صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۶۷۵۲۱

محمدصفایى
اندیشمندان علم سیاست ، دولت و حاکمیت را در دو قالب ارگانیکى (اندام وارگى )و مکانیکى (سیستمى)تعری کرده اند .در تعری ارگانیکى مى گویند، اجزاى مختل ساختار سیاسى به مثابه اعضاى بدن موجود زنده است که با یکدیگر در ارتباط منطقى ، پیوسته و منظم بوده و هر یک از آنهـا بنابه دستـورى که از ناحیه مغز و سلسله اعصـاب دریافت مى کنند، انجـام وظیفه نمـوده ، تا برآیند حرکات و فعالیت آنان منتج به انجام کار، تصـمـیـم و ...گردد و چنانچه این ارتباط مختل شود، همه فعالیت ها دچار اختلال شده و اندام فاقد کارآمدى خواهد شد . در تعری سیستمى نیز ساختار سیاسى به سیستم تشبیه شده است که در تعری آن مى گویند ::» از مجموعه اجزاى بهم پیوسته اى تشکیل مى شود که در یک نظم منطقى با یکدیگر بـوده و حرکت سیستم با ضعی ترین جزء آن همراه است .«بطور مثال اگر تنها در یکى از چرخ دنده هاى ساعت اخلالى رخ دهد که حرکت آن کندتر شـود، این نقص بر سایر اجـزاء تأثیر گذاشته و همه سیستم ساعت ر ا مختل خواهد کرد .
حال اگر هر یک از تعـاریـف ارگانیکى یا سیسـتـمـى را در معرفى نظـام سیاسى بپذیریم ، به این نتیجه قطعى خو اهیـم رسید که یک ساختار سیاسى آنگاه مى تواند کارآمد باشد که مجموعه اجز اء آن از رأس تا قاعده هرم سازمانى در یک نظم منطقى و هدفمند حرکت نمایند و چنانچه هر یک از اجزأ، ساز ناسـازگارى را با سیستم بـنـوازند، سیستـم را دچار اخـلال کرده و آن را فاقد کـارآمدى لازم خـواهند کـرد .حال هر چه عـضـو نـاسـازگار از مـوقعیـت بـا اهمیت ترى در سیستم برخوردار باشد اخلال بیشترى در کارآمدى نظام سیاسى ایجاد خواهد کرد، لذا بسیار منطقى و عقلانى است که سیستمى نقیض خود را نپذیرد و شکل گیرى هر جزئى در راستاى اهداف کلان نظام سیاسى صورت پذیرد .نظام جمهورى اسلامى نیـز نمى تواند از این قاعده عقلى که در همه نظامهاى سیاسى دنیا بدان عمل مى شود، مستثنى بوده و لذا هر فرد و گروهى که قصد مشارکت در ساخت سیاسى دارد، نمى تواند این مشارکت را با شعارها و اهدافى تعقیب نماید که در تعارض با ساخت سیاسى باشد .
این نکته رو شن علاوه بر آنکه در اصول متعدد قانون اساسى مورد توجه قرار گرفته ، در قوانین عادى نیز قانـونگذار از آن غفلت نکـرده است ، چنانچه در اصـل 28 قانـون انتخابات مجلس شـوراى اسلامى ، اعتقـاد و التزام عملى به اسلام و ابـراز وفادارى به قانـون اساسـى را براى نامـزدهاى نماینـدگـى لازم دانسته و اصـل شصت و هفتـم قانـون اساسى جمهـورى اسلامى ایران تصریح مـى دارد کـه نمایندگان انتخـاب شـده در اولین جلسه مى بایست مـراسـم تحلی بجـاى آورند، وفادارى خود را به نظام سیاسى اعلام داشته و در راستاى اهداف متعالى آن ایفاى وظیفه نمایند . پس از این سوگند است که سمت نمایندگى رسمیت مى یابد، لذا هرگونه شعارى که بـراى دست یابى به قدرت در نظام سیاسى صادر شـود و بر نظام باشد، علاوه بر آنکه شعارى غیرعقلانى و غیرمقبول است ، به لحاظ حقوقى نیز مردود بوده و عملى ریاکارانه است .

نام:
ایمیل:
نظر: