بصیرت:نوری مالکی نخست وزیر عراق امروز در حالی به ایران سفر می کند که روابط دو کشور پس از سقوط صدام وارد مرحله نوینی گردیده است. پیش از این وجود ساختار رژیم بعث در کشور عراق، تیرگی روابط دو کشور را در پی داشت و تحمیل جنگ نابرابر 8 ساله از سوی دولت عراق، مناسبات موجود را وارد سیر قهقرایی نمود.
این سفر در چارچوب روابط دوجانبه است و طی آن شورای عالی روابط ایران و عراق -که از طرف عراق نوری مالکی و از طرف ایران داوودی ریاست آن را بر عهده دارند- برگزار می شود. مروری بر مناسبات رو به رشد دو کشور، یکی از اصلی ترین هدفهای این سفر و فرصتی است تا ابعاد مختلف مناسبات دو جانبه و بحثهای مختلف دیگر بین ایران و عراق، مورد بررسی قرار گیرد.
هم اکنون روابط ایران و عراق پس از فروپاشی دیکتاتوری بعثی در این کشور، در سطح بسیار عالی ارزیابی می شود و مقامهای عالی رتبه عراقی و ایرانی بارها به دو کشور سفر کرده اند؛ سفر چند باره جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق به ایران و نیز علی لاریجانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی کشورمان به عراق، از آن جمله است.
سفر رئیس جمهور ایران آقای احمدی نژاد به عراق در حالی صورت گرفت که با پوشش رسانه ای همراه بود، در شرایطی که کشورهای عربی به دلیل بی ثباتی این کشور حتی از بازگشایی سفارتخانه هایشان نیز در عراق خودداری می کنند. این در حالی است که تردد مقامهای آمریکایی به عراق، با وجود اینکه کشور مذکور در اشغال نیروهای آمریکایی است، مخفیانه و دور از چشم رسانه ها انجام می پذیرد.
پس از اقدام «المنتظر الزیدی» خبرنگار عراقی در پرتاب لنگه کفش به سوی بوش، می توان این دغدغه را از سوی دولتمردان آمریکایی با وضوح بیشتری تبیین نمود و به راز سفرهای پنهانی آنها پی برد.
امضای توافقنامه امنیتی بین عراق و آمریکا، مهمترین رخدادی است که این سفر را از دیگر دیدارهای نوری مالکی متمایز می سازد. به سخن دیگر، در این دور از مذاکرات، نخست وزیر عراق در حالی اقدام دولت و پارلمان این کشور را مطرح می کند که فرایند نهایی تصویب، در همه پرسی (رفراندوم) تیر ماه سال 1388 مشخص خواهد شد.
با توجه به وجود همگرایی قابل تقدیر دولت عراق با ایران و همسایگان، بعید به نظر می رسد دولتمردان این کشور اقدامی را با ابهامها و دغدغه های امنیتی همسایگان مورد تصویب قرار دهند و بیگانگان را در دستیابی به هدفهایشان یاری کنند، ضمن آنکه هر تصمیمی که منافع کشورهای مجاور را تحت الشعاع قرار دهد، قطعاً تبعات و پیامدهای آن دامنگیر کشور عراق نیز خواهد گردید که این مهم از عملکرد اشغالگران قابل استنباط است.
از سوی دیگر، تعیین ضرب الاجل دولت عراق پس از امضای توافقنامه امنیتی بغداد- واشنگتن در خصوص اخراج منافقین، یکی دیگر از محورهای همگرایی دو کشور ایران و عراق است که بویژه پس از شکل گیری فرایند دولت سازی در عراق، بر روابط دو کشور سایه انداخته است. اینک دولت فعلی عراق با شفافیت خواستار خروج فوری منافقین گردیده است که این اقدام می تواند در تعمیق روابط رو به گسترش دو کشور کمک شایانی کند. از طرفی، مناسبات اقتصادی و سیاسی موجود به دلیل همبستگی و پیوستگیهای فراوان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... سطح قابل قبولی داشته است، به گونه ای که ایران حتی حاضر شد بر سر موضوع عراق و با هدف کاستن از آلام مردم مظلوم این کشور، در سطح سفیر مذاکراتی را با آمریکا داشته باشد.
در مجموع، صاحب نظران سیاسی و بین الملل، به نقش تاثیرگذار ایران به لحاظ نفوذ معنوی بالا در عراق اذعان دارند و دو کشور نیز برخلاف تمام جوسازیها، به این روابط مطلوب ادامه می دهند؛ به نحوی که جلال طالبانی حمایت ایران از عراق را پس از سقوط رژیم صدام تحسین کرده و اظهار داشته است ایران نیات بدخواهانه نسبت به عراق ندارد.
این سفر همچنین بیانگر این موضوع است که مقامهای عراق راهبرد توسعه روابط با همسایگان را در دستور کار قرار داده اند و بدون توجه به تبلیغات منفی کشورهای دیگر که از ارتقای مناسبات سیاسی و اقتصادی بغداد با کشورهای منطقه بویژه ایران ابراز نگرانی می کنند، ضمن رعایت حسن همجواری، خواستار گسترش سطح تعاملات با جهان اسلام می باشند.
مقامهای کاخ سفید پس از دست نیافتن به هدفهای اعلام شده خود در عراق، با اتخاذ سیاست فرافکنی در تلاش هستند با اتهام دخالت جمهوری اسلامی در عراق، ضمن کاستن از بار فشار روانی ناشی از شکست تلاشهایشان در این کشور، در راستای تضعیف جایگاه تهران در روابط دوستانه دو کشور گامهای مؤثری را بردارند. در چنین شرایطی، انجام این سفرها اتهام فوق را کاملاً خنثی و بی اثر می نماید.
انتظار می رود، در این مذاکرات وضعیت دیپلماتهای ربوده شده ایرانی نیز مورد بحث و بررسی جدی قرار گیرد و آقای نوری مالکی در خصوص آزادی آنها اقدامهای عینی و عملی را اتخاذ و اعلام نماید.
بدین ترتیب، دیدار آقای مالکی از کشورهای منطقه می تواند ضمن خنثی کردن اتهامهای وارده از سوی آمریکا، بر تقویت محور همسویی اسلامی- منطقه ای کمک شایانی نماید و سفر وی به تهران را می توان فصلی نوین در روابط دیپلماتیک ایران و عراق تلقی نمود. انتظار می رود همسایگان و کشورهای اسلامی با رویکرد اهتمام به جهان اسلام، محور انسجام اسلامی را با مخرج مشترک باورهای اسلامی تقویت نمایند تا خیزشی عظیم را در حمایت دولتهای اسلامی از مردم ستمدیده جهان اسلام بویژه فلسطین عزیز بتوان شاهد بود. نباید فراموش کرد، جسارت رژیم صهیونیستی در تشدید حملات و نسل کشی در نوار غزه، پیامد نبود همگرایی اسلامی است و سران اسلامی با حمایت جدی و عملی خود می توانند مانع از تعدی و تجاوز به مسلمانان شوند.
شایسته است سران سایر کشورهای اسلامی برای ابراز همدردی با مسلمانان غزه، حصار انفعال را شکسته و با رایزنی از طریق همتایان سیاسی خویش و با فعال نمودن ساز و کارهای دیپلماسی در جهان اسلام از طریق تشکلهای سیاسی موجود اقدامهای عملی را اتخاذ نمایند.