هادى مجیدى
دومین ترور پرویز مشـرف اگـرچه رویدادى امنیتى اسـت ولى کنکـاش و ریشه یابى آن پیام هاى همه جانبه اى را نشان مى دهد .این پیام ها از حوزه یک رویداد ساده فراتر رفته و راهبردهاى مهمى را متأثر مى نماید . به دنبال ترور پرویز مشـرف سه کشمیرى و دو افغانى دستگیر شده انـد و تجزیه و تحلیل این ترور در دو احتمال قابل بررسى است :
1 ـ این ترور ساختگى و نتیجه نیاز بـه پـاسـخ بـه یـک ضـرورت صورت گرفته باشد .اگرچه اینگونه اقدامات از عهده نخبگان و گروهها و مؤسسات و جامعه پاکستان به خوبى برمى آید ولى باید دید که این برنامه ریزى براى پاسخ به چه سـوال و کدام شرایط است .از یکسـو مـوضوع کشمیر و دیدار مـشـرف و واچپایى در اجلاس سـارک مطـرح است و قراراست براى حل و فصل مسـالـه کشمیر توافقات و یا روندهاى صلح جدیدى را دنبال کنند . مشرف و حکومت پاکستان با مشکلات عدیده سیاسى و اقتصادى مانـع اصلى خـود را براى عبور از این چالش هـا، مساله کشمیر دانستـه و لـذا بـراى پاسخگویى به محیط منطقه اى و به ویژه هندوستان ـ واچپایى در دیدار سارک ـ در این نمایش ترور، مشکلات و واکنش هاى داخلى به رویکردهاى جدید را نشان خواهند داد . از سوى دیگر دستگیـرى و تسلیم نمودن بن لادن ، قراردادن تأسیسات و تجهیـزات و امکانات هسته اى در کنتـرل نیـروهاى آمریکایى ، واگذار نکـردن فناورى هسته اى به کشورهاى اسلامى ، اعزام حداقل دو گردان نیروى نظامى به عراق و نهایتاً به رسمیت شناختن اسرائیل عناوین درخواست هاى آمریکایى از مشرف است تا شرایط اقتصادى و سیاسى پاکستان در روند مطلوب جدیدى قرار گیرد . مشرف در این بعد نیز احتمالا به دنبال نشان داده واکنش هاى جدى داخلى است که خواسته هاى فوق را نامعقول و یا نیازمند یک فرایند آرام اجـرایى نشان دهد .
2 ـ اگر تـرور وى یک عمـلـیـات واقعى بـاشـد و گـروه هاى مخـالـف در ساختارى نظامى ـ امنیتى و سیاسى و یا اجتماعـى پاکستان در پى این جریـان قرار گیرد، دقیقاً مباحث و انگیزه هاى پیش گفته در این رویداد مطرح خواهند بود . در این حـالت ، ترور مشـرف براى تعـدیل دیدگـاه ها و مواضع و تـوافقات احتمالى با هندى ها در موضوع کشمیر و با آمریکایى ها در خصوص آینده حاکمیت افغانستان و به کارگیرى طالبان معتدل و دیگر موارد یاد شده، مى باشد . هر یک از حـالات دوگانه براى ترور مشـرف یک نتیجه احتمالـى را پیش روى پاکسـتـان قـرار مى دهد و مـشـرف ناچـار اسـت بـراى ارائه و اجـراى یک تصمیم گـیـرى ملى ، در ساخت قـدرت این کشـور، گـرایش هاى گـوناگون را مشارکت داده و خود را مجرى این اراده ملى نشان دهد . شدت بحران هاى سیاسى و اقتصادى در پاکستان به گونه ایست که مى توان انتظار وقوع تغییرات در راهبردهاى پاکستان را داشت . این تصمیم گیـرى ها در پاکستان اگرچه بـراى خروج و برونرفت از بحران فعلى است ولى هر یک بطور جداگانه پیامدها و هزینه هاى ویـژه اى در بردارد که مشرف باید آماده پرداخت آن باشد .