ویژه نامه نوروزی ایرانتوقعم از احمدىنژاد بیشتر شده است سکوت محوطه بیرونى ساختمان ریاست جمهورى در خیابان پاستور ، به سرعت ذهن را براى «گفت وگو» متمرکز مى کند. پرسش هاى ما انتظار مردى را مى کشد که به انتخاب رسانه هاى بین المللى، یکى از «چهره »هاى شاخص جهان در سال گذشته بوده است و دوست و دشمن او را پر انرژى ، پرکار و خستگى ناپذیر مى نامند .گفت وگو با رئیس جمهورى که به رغم اراده و نظر برخى ها اما به عزم و انتخاب ملت بر سر کار آمده است، غیر از داشتن پرسش هاى ویژه و دانستن فنون مصاحبه، احساسى خاص نیز لازم دارد. در گیر و دار این احساس به یکى از سالن هاى ساختمان ریاست جمهورى که به آن ساختمان سفید مى گویند هدایت مى شویم.ساختمانى که گفته مى شود با آمدن رئیس دولت نهم جابه جایى هایى در آن صورت گرفته ؛ اتاق استراحت ، اتاق جلسات شده و سالن ویژه کنارى دفتر رئیس جمهور هم که در دوره هاى گذشته در مواقع خاصى استفاده مى شد ، در اختیار بعضى مشاوران قرار دارد . ساعت ۲۲ چهاردهم اسفند ماه است . مى گویند رئیس جمهور جلسه اى طولانى داشته و پس از آن به گفت وگو با ما مى نشیند. «رئیس جمهور احتمالاً خسته اند و دیروقت است. این جا را براى گفت وگو انتخاب کرده ایم ، تا راحت باشید . رئیس جمهور بعد از گفت وگو با شما جلسه دیگرى دارد .» تصور کار در این ساعت شب ، پرسش ها را در ذهن پراکنده مى کند!... اما ظاهراً رئیس جمهور خسته نیست؛ از تشریفات خواسته است تا گفت وگو در همان سالن رسمى با مبلمان هایى که باید روى آن کاملاً رسمى و سرحال نشست، انجام شود. «آقاى رئیس جمهور! نسبت به آنهایى که گفتند و نوشتند که باید به رغم مردم و به رغم کشور، هرچه مى شود انجام دهیم تا دولت نهم و رئیس آن را به شکست در کارها بکشانیم، چه احساسى دارید؟» این پرسش وقتى در ذهن مان مرور مى شود که تحرک افراد حاضر در محل به ما مى فهماند رئیس جمهور از اتاق جلسه خارج شده است و براى گفت وگو به سمت ما مى آید. وقتى دستش را در دست مى گیریم، اما در دل مى گذرد که حرف دشمنان رئیس جمهور را با او در میان نگذاشته و براى خودشان باقى بگذاریم. به این خاطر که او «محمود احمدى نژاد» رئیس جمهورى اسلامى و منتخب ملت ایران است.وقت گفت و گو که به پایان مى رسد، رئیس جمهور از نگاه ما در مى یابد که حرف هایمان تمام نشده است. «دوباره بیایید، پرسش هایتان را تمام کنید». نوبت دوم گفت وگو، ساعت ۱۳ نوزدهم اسفندماه روز اربعین حسینى است. باران محوطه اطراف ساختمان ریاست جمهورى را گردگیرى کرده و هوا به شدت مساعد است. این بار رئیس جمهور اعضاى شوراى سردبیرى روزنامه ایران را که بار قبل به او معرفى شده بودند، به اسم صدا مى زند و گفت وگو آغاز مى شود. ایران: آقاى رئیس جمهور، پیشاپیش تبریکات مارا به خاطر فرا رسیدن سال نو بپذیرید. > بنده هم سال نو را به مردم عزیز ،شما و خوانندگان روزنامه «ایران » تبریک مى گویم؛ امسال نوروز ما با ربیع المولود همزمان شده و باید سال هاى زیاد دیگرى بگذرد تا چنین اتفاقى بیفتد ؛ ماه ربیع، ماه بهار، ماه میلاد پیامبر گرامى اسلام و ماه شادى است. در نطق هاى انتخاباتى شما، نکته برجسته اى بود که مى گفتید نقایصى در اداره کشور مى بینید و معتقدید با رفع این نواقص مى توان کشور را بهتر اداره کرد. به راستى چه نقایصى در اداره امور مملکت مى دیدید که چنین گفتید؟> اما در پاسخ به این پرسش، به نظرم نواقصى بسیار ملموس براى مردم وجود داشت. این احساس عموم بود که حرکت انقلاب با این توان و استعدادى که دارد، در بخش هاى مختلف با سرعت مناسب جلو نمى رود. در برخى بخش ها درجا مى زدیم. در برخى دیگر با سرعت کم به جلو حرکت مى کردیم . جهت گیرى هاى انقلاب در بسیارى از بخش ها یا مخدوش و یا مخلوط و یا دچار ابهام شده بود. کار و تلاش و سرمایه گذارى بسیار زیاد و بهره کم وجود داشت.مناسبات ادارى، مناسبات مطلوبى نبود. در بخش فرهنگى ، آن خودباورى، امید و نشاطى که در انقلاب پدید آمد ، سرد شده یا در بعضى بخش ها خاموش و یا در بعضى بخش هاى دیگر معکوس شده بود. در بخش علمى، اقتصادى، اجتماعى و شهرسازى نیز همین طور . الگوهاى حرکت، الگوهایى نبود که برآمده از متن فرهنگ ما و انقلاب باشد. مى دانید که یک احساس دلتنگى و دلخورى و نارضایتى کشور را گرفتار کرده بود و هر بخش آن جزئیاتى دارد که نشان مى دهد علت ها چه بود و چرا این طور شد. یکى دو مثال مى زنم تا میزان تغییر فضا را بدانید.انقلاب وقتى پیروز شد، انرژى عظیمى در کشور آزاد شد و همه دنیا مى گفتند این ملت نه تنها مى تواند تمامى عقب ماندگى ها و کسرى ها را جبران کند، بلکه مى گفتند که مى تواند تمامى قله هاى بلند دنیا را فتح کند. اگر از یک جوان سال هاى ۵۷ یا ۵۸ مى پرسیدید که قرار است ما کوه هاى البرز را برداریم ، آیا مى توانید ؟ نمى گفت نه. این یک استعاره است به معناى این که کارهاى بزرگ و سخت مثل برداشتن کوه را هم مى توانستیم انجام دهیم. حداقل این خودباورى در ما ایجاد شده بود که «مى توانیم» . اما این روحیه ملى در این اواخر ضعیف شده بود و اگر کسى مى گفت که « مى توانیم»، او را با تعجب نگاه مى کردند که چگونه مى توانیم ؟! مى گفتند ما همه الگوها و جهت گیرى ها را باید وارد کنیم، زیرا نه تنها یک کشور پیشرو نیستیم، بلکه در نظمى که بر جهان تحمیل کردند، جایگاه خاصى داریم و باید برویم آنجا بایستیم.در ساختار ادارى و مدیریتى هم تقریباً کشور به نفع عده اى خاص بلوکه شده بود و یک دایره محدود از افراد بودند که در پست هاى مختلف جابه جا مى شدند. آنها آنچه در توان، اندیشه و نوآورى داشتند، همه را خرج کردند و همه مى دیدیم که نوآورى و فضاى نشاط در بین مدیران نیست و آلودگى ها ،فساد و دیگر چیزها نیز که جاى خود را دارد. در فضایى که آرمانى نباشد، تمایل به فساد بیشتر مى شود . در سیاست خارجى از یک موضع قدرتمند، عزت آفرین و الهام بخش، داشتیم تبدیل مى شدیم به یک کشور منفعلى که بتوانند به ما زور بگویند و خود را به ما تحمیل کنند . نمونه آن نیز در همین بحث هسته اى بود که آمدند تمامى تأسیسات ما را که در ابتداى راه بود و خطرى نداشت بستند و آن قدر جلو آمدند که درخواست کردند که ما رشته هاى تحصیلى هسته اى را در دانشگاه ها نیز حذف کنیم و این روند ادامه داشت و حد توقفى قائل نبودند . به طور رسمى چنین درخواستى کردند ؟> بله، شیوه و روحیه آنها به این صورت است. تمایلات آنها محدودیت ندارد و نمى خواهند هیچ کشور مستقل و عزیزى در عالم باشد ، زیاده خواهند و هرگز سیر نمى شوند. اگر همه کره زمین را هم بدهى خواستار آسمان ها مى شوند! باید همه چیز در اختیار آنها باشد، مى خواهند خود را جاى خدا بگذارند. جمله آخر شما اتفاقاً پاسخ پرسش بعدى من است اما مى خواهم با تأکید بیشترى بپرسم. آیا در مدتى که مسئولیت ریاست جمهورى را به عهده گرفتید، توانستید کشور را بهتر از گذشته اداره کنید؟> در حال حاضر (چهاردهم اسفند ۸۵) یک سال و شش ماه و ۱۰ روز از استقرار این دولت مى گذرد. شرایط کارى این دولت کاملاً متفاوت با دولت هاى قبل است. همیشه اگر اصلاحات واقعى باشد، هم موانع است و هم مشکلات. به نظرم کشور بهتر اداره مى شود و علت آن امید و نشاطى است که در کشور وجود دارد . من لایه هاى مدعى را بحث نمى کنم، راجع به کل کشور بحث مى کنم؛ حلقه مدیران باز شد و فرصتى پیدا شد که دیگران بیایند. معنایش این است که هر کس کارى از دستش برمى آید، بیاید و نیاز به وصل به جاهایى یا این که از سوى گروه ها و جریاناتى و رانت هایى حمایت شود ، ندارد . راه براى انسانى که توانمند باشد باز شد و این فضاى مدیریتى کشور را عوض کرد. ساختار ادارى به رغم عیب هاى فراوانى که دارد، در حال حاضر با سرعت بیشتر و کیفیت بالاتر کار مى کند. این موقع از سال ما بیش از ۲ برابر سال ۸۳ کار عمرانى انجام داده ایم و توزیع آن هم نسبتاً عادلانه بوده و هر جایى از کشور که شما بروید، این مسأله را مى بینید. در بخش هاى اقتصادى، توانمندى هاى بسیار بالایى داریم؛ جزو آرزوهاى کشور صادرات غیرنفتى بود، رشد صادرات غیرنفتى در این مدت بى سابقه است. بعد از سه برنامه، نخستین بار است که از برنامه جلو زده ایم. برنامه چهارم را خیلى محتاطانه نوشتند، در برنامه هاى قبلى که رقم پائین گذاشتند، بخش زیادى از اهداف محقق نشد. ما دیدیم که اگر بنشینیم و با مردم و دست اندرکاران تعامل مثبت داشته باشیم ، دولت هم در داخل و هم در دیپلماسى بیرونى به صورت جهشى بالا مى رود . من هم اکنون که گزارش گرفتم، صادرات غیرنفتى کشور نسبت به سال قبل ۳۹ درصد رشد داشته، در صورتى که واردات ما ۳/۳ درصد رشد داشته است؛ ۱۴ میلیارد و ۲۵۰ میلیون دلار در ۱۱ماه صادرات غیرنفتى داشتیم که امیدواریم تا آخر سال بیش از ۱۵ میلیارد دلار بشود.هدف قانون برنامه ۸/۵ میلیارد دلار صادرات غیرنفتى در سال است و سال گذشته که نیمى از سال دولت در اختیار ما بود، صادرات غیرنفتى به ۱۰/۵ میلیارد رسید، در حالى که سال قبل از آن ۷/۵ میلیارد دلار بود، یعنى اگر دستگاه هاى ادارى ما با نشاط باشند، راه را به روى مردم باز مى کنند. نمونه دیگر این که در ۱۴ سال واگذارى بنگاه هاى اقتصادى دولتى به مردم حدوداً ۳ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان واگذارى انجام شد و بسیارى از این واگذارى ها هم دچار مشکل شد، افرادى آمده اند با مذاکره و ترتیباتى بنگاه ها را در اختیار گرفته اند.هم اکنون تقریباً همه بنگاه هاى اقتصادى که دچار مشکل شده است، از همین نوع واگذارى ها سرچشمه گرفته و اکثراً فروخته اند و رفته اند. منابع و اموال را فروختند، کارگرها را بیرون کردند و حقوق کارگرها را نداده اند اما در این یک سال دولت بیش از ۲ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان سهام عدالت واگذار کرده است. اخیراً هم شروع به واگذارى بنگاه هاى بزرگ در بورس کرده ایم تا مردم بیایند در یک رقابت سهام بخرند، تقریباً امسال ۳۰۰ میلیارد تومان سهام فروخته مى شود و این ادامه دارد و سال آینده چند هزار میلیارد تومان نیز بر این رقم افزوده خواهد شد.ما روابط گذشته راکنارگذاشته ایم و هر شرکتى باید درآمد وسود داشته باشد تا بتواند در بورس حضور یابد و بتواند سهامش را عرضه کند. در بخش هاى گوناگونى این بحث ها وجود دارد. نمونه ورزشى آن را ببینید با ۵ یا ۶ ماه کارى که جوان ها انجام دادند و میدان براى آنها باز شد، ما از رده دهم آسیا به ششم رسیدیم و البته مشکلاتى در مدیریت بازى ها بود وگرنه ما پنجم مى شدیم. ما جهشى رو به جلو مى رویم. در بخش هاى علمى مى بینید که جهش داریم و گام هاى این جهش ها نیز خیلى بلند است . در بخش هاى صنعتى، کشاورزى، پزشکى، فناورى هاى نو، دستاوردهاى بزرگى داشته ایم و البته اینها هیچ وقت نفى زحمات دیگران نیست. دربحث مفاسداقتصادى نیز اصلاحاتى هم شده، نمى گویم به صفر رسانده ایم ولى جلوى بسیارى از مفاسد اقتصادى را گرفته ایم.بعضى وقت ها مى بینم افرادى به من مى گویند که چرا اسم مفسدان را اعلام نمى کنى، به آنها مى گویم ما جلوى آنها را گرفته ایم و یک مورد هم که در حال اتفاق افتادن بود، جلوى آن را گرفتیم. این مبارزه بسیار سنگینى است که شما جلوى امتیازات ویژه اى را بگیرى.در بخش هاى گوناگون دیگر نیز همین طور است، البته اشکالات هم زیاد است و این به معناى رفع تمامى مشکلات نیست، مى خواهم بگویم وقتى شما جهت را عوض کنید و فضاى بانشاط و آرمانى جارى شود، با افزایش بازدهى، هزینه هاى مصرفى دولت کاهش پیدا مى کند. جلوى بسیارى از« خاصه خرجى» ها گرفته شده، البته هنوز خیلى جا داریم تازه اول راه هستیم. یک مقدار جلوى آن را گرفته ایم و هنوز راه بسیار داریم و واقعاً کار بیشترى در کشور و در بخش هاى گوناگون دارد انجام مى شود .چند هفته پیش در جلسه اى یکى از منتقدان دولت ، نظرى را مطرح کرد و گفت که من به عنوان یک اصلاح طلب بگویم که سیاست هاى دولت آقاى احمدى نژاد خیلى سیاست هاى خوبى است و ما قبول داریم، اما انتقادى که ما داریم این است که ما را توجیه کنید و در جریان بگذارید تا با هم پیش برویم. واقعا ً این انتقاد را مى پذیرید که دولت خودش با سرعت پیش رفته و همه از جمله بدنه هاى کارشناسى و عقبه اجرایى را جا گذاشته؟ > ممکنه. در این که سرعت دولت خیلى بالا است، تقریباً اتفاق نظر وجود دارد. برخى از بخش ها ممکن است جا بمانند، مانند بخش رسانه اى و تبلیغى دولت که کاملاً جا مانده اند.والبته دیگرانى هستند که برخى از تصمیمات دولت را یا بر اثر کمبود اطلاعات و یا بر اثر نوع نگاهشان نمى توانند هضم کنند. تصور مى کنند این تصمیمات ، تصمیمات شتابزده است. این نیست واقعاً. مثلاً براى یک دولت، درست است که چهار سال یک زمان طولانى است اما زمان زیادى نیست تا بخواهید اصلاحات را انجام دهید. بالاخره کسانى قبلاً باید فکر و مطالعه کرده باشند، طرح داشته باشند و این طرح ها را اجرایى کنند تا این که در دولت تازه بیایند شروع به مطالعه کنند. یک زمانى بود که گفتند ما چهار سال وقت مى خواهیم براى این که بفهمیم چه فکرى در این چهار سال براى اقتصاد مملکت کنیم. این که درست نیست؛ بعضى در سیستم ادارى عادت کرده اند که این طورى کار کنند و اگر تیمى به این صورت کار نکند، به مذاق آنها خوش نمى آید. بالاخره یک دولتى که مى آید باید برنامه داشته باشد و رویه ها را به سرعت اصلاح کنند. در بخش رسانه اى کاملاً ملموس بوده و یک فاصله اى افتاده که باید اصلاح شود. اشاره کردید به بخش کارشناسى. باآنکه شما برآمده از یک حرکت حزبى و سیاسى نبودید ، اما اطلاع داریم که قبل و بعد از انتخاب به عنوان رئیس جمهور ، مشاوران ، همراهان و دوستانى داشته اید که همگى در حوزه هاى مختلف سررشته و تخصص داشته و به عنوان کارشناسان و اعضاى اتاق فکر در کنار شما بوده اند . ارتباط شما با این حلقه هاى کارشناسى و مشاوران چگونه است . آیا نخبگان و چهره هاى جدیدى به این حلقه ها اضافه شده اند؟ > حلقه هایى از قبل بوده و قطعاً یک سرى حلقه هایى هم جدیداً شکل گرفته است . خود ساختار ادارى یک حلقه است که مملو از کارشناس و صاحب نظر است و حلقه هایى در دانشگاه و جاهاى دیگر و طبیعى است که حلقه هاى جدیدى را شاهد باشیم . در حوزه هاى مشاوران ، هم اکنون خیلى باز شده است، ضمن این که با متن مردم نیز از طریق پیام ها و ملاقات هاى حضورى ارتباط دارم و این قسمت خیلى باز است و پیشنهادات و نظرهایى مى آید اما بعضى تصمیمات خاصى را که مى گیریم، باید ارزیابى و بررسى کنیم. بعد تصمیم مى گیریم و بستگى به موضوع دارد. ممکن است در موضوعى با بیش از ۱۰۰نفر مشورت شود و بعد تصمیم بگیریم ، در بعضى موضوعات کمتر. برخى اصولگراها فقط خودشان را اصولگرا مى دانند. در میان اصلاح طلبان نیز همین روحیه حاکم است؛ این که یک شخص خودش را اصولگرا یا اصلاح طلب بداند و به بقیه اعتقادى نداشته باشد. آیا این وصله به آقاى رئیس جمهور هم مى چسبد؟> من کوچک همه مردم ایران هستم . اصولگرایى یک جناح و حزب نیست ، یک مشى است و یک راه است . باید تلاش کنیم در این راه حرکت کنیم. اصلاً حرف اول اصولگرایى ، انقلابى بودن و مسلمان بودن است. یعنى کار براى خدا باشد و اگر کار براى خدا باشد، مزاحمتى اصلاً نیست، همه هستند و جا براى کسى تنگ نمى شود. همه از هم جلو بزنند، عیبى ندارد. همه ۲۰ بشوند کسى مزاحم کسى نیست. پس اگر خدایى باشد، کسى خود را از دیگران برتر نمى داند. خوشحال مى شود که همه حرکت کنند و به مدارج بالا برسند و خوشحال مى شود از این که دیگران بهتر از او خدمت کنند و ناراحت نمى شود که یک موقعى یک ایده اى دارد و مى بیند که دیگران دارند آن ایده را اجرا مى کنند. خوب، تشکر مى کند. اصولگرایى معیار دارد و دسته بندى هایى که معمولاً در بازار سیاست و روابط سیاسى است ، خیلى معیار حقیقى به شمار نمى رود ، این اسم ها نماد محتواها نیست، البته یک مقدارى هست اما نماد واقعى نیست. اصولگرایى در معناى حقیقى، یعنى بر اساس اصول و مبنا حرکت کردن و براى خدا کار کردن و خود را ندیدن. کشور، خدا، انقلاب، ملت، منافع ملت و ارزش ها و ده ها معیار دیگر را دیدن. اصولگرایى را تعریف کردید، دیدگاه هاى اصلاح طلبى از نظر آقاى رئیس جمهور چیست؟> اصولگرایى یعنى اصلاح طلبى و مسلمان یعنى اصلاح طلب. مسلمان مى آید که بدى ها را تبدیل به خوبى کند، خوبى را به جلو ببرد، یعنى منفى ها را مثبت کند و اشکالى اگر در جامعه است آن را برطرف و نقاط مثبت را تقویت کند، این وظیفه عمومى است. یعنى هر کس مسلمان است، یک اصلاح طلب است، اصلاحات به معناى واقعى یعنى اینکه جامعه را اصلاح کند و این یک وظیفه عمومى است و هر کس در این مسیر است اصلاح طلب است. این معنایش یک تابلوى حزبى نیست، مثلاً یک عده که قبلاً چپ بودند و شده اند اصلاح طلب و یک عده که راست بودند ، شده اند اصولگرا، حالا بگویید ما این هستیم . این شعارها تغییرى در کار نمى دهد. باید درون آن را ببینیم چه خبر است، حقیقتاً امیدوارم که اصلاحات واقعى باشد. قریب به اتفاق ملت ایران ، هم اصولگرا و هم اصلاح طلب اند، مى خواهند برپایه یک اصول اعتقادى حرکت کنند و جامعه خود را اصلاح کنند. اشاره کردید که اصلاح طلبى یا اصولگرایى تابلوى حزبى نیست . برخى مى گویند احمدى نژاد اعتقادى به حزب ندارد.> اعتقاد یعنى چه؟ این که احزاب براى به دست گرفتن امور حکومت، فعالیت قانونى خود را داشته باشند. اصولاً آقاى رئیس جمهور در برابر شکل گرفتن احزاب در کشور چه موضعى دارند ؟> قانون اساسى ما اجازه داده که احزاب فعال باشند. تشکل از دید من چیز خوبى است اما این تحزب وارداتى را من قبول ندارم. نخستین اصل براى یک حزب این است که براى اداره یک کشور برنامه داشته باشد؛ براى اقتصاد، فرهنگ و اشتغال و همه چیز. حزب هاى جامعه ما اغلب فاقد این برنامه هستند. بعضى از آنها حدود ۳۰ سال است که فعالیت مى کنند اما هنوز برنامه ندارند و کادرى هم براى اداره کشور نساخته اند. عمده تمرکز احزاب ما روى رقابت هاى سیاسى است و تازه این یک بخش کوچک قضیه است. کشور ما تشکلى مى خواهد که دنبال انجام وظیفه و خدمت باشد. نمى گویم اصلاً نداریم ولى فضاى عمومى تحزب در کشور ما این است و من با این فضا مخالفم، نه با این تشکل ها. در سفرهاى استانى ، دیدار هاى عمومى و سخنرانى هایى که شما مى روید ، شاهدیم که بدون استثنا مردم شعارهاى هسته اى مى دهند و نام احمدى نژاد با انرژى هسته اى عجین شده است .اکنون وضعیت هسته اى کشور چگونه است. قبل از این که وارد مسئولیت ریاست جمهورى بشوید، چقدر از این توانمندى ها و ظرفیت هاى دانشمندان هسته اى کشور برایتان عنوان شده بود ؟ > من توانمندى هاى کشور را باور داشتم و الآن هم دارم و هرچه بیشتر پیش مى رویم این باور بیشتر مى شود . استعداد و دانش ، علم و خلاقیت دراین ملت وجود دارد و ضریب هوشى خیلى بالا است . میانگین ضریب هوشى در کشور ما بالا است.البته بخش هسته اى استعداد ها و پیشرفت ما به علت حساسیت نشان دادن دشمنان برجسته تر شدو گرنه در بخش هاى علمى دیگر نیز این پیشرفت ها هست و بسیار هم ارزشمند است. فکر مى کنید با اوج گرفتن فعالیت هاى هسته اى، این فشارهاى بین المللى علیه کشور چگونه شود؟> دشمنان ما علاقه مند پیشرفت کشور نیستند و نمى خواهند پیشرفت کنیم و اگر بحث انرژى هسته اى را کنار بگذاریم، سراغ گزینه هاى دیگرى مى روند واخلاق آنها همین طور است.در دولت هاى قبل نیز به شیوه هاى گوناگون فشار مى آوردند و جنگ روانى و محدودیت اقتصادى از شیوه هاى آنها براى ایجاد فشار بر ایران است و طبیعى است ما به آنها بفهمانیم که ملت ما اهل عقب نشینى نیست . آنهاخیال مى کنند با ایجاد فشار ، ملت ایران عقب خواهد نشست . باید بدانند که این اتفاق نخواهد افتاد و با ملت ایران طرف هستند. آنها نمى خواهند بفهمند ایرانى یعنى چه و هنوز فکر مى کنند ملت ایران، ملتى است که آمدند مانند ۵۰سال پیش به زور برآن مسلط شدند و توانستند ده ها سال برآن فشار بیاورند .آن وضعیت اکنون وجود ندارد هرچندکه همان موقع هم ملت ایران معترض بود، اما کشور دست ملت نبود. الآن کشور دست ملت است و ملت حاکم بر کشور است و تصمیم گیرى مى کند و ما یک سرى مشکلات هم داریم به خاطر این که در گذشته آمریکا و انگلیس خود را صاحب اختیار کشور در همه بخش ها مى دانستند. بیش از صد هزار نفر خارجى در ایران بودند و در همه زمینه ها نیز دخالت مى کردند و نمى گذاشتند که حتى ما یک ترانس را باز کنیم و بدانیم که درون آن چه خبر است. این افراد اکنون مى بینند که کنار زده شده اند و ملت ما خلأها را دارد پر مى کند و هرچه جلوتر مى رویم سرعت نیز بیشتر خواهد شد، باید بفهمند که این جا ایران است.البته هرجا که ملتها اختیاردار بشوند، همین طور است اما ملتى با ویژگى هاى ایران، تازه است و خواهند فهمید و ملت ایران در بخش هسته اى، هوشمندانه این قضیه را پذیرفته که هسته اى شدن باعث یک جهش بلند براى ایران در مناسبات جهانى است. این یعنى رشد اقتصادى و فرهنگى و ...بسیارى از غل و زنجیرها هست که براى افراد عادى ملموس نیست و این هم از نظام حاکم سلطه است که نمى گذارد تو آزاد باشى. شما وقتى یک جایگاهى را عوض کنى و جاى دیگرى مى نشینى، خود به خود از اینها جدا شده اى و مناسبات جدیدى در آنجا حاکم خواهد شد. در آن حلقه ۷ یا ۸ کشورى که داراى چرخه سوخت هستند، مناسبات با اینجایى که ما هستیم فرق مى کند و ملت ما این مسأله را خوب درک کرد. از بچه کوچک گرفته تا خیلى ها به طور عمیق این را فهمیده اند و در راهپیمایى ۲۲ بهمن همه شعارهاى آنان در حمایت از انرژى هسته اى بود. آقاى رئیس جمهور، شما مى گویید مردم، هسته اى بودن ما را تعیین مى کنند اما پرسشى هم در افکار عمومى هست که ما در بخش هسته اى تا کجا پیش مى رویم.> سؤال من این است که اگر به شما گفتند، استقلال خود را بدهید، شما تا کجایش مى رفتید؟ اما استقلال یک بحث انتزاعى و فراتر از این است و به خیلى چیزها بستگى دارد؟> بحث فناورى یک بحث است و بالاتر از آن بحث استقلال مطرح است. آنها مى خواهند استقلال کشورها را مخدوش کنند . مردم ایران در روند حرکت خودشان تصمیم قانونى گرفته اند و حق آنها است .اگر آنها توانستند کشور ما را از رسیدن به حق خود محروم کنند ، در جاهاى دیگر نیز خواهند توانست. برخى همچنان مى گویند کشور شرایط بحرانى دارد و احمدى نژاد به تهدیدات بى توجه است.> آنها که مى آیند و مى گویند وضع بحرانى است، خیال مى کنند که سیاستمدار هستند. قابل اثبات است که بگوییم اینها از سیاست چیزى نمى فهمند. کجاى کشور ما بحرانى است؟ اینها خیال مى کنند دشمنان ایران مالک مطلق عالم هستندو هر تصمیمى آنها بگیرند اجرا مى شود و ما هیچ کاره ایم. این نشان مى دهد که آنها اصلاً سیاستمدار نیستند.اصل اول در سیاستمدارى این است که توانمندى هاى خود را خوب بشناسیم . هسته اى شدن یک رقابت است و آنها نمى خواهند ما داشته باشیم و فشار مى آورند. ما چه کارى در مقابل این فشار باید انجام دهیم؟ این توانمندى کشور ما است و باید استفاده کنیم.اصل این سؤال غلط است که ما تا کجا ایستادگى مى کنیم. یک کسى مى خواهد خانه شما را بگیرد ، شما تا کجا مى ایستید؟! اصلاً حد و مرزى ندارد و معنا ندارد تا کجا ایستادگى مى کنیم. اصلاً تعیین مرز یعنى فرصت دادن به دشمن که شما را شکست بدهد، یعنى شما بگویید که من تا اینجا ایستاده ام و دشمن هم از ابتدا مى آید و سر همین خط مى ایستد! بعضى از سیاستمداران سیاست خارجى که من آنها را اصلاً سیاستمدار نمى دانم، خیال مى کنند که با نرم صحبت کردن و خواهش کردن دل طرف مقابل به رحم مى آید، در جهان چنین فکرى نیست. ما قانون را اجرا مى کنیم ؛ اما آنها قانون نمى فهمند و قانون آنها زور است. استحکام باید بگیرید و یادتان باشد این قانون نانوشته است و قدرتمندان نیز به این پایبندند. یعنى اگر ملتى منسجم بایستد، هیچ کس نمى تواند کارى به آن داشته باشد. با این توصیف آینده را چطور مى بینید؟> خوب است. البته فشارها را زیاد مى کنند . ما داریم کار خودمان را انجام مى دهیم. یک رقابت و نبرد سنگین است، ما هم داریم تلاش دیپلماتیک مى کنیم. تا هم اکنون که به نفع ما بوده، یعنى آن چیزى را که مى خواستند به آن دست پیدا نکرده اند. ما باید توانمندى ها را بعد از شناختن ، مدیریت کنیم. به نظر من مدیریتى که در حال حاضر در این عرصه دارد انجام مى شود، مدیریتى بسیار هوشمندانه است. شما نگاه کنید کشورهاى دیگرى که هسته اى شدند، چه فشارهاى سنگینى را تحمل کردند.باز این مسأله را تأکید مى کنم که مرزهاى ما هسته اى شدن و استفاده از انرژى هسته اى در مقاصد صلح آمیز است که اعلام کرده ایم . پس تأکید مى کنم که اگر کسى بیاید و بگوید که من تا تحریم اقتصادى ایستادگى مى کنم، تا تحریم نظامى مى ایستم و اینها چیز نامفهومى است و به همین دلیل بودکه من گفتم قطار هسته اى نه ترمز دارد ، نه دنده عقب مى رود. برخى معتقدند در بازى هسته اى با غرب، ما باید به نتیجه برد - برد برسیم. اگر برد ما، هسته اى شدن باشد، برد غرب چه چیزى است؟> نمى دانم برد ـ برد یعنى چه. اگر قانون و عدالت را رعایت کنیم، همه برنده هستیم. چه اشکالى دارد بپذیرند برد ایران را. دنیا به سمت صلح و صفا و برادرى پیش مى رود. از این اخلاق خود دست بردارند، با هم برنده مى شویم. شما دیدارى با مراجع قم داشتید، قبل از دیدار شما نیز یکى از مراجع شایعه اختلاف نظر دولت با مراجع را به شدت تکذیب کرده بود، فکر مى کنید این شایعات ریشه در چه رفتارهایى دارد؟> بالاخره افرادى هستند که علاقه ندارند دولت با آرامش کار کند ، تلاش دارند نقاط مثبت دولت را منفى جلوه بدهند. این افراد از رابطه دولت با علما داستان درست مى کنند، ترویج مى کنند، تبلیغ مى کنند و منتشر مى سازند و ریشه آن هم معلوم است؛ نمى خواهند کارها خوب به جلو برود. نمى خواهند آرامش در کشور باشد تا با سرعت بیشترى جلو برویم. این افراد و گروه ها دوست دارند اختلاف باشد و فکر مى کنند از اختلاف سود مى برند اما به لطف خدا به نتیجه نمى رسند. یک بحثى در بین منتقدین شما مطرح است که آقاى احمدى نژاد به وزراى خودش اختیار تام نداده است. مى خواهد روى کارها نظارت دقیق داشته باشد و این موجب شده است که در برخى وزارتخانه ها ۱۰ تا « وزیرک » به وجود بیاید.> این که اختیار تام ندارند، یعنى چه؟ هیچ کس اختیار تام ندارد. اختیارات محدود است. اختیارات مربوط به خود وزیر؟> بله، اختیارات وزیر، محدود و در چارچوب سیاست هاى دولت است. رئیس جمهور نیز مسئول قوه مجریه است. هم باید سؤال کند، هم باید نظارت داشته باشد. اما این که همه کارهاى وزرا را من هر روز سؤال مى کنم ، نه اصلاً این طور نیست. در چارچوب سیاست ها کار را جلو مى بریم. موارد خاصى هم اتفاق مى افتد که لازم است جزئى وارد شویم تا بفهمیم کارها چگونه است. معنایش این نیست که زیرمجموعه وزیر کسانى دیگر باشند. ما جز وزیر کس دیگرى را نصب نمى کنیم. در وزارتخانه آن کسى که نصب مى شود، وزیر است، پاسخگو وزیر است. نفر اول و آخر هم وزیر است. پس این حرف شما با آن قسمت اول نمى خواند. مثلاً درباره وزیر رفاه و رئیس سازمان تأمین اجتماعى و اتفاقاتى که افتاد.> آن گزینه پیشنهاد خود وزیر بود. ضمن این که این طور نیست که وقتى ما مى گوییم وزیر، وزیر هر کسى را که دلش خواست، معاون بگذارد. همین طور که رئیس جمهور هم هر کسى را به عنوان وزیر انتخاب نمى کند .وزرا در انتخاب معاونان خود محدودیت دارند. باید کسى را انتخاب کنند که در چارچوب سیاست ها فعالیت کند. اما این که ما فردى را گفته باشیم که حتماً باید این فرد را مسئول بگذارید ولاغیر، نه اصلاً این طور نیست. وزیر افرادى را پیشنهاد مى دهد و ما بررسى مى کنیم. ممکن است جابه جا کنیم و وزیر بپذیرد یا این که نپذیرد. ترمیم کابینه در دولت هاى قبل مانند آنچه که در دولت نهم رخ داد ، سابقه نداشت . تغییر ۲ وزیر آن هم در سال اول فعالیت . درباره این تصمیم خود بیشتر توضیح دهید . با در نظر گرفتن این نکته وزراى تغییر یافته باز هم در مجموعه دولت ، البته در غیر از کرسى وزارت حضور دارند . > یک وقت است کسى به نقطه اى مى رسد که نمى تواند در کل دولت باشد، یعنى امانتدارى و مسائل دیگرش زیر سؤال است. ولى ممکن است حالتى باشد که با وجود یک فرد ، هماهنگى ها به خوبى جلو نمى رود و باید یک جاى دیگر برود و کس دیگرى جایگزین او شود. مى خواهم بگویم آرایش نیروها ماهیتاً گروهى است که شما گروهى را تشکیل مى دهید براى مأموریتى، این مأموریت ها مختلف است اما باید با هم هماهنگ کار کنند. برخى وقت ها ممکن است فردى باشد که براى مسئولیت خاصى مناسب نباشد، ناتوان باشد، اما جاى دیگر بتواند موفق باشد. خوب این جابه جایى انجام مى شود. این تغییرات ادامه پیدا خواهد کرد؟> من هروقت به نتیجه برسم، این کار را انجام مى دهم. دولت براى آدم هایى که درون آن هستند، نیست. دولت براى ملت و براى انجام کار است.این طور نیست که یک فردى بیاید و ما به خاطر آن فرد از معیارها عدول کنیم. شما در شعارهاى انتخاباتى اعلام کرده بودید که در انتصاب افراد به هیچ عنوان به گرایشات سیاسى و حزبى و اینکه دوست شما باشد یا نباشد کارى ندارید و صرفاً توانایى هاى آنها را درنظر مى گیرید. این شعار شما را همه شنیدند ، اما آیا بعد از روى کار آمدن جنابعالى لیستى از سوى برخى افراد که بخواهند گزینه هایى را به شما تحمیل کنند برایتان ارسال شد . > ببینید الآن کسى از من توقع ندارد، نه این که صفر شده باشد. بعضى ها هستند که توقعاتى دارند اما راه براى آنها بسته است. یعنى بعد از یک سال و نیم هنوز توقعاتى هست و صفر نشده ؟> حالا کمتر شده ولى صفر نمى شود و هنوز افرادى هستند که خیال مى کنند ویژگى و یا حق خاصى دارند. حجم این فشارها در اوایل بیشتر بود و الآن کمتر است. تأثیر کانون قدرت بر روحیه ایثارگرى و بسیجى هر فردى از جمله رئیس جمهور چیست؟ آیا وقتى کسى رئیس جمهور مى شود و عده زیادى دور او را مى گیرند، مى تواند روحیه خود را براساس آرمان هایى که مردم از او انتظار دارند، حفظ کند؟> آرمان ها که هیچ وقت دست نمى خورد. بلکه الآن توقع من بیش از دو سال قبل است. دقت کنید که لزوماً همه آرمان ها فوراً محقق نمى شود. مهم این است که به سمت آرمان ها مى روید با حداکثر توان. این براى ما مهم است. خیلى از آرمان ها محقق مى شود و بسیارى از آنها براى آینده است و برخى نسبى محقق مى شود. این که آیا دولت به آرمان ها معتقدتر شده است یانه، قطعاً معتقد تر شده و حتى از یک گوشه آن هم جاى عدول نیست که بگوییم حالا این نشدنى است. نه، مطلقاً هم چنین چیزى نیست. این به آن معنا نیست که مقابله، کارشکنى و موانع نیست یاتشدید نمى شود، بلکه مى شود. آنها هم هست ولى این عوامل نتوانسته اراده دولت را سست کند. این مبارزه است. مهم این است که با همان توان جهت را حفظ کرده ایم. و با تمام توان مى رویم جلو. معناى حرف من این نیست که در تاکتیک، اشتباه نمى کنیم. مى گویم جهت را گم نمى کنیم.من اگر یک موقعى فکر مى کردم که ۲۰ ساله به یک موضوعى مى رسیم، در بعضى جاها فکر مى کنم که ۱۰ ساله یا ۱۲ ساله مى رسیم، اما باز مى گویم این بدان معنا نیست که مقابله و کار شکنى نباشد . مقابله هم به همان نسبت وجود دارد. اگر آرمان ها کنار گذاشته شده بود و حرکتى نبود، این صف بندى و مقابله سنگین براى چى است؟ هر روز هم تند تر مى شود. شما مى بینید سیل توهین ها و تهمت ها و خشم و کینه مى بارد از این کلماتى که به کار مى برند و هر روز هم دارد تشدید مى شود. معناى آن این است که سرعت زیاد است. اگر رکود بود که خودش مى افتاد پائین و سرعت نمى خواست. یعنى مشکلات و قید و بند هاى کار سیاسى و اجرایى شما را از ذهنیت ها و تفکرات قبلى تان دور نکرده است ؟ > آن چیزى که شما مى گویید درباره کسانى است که آشنا به چرخه اجرایى نیستند. آنها ممکن است حرف هاى غیر واقع بینانه بزنند ولى من با چرخه هاى اجرایى کشور آشنا بودم و اتفاقاً کسى بودم که در انتخابات ، تقریباً وعده اى ندادم و همه حرف هاى من اصلاح جهت گیرى ها بود. یکى، دو تا از وعده هاى من این بود که سود بانکى را کاهش مى دهیم که دارد انجام مى شود و یا این که یک صندوقى تأسیس کنیم و اختصاص بدهیم براى جوانان و گفتم سعى مى کنیم وضع آنهایى را که در طبقات پائین ترند، بهتر کنیم. فاصله را کم کنیم و این کار ها را داریم دنبال مى کنیم ولى در بعضى جاها ممکن است سرعتمان در آن حدى که باید باشد، نرسیده باشد. اما چون واقع بین بودم مثل بعضى ها که پیشنهاد پول و ساخت و ساز دادند، قول ندادم. به همین خاطر در بخش عمرانى، اصلاحاتى انجام دادیم، از جمله روابط سازمان مدیریت با استان ها و با این کار سرعت کارهاى عمرانى دو برابر شده و دارد اتفاق مى افتد. اگر اصلاحات را بیشتر از این کنیم سه برابر مى شود. ما گفتیم که جلوى ریخت و پاش ها را مى گیریم، یک مقدار گرفتیم و حرکت بیشترى شد. اگر وزیرى بخواهد یک پروژه صنعتى را افتتاح کند، دیگر نمى گوید که چگونه فلان آقا را بتوانم راضى کنم، این طور نیست. مى گوید کجا نیاز داریم و به همین خاطر دولت پروژه هاى عمرانى را امسال جاهایى برد که اصلاً هیچ کس فکر آن را نمى کرد و جزو آرزوهایشان بود که فولاد و یا پتروشیمى در آنجا بیاید. الآن شما در خراسان جنوبى ببینید که صدها پروژه در این یک سال و خرده اى افتتاح شده است یعنى جهت عدالت را اگر درست کنیم، خود به خود اقدامات انجام خواهد شد.پس این ها را شما از هم تفکیک کنید. ممکن است افرادى باشند که اگر بیایند و تحت فشارهاى سنگین قرار بگیرند از آبرو و حیثیت شروع مى کنند تا در عمل کار را طولانى کنند . ممکن است افرادى هم باشند به جاى این که از یک طرف سرعت را زیاد کنند و وقت بیشترى بگذارند، سرعت را کند کنند و از هدف ها کوتاه بیایند . خوشبختانه در این دولت از این اتفاق ها روى نداده و از هدف ها کوتاه نیامده ایم.یک اقتصاددان غربى ۵۰ سال پیش کتابى راجع به اقتصاد ایران منتشر کرده و در آن کتاب اشاره مى کند که اقتصاد ایران یک حالت معما گونه دارد. به عقیده وى اقتصاد ایران به رغم منابع خوب طبیعى و انسانى، حرفى براى گفتن ندارد. متأسفانه هم اکنون نیز مى توان این حرف را زد، یعنى منابع انسانى فوق العاده با منابع طبیعى داریم، اما رشد اقتصادى پائین و درآمد سرانه متوسط است. آقاى رئیس جمهور گم شده اقتصاد ایران چیست؟> اقتصاد، منفک از دیگر بخش ها نیست، ساختار ادارى، نظام برنامه ریزى فضاى سیاسى، فرهنگ عمومى، همه اینها در کارکردهاى اقتصادى نقش دارد. بالاخره یادمان نرود که کشور ایران ۵۰ سال تحت سلطه بوده، در این دوران بسیارى از مبانى فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى تخریب شده و ساختارهاى ادارى تعریف شده که در جهت رشد اقتصادى ما نیست. باید این را اصلاح کنیم. این که ما جایگاهمان خیلى در اقتصاد دنیا معلوم نیست را قبول ندارم، نه الآن بلکه ۳ سال پیش هم قبول نداشتم. بعضى از سازمان هاى جهانى هستند که آمارهایى منتشر مى کنند. مى خواهم بگویم رتبه بندى آنها تحت تأثیر مسائل سیاسى است، نه مسائل اقتصادى، مثلاً آمریکا با ایران چپ مى افتد، مؤسسات بیمه اى غرب هم شروع به حرف زدن مى کنند، در حالى که اینها باید واقعاً اقتصادى فکر کنند، اینها حق ندارند وارد سیاست شوند و اگر بخواهند کشورى را تحقیر کنند ، رده آن کشور را پائین مى آورند. البته نمى خواهم بگویم ۱۰۰ درصد سیاسى است اما سیاست بى تأثیر نیست. بالاخره ما نگاه مى کنیم. بعد از انقلاب به رغم جنگ و تحولاتى که اتفاق افتاده، در بخش اقتصاد ما خیلى رو به جلو آمده ایم. نباید ناشکرى کنیم، الآن ۱۰۰ میلیون تن تولیدات کشاورزى داریم، اگر کمى فکر کنید کار بسیار بزرگى است. شاید دو برابر شده. در کالاهاى استراتژیک کشاورزى رشد چشمگیرى داشته ایم و رشد آن هم روزافزون است. ما امسال بیش از هفت درصد رشد کشاورزى داریم و این کار بزرگى است. البته به دلیل این که از اول از نفت درست استفاده نکردیم، نقشى در اقتصاد ما پیدا کرده که در حال حاضر ما پول نفت داریم ولى نمى توانیم آن را وارد چرخه اقتصادى کنیم، حتى آن بخش از پول نفت که وارد اقتصاد مى شود ما را دچار مشکل مى کند. دیدگاه ها درباره تأثیر نفت در اقتصاد ایران متفاوت است، به طورى که برخى گرفتارى هاى اقتصاد کشور را که اتفاقاً شما هم به آن اشاره داشتید از نفت مى دانند.> نفت به خودى خود چیز بدى نیست، نحوه استفاده از نفت درست نیست، در گذشته مى گفتند نفت را مى فروشیم و مى ریزیم در دستگاه ها و خلأها را پر مى کنیم؛ این اشتباه است والا نفت سرمایه است، مثل تمام معادن دیگر است. مثل این است که بگوییم کشورى داراى معدن است و این چیز بدى است. چرا بد است. کسى معادن طلا، منگنز، آهن و معادن مختلف معدنى و فلزى را نمى گوید که بد است . آیا معدن سنگ هاى ساختمانى بد است. خیر، چیز خوبى است. نفت هم چیزى است ، از آن ارزشمندتر.مهم این است که از نفت چه تعریفى دراقتصاد داریم ، این که نفت تبدیل به کارخانجات بزرگ و یا سدها و راه ها بشود، خوب است.اما این که درآمد سرانه ما متوسط به پائین است ، خیر درآمد سرانه ما، متوسط به پائین نیست . بالاخره با همین وضعیت ، سرانه ما متوسط است ، ضمن این که یارانه هاى فراوانى مى دهیم؛ بنابراین بخشى از کشور ما در مقایسه با کشورهاى مشابه از وضعیت مطلوبى برخوردار است ، نه این که بگوییم وضع مطلوب است اما در مقایسه باکشورهاى مشابه وضع مطلوبى است. فرض کنید از فردا اعلام کنند که شما در اداره کشور درآمدى از نفت ندارید آیا مى توانید کشور را اداره کنید؟> ملت ما در تاریخ خود نوسانات زیادى را تحمل کرده، ظرفیت هاى کشور ما بسیار بالا است. هر اتفاقى بیفتد بایدکشور را اداره کرد و ملت ما این ظرفیت را دارد ، البته سؤال شما فرض محال است ، ولى ما در بودجه سال ۸۶ نسبت به سال گذشته ۹/۵ میلیارد دلار مصرف ارز را کاهش داده ایم، ضمن این که بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان به بخش بودجه عمرانى اضافه کرده ایم. در پایان دوره چهارساله شما، سهم نفت از بودجه جارى به چه میزان کاهش پیدا مى کند؟> ما در حال کاهش دادن سهم نفت هستیم ، ما ۸۰ به ۲۰ دولت را تحویل گرفتیم، الآن آمده ایم به ۶۷ یا ۶۸ درصد و شاید به زیر ۵۰درصد هم برسیم، البته اگر با سرعتى که در صادرات غیرنفتى و واگذارى بنگاه هاى اقتصادى داریم به پیش برویم ، بیش از آن هم مى شود. یکى از اتفاق هاى امسال این بود که ۵۰ نفر از اقتصاددانان نامه اى در انتقاد به مواضع اقتصادى دولت منتشر کردند. شاکله آن نامه این بود که دولت نهم فاقد مبناى تئوریک اقتصادى است. به عنوان رئیس جمهور مبناى تئوریک اقتصادى دولت را براى مردم بیان کنید ؟> این یک حرف کلى است و چند وجه دارد. آیا آنهایى که این نامه را نوشتند، مى توانند بگویند که مبناى تئوریک اقتصادى دولت هاى قبل چه بوده است؟ یک جزوه بدهند و هر ۵۰ نفر آن را امضا کنند و بگویند که به آن عمل شده است . شما بگویید آیا در دولت هاى قبلى چیزى به عنوان مبانى تئوریک اقتصادى منتشر شده؟ من مى گویم نشده است. عناصر اقتصادى دولت هاى قبل با هم اختلاف نظر داشته اند. یک دوره در ریاست جمهورى کمیته اى تشکیل دادند تا مبانى را درست کنند، باز هم به نتیجه نرسیدند. گفتند برویم به مسیر قبلى و مسیر قبلى هم همین طور.افرادى که این مسائل را مى گویند، اکثراً در دولت هاى قبل داراى مسئولیت هاى اقتصادى بودند. البته کسانى هم دانشجو بودند یا تازه وارد کار شده بودند . کسانى که در دولت هاى قبل مدیر بوده اند، بیایند بگویند که در آن دولت ها مبانى چه بوده است.پرسش دیگر من این است که شما وقتى چشم انداز و قانون برنامه دارید، دیگر مبانى تئوریک چه مفهومى دارد؟ آیا هر دولتى که آمد باید کشور را به یک سمتى بکشد؟ پس قانون برنامه به چه منظورى است؟ قانون بودجه براساس برنامه و برنامه براساس چشم انداز است. مفهوم برنامه ریزى براى کشور این است که هر کسى سنگ خودش را بر سینه نزند. اما جداى از این، باید بگویم بله برخى از مبانى مورد قبول این دوستان را ما قبول نداریم. مثلاً این ها مى گویند ما باید اول ۳ برنامه توسعه اقتصادى بدهیم، بعد به سراغ اجراى عدالت برویم. ما مى گوییم چنین چیزى محال و این اندیشه غلط است. عدالت روح حاکم بر فعالیت هاى اقتصادى است و باید همه کشور را ببینیم، همه استعدادها را ببینیم. مثلاً در برنامه آمده که باید ۱۷ میلیون تن فولاد تولید کنیم. با نگاه آقایان همه آن در ۲ استان مى رود، با نگاه ما در ۱۵ استان. درحالى که همان کار است. یا آقایان مى گویند که ما فقط رشد اقتصادى را مى خواهیم . ما مى گوییم رشد اقتصادى را مى خواهیم اما توزیع آن در بدنه جامعه نیز مهم است. با نگاه آقایان اشکال ندارد که ۸۰ درصد منابع بانکى را ۱۰ درصد جامعه مصرف کنند، ولى ما مى گوییم ۸۰ درصد را ۳۰ درصد جامعه استفاده کنند تا در سطح جامعه پخش شود. ما نمى توانیم قله هاى ثروت را درست کنیم، بعد بگوییم حالا برش مى زنیم و قسمت مى کنیم. این بدترین حالت در اقتصاد جامعه است. شما از همین الآن باید اقتصاد را در ریل هاى صحیح بیندازید تا سر جایش قرار گیرد. ما نمى خواهیم که به اصطلاح به بخش هایى از جامعه ترحم کنیم. همه جاى کشور استعداد و توانمندى وجود دارد. نمى توانیم به یک عده فرصت رشد بدهیم، بعد بگوییم از اینها یک مقدار کمک مى گیریم و صدقه مى دهیم به دیگران! یا از این ها مالیات مى گیریم و به دیگران تقسیم مى کنیم. این کار بدى است. البته منظورم ناتوانان اجتماع نیست. به هرحال یک عده اى هستند که نمى توانند خود را اداره کنند و این ها باید تحت پوشش دولت باشند. کار ما از کار آقایان سخت تر است، ولى آینده چه مى شود؟ ما مى گوییم عدالت باید بسازیم، آنها مى گویند در اقتصاد جهانى هضم شویم. ما مى گوییم نه، باید به قدرت اقتصادى برسیم و بتوانیم در اقتصاد جهانى تأثیرگذار باشیم. مى گوییم درباره اقتصاد، اینجا باید تصمیم بگیریم، نه این که در جاهاى دیگر براى ما تصمیم بگیرند و به ما منتقل کنند. روشن ترین سیاست هاى اقتصادى را این دولت ، هم اعلام کرده و هم اعمال کرده. ما گفته ایم اقتصاد را مردم باید اداره کنند ، به جز در موارد خاص. براى نخستین بار تمامى شرکت هاى دولتى را از سرمایه گذارى جدید ممنوع کرده ایم. هیچ دولتى این کار را نکرده است. گفتیم هرکس مى خواهد سرمایه گذارى کند، باید از شوراى اقتصاد اجازه بگیرد. در شوراى اقتصاد هم سخت گرفتیم. گفتیم اگر مى خواهید سرمایه گذارى کنید باید با کمک مردم باشد و سهم شما حداکثر ۴۰ درصد باشد، اگر توسعه مى خواهید بدهید، اگر مردم آمدند، توحق ندارى و اگر نیامدند کمک حال مردم باش . قبلاً خیلى از این حرف ها زده شد، اما در عمل خبرى نبود. ببینید در عمل و در دولت هاى قبل ۱۰ تا ۳۰ برابر در بخش هاى مختلف نسبت به آن چیزى که واگذار شده، سرمایه گذارى شده است، به همین خاطر ما در طول یک سال ۲۶۰۰ میلیارد تومان واگذار کرده ایم و الآن تمام کارخانجات بزرگ به ترتیب در حال واگذارى است. سیاست هاى اصل ۴۴ را دنبال کرده ایم و معتقدیم که مردم باید کشور را اداره کنند. براى این که مردم اداره کنند، دولت نباید انحصارات براى خود درست کند. به همین خاطر قانون تنظیم کردیم که انحصارات را بشکنیم، این ها سیاست هاى کاملاً روشنى است. سیاست ما افزایش صادرات غیرنفتى در مقابل واردات بود و این کار اتفاق افتاد. ما سرمایه گذارى در نفت را به عنوان اولویت انتخاب کردیم. هرکس که مخالف است بیاید دلیل بیاورد. در یک سال ۲۷ میلیارد دلار قرارداد بستیم. البته یک بخشى از آن شروع شده و بخشى از آن قرار است شروع شود که بزرگترین حجم قراردادهایى است که در طول تاریخ نفت اتفاق افتاده است. در تولید داخل بحث حمایت را داشتیم. آمدیم قوانینى را اصلاح کردیم که حتى قطعات تأسیسات نفت باید در داخل تولید شود و در این جهت داریم حرکت مى کنیم با این که همه خواست ها را نتوانستیم برآورده کنیم ولى گام به گام داریم اصلاح مى کنیم. گفتیم کشاورزى پایه است و باید اصلاح شود و براى نخستین بار آمدیم محصولاتى را که باید دولت حمایت کند، در ۴ یا ۵ قلم کالا پولش را نقد پرداخت کردیم.اما سیاست هاى ما از دولت هاى دیگر در قالب همین برنامه چهارم جدا است.ما این برنامه را طورى اجرا مى کنیم که در آن عدالت باشد. صادرات غیرنفتى افزایش داشته باشد. تولید رشد جهشى داشته باشد و سرمایه گذارى راحت شود. دنبال تأسیس سازمان سرمایه گذارى داخلى و درحال تهیه قانون آن هستیم تا کسى که مى خواهد سرمایه گذارى کند از این اداره به آن اداره نرود و بیاید یک جا و از همان جا بیرون رود. یک تعارضى در این گفته شما هست. این که گفتید برنامه چهارم براى دولت هاى قبلى است و اشاره داشته اند که ۳ برنامه اجرا شود و برنامه چهارم دنبال عدالت باشد ولى الآن دولت شما مجرى برنامه اول آن ۳ برنامه اى است که دولت هاى قبلى نوشته اند. بنابراین با شعار دولت که عدالت است در تعارض نیست؟> من گفتم که برنامه ها را به این شکل اجرا مى کنیم. در این برنامه اصلاً بحث عدالت نیست. ما آمدیم عدالت را ضمیمه کردیم. گفتیم بسیار خوب مى خواهید فولاد بسازید قبول، ما نمى گوییم فولاد نمى سازیم اما به این صورتى که گفتم، درجهت عدالت مى سازیم . گفتید که مسکن باید بسازید، گفتیم که مسکن مى سازیم ولى این میزان براى تأمین مسکن روستایى هزینه مى کنیم وگرنه همه این منابع مى آمد در شهرهاى بزرگ. بله ما باید مصرف سوخت را کم کنیم. ما آمدیم برنامه دادیم که در آن عدالت نیز برقرار شود. اینها شدنى است و من قبلاً هم گفتم که بخش هاى برنامه با هم تناقض دارد و اصلاً همین برنامه اگر بخواهد اجرا شود ، دو برابر بودجه نیاز دارد، یعنى به اندازه دو برابر کار تعریف شده ولى بودجه اى که در قانون برنامه است یک برابر است. اینها اشکالات برنامه است که من نمى خواهم وارد آن بشوم. پاسخ من این است که وقتى در کشور برنامه مى نویسند ، یعنى دیگر هر کسى هر کارى دلش خواست نتواند انجام دهد. اما از نظر ما برنامه از جهت عدالت مغفول است. چون نویسندگان اعتقاد نداشتند و داریم با تحمل سختى و فشار همان برنامه را با رعایت عدالت اجرا مى کنیم. آیا نمى خواهید در برخى از جاها برنامه را عوض کنید؟> با مجلس صحبت کردیم که بعضى از جاهاى آن حتماً اصلاح شود. مثلاً همان کسانى که برنامه را نوشتند، یک مأموریتى از دولت مى خواهند که در برنامه این مسئولیت را از دولت برداشته اند. مثل این که گفتند باید آزاد گذاشت تا قیمت هر جنسى را بازار تعیین کند اما تا عدس ۱۰۰ تومان گران مى شود، همان کسانى که برنامه را نوشته اند، شروع مى کنند انتقاد کردن از دولت . حتى قانونى نوشته اند که تعزیرات و کنترل از دست دولت بیرون بیاید ولى همان ها فریاد مى زنند که چرا عدس گران شد؟! نمى خواهیم بگوییم که دولت مسئولیت ندارد اما به لحاظ قانونى که نوشته اند، دولت مسئولیتى ندارد. خودشان یک قانونى نوشته و مسئولیت را برداشته و اختیار آن را برداشته اند اما طلبکارى مى کنند. این ها یکسرى بحث هاى غیراقتصادى و غیرفنى است که مخلوط مباحث مى شود وگرنه من نامه را خواندم. بخش دیگر نامه ایراداتى است که ربطى به دولت ندارد. مثلاً مى گویند سهم نفت در بودجه زیاد است. مگر ما زیاد کرده ایم؟ پاسخ دهند که از چه وقتى زیاد است و افزایش پیدا کرده. مگر در این یک سال اتفاق افتاده است؟ وابستگى بودجه به نفت خیلى زیاد است. اما آیا ما زیاد کرده ایم؟ این چه حرفى است. باید مقایسه کنیم. مى گویند سهم عمرانى و جارى مناسب نیست، آیا در این یک سال اتفاق افتاده است؟ نه خیر بوده و فزاینده هم بوده و این دولت سعى کرده شیب آن را کم کند. بعضى حرف هایى مى زنند از قبیل این که چرا دولت کار عمرانى انجام مى دهد، پس چه کار باید کند؟ یا مى گویند که چرا بخش ها را واگذار نمى کنید . ما مى گوییم که در حال انجام این سیاست هستیم، اما شما چرا در این ۱۶ سال واگذار نکردید؟! این دولت ۱/۵ سال است بر سر کار آمده و چون مى خواهیم کار را پایه اى انجام دهیم، قانون، مقررات و آئین نامه تنظیم کردیم و در حال جدا کردن همه چیز از حالت رابطه اى هستیم. ما ریلى را تعبیه کرده ایم، که کارها به مرور در این ریل قرار مى گیرد و به سرعت جلو خواهد رفت. این درحالى است که برخى افراد معیارها و عملکردهاى گذشته را مدنظر گرفته و مى گویند این دولت هم نمى تواند . چرا نمى تواند؟ مى توانیم. چرا ما را با دولت هاى دیگر مقایسه مى کنید؟ چه کسى گفته که اگر آنها نتوانستند ، ما هم نمى توانیم ؟ بعد یک نتیجه دیگر مى گیرند و مى گویند پس این برنامه اى که دولت اجرا مى کند، اشتباه است. نه ما مى توانیم و مثال آن هم واگذارى هایى است که در دولت اتفاق افتاده و در گذشته این اتفاق صورت نگرفته است. اما من دیدم همین امسال برخى افراد آمار غلط مى دهند و واگذارى هایى را که ما در قالب سهام عدالت قرار دادیم جزو واگذارى ها نمى دانند. سؤال ما این است که چرا نباید سهام عدالت را جزو واگذارى ها محاسبه نکرد؟ حتماً باید به اشخاص خاص واگذار مى کردیم؟ ما امسال ۲۶۰۰ میلیارد تومان واگذار کرده ایم و این رقم واقعى است و سال گذشته هم واگذارى داشته ایم. البته برخى ایرادهایى به دولت مى گیرند که ربطى به این دولت ندارد. مانند این که مى گویند چرا حجم دولت بزرگ است، مگر دولت جدید این کار را انجام داده است ؟ این دولت بزرگ بوده و به ما رسیده و آیا شما انتظار دارید من تمامى کارمندان را یک دفعه اخراج کنم. این که انتظار غلطى است. قرار است با این شیوه واگذارى در دولت نهم چه مشکلى از اقتصاد کشور حل شود؟> مشکلات زیادى حل مى شود. یکى این که وقتى کار دست دولت باشد ، کسى توان رقابت با دولت را ندارد ، بنابراین کسى وارد این عرصه نمى شود. وقتى کار دست دولت باشد، بازدهى پائین مى آید، هزینه زیاد و برداشت کم است و در کنار آن فرصت هدایت، نظارت و برنامه ریزى از دولت سلب مى شود، به دلیل این که توان دولت محدود است و مدام باید به این مسائل رسیدگى کند. وقتى واگذارى شروع شود ، همه این ها اصلاح مى شود و راه براى سرمایه گذارى مردم باز مى شود. اصلاح دیگر این که بالاخره سرمایه هاى دولت ، پول مردم است و به جیب خود مردم برمى گردد. این سرمایه ها که با پول نفت به وجود آمده است ، به مردم برمى گردد و آثار فرهنگى و اجتماعى دارد. با شیوه واگذارى از طریق سهام عدالت واقعاً مى توانیم به این اهداف دست پیدا کنیم؟> البته شما مى دانید که واگذارى ها محدود به سهام عدالت نیست و ما ۸۰ درصد از بنگاه هاى اقتصادى را مى توانیم واگذار کنیم. ۴۰ درصد از طریق سهام عدالت و ۴۰ درصد هم از طریق بورس. خارج از بورس اگر بفروشیم ، رانت خوارى مى شود.اگر دولت سهام عدالت نمى داد، این افراد باید بالاخره مى رفتند و از بورس سهام مى خریدند . حالا دولت آمده این سهام را به آنها مى دهد و مى بینید این قشر که مشمول سهام مى شود ، قشر ضعیف است که خودش نمى تواند مستقیم از بورس خرید کند و دولت با ارائه تسهیلات و توانمند کردن، آنها را وارد عرصه بورس مى کند. سهام عدالت نیز بعد از پایان واگذارى وارد بورس مى شود و الا اگر شما همه واگذارى ها را از طریق بورس انجام دهید ، آنهایى که توانمند هستند، باز شروع به خریدن مى کنند . ثروت عمومى توزیع نمى شود و ثروت دست یکسرى از افراد خاص مى افتد. این پول همه ملت بوده که یک مقدارى از آن به قشرهاى گوناگون برمى گردد. این شیوه یکى از بهترین و سالم ترین کارهایى است که اتفاق افتاده ، چرا که تک تک افراد با سطح درآمدى پائین با کد ملى شان شناسایى و ثبت مى شدند. بعد ما اکثر مردم را به فعالیت مثبت اقتصادى وارد مى کنیم. مردم سهام دارند و کار اقتصادى را یاد مى گیرند. البته رسانه ها هم باید به مردم آموزش بدهند که سهم، مجمع، بورس، اقتصاد، سود و سرمایه گذارى چیست. شما در صحبت هاى خود به سازمان سرمایه گذارى داخلى اشاره کردید، تأسیس این سازمان در چه مرحله اى است؟> الآن در حال تدوین و آماده شدن است که با تأسیس آن تمامى اختیارات مربوط به اعطاى مجوز از دستگاه ها حذف مى شود. مثلاً یک تعاونى که قصد دارد مجوز بگیرد ، باید به ۱۳ اداره رجوع کند. همه این ها متمرکز خواهد شد یعنى تنها یک جا اجازه سرمایه گذارى مى دهد. مانند سرمایه گذارى خارجى که تنها به یک جا مراجعه مى کند. البته هنوز نتوانسته ایم یک جا جمع کنیم. سال بعد این طرح به تصویب مى رسد؟> ان شاءالله. واقعاً ما دنبال اصلاحات ساختارى و تحول هستیم و این مسأله درحال تحقق یافتن است. سیاست هایمان روشن است. اتفاقاً چشم انداز ۲۰ ساله را هم دنبال مى کنیم. وقتى ما در قالب برنامه و بودجه مصوب کار مى کنیم یعنى به سمت قله چشم انداز مى رویم. رهبر معظم انقلاب در دیدار با سران کشور از روند کند اجراى اصل ۴۴ انتقاد کرده بودند. براى اجراى اصل ۴۴ در قوه مجریه چه نواقصى وجود داشت؟> اگر همه صحبت هاى ایشان را گوش کرده باشید ، متوجه مى شوید که منظور ایشان دولت فعلى نبوده است . این اصل تازه امسال ابلاغ شده است. اما آنهایى که انتقاد ها را متوجه دولت نهم مى کنند یا خودشان متوجه نمى شوند یا مى خواهند بهره بردارى تبلیغاتى کنند. این اصل را یک شبه نمى شود انجام داد. بلکه در بیش از ۱۰ سال صورت مى گیرد. برخى ها انتقاد مى کنند که دولت عقب ماندگى دارد ولى پیشنهادى براى اصلاح امور ندارند.من چند سؤال مطرح مى کنم و آنهایى که مدعى اصل ۴۴ هستند پاسخ روشن بدهند. اولاً سالى چه مقدار باید واگذار کنیم که بورس ما کشش داشته باشد و به سرمایه گذارى داخل لطمه وارد نشود؟ ثانیاً جواب بدهند اگر سهام شرکت ها وارد بورس شود آیا خریدار خواهد داشت؟ چه کسى مى خرد؟ چقدر توان خرید است و چگونه مى توان مردم را توانمند کرد؟ این ها همه مطالعه و طراحى مى خواهد. این گونه نیست که یک شبه بگوییم اقتصاد دیروز دولتى بود و الآن آزاد شد. بعضى ها فکر مى کنند که عمل به اصل ۴۴ کار ساده اى است. اگر اینقدر ساده بود چرا گذشتگان انجام ندادند؟ ۱۵-۱۶ سال دولت و همه چیز اقتصاد در اختیار افراد خاص بود ، چرا انجام ندادند؟ حداقل یک گوشه آن را انجام مى دادند؟ اختیار نداشتند؟ چرا داشتند. چرا همان بند الف را اجرا نکردند؟ از قبل که مجوز واگذارى داشتند. در گذشته بیش از ۳ هزار میلیارد تومان واگذار شده. سؤال این است که چرا بقیه را واگذار نکردند؟ بورس زمانى که به دولت ما رسید ۱/۵ سال بود که در سراشیبى سقوط قرار داشت. اگر مدعى هستند که مى شود فروخت، انجام مى دادند، منتهى باید تلاش کنیم با حداکثر سرعت ممکن و کمترین آسیب پذیرى در اقتصاد به جلو برویم . البته مى شود همه شرکت ها را عرضه کنیم و یک عده هم بیایند با قیمت پائین ثروت ملى را ببرند، ولى ما هیچ وقت این کار را انجام نمى دهیم، ما با حداکثر سرعت و با ملاحظه نکات فنى دقیق، جلو مى رویم. سیاست اقتصادى دولت کاملاً روشن و اعلام شده است . اگر کسى به این سیاست ها حرف دارد ، بگوید.باید به آنها گفت ، اگر این موضوع را با قانون برنامه و یا قانون بودجه مى سنجید که بیشتر است . اگر با عملکرد دولت هاى قبلى مى سنجید، باز هم بیشتر است، شما براساس چه مقیاسى مى گویید کم است.بالاخره یک مبنایى را باید بدهند، همین طورى مى گویند آقا سرعت کم است جلو نمى روند و مسئولان چشم انداز را قبول ندارند . مى گوییم چشم انداز یعنى چه؟ در چشم انداز عدد و رقم نیست ، جهت گیرى ها است. جهت گیرى ها در کجا عدد و رقم پیدا مى کند، یک مرحله در قانون برنامه و مرحله بعد در قانون بودجه است . دولت بودجه را در قالب برنامه مى نویسد و برنامه نیز در قالب چشم انداز است و شما انتظار دارید همین امروز ما به قله برسیم، یکدفعه که نمى شود پاى خود را بالاى قله بگذاریم. این ها نمى دانند چشم انداز چیست، برنامه و قانون یکساله چیست و ربط آنها به یکدیگر چیست و فقط مى خواهند بگویند که این دولت کار نمى کند و یا بلد نیست، بسیار خوب شما پیشنهاد بدهید. به نظر مى رسد مهمترین کوتاهى که در دولت هاى قبلى براى خصوصى سازى صورت گرفته، نبود قانون جامع براى آن است. دولت نهم چه کارهایى در این زمینه انجام داده است؟> همین امروز که با شما صحبت مى کنم از صبح تا ظهر راجع به این قانون کار مى کردیم. دولت کارگروهى تعیین کرد که قانون جامع و کامل براى خصوصى سازى بدهد و خودم هم در جلسه حضور داشتم و معتقدیم قانون را باید تدوین کنیم که ان شاءالله بزودى به مجلس مى رود. تا چه زمانى لایحه به اتمام مى رسد؟> تلاش ما این بود که تا پایان سال برسانیم ولى تا اوایل فروردین تمام مى شود. چه معیارهاى کلى را در این قانون رعایت کرده اید؟> اولاً این که واقعاً واگذارى ها باید انجام شود. البته این قانون باید از انحصار جلوگیرى و فرصت براى سرمایه گذارى مردم فراهم کند، موانعى که الآن هست را بردارد و در نهایت دولت را واقعاً از عرصه اقتصاد بیرون بیاوریم.تقریباً سعى کرده ایم همه سؤالاتى را که مطرح است ، پاسخ دهیم و همه موانع را به گونه اى برطرف کنیم که مردم بتوانند سرمایه گذارى کنند. نگاه شما به عنوان یک رئیس جمهور در رابطه با سرمایه گذارى خارجى چیست؟> این دولت بیشترین مجوز سرمایه گذارى خارجى در یکسال را صادر کرده که حدود ۱۳ میلیارد دلار است . این کار اصلاً در دولت هاى قبلى نبوده ما علاقه مندیم کشور ساخته شود، قانون سرمایه گذارى خارجى را داریم اجرا مى کنیم.مهم این است که فضاى امنى ایجاد شود تا براى سرمایه گذارى بیایند. دولت این کار را انجام داده است. الآن تقاضا براى سرمایه گذارى در کشور ۲ برابر شده است. براى این که اگر فضا سالم و تصمیمات ماندگار شود ، آن موقع سرمایه گذارى مى شود، ضمن اینکه سرمایه گذاران باور دارند که دولت از آنها حمایت مى کند . در حال حاضر سرمایه گذارانى داریم که مى گویند ما وقتى دیدیم که دولت مصمم است و حمایت مى کند، آمده ایم. یک انتقادى که از ابتداى سال به دولت نهم در مباحث اقتصادى مطرح شد ، بحث افزایش نقدینگى بود. شما از رشد نقدینگى ۴۰ درصد نمى ترسید؟> بعضى ها تابع اقتصاد را با یک متغیر مقایسه مى کنند و این اشتباه است . اگر نقدینگى بالا و در کارهاى واسطه اى برود ، این خوب نیست . این بدان معنى نیست که ما واسطه گرى و خدمات را نمى خواهیم ولى رشد نامناسب آن به اقتصاد آسیب مى زند و تورم ایجاد مى کند. در خصوص رشد نقدینگى باید بگویم همین الآن اگر بخواهیم به رشد اقتصادى قانون برنامه برسیم بیش از وضعیت فعلى نقدینگى مى خواهیم .همین الآن هم بانک ها نقدینگى کافى ندارند.این را نیز بگویم این گونه نیست که نقدینگى نسبت مستقیم یک به یک با تورم داشته باشد، اما مشکلى که وجود دارد توزیع و هدایت نقدینگى است. اگر نقدینگى در جایى استفاده شود که بلافاصله تبدیل به تولید شود، این مثبت وضد تورم است. مشکل جایى است که نقدینگى دست عده اى خاص باشد. کسى ۱۰۰ میلیون نقدینگى نیاز دارد و ۳۰۰ میلیون در اختیار آن است و ۲۰۰ میلیون را در بازار مى چرخاند و جاى نامناسبى مى برد، این یعنى تورم . نقدینگى مثل جریان خون است که به همه اجزا به اندازه نیاز باید برسد و خون سالم هم برسد . مقدارى سیستم بانکى اشکال دارد که این خون در همه اجزاى بدن تنظیم نمى شود، البته رشد نقدینگى در سال هاى اخیر همواره بالا بوده است. نکته بعدى که باید به آن توجه شود این است که دولت فعالیت هاى عمرانى را به خاطر تأخیر زیاد کارها تسریع کرده است و با کارهاى عمرانى این تأخیرها و خسارت ها در حال از بین رفتن است . البته دولت در کنار افزایش بودجه هاى عمرانى تلاش کرده بودجه جارى را کنترل کند و براى نخستین بار به صورت داوطلبانه بودجه جارى را نسبت به سال قبل کاهش داده است. بعضى از این هم عصبانى شدند چون انتظار داشتند که بودجه جارى بالا برود و شروع به بهانه گیرى و حمله به دولت کنند و انتقادهاى خود را از قبل آماده کرده بودند که آن را نثار دولت کنند ! الآن ما ۹/۵ میلیارد دلار مصرف ارزى را کاهش دادیم و این یک تصمیم انقلابى است و همه باید کمک کنند تا عملیاتى شود.سال آینده نخستین سالى است که یک دولت نسبت به سال قبل مصرف ارز را در بودجه به شدت کاهش داده است. آیا این بد است یا خوب ؟ آیا این کاهش وابستگى به نفت است یا خیر؟ چند نفر از آنها که مدعى اقتصاد هستند، در حمایت از این تصمیم دولت مقاله نوشتند، این که ما بودجه جارى و مصرف ارز را کم و عمرانى را زیاد کرده ایم، این خلاصه بودجه است، آیا این رویکرد بد است؟در گذشته خیلى از مسائل و مشکلات و متولیان آنها معلوم نبود. چه کسى متولى خارج شدن خودروهاى فرسوده بود ؟ ما نخستین بار آمدیم عدد و رقم گذاشتیم و سازماندهى کردیم و تا هفته گذشته ۱۷۰ هزار خودرو را از رده خارج کرده ایم ، در حالى که در ۱۰ سال، ۴۰ هزار خودرو از رده خارج شده بود.این طور نمى شود که سالى یک میلیون خودرو تولید شود و ۲۰ هزار خودرو از رده خارج شود و این معنا ندارد، مثال دیگر در گازسوز کردن خودروها است.در سال هاى گذشته، ۱۲۰ هزار خودرو گازسوز شده و همین الآن ما از مرز ۲۳۰ هزار خودرو گذشته ایم. در شهرهاى بزرگ طرح قطار شهرى دارد آماده مى شود و ما خود را به تأمین اتوبوس موظف کردیم. در حال حاضر ۳ هزارو ۵۰۰ تا ۴ هزار دستگاه اتوبوس داده ایم و ان شاءالله به ۶ هزار دستگاه مى رسد. با این کارها است که ما تکلیف را مشخص کرده ایم تا در ۵ سال آینده اعلام کنیم که بنزین آزاد توزیع شود، گفتیم که گندم را مى خواهیم مستقیم بخریم و پول آن را نقدى پرداخت کنیم. برنامه ریزى کردیم و کار انجام شد. الآن تکلیف مسکن روستایى را مشخص کرده ایم که سالى ۲۰۰ هزار مسکن روستایى باید بازسازى شود و تکلیف مسکن شهرى را هم در قانون مشخص کرده ایم و معلوم است که هر سال به چه میزان باید مقدمات خانه سازى را در شهرها فراهم کنیم و این ها واقعاً شدنى است و به این سمت ها داریم مى رویم. اینها نشان دهنده برنامه جامع دولت است. منتقدان باید نقص بودجه را دقیق بگویند. ما نگفتیم که همه کارهاى ما ۱۰۰ درصد درست است اما انتقادکنندگان نقص را نمى گویند و فقط مى گویند که خیلى بد است یا وابستگى به نفت زیاد است، اما مأموریت ها و تکالیفى مى دهند ضد بودجه . مثلاً مى گویند دولت نباید در نیروگاه ها سرمایه گذارى کند ولى ما باید سالى ۳ تا ۵ هزار مگاوات اضافه تولید کنیم که اگر این تولید برق نباشد ، خاموشى حتمى است و توسعه صنعتى ما با مشکل مواجه مى شود. در چند روز گذشته شما سخنى گفتید که تعجب خیلى ها را در پى داشت. شما اعلام کردید که مى توانیم به اهداف سند چشم انداز ۱۰ ساله برسیم. سؤال من در بحث اقتصادى است که قرار است در پایان سال ۱۴۰۴ ایران به قدرت اول اقتصادى منطقه تبدیل شود. با توجه به صحبت هاى شما ما چگونه مى توانیم در این ۱۰ سال به هدف چشم انداز دست پیدا کنیم؟> شما بگویید چطور ممکن نیست و اشکال آن کجا است. ما داراى اقتصادى در حدود ۱۷۶ میلیارد دلار هستیم ، در حالى که اقتصاد دو کشور منطقه تقریباً ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار از ما بیشتر است. آنها هم رشد اقتصادى خودشان را دارند و ما هم به طور متوسط در ۲ سال گذشته رشد اقتصادى ۶ درصد داشتیم و براى این که به حرف شما برسیم به طور متوسط باید رشد اقتصادى ۱۰ تا ۱۲ درصد داشته باشیم ؟> چرا نمى توانیم مگر دیگران نرسیدند، ما جهت گیرى ها را باید عوض کنیم.بله ؛ شما یک منحنى دارید که با یک شیب خاص آمده ، اگر با همان شیب بروید ۲۰ سال دیگر است و اگر شیب را تغییر بدهید زودتر مى توانید به این ارتفاع برسید. مثال دیگر سرمایه گذارى خارجى است که اگر بتوانیم در یک سال ۱۳ میلیارد دلار مجوز بدهیم ۲۰ میلیارد دلار هم مى شود. باید کشور را مجهز، موانع را برطرف و تأسیسات زیربنایى را آماده کنیم، اگر یک پروژه ۶ ساله را ۴ ساله تمام کنیم، بیشتر مى توانیم پروژه بسازیم . با بازکردن گره ها حتماً مى توانیم. استعداد ملت ما خیلى بیش از دیگران است. اما نکته دیگرى است و آن این که اطراف ما کشورهایى هستند که ۳ برابرما نفت مى فروشند. معناى آن این نیست که آنها قدرت اقتصادى اول منطقه هستند. اشتباه نباید کرد. یا این که کشورى هست که حجم چرخش پول آنها بیشتر از ما است ولى نگاه مى کنیم، مى بینیم که ۳۰۰ میلیارد دلار بدهى دارند که تا ده ها سال دیگر هم نمى توانند بپردازند . ما وقتى که مى گوییم قدرت اول اقتصادى یعنى به لحاظ توان تولید ثروت و تأثیرگذارى در محیط باید اول بود و به فضل الهى مى شود و مردم ما این ظرفیت را دارند. البته یک موقعى است که ما در مقام طرح توانمندى هاى مردم مطلبى را بیان مى کنیم . من گفتم واقعاً مى شود و مى توان به اهداف چشم انداز زودتر از ۲۰سال دست یافت ، براى این که توان مردم خیلى زیاد است. درباره آمار سفرهاى خارجى شما خبرهاى زیادى منتشر شده اما درباره هزینه هاى سفر کمتر صحبت مى شود، دوستان ریاست جمهورى مقایسه اى از هزینه سفرهاى شما با دوره هاى قبلى انجام داده اند ؟ > آمار اینها موجود است، یک هفتم و یک هشتم هزینه سفرهاى دوره قبل خرج مى شود. همراهان کمترى با خود مى بریم و هزینه هاى جنبى را کمتر کرده ایم. بسیارى از مسئولان که همراه ما مى آیند، مى گویند حق مأموریت مان را نیز نمى گیریم. وقتى به آمریکاى لاتین رفتید، کارى را براى چاپ در روزنامه سفارش دادیم. نویسنده در آن مطلب به شما لقب، «کریستف کلمب ایرانى» داده بود.> آمریکاى جنوبى یک قاره بسیار پراستعداد و مظلوم است و سیطره توأم با سلطه نگذاشته که زیبایى ها، استعدادها و عظمت هاى این قاره بروز کند و مردم خیلى عاطفى، دوست داشتنى، صمیمى و فهمیده و استعدادهاى خیلى خوب و اندیشمندان و دانشمندان بسیار خوبى دارد ولى طورى این محیط را بستند که ارزش هاى آن در دنیا شناخته نشد . خوشبختانه موج بیدارى در آنجا در حال حرکت است و حکومت هاى انقلابى دارند سر کار مى آیند و فضا براى مردم باز شده است. اگر ۱۵ یا ۲۰ سال فضا باز شود، مردم آنجا خود را نشان مى دهند و ارزش هاى خود را به نمایش مى گذارند . با توجه به محدودیت زمانى شما ، سعى مى کنیم که سؤال ها را زودتر تمام کنیم . برخى شخصیت ها اخیراً در یک برنامه تلویزیونى، خاطراتى از انقلاب به زبان آوردند که بعضاً در تناقض یا تعارض با یکدیگر بود و گاهى نیز با آن چه که تاکنون گفته و دانسته شده است، متعارض بود. به عنوان یک صاحبنظر در این باره چه مى گویید؟> هر کس فقط از همان زاویه اى که تاریخ را دیده است، درباره آن قضاوت مى کند، در حالى که هزار چیز دیگر را در این تاریخ نمى بیند و نمى گوید. حتى آنهایى که مدعى اند براى امام(ره) هم تعیین تکلیف مى کردند، فقط یک چیز را مى دانند و مى گویند. تاریخ انقلاب از این زوایاى محدود قابل نگارش نیست. چیزهاى بسیارى هست که به چشم دیگران نیامده و کسى نمى تواند انقلاب را به نفع خود مصادره کند. بعد از شنیدن خبر فرار شهرام جزایرى شما پیش خود چه فکرى کردید؟> انتظار داشتید چه فکرى کنم، متأسف شدم. مى گویند فرارش دروغ است و فرارى اش داده اند. برکنارى چند مقام قضایى هم موجب شد تا مردم در این باره گمان قوى ترى پیدا کنند.> آقاى شاهرودى که فرموده اند تقصیر نبوده، قصور و کوتاهى بوده است. من نمى خواهم قضاوت کنم، باید مناسبات را طورى درست کنیم که چنین افرادى فرصت رشد و ظهور پیدا نکنند . پول هاى کلانى به دست سیاسیون مى رسید و از او (شهرام جزایرى) حمایت مى کردند. حالا ۲۰ سال هم مى رفت زندان، چه اتفاقى مى افتاد؟! باید مناسبات را قطع کنیم و فضاى جامعه طورى باشد که این طور زندگى کردن مذموم باشد نه زرنگى. کسانى مى آیند ۱۰۰ میلیارد تومان مى برند و ۵ میلیارد آن را به این و آن مى دهند و تازه کسانى از این آدم حمایت مى کنند و مى گویند ما در راه خیر خرج کرده ایم. سؤال این است که به چه دلیل این پول را گرفته اى و آیا اصلاً سؤال کردید که این پول را از کجا آورده است! توجیه کردند و از او دفاع کردند و نگذاشتند آن طور که باید قضیه به صورت روشن مشخص شود. اگر اشکالى در سیستم ادارى، قانون، روابط، باند و شبکه اى هست باید معلوم شود. اما شلوغ کردند و قضیه را به یک صورتى تمام کردند. من یادم است که همه دفاع مى کردند و این پول گرفتن ها را توجیه مى کردند یکى براى روزنامه، یکى براى حزب. آقاى رئیس جمهور ؛ سال گذشته رهبر معظم انقلاب به اعضاى دولت توصیه فرمودند که به طور مرتب صحیفه سجادیه را مطالعه کنند. آیا دولت در درون خود برنامه اى براى این گونه خودسازى ها دارد؟> یکى از برنامه هاى مستمر اعضاى دولت توجه به معنویات و خودسازى است ، هم در عبادات و تلاوت و هم مراجعه به متون اصلى اسلامى. جلسه اخلاق مرتب داریم. معتقدیم که اگر فرد خود را در مسیر قرار دهد، خداوند به وقت و توان او برکت مى دهد. آیا براى تعطیلات عید، حداقل براى ۳ یا ۴ روز اول برنامه ریزى خاصى انجام داده اید؟> ان شاءالله من در تهران هستم. قبلاً چه برنامه خاصى داشتید؟> در زمانى که من مسئولیت هاى سنگین داشتم، همین طور بود ولى در زمانى که مسئولیت ها سنگین نبود، چند سالى در روزهاى اول به مشهد مقدس مى رفتیم. وزیران شما نیز مانند خود شما خواهند بود، در گذراندن تعطیلات؟پارسال که همین طور بود. یعنى سال گذشته همه سر کار بودند؟ خیر. تهران بودند ، یعنى آماده بودند . در روزهاى اول عید عملاً کارى به آن معنا نیست و البته کار از ما منفک نیست و ما از کار جدا نیستیم و یکسرى مسئولیت ها است که مستمر است و تعطیل بردار نیست. مانند مسأله امنیت، سیاست خارجى که باید شب و نصف شب و جمعه بنویسید، صحبت کنید، تماس بگیرید و تصمیم گیرى کنید و ان شاءالله که هیچ حادثه تلخى در این مدت براى مردم ایران اتفاق نیفتد. آقاى دکتر! از این یک سال و شش ماه کار که خسته نشده اید؟کى خسته است؟ دشمن! خستگى معنا ندارد و کار داریم انجام مى دهیم و عده زیادى از مردم هستند که بیشتر از ما کار مى کنند. چه کسانى که در خدمت دولت هستند و یا عده اى از مردم که براى تأمین مخارج زندگى خود مجبورند واقعاً ۲ یا ۳ نوبت در روز کار کنند.