صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۶۶۹۶۴
دکتر جهانگیر کرمى مقدمه: دلیل آن است که پس از فروپاشـى شـوروى و نیز پذیـرش نظام اقتصـاد بازار آزاد از سوى چین این نظام بیشتر مناطق اصلى و دولتهاى مهم جهان را در برگـرفته است اما تنها منطقه اى که هنـوز بـطـور جـدى مـقـاومت مى کنـد خاورمیانه اسـت که آنهم به خاطر مجمـوعه اى از ویژگى ها در این منطقـه از جمله سیاسى بودن دین اسلام و نوع نظامهاى حکومتى آن است .بلکه نهادینه شدن انگیزه و عمل ضدآمریکایى در خاورمیانه به خاطر مجموعه اى از مسائل گذشته است و اکنون به ویژه به خاطر حمایت آمریکا از اسرائیل ، گروههایى قدرتمند در خاورمیانه با جهت گیرى ضدآمریکایى ظهور کرده اند .از این رو اقدام نظامى در خاورمیانه ، راه حلى بود که واشنگتن در پیش گرفت تا به زعم خود مشکل را حل کند . از نظر آنها موفقیت در خـاورمیانه به ایجاد یک نظام بین المللى خـواهـد انجامید که در آن لیبرالیسم سیاسى و اقتصـادى جهانى شده و قدرت هژمون این نظام ، نظم جدیدى را شکل خواهد داد .

* در چارچوب سیاست آمریکا، چرا عراق انتخاب شد؟
** آمریکایى ها در استـراتژى جدید خود به چند دلیل خاص کشور عـراق را مدنظر قرار دادند :اولا جداى از نفرت داخلى نسبت به حکومت عراق ، این حکومت در افکار عمومى و نظام بین المللى نیز داراى سابقه بدى بود، اقدام به دو جنگ بزرگ (جنگعلیه ایران و کویت )نیز آن را به عنوان هدفى آسان براى آمریکایى ها درآورد . از سوى دیگر عراق در کانـون خاورمیانه قرار دارد؛ یعنى اینکه در مـرکز چند کشور اصلى منطقه (ایران، سوریه ، مصر و عربستان )است که از نظر آمریکا مى بایست دچار تغییراتى گردند .از نظر آنها تغییر در عراق مانند یک بازى دومینو، سایر کشورهاى همجوار را به هراس مى افکند، به گونه اى که یا تغییرات مورد نظر آمریکا را بپذیرند و یا اینکه سقوط کنند . لذا عراق در دستور کار قـرار گرفته و بالطبع این حمله پایان کـار نـبـود، بلکه باید در عراق دولتى روى کار مى آمد که به شکل بازى دومینو این تغییرات را در سطح منطقه ایجاد مى نمود .
براى شکل گیرى چنین دولتى امنیت سازى در عراق مهمترین گـام بـود که آمریکایى ها در ایـن رابطه به شدت با چـالـش روبرو شدند .در هر حال تـرکیبى از القاعده ، نـیـروهاى بعثى و گـروه هـاى جهادى باعث شدند تا آمریکا به طور روزانه با تلفات نظامى مواجه گردنـد و در واقع با طولانى شدن ایـن روند نیز ضربه مهمى به جایگاه و اعتبـار جـرج بوش در نزد افکار عمومى آمریکا ار ود شده است .از همین رو پس از مذاکرات برمر در واشنگتن بحث انتقال قدرت در عراق تا تابستان سال آینده مطرح شد . این سیاست اگر چه عقب نشینى از مواضع اولیه آمریکائیهاست اما به صورت یک تاکتیک و به شکل مـرحله اى مطـرح مى گردد .استراتژى آمریکایى ها بـه گونه اى نیست که همه چیز را به عراقى ها واگذارند .بلکه همچنان مى خواهند به عنـوان بازیگر اصلى در عـراق بمانند .حتى اگر فضاى انتخـابـات آزاد در عراق و حکـومت غیـردلخـواه آنهـا روى کارآید آنها باز حاضـر نـمـى شـوند از ایده هاى هژمونى خود دست بردارند .

نام:
ایمیل:
نظر: