صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۶۶۹۸۶

بوش در سخـنـرانى ششـم نـوامبـر (82.8.15)2003 خـــــود کـــــه بــــــه سیـاسـت خـارجى آمـریـکـا پـرداخـت ، مـسـالــه اصــلاحــات دمــوکـراتـیــک در خــاورمـیــانــه را سـرلــوحــه بــرنـامــه هــاى حــــکــــومـــت خــــود تــــعــــریــــ کــــرد و درحالى که از دولتهاى ایران ، سوریه ، مـصــر و عـربـســتــان در زمـیـنــه فــقــدان دمـوکـراسـى انـتـقـاد مــى کــرد، مـظـاهـر دموکراسى در اردن ، بحرین ، ترکیه ، نـیـجــر، انــدونــزى و سـنـگــال را مــورد حمایت قرارداد . وى در این سخـنـرانى از ایران ، سـوریـه و مــصــر خــواســت تــا بــه در کـشـورهاى «دمـوکـراسى سـازى » خود بپردازند و عربستان سعودى را در مسیر دموکراسى و اصلاحات و مصر را قادر به هدایت دموکراسى در منطقه معرفى کرد .
به همین مـنـظـور 145 میلـیـون دلار در کمیسیـون بودجه کنگره براى تشویق آموزش لائیک در کشـورهاى عربـى ـ اسـلامـى طـى سـال 2004 اختصاص یافت .البته از این بودجه یکصـد مـیـلـیـون دلار بـراى تشـویـق آمـوزش غـیــردیـنـى بـه پــاکــســتــان اختصاص یافته که تنها یـک مـؤسسه آمریکایـى اجـراى آن را با بـودجه 60 میلیون دلارى به عهده گـرفته است ، تا در مقابل 10000 مدرسه دینى در پاکستان یـک روند تربیتـى و آمـوزش جدید را پایه ریزى کند . به عبـارت دیگر در سال 2002 (1381) بودجه اى معادل 29 میلیون دلار و در ســـــــال )1382)2003 مـعـادل 90 مـیـلـیـون دلار، بـودجـه اختصاص یافتـه در تـرویـج فـرهنـگ غیردینى و لائیک در برخى کشورهاى مورد نظر آمریکا هزینه شده است .
از سوى دیگر باید گفت که ایـن سخنرانى بازتابها و عکس العمل هاى وسـیـعـى در کــشــورهـاى عـربــى و اسلامى داشته و موجب اعتراضات و انتقادات گسترده اى گردیده .که البته در بـرخـى مـوارد نـیـز ایـن مـواضـع و شعارها به سخره گرفته شده است . در حـقـیـقـت شـعـار و بـهــانــه ابــزار جــدیــدى در «دمــوکــراسـى » سیاست خارجى آمریکا درقبال جامعه جهانى و به ویژه کشورهاى اسلامـى نیست ولى اینبار در قالب و استراتژى جـدیــد خــود، هـمــزمـان بــا طــرح دیدگاهـهـاى نـئـومحافـظـه کـاران در حکـومت بـوش عنـوان شده اسـت و بخشى تکمیلـى از اسـتـراتژى » اقـدام پیشدستانه «است .
بـــا وجــــودیـــکــــه » آزادى «و بنـابـه گـفـتـه شـهیـد «دمـوکـراسـى » مطـهرى از بـزرگتریـن و عالـى تریـن ارزشها و مفاهیم و واژه هاى معنوى و انـسانـى اسـت (کـتابجـامـعـه و تاریخ )و جوامـع بشرى نیز در طول تاریخ به اشکال و تعابیر گوناگون از آن یـاد کرده و بـراى دستـیـابى بـدان تلاش و مبارزه کـرده اند ولى جوامع غربى و آمریـکا که خود را مبدع این واژه مـى داننـد، امروز بـا تـحولات امنیتى و سیاسى جـهانى ، خود را با معنـى و مصداقهاى جدیـد و گاهى وارونه و غیرانسانى که توسط آمریکا از واژه » دمـوکـراسـى و آزادى «ارائـه مى شود، مواجه مى بینند . به منظـور بـررسى این مسـالـه و زوایاى مربوط به اهداف و دیدگاهها و مصداقهاى آمریکا از دموکراسـى و مقایسه آن بـا مفهوم اصلى و انسانـى از آزادى و دموکراسى ، به تحلیل این موضوع و ریشه هاى فکرى و اهداف اصلى از تعاری جدید آمریکا از آن خواهیم پرداخت .
در واقع این بـازخوانى اندیشه و عمل آمریکایى در مفهـوم و مصـداق دمــوکـراسـى ، بــخــشــى از تــلاش ضـــــرورى در چـــــهــــــارچـــــوب است ، تا بـراساس «دشمن شناسى » یافتـه هـاى آن در سـمـت گـیـریـهـاى دشمن ، به چـگـونگى حفظ مـیـراث انسانـى و اسـلامـى و اجـتـمـاعـى بـا روشن بینى هرچه بیشتر بپردازیم . الـــ ـ چــــرایـــى و ریــــشــــه هــــاى استراتژى جدید آمریکا با وجود اینکه برخى ، تغییر شعار حکومت بوش از » نابودى سلاحهاى «کشتار جمعى و مبـارزه با تروریسم به شعار » گسترش ارزشهاى آمریکایى و دموکراسى «را ناشى از شکسـت و سـرپـوش نـهـادن بـر نـاکـامــى هــاى حکومت بوش در عراق و افغانستـان دانستـه و از سـوى دیگـر آن را نـوعى اقدام حـسـاب شـده و بـراى مصـرف داخلى تلقى مى کنند تا از سیاستهاى وى در عـراق حـمـایـت شــود، ولـى مـراجعه به دیدگاههـاى اصـلـى تـیـم افـراطـى بـوش و تلاشـهـا و مـواضـع جدید آنها در تبیـیـن این استـراتژى ، نشان دهـنـده ایـن واقعیـت اسـت کـه تـرویـج ارزشـهـاى لـیـبــرالـیـسـتــى ـ آمـریـکـایـى ، از مـبـانـى اسـتــراتـژى هجـومى آمریکا در سـطـح جـهـان و سیاستهاى یکجانبه گرا براى پایه ریزى نظام تک قطبى در جهان است .
فروپاشى نظام دو قطبى جهان و قدرت عظیم اقتـصـادى ، نـظـامـى و سیاسى در آمریکـا کـه بـراى استمرار برترى و سلطه خود نیازمند دشمـن و تهدید خـارجى است ، بدنبال هـدف جدید مى باشد .در واقع این اندیشـه «شر » و «خیر » جهان را به دو بخـش تقسیم کرده و آمریکا و غرب را محور و مـسـئـول ترویـج و انـتـشـار «خیـر » ارزشهاى آمریکایى در جهان دانسته و مصداق » شر «را در جوامع اسلامى و کشورهاى ناهمساز با آمریکا معرفى مى کند و بر ضـرورت این رویارویى بین دو تـمـدن غـربـى و اسـلامـى پـا مى فشارد .لذا استـراتژى بازدارندگى دوران جنگ سـرد به استـراتـژى نوین اقدام پیشگـیـرانه و سپس اسـتـراتـژى اقدام پیشدستانه تبـدیـل مـى شـود که حـمـلـه بـه عـراق را آغـاز اجـراى این استراتژى با هدف ایجاد دموکراسى در خاورمیانه دانسته و ایجاد خـاورمیانـه جدید و تحول در جغـرافیاى سیاسى آن ، از ضروریات این استراتژى است که در دستور کار حکومت بوش قرار مى گیرد .
سـیـاسـتـمـدار «نوام چامسکى » چپ آمریکایى معتقد است ، بوش با تهدیدسازى براى امنیت ملى آمریکا، به دنبال موفقیت در انتخابات بعدى و استمرار سلطه نئومحافظه کاران در حکومت آمریکاست .یک هفته پیش از سخنـرانى بـوش ، رامسفلـد، ایـن استراتژى را تحت عنوان » جنگ علیه افکار «درکنار جنگ ضدتروریسـتـى مـطـرح کرد، کـه سـطـح جـدیـدى از استراتژى دیدگاه تیم افراطى حکومت بوش مى باشد .در هر حـال مـفـهـوم جدید جنگ و اقدام پیشـدسـتـانـه در حوزه » فکـر و عقل «که فلسـفـه آن ، تکمیل فلـسـفـه حـمـلات نـظـامـى و امنیتى است ، توسط رامسفلد عنـوان مى شود . وى مـعــتـقـد اســت ، شـکـســت تروریستها که کشته یا دستگیر مى شوند، نیـازمند اقـدامات تکمـیلى اسـت تا افراد جدید جایگزین آنها نشوند و » جنگ افکار پیشدستانه «نیز براى جلوگیرى از پیوستن دیگـران به تـروریسـتهاسـت و بر هـمین اسـاس ، خطـر مدارس دیـنى در جـهان اسلام توسط رامسفلد مطرح مى شود، او «سربـازساز تـروریستـها » این مـدارس را مى داند .
رامسفلد همچنین معتقـد اسـت که جنگ بـا تـروریـسـتـهـا، تـنـهـا بـا روشهاى نظامى پایان نمى گیرد و نیاز به » جنگ افکار و عقل «دارد . بـررسیهـاى وزارت امـورخارجـه آمریکا که در 15 جلد در اختیار مراکز تصمیم گیـرى آن کشور قـرار گرفتـه و اذعان مـى دارد که به پیش بینـى هـاى قبل از حمله به عراق بى توجهى شده اسـت ، انـگــیــزه رامـسـفــلــد بــراى بهینه سازى روشهاى آمریکایى است تا شکست ها و ناکامى هاى خود را در افغانستان و عراق جبران کرده ، زمینه و بهانه کافى براى استمرار دشمنى با ایران ، سوریه و کشـورهاى اسلامـى در ســایــه بــازنــگــرى و بــازســازى سیاستهاى مداخله گر فراهم گردد .
شاید یکى از دلایل بـکـارگیـرى این استراتژى در شرایط فعلى ، بحران مصداقیت آمریکا و شعـارهاى او در افکار عمـومى جهانى و داخلـى ایـن کشور باشد، زیـرا در شرایط فعلى و بـراسـاس گــزارشـهـاى رسـانـه هــاى غربى ، معـروفتریـن و پرفروش ترین کتابها در آمریـکـا، تـحـت عـنـاویـن و کـتـابــهــاى «رســوایـى » ، «دروغ » ضدبـوش و تیـم نـئـومحافـظـه کـار و طرفدار صهیونیسم منتشر مى شوند . از اعضاى «پاتریک کلاوسـون » مـؤسـسـه مـطـالـعـات سـیـاسـتـهـاى خاورمیـانـه اى واشنگتـن کـه زیـرنظـر فعالیت مى کند، راهبرد فعال «ایپاک » NGO کـردن جریانـهـاى داخـلـى و (سازمان هاى غیردولتى )،سیاسى را بـراى » رونـدســازى در کـشــورهـاى اسـلامـى و تـحــول در خـاورمـیـانــه پیشنهاد مى کند . چندانـکـه مـلاحـظـه مـى شـود، جـوهر و سـمـت گـیـرى اصلـى مـتـن سخـنـرانى بـوش منطبـق بـر افـکـارى اسـت کـه یـک هـفـتـه قـبـل از آن در نـشـسـت مـحـافـظـه کـاران جـدیـد و سخنـرانى رامسفلد، جـهـت بـررسى راههـاى نـابـودى کشـورهاى مـحـور شرارت و سازمانهاى غیـردموکراتیک در جهان عرب مورد بحث قرار گرفته است .
در حقیقـت سـابـقـه مـوضـوعى سخنرانى بـوش در ساختار حکومتـى وى نیز در مـراحل سه گانه زیـر تـا بـه حال دنبال شده و وجود برنامه ریزى و اراده آمــریــکــایــى بــراى ســرکــوب ارزشـهـاى انـسـانـى و اجـتـمـاعـى و اسلامى در دیـگـر جـوامع بـا طـرح و شعار دموکراسى و آزادى آمریکایى را نشان مى دهد . در دسامبـر 2002 (آذرماه)81 مدیر بـرنامه ریزى سیاستهـاى وزارت خارجه آمریکا (ریچاردهاوس )طرح دمکراتیزه کردن جهان عرب و اسلام را براساس تشویق دمـوکراسى در این کشورها ارائه کرد . در آوریل 2003 (فـروردینمـاه (82 در طر حى بـنـام مـشـارکت آمـریـکـا و خاورمیانه ، طـرح دیگرى براى تغییـر بـرنامـه هـاى آموزشى ، اصـلاحـات اقتصادى و تقویت جامعه مـدنـى در کشـورهاى عربى تـوسط پاول مطـرح شد کـه بـراساس آن بشـرطى کـه ایـن کـشـورهـا، اسـرائیـل را بـه رسـمـیـت شناخته ، آماده تعامل با آن شوند، از حـمـایـت هـا و بــودجـه آمـریـکـایــى برخوردار مى شدند .
در 6 نـوامـبــر 15)2003 آبـان (82 بوش از جهان عرب خواست تـا به جهان دموکراسى وارد شوند و سپس پایان دوره دیکتاتـورى و ورود ارتش در حاکمیت ها اعلام کرد و بر استمرار بـرنـامـه هـاى آمـریـکـایـى در تــوقـ خـشـونـت در کـشــورهـاى عـربـى ـ اسلامى اصرار ورزید . ب ـ بازتابها و عکس العمل ها : البتـه سـخـنـرانى بـوش در کلـیـه کشورهاى عربى ـ اسلامى با واکنش و اعتراض روبرو گردیده و بسیارى از محافل سیاسى و مطبوعاتى نیز آن را توهین به کشورهاى اسلامى ارزیابى کردند . در واقـع شــدت واکـنــش هــاى «آرمیتـاژ » منطقه اى به حـدى بـود کـه معاون وزارت خارجه آمریکا در قاهره اعلام کرد ::» بین اسلام و دموکراسى تعـارضى نیسـت و نـیـمـى از جـهـان اسلام در دموکراسى زندگى مى کننـد و من با ایـن تـصـور کـه حـل مسالـه فلسطین به نـابـودى تروریسم منـجـر .
«مى شود، مخال هستم چنانکه مشابه همیـن مـواضع از سوى پـاول و بوش نیز بـراى تلطیـ موضع قبلى آمریکا ایراد شد .از سوى دیگر بـا تـوجه به آنچه طـى دو سـال گذشته در افغانستان شکل گرفته و در 6 ماه اخـیـر در عـراق بـوجود آمـده و حمایت هاى آشکار آمریکا از شارون و اقدامـات سـرکوبـگـرانـه وى علـیـه فلسطینى ها و زیر پـا گـذاردن تمامى حقوق اجتماعى ـ انسانـى و تاریخى ایـن مـلـت ، بـســیــارى از مـحـافــل مطبوعاتى و سیاسى ، موضع بوش را مسخـره دانستـه و آن را بـراى مصرف داخلى در آمریکا و افکار عمومى خود و کسب حمایت از حضور نظامـیـان آمریکایـى در عـراق و انتخابـات آتـى ریاست جمهورى تلقى مى کنند . مـــحــــور دیــــگــــرى کــــه در عکس العمل ها و بـازتابهاى سیاسـى سخنرانى بـوش مشهود است ، اینکه بسیـارى از تحلیل گـران به تناقـض و دوگانگى شعارهاى دموکراتیک بوش و مصـداقـهـاى عـمـلـى حـمـایـت از دمـوکـراسـى وى اشــاره مـى کـنـنـد و نمونه هاى مورد قبول آمریکا را با همان مبادى و اصول تعری شده آمریکایى نیز مغایر مى دانند . ج ـ ارزیابى مفـهـوم و نگاه بـوش به دموکراسى و آزادى حقـیـقـت ایـنـسـت کـه مـفـهـوم دموکـراسى در ادبیات و قـامـوسهـاى سیاسى جهان ، با آنچه امروز توسط بوش و حکومت افراطى وى معرفى و
اجرا مى شـود، به طور کامل مـغـایـر است . البته تـفـاوت دیدگاه اسلامـى و غربى در دو سطح قابل بررسى است که در این مقـالـه کـوتاه نمـى تـوان بـه شکل تفصیلـى بدان پرداخت امـا در سطح اول ، تفاوت در ملاک و منشاء آزادى است که دو سق حـیـوانـى و انسـانـى را بـراى ظهـور تـمـایـلات و خواسته هاى انسان ارائه مى دهد .این تـفـاوت در حـوزه تـحـریـ آزادى ، ارزش آزادى و قلمرو و دامنه آزادى و انواع آزادى نیـز وجود دارد و در واقـع دو محصـول و نتیجـه و کـارکرد براى آزادى را نشان مى دهد . در سـطـح دوم ، اخـتـلاف بـیـن تعاری معمول در جهان (فلسفههاى غـربـى و اسـلامـى )و تــعــاریــ و مصداقهـا و رفتار آمریـکـا از آزادى و دموکراسى است .
ژنرال پاول در خصوص مطالبات خود از جهان عرب که در موضوعات زیر در باره دموکراسى عنوان مى کند، معتقد است که ایجاد دموکراسى زمان مى خواهد و دموکراسى تنها با اجراى انتخابات نیست بلکه نیاز به سازمانها و نهادهایى دارد که مردم بدان اعتماد داشته باشند . حکومت قانـون ، محـدود کردن اختیـارات مطلـق حـکـومتهـا، آزادى کــلام و بــیـــان ، آزادى عــبــادت ، مساوات در عدل ، احتـرام به زنان و حقوق آنها، پذیرش دیگران در دین و نـژاد، احـتـرام و پـذیـرش مـالـکـیــت خصـوصى از مـوضـوعاتى اسـت کـه پاول آنـرا غیـرقابل مـذاکـره دانستـه و اجراى آن را در جهان عـرب ضرورى مى داند .
بـدیـن تـرتـیـب آمـریـکـا زمـانـى خـواهان حاکمـیـت قـانـون در دیـگـر کـــشــــورهـــاســـت کــــه خــــود از ضدقانون ترین کشورهاى جهان تلقى مـى شـود و قـوانیـن دیـگـر کـشـورهـا کمترین اهمیتى براى حکومت آمریکا ندارند و در واقع بوش و حکـومتهاى آمریکایى به دنبال تعمیم دادن قوانین آمریکایى در سطح جهان هستند . از سـوى دیـگـر مـحــدود کـردن اختیارات مطلق حکومت ها که ظاهرا بـراى جـلـوگیـرى از دیـکـتـاتـورى در کشورهاى دیگـر عنوان مى شود، در مقـابـل جـهـانـى کـردن دیـکـتـاتـورى حکومت آمریکا، موضوعى است که نیاز به بحث چندانى ندارد . رئیس جمهور آمریکا نه تنهـا در محیط داخلى و مـوضوعات ملـى آن کشور، بلکـه در سـراسر جهان و در دیگر کشورها براى خود حق مداخله ، بـراندازى ، قتـل و سـرکوب ، تغـیـیـر نظام هاى سیاسى و اقتصادى و ... را قائل است .
به این تعـبـیـر، آزادى عبـادت ، پوششى براى حمایت از صهیونیستها و گروههاى یهودى وابسته به اسرائیل و آمریکا است و آزادى کلام و بیان و بقیه عناوین در خواستى پاول و بوش در ایجـاد دمـوکراسى در کـشـورهاى عربى و اسلامى نیز با هدف و منظور روندسازى ، مسخ فرهنگى ، مداخله در امـور کـشـورهاى دیـگـر، غـارت ثروتهاى ملـى آنـان طـراحى و دنبـال مى شود . در واقع باید گفت :حمایـت از جاسوسها و اقلیت هاى ناچیـز و کـم اهـمـیـت در کـشـورهاى اسـلامـى و عــربــى در قــالـــب آزادى ادیــان و عــبــادت ، از نــگـــاه بـــوش امــرى ضـروریـســت ولـى مـسـلـمــانــان و اقلیت هـاى پـرجمعیـت اسـلامـى در آمریکـا و اروپـا، از کمترین حـقـوق خود محروم هستند که نمونه روشن آن مساله حجاب در مدارس و محل کار مسلمـانـان در غـرب مى باشـد که بـا ســرکــوب و مــخــالــفـــت روزمــره روبروست .

نام:
ایمیل:
نظر: