صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۶۷۴۹۶
مقدمه: مسأله طـرح نقض حقـوق بشر در ایـران از سوى غـرب و بعضى نیـروهاى داخلى، گمـانـه زنى هایـى را در مورد اهداف این طـرح بوجود آورده است .چندى پـیـش سردبیر صبح صادق در جلسه کارشناسى به تبیین این موضوع پرداخت .باتوجه به اهمیت این مبحث در این شماره چکیده آن سخنرانى را تقدیم مى نماییم. گروه پژوهش

حقوق بشر مقـوله اى است که بـرخاسته از روح منشور سـازمان ملل و بـه اواسط دهه پنجاه میـلادى برمى گـردد .اما در عیـن حال بحث حـقـوق بشر بـه صورت یک ابزار سیاسى و تبدیل آن به یک روش در عرصه هاى دیپلماتـیـک بـراى تحت فشـار قرار دادن دولت ها از حدود سـال 1355 که جیمى کارتر روى کار آمد شـروع شده است .از آن به بعد هم همـواره کمیته هایى تشکیل شدند و مواردى را در کشورها مورد بررسى قـرار دادند و بعد هم نـقـطـه نـظـراتى دادنـد . بیانیه ها و قطعنامه هایى در این مورد صادر شد که در مجموع مى شود گفت که ملهم هست از گزارش موارد نقض حقوق بشر در کشورهایى و گزارش هاى کذبى که براى تحت تأثیـر قـرار دادن دولت ها یا بعضـى از جریان هاى بین المللى دنبال مى شود . در دوره اخیر آمریکایى ها مخصوصاً با شکست بحث هایى کـه در عـرصـه بین الملل مـخـصـو صاً در ارتباط با محدود سازى سلاح هاى کشتار جمعى پیدا کردند و عملاش شکستى که براى پیمان هاى نظامى دوران جنـگ سـرد و بعد از جـنـگ سـرد پیـدا شـد و مخصوصاً بعد از فروپاشى شوروى و باز به ویـژه در پروژه اخیر که مسأله حقو ق بشر در خاورمیانه بیشتـر متمرکز شد و هدفش دگرگون سازى نیروهاى سیاسى منطقه بـود، حقوق بشر به مسألـه اصلى در سیاست خارجى ایالات متحده آمریکا در خصوص خاورمیانه و از جمله در خصوص ایران تبدیل شد .
* همگرایى اروپایى
نکته اى که اینجا باید به این بحث اضافه کرد این است کـه در ارتباط با ادعاهایى که آمریـکـایـى هـا در سطح جهانى دنبال مى کردند هیچ مقوله اى به اندازه حقـوق بشر نمى تـواند اجماع جهـانـى را یا همکـارى بین المللى را در پى داشته باشد . بنابـراین مى شـود گفت مهمترین شعـار مـیـسـر آمریکایى ها براى رسیدن به اهدافشان در خاورمیانه و به خصوص در مورد ایران مسأله حقوق بشر است . چرا که در رابطه با سلاح هاى کشتار جمعى به هر حال اروپایى ها عـمـدتـاً کشـورهاى صـادر کننـده سـلاح هستنـد و از طـرفى مقـوله کنـتـر ل سلاح هاى کشـتـار جمعى در حالى دنبال مى شود که هم کشور آمریکا و هم کشـورهایى در آسیا بـه صـورت خیلـى واضح به تـجـارت اسلـحـه و بـه بـرنامـه ریـزى تسـلـیـحـاتـى و نوآورى هاى تسلیحاتى در ابعاد مختل روى آورده اند و دنبال مى کنند .
بنابراین طبیعى است که اجماع در خصوص کنترل سلاح هاى کشتار جمعى و تبدیل این مـوضوع به یک مـسـألـه فر املى و بین الـمـلـلـى بـراى آمریکایى ها تقریباً میسر نباشد .آنچه کـه در رابطه با ایران در همین برنامه اخیر شور اى حکام انرژى اتمى هم مطرح شد و چالشى که آمریکایى ها سر این مسأله پیدا کردند و در نهایت شکستى که پذیرفتند این نشان دهنده این است که مسأله سلاح هاى کشتار جمعـى و تسلیحات هستـه اى نمى تواند به گفتمان مشـتـرک بین المللى تبـدیـل شـود به گـونه اى که آمریکایـى هـا بتوانند این را محور مطامع و اهداف سیاسى خودشان قرار دهند . اما در خصـوص حقوق بشر، حقـوق بشر یـک پایه حقوقى در منشور سـازمان ملل دارد که گنجانده شده و اتفاقـاً منشور سازمان ملل از نظر جغـرافیایى بیش از آنکه آمریکایى باشد اروپایى است چرا که این کشورهاى اروپایى بودند که سازمان ملل را در فاصله جنگ جهانى اول و دوم تأسیس کردند .ا
ز طرف دیگر مسأله حقوق بشر بـراى اروپایى ها یک نقطه ضع به حساب نمى آید و مى تواند یک چهره مسالمت آمیز هم داشته باشد چرا که بحث سلاح هاى کشتار جمعى یک ارتباط مستقیمى با مقوله نظامى و قدرت نظامى دارد و در نتیجه کنتـرل آن هم نیازمند یک نوع اعمـال قدرت نظامى است یا در نهـایـت بـه اعـمـال قـدرت نظامى منتهى مى شود در حالى که مسأله حقوق بشر تعدیل گفتمان ها است و در واقع تبدیل رویکردهاى سخت به رویکردهاى نرم در عرصه مناسبات سیاسى دیپلماتیک است .ایـن چـیـزى است که اروپایى هـا پتانسیل و ظرفیت بیشترى حتى نسبت به آمریکایى ها در این حوزه دارند . بنابراین به طور طبیعى اروپا با تبدیل حقوق بشر به مسأله اساسى روابط بین الملل و در چالش با نقاط حساس و مهم مشکل نـدارند .کشـورهاى قدرتمنـد آسیایى هم کمابیش از این مقـوله استقبال مى کنند و به نوعى همراهى نشان مى دهند .
* همگرایى منطقه اى
حتـى در ارتباط با کشـورهاى منطقـه اى ایـران ، وقتى بحث کنترل سلاح هاى کشتار جمعى ایران پیش مى آید موجـى از همفکرى و همگـرایى منطقه اى در عرصه افکار عمومى و رسانه ها و در عرصه دیپلماتیک به نفع ایران شکل مى گیرد . اما وقتى بحث حقـوق بشر مطرح مى شود چون به هر حال پایـه هـایـى از ایـن بـحـث شـامـل حـقـوق اقلیت ها اعم از اقلیت هاى مذهبى ، سنى ، قومى ، نژادى با آنـان ارتباط بـرقرار مى کند در نتیجه مـسـألـه حقوق بشر یک ظرفیت منطقه اى هم دارد که مى تواند مورد توجه قرار گیرد .
* چرا جمهورى اسلامى
اما سؤالى که اینجـا وجـود دارد این است که در ارتباط با جمهورى اسلامى ، بحث حقوق بشر با چه هدفى دنبال مى شود، یا نقطه نهایى مسأله کجاست و بناست چه اتفاقى پس از طرح مسأله حقوق بشر در کشور ما به وجود آید؟ در اینجا چهار پنج گمانه زنى یا گزینه وجود دارد .
* گزینه او ل
گزینه او ل این است که این بحث حقوق بشر که الان مطرح شده و مخصوصاً بعد از انتخابات شوراها مقـدارى شتـاب گرفته است به قصـد ایـن اسـت کـه تأثیرگذارى روى انتخابات کنند و در واقع شعار حقوق بشر شعار محورى انتخابات باشد و به این و سیله نظام به لحاظ محتـواى دینى اش به چالش کشیده شـود به این معنا که اینـهـا مـى خـواهند با شـعـار حقوق بشـر گفتمان غالبى ایجاد کنند . طبیعتاً در مقـوله حقوق بشر، آن جریانى که در داخل مى شود آن را متهم کرد جریانى است که قدرت قضایى ، امنیتى و نظامى را در اختیار دارد و همیشـه معـمـولا نقطه مقـابـل مـقـوله اى به نـام حـقـوق بشـر حکـومت ها هستنـد .در ایـن مـوضـوع حکـومت هـا طبیـعـتـاً بر ابـزار قضایى ، امنیتى و نـظـامـى مـتـکـى مى باشـنـد .پـس مـعـلـوم است ایـن بـحـث کـجـا را نشانه گیـرى مى کند .
کسانى که به این گزینه اعتقـاد دارند مى گویند در انتـخـابـات آیـنـده شـعـار اصـلـى گروههاى داخلى تغییـرگرا شعار حقوق بشر است و اضافه مـى کـنـنـد کـه ایـنـهـا مـى خـواهنـد از فـضـاى بین المللـى و ظـرفیت فشـارى که از خـارج در داخل کشور ایجاد مى شود براى این قضیه استفاده کنند . علوى تبار سـؤال مى کند » چگونه مى توان آینـده ایـران را ورق زد «و در ادامه تحـلـیـل خـودش پـاسـخ مى دهد باید فضاى بین المللى را لحاظ کنیم و ظرفیت بین الـمـلـلـى را بـراى آینـده ایـران در نظر بـگـیـریـم . عمادالدین باقى هم مى گوید در فضاى کنونى در نظام بین الملل حقوق بشر به اساسى ترین مسأله تبدیل شده است بنابراین گفتمان ها باید به این سمت سوق پیدا کند .
* گزینه دو م
گزینـه دوم تغییر نظام جمهـورى اسلامى اسـت یعنى اساساً این جریان حقوق بشر راه افتاده براى اینکه یک موجى با استفاده از مخالفان داخلى و مخالفان خارجى براى تغییر نظام جمـهـورى اسلامى به وجود بیاورند .در همین رابطه جملات یا مستنداتى وجود دارد مثلا گفته مى شود مسأله ما الان و ضعیتى است که قبلا در عراق و در افغانستان اتفاق افتاده است . آمریکایى ها در افغانستان و عراق هم شروع کردند به طرح مسـألـه حقـوق بشر و بعـد وارد فضاى داخـلـى افغانستان و عراق شدند و نظام سیاسى این دو کشور را برانداختند .همین تئـورى در مورد ایران هم مطرح است و دنبال مى شـود بنابراین دیدگاه دوم مى گویـد که هدف از طـرح حقـوق بشر اصلاش از بـیـن بـردن جمهورى اسلامى است .
*گزینه سو م
گزینه سومى وجـود دارد که مقدارى دیدگاه دوم را تعدیل کرده و مى گوید هدف حقـوق بشر در ایران تـغـیـیـر نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى نـیـسـت .آنـان نمى خـواهند جمهورى اسلامـى واژگون شود یا مثـلا ساختار نظام سیاسـى ایـران (ولایتفقیه )از عرصـه حکـومت کنار گذاشته شـود بلکه مسـألـه اصلى ایـن است کـه مـى خـواهند بر تصـمـیـم مـسـؤولان تأثـیـر بگذارند .یعنى نـوعى اعمال فشار است بـراى اینکه مسؤولین و مدیـران کشور از نگـرش هاى فراملى کـه در حکومت ایران شکل گرفته دست بردارند و یا اینها را تعدیل کنند .از این منظر مسـألـه اصلى فلسطـیـن است .مسـألـه آمریکا کـمـک ایـر ان به جنبـش هـاى اسلامى (یابه تعبیر دیگر انـتـرناسیـونالیسم اسلامـى )است .
آمریکا مى گوید ایران باید دست از حمایت این قضایا بـردارد جریان آمریکایى صلح خـاورمیانـه همراه شـود یا در داخل کشور فشار بر نـیـروهایى کـه تأمین کننده منافع آمریکا هستند مثل نهضت آزادى ها و جریانات سلطنت طلب کاهش یابد و فضا باز شود که اینها بتوانند در آینده سیاسى ایران نقشى را ایفا کنند و در نهایت اگر تـوانستند از طریق استحالـه سیاسى فرهنگى جمهورى اسلامى را در دراز مدت از صحنه خارج یا بى خاصیت کنند . البته تجربیاتى در چالش سیاسى دیپلماتیک بین ایران و غرب وجود دارد که در مواردى غربى ها به نتیجه مورد نظر خود رسیدند .در نتیجه در واقع این وضعیت کنونى تبدیل گفتمان اروپا با ایـران در دهه گذشته به گفتمان بین الملـلـى براى تعدیل جمهـورى اسلامى است .
*گزینه چهارم
گزینه چهار مى وجود دارد و آن این است که الان در داخل ایران شرایطى به وجود آمده که دارد وضعیت کشور را به 7 ـ6 سال قبل برمى گرداند و دستاوردهایى کـه غـربـى هـا در ایـران طـى ایـن دوره 8ـ7 سـالـه در عرصه هاى فرهنگى ، سیاسى و اقتصادى ، به دست آورده و تا حدى نظام را تعدیل کرده اند، دارد از میان مى رود .اینک در ایران موج جدیدى ایجاد شده ، که دارد سرمایه گذارى غرب را از بین مى برد بنابراین براى حفظ این سرمایه 7ـ6 ساله و به قولى 13ـ 12ساله به یک جریان قوى یا یک موج قوى نیاز است که از یک طرف به تن آن جریان مهاجم بـخـورد و از طرفى هم اینها را جانى بدهد و در نهایت نجات دهد .
براى ایـن گزیـنه هم بـعضى اسـتنـادات مطرح مى شـود مثلا گـفتـه مى شود جـایزه صلـح نوبـل به شیرین عبادى براى همین انجام شده و پیام آن این است که غرب مى خواهد به این جریان وابسته بگوید ما هواى شما را داریـم .با وجود کش حجاب از سوى عبادى او آن برنامه و وضعیت را در خارج بروز مـى دهـد (مـخالـفـتآشـکـار بـا مـسألـه اى بـه نـام حجاب )بعد هم در داخل ایران قرار مى گیرد و بدون مانع در ایران فعالیت مى کـند .یعنى در واقع غرب مى خواهد از این طریق اثبات کند که سررشته کارها دست ماست و ما مى توانیم در داخل حکومت ایران پایگاهـهایى ایجاد کنـیم و حرکت هایى را در ایـران سامان دهیم . البته گزینه پنجمى هم مطرح است و آن » مشغول کردن جمهورى اسلامى در داخل به شکلى که نتواند در مورد مسائل اساسى که در منطقه چه در حوزه خزر و خلیج فارس مى گذرد و چه در مقوله نفت و گاز (به لحاظ منافع ملى )مى گذرد و چه در مقوله افغانستان ، عراق و فلسطین (بهلحاظ منافع اسلامى )مى گـذرد توجه نشان دهد .«البته این گزینه ، مى تواند در ذیل یکى از گزینه هاى دیگـر قـرار گیـرد مثل گزینه تأثـیـر برتصمیم مسؤولان . در اینجا باید دو مطلب دیگر که در این بـحـث اساسى است ، یادآور شویم .
* سربازان و صحنه سازان
براى مسأله حقوق بشر طبیعتـاً یک حرکت هاى منسجمى دنبال مى شـود .این حرکت هاى در خارج با صدور قطعنامه ، یا با تشکیل گروه حقوق بشر که با حضور لیـگـابـو در ایـران تا حدى این دنبـال شـده است .در داخل این مسألـه بـا مستنـدسـازى مسألـه نقض حقوق بشر از طرف عناصرى ازحکومت دنبال مى شـود تا به نوعى آن فضاهاى بـیـرونى را با شـرایط داخلى انطباق دهند به تعبیر دیگر تصمیم بین المللى (محکوم کردن ایران به نقض حقوق بشر )را به لحاظ ملى منـطـقـى جلـوه مى دهند .یعنـى اگـر در خـارج حرکتى علیـه ایـران صورت مى گیـرد داخلى ها گـویـا وظیفه دارند آن حرکت را درست معـرفى کنند !کارى که آقاى شیرزاد در مجلس در رابطه با فناورى هسته اى ایران کرد و بعضى هاى دیگر در مـورد مسألـه حقوق بشر کردند در این راستا ارزیابى مى شود .
