صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۶۷۸۴۰

بصیرت: سرانجام پس از حدود سه سال بحث و تبایدل نظر، سازمان گروه کشورهای صادرکننده گاز پس از توافق اعضا بر سر اساسنامه ،با نام سازمان کشورهای صادرکننده گازبا اسم اختصاری GECF در روز 23دسامبر تشکیل شد. اعضای این سازمان را کشورهای ایران، روسیه، قطر، امارات متحده عربی، ونزوئلا، مصر، الجزایر، ترینیداد و توباگو، بولیوی، برونئی، لیبی، اندونزی و مالزی تشکیل می دهند.فارغ از پارامترهای اقتصادی و تجاری مترتب بر تشکیل اوپک گازی لازم است درخصوص تشکیل این مجموعه نکاتی را متذکر شویم.تشکیل سه گانه “استراتژی”،”قدرت”و “انرژی”در دل معادلات ژئواستراتژیک جهان امری بدیهی است.هرچند” استراتژی “ریشه در مدیریت کلان و “انرژی “ریشه در منابع موجود دارد اما محصول تلفیق انها “قدرت”است.قبل از تشکیل سازمان اوپک گازی،ما با تکثر و پراکندگی منابع گازی در جهان روبه رو بودیم و این دقیقا همان نقطه مطلوب غرب بود.واشنگتن و اتحادیه اروپا مطابق آمار دقیق می دانستند که روسیه، ایران، قطر، ونزوئلا و الجزایر در مجموع دو سوم منابع گاز جهان را در اختیار دارند و 42 درصد گاز تولیدی جهان را به بازار می‌فرستند،اما همواره نسبت به فقدان مدیریتی که بتواند این “منابع”را به “قدرت “تبدیل کند خوشبین بودند.اما این خوشبینی مفرط با تشکیل اوپک گازی از بین رفته است.این مسئله از اولین عواقب و تبعات تشکیل اوپک گازی هویداست. پس از تشکیل اوپک گازی مسکو هشدار داده است اگر اوکراین به کارشکنی های خود در قبال این کشور ادامه دهد ، قطع صادرات گاز به این کشور و اروپا در دستور کار گازپروم قرار خواهد گرفت . شرکت گازپروم روسیه بار دیگر نسبت به قطع صادرات گاز طبیعی به مصرف کنندگان اروپایی هشدار داده و خواستار پایبندی اوکراین به تعهدات خود شده است . شرکت گازپروم نامه های هشدار آمیزی را به کمیسیون اروپا و کلیه کشورهای بزرگ مصرف کننده گاز روسیه فرستاده است . اوکراین هنوز 2 میلیارد دلار بدهی گازی به روسیه دارد . مسکو خواستار بازپرداخت کل بدهی گازی کیف پیش از امضای هر گونه قرارداد جدید برای صادرات گاز در سال 2009 میلادی است . روسیه تا کنون پیشنهاداتی را برای حل و فصل این مسئله به اوکراین ارائه کرده است ولی تا کنون این مشکل برطرف نشده است . اوکراین هم اکنون برای هزار متر مکعب گاز روسیه 179/50 دلار می پردازد ولی روسیه قصد دارد این رقم را برای سال آینده به 400 دلار افزایش دهد . روسیه در اواخر سال 2006 میلادی ، گاز صادراتی به اوکراین را قطع کرد و نزدیک بود صدور گاز به اروپا را نیز قطع کند . در آن زمان اروپایی ها تجربه تاثیرات قطع صدور گاز در زمستانی سخت را تجربه کردند.از این حیث غرب یکبار “قهر بازار گاز”را با خود تجربه نموده و دیگر خواهان تجربه آن نیست!البته واشنگتن و اتحادیه اروپا پس از اقدام روسیه در قطع گاز به اوکراین،سیاست “مهار چند جانبه مسکو”را در پیش گرفتند .اما این بار دیگر روسیه تنها طرف اصلی بازی با غرب نیست و در کنار آن کشورهایی مانند “ایران”و”ونزوئلا”،به عنوان دو مخالف سرسخت سیاستهای کاخ سفید ایفای نقش می کنند.ازاین حیث دیگر”مهار جند جانبه”در قبال مجموعه ای که گاز دنیا را تامین می کند ممکن نخواهد بود.تشکیل اوپک گازی بارز ترین مصداق تلفیق”استراتژی”و”منابع”با یکدیگر است.همان گونه که اشاره شد محصول نهایی این ترکیب “قدرت”است .قدرتی که می تواند غرب را وادار به تغییر رفتارها و عقب نشینی از سیاستهای خود نماید.تشکیل اوپک گازی دست گذاشتن بر روی حساس ترین نقطه آسیب غرب ،یعنی “بازی با برگ برنده انرژی”بود.هرچند آمریکا و 27 کشور اروپایی سعی دارند در بازی تاکتیکها خود با برنده نشان دهند اما در میدان “انرژی”هیچ گاه سخنی برای گفتن نداشته اند.از سوی دیگر،باید پذیرفت که یک کشور،هر اندازه هم که قدرتمند باشد نمی تواند بازی با برگ برنده انرژی خود در برابر غرب را هدایت نماید.این همان مسئله ای بود که روسیه در دو برهه حساس،یکی در ابتدای سال 2006 و دیگری پس از وقوع نبرد در اوستیای جنوبی دریافت.تشکیل سازمان اوپک گازی در بدترین مقطع حیات سیاسی غرب صورت پذیرفته و این خود یک امتیاز بزرگ برای کشورهایی مانند ایران،روسیه و ونزوئلا می باشد.از سوی دیگر،وقوع بحران اقتصادی در وال استریت عملا بازوان انرژی آمریکا و اتحادیه اروپا را از کار انداخته است.باراک اوباما،رئیس جمهور جدید ایالات متحده و حزب دموکرات نیز بر اساس مطالبه عمومی مردم کشور خود ناچارند تمرکز خود را از سیاست خارجی برداشته و آن را در حیطه سیاست داخلی به کار گیرند.در چنینی شرایطی عملا کاخ سفید ناچار است در مدار “انزوا گرایی نسبی وخود خواسته”سیر نماید.مسلما در این مدار توانی برای مقابله با شکل گیری اتحادهای بین المللی پیش بینی نشده است.
افزایش توان چانه زنی کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران و روسیه در برابر غرب،از اصلی ترین پیامدهای تشکیل اوپک گازی خواهد بود.مسئله ای که یاد آوری آن ذهن سران کشورهای غربی را به شدت مشوش می سازد. گاز گرفتگی واشنگتن و اتحادیه اروپا در حالی صورت پذیرفته است که هیچ گونه تز یا آنتی تزی جهت خروج آنها از این کما و خفگی وجود ندارد!
 

نام:
ایمیل:
نظر: