مهدى سعیدى
چو غلام آفتابم، هم از آفتاب گوبم
نه شبم، نه شب پرستم، که حدیث خواب گویم
مهدی، پنجمین فرزند آقا محمد باقر مسجد شاهی، فقیه نامور اصفهان، که بعدها به«نورالله» شهرت یافت، رهبری بزرگ مبارزات سیاسی منطقه اصفهان را برعهده داشت.
ایشان پس از طی تحصیلات مقدماتی در نزد پدر به سوی عراق رفت و جزء شاگردان مرجع شیعه حضرت آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی شد. حاج آقا نورالله بعدها توانست به درجه اجتهاد نایل آید و استادان بزرگی چون حضرات آیات عظام میرزا محمد حسین شیرازی، میرزا حبیب الله رشتی، سید صدر الدین کاظمینی، میرزا حسین بن میرزا خلیل تهرانی و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی اجتهاد او را گواهی کردند.
آیت الله العظمی خامنه ای درباره مراتب علمی ایشان اظهار می دارد: «ایشان از لحاظ علمی، شاگرد میرزا و اصحاب سامره است که چند سالی در آنجا زندگی کرده و برگشته و شاگرد پدرش - یعنی همان مکتب مرحوم شیخ محمد تقی، صاحب حاشیه - است که در اصفهان رواج پیدا کرد و مکتب علمی شد و علمای بزرگی را هم تربیت کرد.» (15/5/84)
آیت الله نجفی اصفهانی در نهضت مشروطیت نقش فعالی ایفا کرد و درکنار بزرگانی چون آیت الله مدرس رهبری مردم اصفهان را به عهده داشت. بعد از تشکیل انجمن ملی، حاج آقا نورالله به خاطر سابقه درخشانش از سوی علما و آزادی خواهان و بزرگان اصفهان به ریاست انجمن برگزیده شد و امور سیاسی اصفهان، بختیاری و منطقه بزرگی از مرکز ایران رسما تحت نظر وی در آمد.بدین ترتیب یک مجتهد زعیم سیاسی منطقه وسیع و مهمی گردید.
نوشته های او که در بحبوحه مشروطیت به نثر در آمده حائز اهمیت است.زیرا این نوشته ها ناظر به عمل و فارغ از قلم فرسایی و آرمانگرایی است. رساله مکالمات مقیم و مسافر حاج آقا نورالله را می توان از اینگونه نوشته ها دانست.
این رساله،گفتگویی است میان نمایندگان دو جریان سیاسی در عصر مشروطیت.گفتمانی درباره تعامل دیانت و سیاست به معنای تدبیر امور اجتماعی و سیاسی بر اساس احکام و دستورات شرع.
پس از موفقیت جنبش مشروطه، حاج آقا نورالله با مشکلی تازه روبه رو شد. ظل السلطان، که سی سال بر مردم اصفهان حکم رانده بود و پرونده ای سراسر گناه و جنایت داشت، یکباره تغییر چهره داد تا همچنان در قدرت باقی بماند. فقیه فرزانه شهر در کنار برادر بزرگترش آقا نجفی اعتراضی فراگیر را سازماندهی کرد و سرانجام دست آن عنصر پلید را از مال و نوامیس مردم کوتاه ساخت.
مهاجرت آیت الله نجفی اصفهانی از اصفهان به قم یکی از مهمترین اقدامات زندگی سیاسی ایشان به شمار می رود. ایشان و عده ای از علما برای ابراز مخالفتشان با حکومت رضاخان و همچنین برای تحقق بخشیدن به قوانین شرع اسلام اقدام به این مهاجرت کردند. این اقدام که از فهم و آگاهی بالای سیاسی ایشان حکایت دارد، این چنین مورد توجه آیت الله العظمی خامنه ای قرار گرفته است:
«این حرکتی که ایشان در 1345 و 1346 شروع کرد که قم را پایگاه خودشان قرار داد و انتظاراتی را از رضاشاه مطرح کرد، کارهای خیلی بزرگی است؛ منتها آن استبداد رضاخانی و سرنیزه و قلدری رضاخانی نگذاشت این قضیه موج پیدا کند؛ والا اگر یک مقدار آن فشار دیکتاتوری رضاخانی نبود، این قضیه در همه ایران موج پیدا می کرد و شاید نتایج بسیار مهمی را انسان می توانست حدس بزند که بر آن مترتب می شد؛ لیکن نگذاشتند، بعد هم که به شهادت و مسموم کردن ایشان منتهی شد. بنابراین، از لحاظ فهم سیاسی هم ایشان خیلی مهم بوده است.»(همان)
معظم له ضمن تاکید بر اینکه بسیاری از شخصیتهای سیاسی آن روز از شناخت چهره مزورانه و فریبکارانه رضاخان ناتوان بودند به هوشیاری آیت الله نجفی چنین اشاره می دارد:
«انسان احساس می کند که مرحوم حاج آقا نورالله، آن روز می فهمید که مبارزه با رضاشاه، فقط مبارزه با نظام اجباری و کلاه فرنگی نیست؛ بحث این است که یک آدمی بر سر کار آورده شده و برکشیده شده، برای این که اهداف انگلیس را در ایران پیاده کند. او این را حس می کرد و می خواست با آن مقابله کند؛ منتها برای مقابله اش شعار پیدا می کند؛ مثل همین شعار مقابله با نظام اجباری و همین چیزهایی که ایشان وقت آمدن به قم مطرح کرده بودند. همه این طور نبودند... اما در مرحوم حاج آقا نورالله، نه؛ این کاملاً محسوس است که عمیق و نافذ فکر می کرده است.»(همان)
ایشان سرانجام جان خود را در راه مبارزه با رژیم وابسته استبدادی می گذارد و در 4 دی ماه سال 1306 ه .ش(در اول رجب سال 1346 ه .ق) آیت الله حاج آقا نورالله اصفهانی به دست عمال رضا خان به درجه رفیع شهادت نایل می گردد.