجاری هر یک ، مراکز شلیک ، تعداد سکوهای آن ، انبارهای نگهداری و لجستیک آن ، بخشی از سوالات اسرائیل است که هیچ گونه اطلاعی از آن در دست ندارد. نفوذ ناپذیری حزب الله و مقاومت اسلامی در قبال جاسوسان از گره های اساسی دستگاه های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است که از سوی سید حسن نصر الله به عنوان یک افتخار عنوان شد. در طرف مقابل از سوی حزب الله موفقیت های مهم اطلاعاتی در کشف شبکه های اطلاعاتی اسرائیل و نفوذ به شبکه ارتباطات تلفنی ارتش اسرائیل در شمال (از سوی مقامات اسرائیلی اعتراف شد) ثبت شده است. برخلاف نیروهای اسرائیلی که شبکه ارتباطی ناامن در مناطق جنوب دارند و حتی برخی واحد ها ، فاقد ارتباط با عقبه های اصل هستند، حزب الله از یک سیستم ارتباطی ویژه ، حتیدرخطوطمقدمخودبرخوردار است که امکان کشف و خنثی سازی آن تا به حال میسر نشده است. تاکتیک های عملیاتی حزب الله ، برنامه های دفاعی روستایی ، شهری ، منطقه ای و لایه های دفاعی پیش بینی شده و قدرت مانور انعطاف پذیری و جا به جایی و فقدان هیچ گونه خط دفاعی آشکار، از عوامل سردرگمی نیروهای زمینی – زرهی دشمن صهیونیستی است . به طوریکه نمی دانند پیشروی محدود در یک روستا را موفقیت خود و شکست حزب الله بدانند و یا دامی برای قیچی شدن و تله نظامی ارزیابی نمایند. ارتش صهیونیستی که چند جنگ با ارتش های بزرگ عربی داشته ، طی چند ساعت نتایج جنگ را رقم زده و نهایی کرده است ولی اکنون برای پیشروی در یک روستا در عمق دو کیلومتری ، روزها و بدون نتیجه درگیر است با وجودیکه طی هشدارهای مکرر از مردم جنوب درخواست ترک منطقه را کرده و سیاست زمین سوخته را با آتشباری سنگینی به اجرا می گذارد و هر عملیات زمینی – زرهی با پوشش کامل هوایی (هواپیما و هلی کوپتر) همراه است ولی پنهان و محو بودن تیم های عملیاتی مقاومت اسلامی و قابلیت های مانور و جا به جایی سریع و کمین گذاری برای نیروهای زمینی و تانک و ... گام های نیروهای عملیاتی اسرائیل را با تردیدی مرگبار همراه کرده است. در بخش عملیات روانی نیز اسرائیل مسیر سانسور خبری در رسانه های داخلی خود را به شدت افزایش داده تا آمار حوادث ، تلفات و خسارت ناشی از درگیری و یا موشک های حزب الله را پنهان کند و در طرف مقابل نیز امکان اطلاع رسانی در مقاومت اسلامی را نابود کند با این وجود دهها بار بمباران مراکز و آنتن های تلویزیون المنار و رادیوهای مرتبط با حزب الله بی نتیجه بوده و حتی شهروندان اسرائیلی برای اطلاع از روند جنگ و مسائل مهم آن از تلویزیون المنار استفاده می کنند و یا برای شنیدن پیام های سید حسن نصر الله شبکه های تلویزیونی اسرائیل اقدام به پخش مستقیم از تلویزیون المنار می کنند. انتشار آمار منحرف کننده از تلفات حزب الله و یا توان نظامی و موشکی آن و اسارت نیروهای مقاومت اسلامی و یا هدف قرار گرفتن رهبر آنان و بسیاری اطلاعات فریب ، نتیجه ای جز بی اعتباری و رسوایی نداشته و متقابلا با برخوردی هوشمندانه از سوی حزب الله و سید حسن نصرالله مواجه شده است. پیام های سید حسن نصر الله که آرامش ، عزم و قدرت را به نمایش می گذارد و پاسخ های برنامه ریزی شده و دقیق سیاسی و عملیاتی و به کارگیری حساب شده توان نظامی و موشکی در هر مرحله و بسیاری از شاخص های دیگر از ویژگی های رهبری و مدیریت جنگی سید حسن نصر الله می باشد. کنترل و هدایت سیاسی محیط داخلی لبنان و محیط منطقه ای ، از دیگر تدابیر سید حسن نصرالله می باشد به طوریکه برخلاف اهداف استراتژی نظامی و سیاسی اسرائیل ، لبنان به سوی اتحاد و انسجام و وحدت در پیش است و پتانسیل تمامی جریان های سیاسی در خدمت مقاومت ضد صهیونیستی قرار گرفته است . این نکته بسیار با اهمیت است که حزب الله به جای تن دادن به یک جغرافیای شیعی ، تمامی پتانسیل های سیاسی و مذهبی غیر شیعی را نیز به استخدام مقاومت در آورده و فتنه اختلاف مذهبی منطقه ای را به شکست کشانده است. اسرائیل در عملیات های نظامی و بمباران های هوایی نیز عملا به مناطق شیعی حمله کرده و مناطق سنی و مسیحی و را مستثنی کرده است ولی این تاکتیک زیرکانه کارایی خود را از دست داده و حزب الله نه تنها در صحنه داخلی و بلکه در صحنه منطقه ای و جهانی مورد حمایت افکار عمومی جهانی است. درس های اجرایی این جنگ افتخار آمیز که نمونه ای گرانبها از «جنگ نامتقارن» به حساب می آید و برای جمهوری اسلامی اهمیت فوق العاده ای در مقابله با تهدیدات اتی آن دارد، باید در مبحثی مستقل مورد توجه متفکران و مسئولین نظام اسلامی قرار گیرد. اهمیت این درس ها تا جایی است که ارتش آمریکا گروهی ویژه را برای بررسی اقدامات و روش های عملیاتی و تاکتیک های رزمی حزب الله اختصاص داده تا از آن در برنامه های نظامی خود و یا برای مقابله با دیگر جریانهای نهضتی در خاورمیانه بهره مند شود. مقامات آمریکایی معتقدند جایگاه حزب الله در الگوسازی روشهای مبارزاتی و جهادی برای کلیه گروه های مبارز در منطقه مطرح است و لذا استخراج تجربیات این جنگ بر ای پنتاگون نیز حائز اهمیت فوق العاده است. اسرائیل نیز که طی 18 سال تنها روش های هجومی حزب الله را تجربه کرده بود، امروز با فصل جدیدی از شیوه های دفاعی و چریکی مقاومت اسلامی روبروست و استیصال و سردرگمی عملیاتی – نظامی اسرائیل نیز بیشتر از این ناحیه سرچشمه می گیرد. به هر حال در مجموع این جنگ نتیجه ای جز پیروزی حزب الله ندارد، ولی سطح و حجم این پیروزی متناسب با شرایط میدانی متفاوت خواهد بود و یک شرایط حداقلی و حداکثری دارد. در یک پیروزی حداکثری ، تغییرات شگرفی را باید در عرصه های مختلف جامعه صهیونیستی ، فلسطینی ، لبنانی و منطقه ای و معادلات منطقه ای شاهد باشیم و در یک پیروزی حداقلی ، مجموعه ای از پیروزی های مهم که تا به حال بخشی از آن حاصل شده ، ثبت خواهد شد و این پیروزی ها نیز بازتاب و آثار دیگری در سطوح یاد شده به جای می گذارند. مرکز اطلاع رسانی بصیرت / تحلیل هفته