برگردان: فرزان شهیدی
نوار غزه با مساحتی حدود 360 کیلومتر مربع و با جمعیتی بالغ بر 5/1 میلیون نفر تحت محاصره شدید اسراییل قرار گرفته و این باریکه عملا تبدیل به یک زندان بزرگ شده است، تنها به این دلیل که جنبش حماس که با رای مردم به قدرت رسیده، اسراییل را به رسمیت نشناخته و همچنان به آرمان های مقاومت پای بند است. سران اسراییل صراحتا اعلام کرده اند می خواهند هولوکاست جدیدی را در نوار غزه رقم بزنند و در چارچوب سیاست ظالمانه «مجازات دسته جمعی» این منطقه را تبدیل به دوزخ کنند.
اسراییل می تواند با محاصره غزه و در سایه کمبود دارو و غذا، کودکان فلسطینی را پیش از آن که بزرگ شوند و به مقاومت بپیوندند، از میان ببرد. اسراییل می تواند فعالان حماس و جهاد اسلامی را هدف قرار دهد و هر خودرو و جنبنده ای را در خیابان های غزه بزند. آری اسراییل به آسانی می تواند غزه را تبدیل به یک هولوکاست کند و مردم بی گناه فلسطین را در آتش قهر خود بسوزاند.
آری این کار شدنی است ، چرا که جهانیان و اعراب سازشکار با سکوت تلخ و مرگبار خود، چراغ سبز این جنایت را از مدت ها پیش به رژیم اشغالگر داده اند و سلاح و مهمات کافی از غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا برای این ماموریت خونین به سمت اسراییل سرازیر شده است.
سازمان ملل گاه ناچار به تشکیل جلسه می شود تا اندک آبروی این سازمان بزرگ جهانی از میان نرود، اما دبیرکل آن تنها اظهار تاسف می کند و از اسراییل می خواهد از حجم خشونت های خود بکاهد و البته سابقه سازمان ملل پیش از این درباره فلسطین و لبنان روشن است! آن زمانی که اسراییل اردوگاه قانا را بر سر کودکان بی گناه لبنانی فرو ریخت، این سکوت دهشتناک و جانبداری ظالمانه بر فضای سازمان ملل سایه افکنده بود.
اسراییل می خواهد اعلام کند پرتاب موشک های قسام هزینه زیادی دارد و کشتن یک شهرک نشین مساوی است با قتل ده ها فلسطینی. اسراییل به صراحت می گوید تا زمانی که شهرک های سدیروت و عسقلان مورد تهدید قرار می گیرد، غزه روی آرامش و امنیت را نخواهد دید. اگر قرار باشد آرامش روانی شهرک نشینان برهم خورد، غزه باید همه چیز را از دست بدهد، حتی آب و برق و خوراک! منطق اسراییل آن است که اگر حماس یک سرباز اسراییلی را اسیر کند، تمامی غزه باید به اسارت درآید!
آری اسراییل به آسانی اهالی غزه را تحریم می کند و با خونسردی تمام آن ها را می کشد، اما آیا رژیم اشغالگر می تواند روح مقاومت را ترور کند؟ و یا می تواند دوباره به باریکه غزه بازگردد؟ آیا اندیشه مقاومت و پایداری در راه آرمان فلسطین قابل ذبح است؟ یا این که جنایات هولناک ارتش اسراییل تنها ریشه های کینه و نفرت و مبارزه با اسراییل را در اعماق ذهن فلسطینی ها و نسل جدید آنان تقویت خواهد کرد؟
در واقع اسراییل می خواهد دولت حماس را ترور کند و این جنبش را به زانو درآورد. می خواهد بگوید اگر حماس به قدرت رسیده است، اما از ایجاد امنیت برای اهالی غزه عاجز است و نمی تواند معاش آن ها را تامین کند!
حماس که تنها سرمایه اش پشتوانه مردمی است، نه ارتش پیشرفته و مجهز دارد، نه منبع درآمد اقتصادی، نه تمامیت ارضی مستقل و نه حمایت جهانی وحتی منطقه ای و نه حتی همراهی تشکیلات خودگردان! و این همه پشتوانه هایی است که اسراییل به تنهایی همه آن را در اختیار دارد!
اما از سویی حملات و محاصره اسراییل علیه اهالی غزه، دولت محمود عباس را هم هدف قرار داده است. ابومازن نمی تواند سرنوشت فلسطین را نادیده بگیرد، تنها بدین خاطر که حماس بر غزه سیطره یافته است. عباس به عنوان رییس تشکیلات خودگردان مسئول فشار و گرسنگی اهالی غزه است و حتی با مشی سازشکارانه در برابر اسراییل نمی تواند مسئولیت انسانی وسیاسی خود را فراموش کند.
محاصره غزه در واقع ترور روند صلح است که تشکیلات خودگردان و اعراب حساب زیادی روی آن باز کرده وپیش از این با اشتیاق تمام به سوی کنفرانس هایی همچون آناپلیس شتافته بودند. اما اکنون دیگر نه نشانی ونه امیدی نسبت به مسایل نهایی همچون دولت مستقل فلسطین و آوارگان و بیت المقدس باقی نمانده است. قطعنامه های شورای امنیت و توافقاتی چون اسلو وکمپ دیوید -2 و نقشه راه در بحبوحه محاصره و آتش وخون اهالی غزه رنگ باخته است و مدعیان سازش چهره واقعی خود را آشکار ساخته و مرتکب جنایت و فاجعه بشری آشکاری شده اند.
اسراییل هنوز داغ جنگ سی وسه روزه را از یاد نبرده است. گزارش کمیته وینوگراد هیبت اسراییل و ارتش اسطوره ای آن را فرو ریخته است و ژنرال های اسراییلی به تاریخ پیوسته اند. حاکمیت متزلزل اسراییل می خواهد جای در پای ژنرال هایی همچون آریل شارون بگذارد، اما کاری فراتر از محاصره و بمباران های کورکورانه از آنان برنمی آید.