بصیرت: کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه در آناپولیس در حالی یک ساله می شود که نه تنها مهمترین هدفش را مبنی بر امضای پیمان نهایی صلح میان رژیم صهیونیستی و فلسطینی ها تا کمتر از شش ماه از پایان این کنفرانس (تا قبل از پایان سال 2008) محقق نساخته است، بلکه اراضی اشغال شده فلسطین طی این یک سال به ویژه در ماه آخر آن شاهد افزایش اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی در نقض حقوق ملت مظلوم فلسطین بود. تداوم تحریم علیه نوار غزه نیز زنگ خطر را مبنی بر وقوع یک فاجعه انسانی بزرگ در این منطقه به صدا درآورده است و علاوه بر آن تلاش رژیم صهیونیستی در تغییر ساختار جغرافیایی سرزمین های تحت اشغال از طریق شهرک سازی ها، یهودی سازی بیت المقدس و حملات شهرک نشینان تندروی یهودی علیه فلسطینیان همه و همه را باید مولود کنفرانس صلح آناپولیس دانست که بوش به عنوان سکان دار اصلی این کنفرانس به رغم وعده وعیدهایش، هدایت آن را به باراک اوباما سپرده است.
به گزارش ایسنا، کنفرانس آناپولیس، 27 نوامبر سال 2007 در آکادمی نیروی دریایی آمریکا در شهر آناپولیس واقع در ایالت مریلند و با حضور بیش از 50 کشور و سازمان جهانی و حدود 16 کشور عربی و نیز رهبران تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی به میزبانی آمریکا برگزار شد که به زعم برگزارکنندگان آن، نخستین مذاکرات همه جانبه در زمینه دست یافتن به صلحی جامع در خاورمیانه از سال 2000 تاکنون محسوب می شود.
محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، با امید به دستیابی به توافقنامه نهایی صلح با رژیم صهیونیستی تا پیش از پایان سال 2008 و با بیان اینکه یک دستور کار روشن لازمه موفقیت کنفرانس خواهد بود، از ماه ژوئن 2007 تاکنون به طور هفتگی با ایهود اولمرت، نخست وزیر این رژیم مذاکره می کند برخلاف ادعای دو طرف مبنی بر دستیابی به برخی توافق ها، اختلافات در خصوص مسایل و راهکارهای نهایی صلح به ویژه موضوع بیت المقدس، حق بازگشت آوارگان فلسطینی، مرزهای کشور مستقل فلسطین، شهرک های یهودی نشین و منابع آب همچنان به قوت خود باقی است.
جرج بوش رئیس جمهور آمریکا که باید وی را به واقع سکان دار اصلی این کنفرانس دانست، پس از خدشه دار شدن وجهه اش در عرصه منطقه ای و بین المللی به دلیل حمله به عراق و افغانستان، تصمیم گرفت با برپایی نمایش سمبلیک آناپولیس، اذهان عمومی را به این موضوع جلب کند که آمریکا به بحران 60ساله فلسطین و اسراییل طی شش ماه پایان خواهد داد.
هرچند که مشخص بود این حربه ریاست جمهوری آمریکا از همان ابتدای برگزاری کنفرانس و آغاز مذاکرات بی نتیجه دو طرف فلسطینی و اسراییلی کارساز نیست زیرا فریبکاری را باید سنتی دیرینه در سیاست خارجی آمریکا دانست. این فریبکاری زمانی تبلور می یابد که حقی وجود داشته باشد و کسی بخواهد از استراد این حق به صاحبان اصلی اش ممانعت کند که درباره بحران فلسطین و رژیم صهیونیستی نیز این گونه است. مبارزه گروه های مقاومت فلسطین علیه تجاوز و اشغالگری های رژیم صهیونیستی یک حق مسلم است و تجاوز، کشتار و اقدامات ظالمانه این رژیم در سرزمین های فلسطینی آشکار است و طی 60سال ادامه داشته است و آمریکا همواره در جبهه طرف ظالم و ستمگر و از مدافعان سرسخت آن بوده است.
این در حالی است که آمریکا سلاح های رژیم صهیونیستی را تأمین و علاوه بر آن با قبضه کردن شورای امنیت، هرگونه قطعنامه در محکوم کردن تجاوزگری های این رژیم نژادپرست را وتو می کند.
از زمان شکل گیری رژیم منفور صهیونیستی قرار براین بود که فلسطین به طور کامل تحت اشغال درآید و ساکنان آن تسلیم یا این که به خاک و خون کشیده و یا آواره شوند و به این ترتیب طرح تشکیل «کشور اسرائیل» به عنوان حافظ منافع استراتژیک آمریکا و هم پیمانان غربی اش در مهمترین منطقه جهان (خاورمیانه) عملی شود. اما این طرح با شجاعانه ترین و طولانی ترین مبارزات تاریخ توسط ملت فلسطین و مقاومت آن ناکام ماند و مردم فلسطین ثابت کردند که مبارزه شان حقیقتاً یک مبارزه در راستای عدالتخواهی است، چیزی که اکثر سازمان های حقوقی بین المللی بی طرف نیز آن را تایید کرده اند.
در چنین شرایطی براساس سنت دیرینه، آمریکا به سیاست فریبکاری روی آورد و همان کاری که در سه کنفرانس کمپ دیوید، اسلو و پس از آن آناپولیس انجام داد و برای این نمایش تصنعی تعدادی از همپیمانان و آلت دست هایش در منطقه را در آناپولیس گردهم آورد تا به دیگران وانمود کند که از صلح سخن می گوید درحالی که همواره عملا از ظلم، تجاوزگری و اشغالگری های رژیم صهیونیستی حمایت کرده است.
محمود عباس و اولمرت در آناپولیس قول دادند که به مذاکرات دوجانبه تا زمان دستیابی به توافقنامه صلح ادامه دهند و هیئت های مذاکره کننده فلسطین نیز به مذاکرات تخصصی و کارشناسی بپردازند و آمریکا هم به عنوان ناظر، نظارت بر روند اجرای تعهدات دوطرف را در قبال طرح نقشه راه بر عهده بگیرد اما در صحنه دیگر این نمایش، رژیم صهیونیستی همچنان به بمباران غزه، ساخت دیوار حایل، ساخت شهرک های یهودی نشین و حفاری ها در اطراف مسجدا لاقصی ادامه می دهد. غزه را محاصره و گذرگاه های تجاری آن را می بندد و هرگونه مقاومت مردم فلسطین توسط نیروهای این رژیم و نیروهای امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان را سرکوب می کند و تمامی این اقدامات تحت حمایت های مالی و تسلیحاتی گسترده آمریکا صورت می گیرد.
اکنون در آستانه یک سالگی آناپولیس، شاهد هستیم که اکثر رهبران عرب از جمله عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب از پایان بی نتیجه روند آناپولیس سخن می گویند.
وی اخیرا اعلام کرد: رویای تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایان رسیده و تمامی فرصت های تشکیل این کشور به دلیل شهرک سازی های اسراییل و تغییر ساختار جغرافیایی اراضی تحت اشغال از بین رفته و این رویا را به سرابی غیرقابل دسترس تبدیل کرده است.
گزارش های فلسطینی و بین المللی از افزایش شهرک سازی صهیونیست ها در کرانه باختری حکایت دارد به طوری که گفته می شود سال 2008 بیشترین آمار دراین زمینه را طی 10 سال گذشته به خود اختصاص داده است.
یکی از دلایل اثبات بی نتیجه بودن کنفرانس آناپولیس از همان ابتدای برگزاری، عدم حضور حماس دراین کنفرانس بود. غرب و در راس آن آمریکا حتی پس از آن که ملت فلسطین با رای آزاد و دموکرات خود این جنبش را به عنوان نماینده اکثریت پارلمان برگزیدند، از تعامل با این جنبش سرباز زد و آن را «تروریست» خواند و از این گروه که آراء اکثریت مردم در انتخابات شورای قانون گذاری فلسطین درسال 2006 را به همراه دارد، برای مشارکت دراین کنفرانس دعوت نکرد.
علاوه بر آن نوار غزه به بهانه سیطره حماس براین منطقه محاصره شد و مردم آن را به دلیل انتخاب حماس مجازات می شوند. مجازاتی که کودکان، زنان، افراد سالخورده و بیماران بی گناه تاوان آن را پرداخت و کسانی که داعیه دموکراسی سرمی دهند با این کار ثابت کردند که انتخابات دموکراتیک از نظر آنها انتخاباتی است که افراد مورد قبول آنها را روی کار آورد.
با گذشت یک سال از ادعاهای بوش مبنی بر تشکیل دو کشور فلسطین و اسراییل تا پیش از سال 2008، جهانیان شاهد افزایش و شدت بحران در اراضی فلسطینی هستند، به طوری که همزمان با خروج بوش از کاخ سفید نه تنها بحران خاورمیانه حل نشده بلکه به وضعیتی بدتر از زمان پیش از برگزاری کنفرانس آناپولیس دچار شده است.
بوش امروز در کمال وقاحت به عدم تشکیل کشور مستقل فلسطین معترف شده است و مسئولیت آن را به باراک اوباما، رئیس جمهور منتخب آمریکا واگذار می کند.
اما مردم مبارز فلسطین با کوله باری از تجربه های تلخ و شیرین که به بهای خون هزاران جوان مقاومت به دست آمده است، به خوبی دریافته اند که هدف صلح آمریکایی هرگز احقاق حقوق آنها نیست. بلکه هدف اصلی آن به انزوا کشیدن مقاومت است، آنها به خوبی می دانند که اوباما نیز به رغم ادعاهایش مبنی بر تغییر و تحول به دلیل سیطره لابی صهیونیست بر سیاست های کلی آمریکا، هرگز نمی تواند حقوق آنها را محقق کند. آمریکا هرگز از سیاست جانبداری از اسراییل جدا نخواهد شد و دراین میان تنها برخی از سیاستمداران کوته نظر منطقه در جهت حفظ منافع شخصی از آمریکا پیروی کرده و صلح را از رهبران امپریالیسم گدایی می کنند.
در پایان می توان تنها مولود کنفرانس آناپولیس را مرگ تدریجی رویای بوش دانست که مبتنی بر تحقق صلح در خاورمیانه تا پیش از سال 2008 است.