از طرف دیگر این اتهام نقض حقوق بشر در ایران در دو حوزه دارد مطـرح مى شود یکى در حـوزه ر فتار حکومت و یکى دیگر در حوزه اعتقادات حکو مت . حوزه رفتار حکـومت در داخل توسط جریانى کـه در عرصه جمهـور ى اسلامى حضور عملى دارند یعنـى کارگزار جمهورى اسلامى هستند؛ یا نماینده مجلس هستند، یـا در وزارتخانه اى هستنـد، یـا مشاور یک مقام مسئول هستند و پست هایى از این قبیـل دارند، دنبال مى شود .اینها وظیفـه دارند در حوزه عمل این ادعاى مغایرت رفتار جمهورى اسلامى با مقوله حقو ق بشر را به اثبات برسانند . جریان دیگـرى که جریان فـکـرى است مـوظ است اسلام را با حقوق بشر ناسازگار معرفى کند . حالا گاهى وقت ها مطلق گفته مـى شـود، مثل گفته هاى حاتم قادرى در یکى از روزنامه هاى ایران .
او راحت مى گویـد اسـلام نمى تـواند با حقـوق بشـر سـازگار باشد و مدعـى اسـت حـضـرت علـى (ع)و «.حکومت روحانى با این مقوله ناسازگار است اینها با دو زبان به صحنه مى آینـد یـکـى ایـنـکـه اصلاش با صراحت مى گویند، دین با دمـوکراسى ، امامت با دموکراسى ، شیعه با دموکراسى نمى خواند و کسان دیگرى مى آیند و مى گویند اسلام سنتى یعنى گـروهى در حـکـومت یـا دیـدگـاهـهـاى گروهـى در حکـومت با حقـوق بشر نمـى خـواند کـه در واقع این فریبى است که اینها دنبال مى کنند در حالى که آنـهـا کسانى رامتهم مى کنند که پاسدار مبناهاى دینى نظام هستند یعنى در حالى که اصلاش آنها معرف بنیه دینى هستند، مسؤولیت آنها در همین حوزه رقم مى خورد (مثلا شوراى نگهبان مسؤولیتى که دارد این است که قوانین جمـهـورى اسلامـى را با دین تطبیـق بـدهـد . مسئولیت حوزه علمیه قم این است که احکام دین و مسائل اسـاسـى دیـنـى را براى مـردم توضیـح دهـد و روحانیت به طور کلى این مسؤولیت را دارد که دین را در عرصه تفکر و عمل نمایندگى مى کـنـد .)ایـن بـه چالش کشیـده مى شود و اسمش را مخالفت اسـلام سنتى با حقـوق بشر مى گـذارند پس اینها هم با خـود اسلام کار دارند .
* آیا حقوق بشر مى تواند در ایران گفتمان شود؟
نگاه من به مسأله این است که مسأله حقو ق بشر اگر بخواهد تبدیل به گفتمان انتخاباتى شود گفتمان حقوق بشر یک گفتمان مردمى نیست و در حوزه مر دم نمى تواند نقش آفرینى کند .بنـابـراین حقوق بشـر در انتخابات تأثیر جـدى نـخـواهـد داشت و نمى تـواند تبدیل به یک شعار مـلـى شـود .مگر اینکه اتفـاقـات خیلى درشتى بیفتد یا هیجانات کاذبى بر جـامـعـه ما حکمفرما شود به شکلى مسأله حقو ق بشر یک مسأله ملى شـود که خیلى محتمل نیست .نه اینـکـه هـیـچ اتفاقى نمى افتد ما با آن اتفاقى که بتواند حقوق بشر را تبدیل به یک گفتمان و مسأله ملى کند مواجه نخواهیم شد . بنابـراین من معتقد نیستم که ایـن مـسـألـه بـراى انتخابات طـراحى شده باشد .مسألـه حقو ق بشر بـه گفتمان مشترک بین المللى کشورهاى قدرتمند تبدیل مى شود .اینکه این اساسا براى انتخابات ما طـراحى شده یا نه مسأله دیگرى است.
اما گـزیـنـه تـغـیـیـر نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى آمریکایى ها تلاش زیادى براى این مسأله کردند .الان آن چـیــزى کـه از حـرف هــاى آنـهـا بـخــصــوص از گفتگوهاى محرمانه اى که گاهى درز مى کند خبردار مى شویم مى فهمیم مسـألـه تغییر آنى یا میـان مـدت جمهورى اسلامى الان مسأله اى نیست که جزو برنامه آمریکایى هـا قـرار داشته باشد و این به یـأس آنـهـا از تحقق چنین پدیده برمى گردد نه به خواسته هاى آنان . من معتقدم آنها قـبـول کرده اند که این حکـومت پشتوانه قوى ملى دارد، از طـرفى مخالفان جمهورى اسلامى به انفراد یا به اتفاق توانایى ندارند که جمهورى اسلامى را از بین ببرند .حرف هاى از حتى تندروهاى آمریکایى نظیر رایس و پل و لفووتیز بیرون مى آید که مسأله ایران و فرمول ایران با فرمول افغانستان و عراق کاملا متفاوت است و بحثى که مطرح مى شود، همین ماجـراى NPT که در شوراى ما هم مطـرح شد یـک حرفى که تقریبـاً بیشتر کشـورها من مرور مى کـردم و دیدم بیشتر کـشـورها مطرح کـرده بودند آمریکایى هـا پذیرفته اند که با ایران کنار بیایند و بعد تحلیل مى کنند این کوتاه آمدن آمریکا در ماجراى شوراى حکام براى این بود که از ایران براى حل مشکلشان در عراق کمک بگیرند و این بحـث تقریباً بین کشـورهاى مختل ، عمومى بود حتى واشنگتن پست این مسألـه را نوشتـه بود .
در مورد گزینه حفظ دستاوردهاى دوم خرداد هم به نظرم اینها دغدغه اش را دارند اما در عین حال این ها خودشان را خرج گروهى در داخل حاکمیت نمى کنند و گـردوهـایــشــان را در سـبـد یـک گــروه سـیـاســى نمى گذارند .از سـوى دیگر این گروه سیاسى نشـان داده که آن پایگاههایش آسـیـب دیـده و مـتـزلزل شـد است .الـبـتـه غـرب دغدغـه اش را دارد و بـرایش بـه اندازه اى هم هزینه مى کند .اما این کـه اسـاسـاً براى این مقوله اینها به صحنه آمده باشند، نه . به همین جهت من روى تأثیر بحث تسلیم کردن مسئولان تاکید مى کنم .استدلال اصلى ام این است که مـسـألـه حقـو ق بشر مسـألـه اى اسـت در عـرصـه نخبگان ، نه در عـرصه افکار عمومى .
صلا حقوق بشر دغدغه رو شنفکرى است ، دغدغه این جریانـى است که تامـیـن اسـت .حـالا بـراى پـرکـردن اوقات فراغت حرف هاى سیاسى مى زند در نتیجه این مسأله نمى تواند مسأله ملى باشد و به قصد تأثیرگذارى جدى در افـکـار عـمــومـى انـجـام شـده بـاشــد ولـى بـراى تأثیرگذارى در عرصه تصمیم مسؤو لان چرا . مسؤولانى که تحلـیـل درستى نـدارند، یا ترسـو هستند، یا با فشار و اخم زود تحت تأثیر قرار مى گیرند و نیز مسؤولینى که تمناهایى دارند، یعنى مى شود آنها را خرید، یـا مـى شـود آنهـا را فریب داد، این بـحـث حقوق بشر مى تـواند در آن عرصـه تأثیرگذار باشـد و تأثیرگذار هم بوده است . تجربـه غـرب در ایـران این است که اگـر فـشـار بیاورد سطح قابل توجهى از نخبگان در حکـومت ما جا مى زنند و کـوتاه مى آیند .در این فشارها، هـدف تعدیل جـمـهـورى اسلامى است کمااینکـه تـعـدیـل جمهورى اسلامى مورد قبول اروپایى ها، آسیایى ها، حتى چینى ها، حتـى روس ها، کشـورهاى منطقـه و طبیعتاً جاهاى دیگر است .

نام:
ایمیل:
نظر: