حسین ایرانىوند
فرایند جلب حمایت و تأمین نظر مردم نسبت به اهداف و خط مشى هاى یک «اقناع سازى » نظام سیاسى ، از طریق سازوکارهایى صورت مى گیرد که معمولا آن را مى نامند .اقناع سازى به معناى توجه به این نکته است که یک نظام تصمیم گیرى سیاسى در مـورد تصمیم ها و گزینه هاى کـلان و مـحـورى اش باید نسبت به نظـر مساعد و مثـبـت مـردم امیـدوار و دلگرم باشد .اقنـاع سـازى ، یعنـى فـراهم آوردن زمینه هـاى درک مشترک و تفاهم آمیز بـیـن دولت و ملت تا بدین تـرتیب یـک نظام سیاسى از نیرو و حمایت مردمى در دستیابى به اهدافش برخوردار گردد .زمانى که مردم احساس کنند در مورد تصمیمات و گزینه هاى نظام سیاسى خـود دچار هیچ گونه شبهه ،تـردید یا خلاء ذهنى نیستند، آنگاه فـرایند اقناع سازى به وقـوع پیوسته است . اقناع سازى ، معمولا با توجه به سازوکارها و اصول زیر ممکن مى شود :
1 . اصل شفافیت :یک نظام سیاسى ، باید تا حد امکـان و تـا آنـجـایـى کـه منافع ملى اجازه مى دهد، با مردم خود صریح ، شفاف و صادقانه برخورد نماید تا بدین ترتیب آنان احساس کنند بین واقعیت ها و گفته ها فاصله و تفاوتى وجود ندارد . در مورد یک تصمیم خاص (کهمى تواند تأثیر مهمى در وضعیت کشور بنهد ) باید دلایل و ریشه هاى اخذ چنین تصمیمى و همچنین گزینه هاى موجود و آثار و هزینه هاى مترتب بر هر یک بازگویى و براى مردم کالبدشکافى شود . نباید این گونه تصور کـرد که افکار عمومى داراى درک و شعور کافى نبوده و درک و تحلیل مسائل از عهده آنـان خـارج است .نگاه نخبگان سیاسـى بـه مـردم خود، همواره باید آمیزه اى از فروتنى و صداقت باشد .
2 . اصل» عقلانیت «و » گفتگو :«در تصمیم گـیـرى ها همواره باید دو اصـل عقلانیت و گفتگو رعایت شود .عقلانیت ، یعنى این که تصمیم ها بر اساس منافع ملى و نه منافع فـردى و جناحى گـرفته مى شوند و منافـع زودگذر فردى و جناحـى هرگز نباید جاى منافع بلندمدت ملى را در تصمیم گیرى ها اشغال کنند .باید ایـن تصور در مردم ایجاد شود که نظام تصمیم گیرى کلان نگر و استراتژیک نگر است و روزمرگى و پاسخ گویى منفعلانه و دیرهنگام به چالش ها در آن راه ندارد . چرخش هاى نابهنگام و غیرمنتظره در موضع گیرى ها قادر است آسیب جدى بر فرایند اقناع سازى وارد نماید . اصل گفـتـگـو، در واقع ریشه در اصـل عـقـلانـیـت دارد .گفتـگـو و فـراینـد مکالمه ،در مبنایى ترین تحلیل ، یعنى این که بیـن دو طرف گفتگو چیزى فراتر از هر دو به نام عقل و استدلال حاکم باشـد .وارد شدن در فـرایند گفتگو، متضمـن نوعى پذیرش پیشاپیش یکسانى و برابرى طرفین در برابر چیزى برتر به نام عقلانیت و استدلال است .آشکارا براى دستیابى به این مهم ، نیـازمند گفتگوهاى منظم و طولانى بین مردم و دولت هستیم .
3 . اصل شجاعت :سـیـاسـت مـداران در تصمیـم گـیـرى هاى خـود بایـد از شجاعت و قاطعیت لازم برخوردار بوده و هر گونه بى تصمیمى، تزلزل و دو دلى را از خود دور کنند تا مـردم نسبت به نخبگان خود نـوعى احترام قایل شوند .توماس هابز در این مورد مى نویسد ::» بى تصمیمى ، مایه بى احـتـرامى است .زیـرا نشانه «.ارزش دادن بیش از اندازه به موانع کوچک و منافع خرد و ناچیز است