صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۶۷۴۰۶

جواد پارسا
اقتصاد ایران و برنامه های آن که از سالها پیش ماهیت عدالت گریز پیدا کرده بود، با روی کار آمدن دولت نهم ناچار شد در مسیری قرار گیرد که میل به عدالت پذیری داشت. این اقدام به مانند هر اقدام نو با مشکلات و عوارض عدیده ای مواجه بود که هر یک به نوعی می توانست آن را بدنام کند و نا کارآمد جلوه دهد. این اقدام نیک و مثبت دشمنان بی رحمی داشت به نام سرمایه داران، کسانی که سالها پیش مقام معظم رهبری از آنها با نام «نوکیسه ها» یاد کردند. منتقدان، مخالفان و دشمنان این حرکت بی وقفه تلاش کردند تا این حرکت راه به جایی نبرد. از ابتدای شکل گیری دولت نهم حوزه اقتصادی دولت اصلی ترین هدف برای آماج تیرهای زهر آگین این سه گروه بود. در آخرین تحرک انتقادی نسبت به وضعیت اقتصادی دولت، حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت در حاشیه سمینار «توسعه انرژی های تجدیدپذیر، ضرورت نیل به توسعه پایدار» گفت: ... این در حالی است که طی سه سال گذشته، تمام درآمد 200 میلیارد دلاری صرف شده و یک کار مهم و اساسی هم صورت نگرفته است...» محمد شریعتمداری وزیر بازرگانی دولت خاتمی و عضو هیئت مدیره بنیاد باران نیز در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا در یک بحث انتقادی علیه دولت می گوید: «250 میلیارد درآمد دولت در این دو سال چه شد؟»
واقعا این آشفتگی در آمار و عدد و رقم نشانه چیست؟ چرا یکی تمام درآمد سه سال را «200 میلیارد دلار» و دیگری درآمد دو سال را «250 میلیارد دلار» ادعا می کند. آیا واقعا این اعداد و ارقام آنقدر ناچیز هستند که بتوان به راحتی آن را تغییر داد. اختلاف بین 250 میلیارد دلار با 200 میلیارد دلار 50 میلیارد دلار است رقمی که بسیاری از انسانهای تحصیل کرده هم توان تصور آن را ندارند. چه انگیزه ای باعث می شود افراد بدون در اختیار داشتن آمار دقیق تا این حد شور و اشتیاق انتقاد کردن بر مبنای آمار غلط را داشته باشند، گویا اصلا موضوع عدد و رقم صحیح نیست، بلکه هجمه به دولت و انگ زدن به آن است، امری که دستگاه های تبلیغاتی مخالفت دولت طی چند ماه گذشته بی محابا و بدون هر گونه منطق و پایه و اساس به آن دامن زده اند.
حسن روحانی که اینگونه درباره وضعیت اقتصادی دولت صحبت می کند در پاسخ به سوالی درباره انتقاد به دولت می گوید: «اعلام نگرانی ها، برای اصلاح است و طبق فرمایش مقام معظم رهبری، انتقاد وظیفه مردم است و همه مطلعان باید نقد کنند که اشکالات مرتفع شود.» به نظر می رسد میل و جدیت ایشان در عزم به انتقاد علیه دولت سبب گردیده تا بیان کامل فرمایش مقام معظم رهبری را فراموش کند و یا اینکه برای تطبیق یافتن فرمایش معظم له با مشی آقای روحانی با فرمایش مقام معظم رهبری گزینشی برخورد کرده است.
جهت تذکر و یادآوری آقای روحانی به دو واژه کلیدی مقام معظم رهبری در خصوص انتقاد از دولت بسنده می شود. آنجا که ایشان به نقد منصفانه اشاره نمودند و از تخریب پرهیز دادند. حال با این یادآوری زمینه برای طرح این سوال آماده شده است: «ادعای اینکه تمام درآمد 200 میلیارد دلاری صرف شده و یک کار مهم و اساسی هم صورت نگرفته است.» انتقاد منصفانه است و یا تخریب محض؟ با چه جرأت و کدام منطق و برهانی می توان این ادعای مخرب را اثبات کرد؟ آیا در دولتهای پیشین همه چیز بر وفق مراد بود و دولتها فاقد هر گونه عیب و نقص کلان بودند؟ کسی می تواند چنین ادعای مدح داری را داشته باشد؟ قطعا پاسخ منفی است. هنگامی که پیشینه این آقایان بررسی می شود هیچ رسانه ای از آنها فریاد انتقاد و اعتراضی را ضبط و ثبت نکرده است، حتی هنگامی که حدود 9- 8 سال پیش که تورم سال اول و دوم دولت آقای خاتمی به 18 و 20 درصد رسیده بود. چون در آن دوران از این افراد فریادی شنیده نشد با وجود آشنا بودن خودشان در برهه کنونی فریادشان ناآشنا است.

نام:
ایمیل:
نظر: