صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۶۸۷۰۴

بصیرت: سالهای 2008 - 2000 را هیچ کس از خاطر نخواهد برد. زمام داری جمهوری خواهان در این دوره و تعامل آمریکا و جهان، لیست بلند بالایی را از نقش پررنگ آمریکا در کنشها و واکنشهای نظامی - امنیتی در جهان و قاره آسیا بویژه در خاورمیانه ارایه می کند؛ سه حادثه از برجسته ترین حوادث این لیست مربوط به حوادث یازده سپتامبر، هماهنگی کامل در آفندهای سیاسی - نظامی نامتجانس بر علیه لبنان و فلسطینیان همچنین اشغال افغانستان و عراق است.
به موازات این پدیده، سه مولفه از مولفه های این گروه مخوف نیز در ایجاد آشفتگی و بی نظمی، بدین شرح بوده است: 1- تجربه دوباره ای از جنگ سرد نوین، 2- ارایه سیمای جدیدی از بازار نفت و فروپاشی بازارهای مالی که در تحلیل نهایی، میوه آن استحاله نظام نوین پولی - مالی در جهان بوده است، 3- کشیدن شمشیر آخته از رو بر علیه ایران. کابوی های جمهوری خواه با این همه درفشانی! تا چند صباحی دیگر، کلید کاخ سفید را به دست مستاجرانی خواهند داد که اغلب ترجیح می دهند بجای دوی صد متر، در دوهای چهار درصد متر ویا ماراتن پیروز شوند.
حال می توان مدعی شد که جمهوری خواهان رفتند و بازی آنان تمام شده است؟ قبول این ادعا یعنی، غفلت از یک قاعده بنام «قاعده آخر بازی».
با این مقدمه، ضرورت رسیدن به یک آمادگی ویژه تا ژانویه 2009 تا حدی مشخص می شود. بازی جمهوری خواهان پس از شکست در رقابتهای انتخاباتی در آمریکا، در قاعده جدیدی بنام «قاعده آخر بازی» تعریف می شود. در این قاعده، بازی دارای دو برهه است؛ 1) برهه اول در ماه های نوامبر 2008 تا زمان تحویل رسمی دولت در ژانویه 2009، 2) برهه دوم در چهارساله زمامداری دموکراتها که در این نگارش تحلیلی، این دوره مد نظر قرار نگرفته است. سرفصلهای برنامه یا همان راه نگار (Road MaP) آمریکا در برهه اول راه توان به صورت زیر حدس زد:
الف) تداوم جریان ایجاد ثروتهای نامشروع از طریق افغانستان و تقویت پایگاه ناتو در این کشور برای کنترل آسیای میانه و شبه قاره هند؛ راهکار: تنش زدایی با طالبان از طریق مذاکره مستقیم با این گروه، فشار برپاکستان پس از پرویز مشرف.
ب) مهار سریع تنها کشور اسلامی صاحب بمب اتمی که خواستگاه گروه طالبان و بسیاری گروههای اسلامی و فرقه های خودسر ضد آمریکایی است؛ راهکار: بدون تردید، تحولات اخیر در شبه قاره هند را می بایست در این چارچوب تحلیلی، موردبازخوانی قرار داد.
ج) حفظ و توسعه سیستمهای امنیتی - تجاری - نفتی ریشه دوانده در عراق و وابسته به جمهوری خواهان و جناح حاکمان نفتی در آمریکا تا سال 2012؛ راهکار: قطعیت یافتن توافقنامه امنیتی با دولت عراق و دست یازیدن به هر وسیله برای گرفتن مصوبه، از مجلس این کشور.
د) کمک به ایجاد نظم نوین مالی و تقویت وابستگی بازارهای مالی جهان به دلار و بازارهای مالی آمریکا، راهکار: برگزاری اجلاس گروه کشورهای بیست در آمریکا.
ه) اعطای کارتهای اعتباری ویژه به اسراییل، برای تقویت این رژیم در برابر مردم فلسطین و لبنان؛ راهکار: استقبال بی سابقه از برگزاری کنفرانس به ظاهر گفت وگوی ادیان در نیویورک و کمک به اسراییل به تحرکات جدیدش که هنوز رصد بخش پایانی آن دشوار است.
و) تعامل با دموکراتها برای حداکثر هماهنگی با اسراییل در ایجاد یک مثلث جدید ضد ایرانی؛ راهکار: توافق بر سر انتصاب مجدد وزیر جنگ جمهوری خواهان در دولت دموکراتها و حمایت از روی کار آمدن تندروترین جناح در رژیم صهیونیستی بر سر قدرت.
خلاصه تبیینی که ارایه شد، رعایت اصل ضرورت آمادگی در برهه آخر بازی را در معرض دید می گذارد. ترسیم نوع آمادگی و تدوین راهکارهای مقابله، به تشخیص صحیح کنشهای تهدیدکننده منوط است.
با آنکه نمی توان از تهدیدات نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا نسبت به مراکز هسته ای چشم پوشی کرد و آنها را فقط از جنس «بلوف» دانست اما شواهد گویای آن است که در عین التزام به حفظ آمادگی صددرصد، به نظر می رسد که سه راهکار باید جدی تلقی شود:
1- هوشیاری کامل نسبت به بروز هرگونه درگیری ایذایی در منطقه خلیج فارس و مراقبت ویژه از پایانه های صادراتی نفت.
2- بررسی تاکتیکهایی که بتوان، ابتکار عمل در دیپلماسی هسته ای را بیش از پیش، بدست گرفت.
3- توسعه، تقویت و بهره گیری از مجموعه فکر انباره های نظام.

نام:
ایمیل:
نظر: