احسان حسینی
عصای جادویی صهیونیست ها فقط زمانی کارکرد دارد و از آب کره می گیرد که طرف مقابل آنها ساده لوحان و یا خودباختگانی باشند که برای خشنودی استکبار از همه سرمایه خود بگذرند و حتی فراموش کنند که تا دیروز برای آزادی سرزمین های عربی و آرمان مقدس فلسطین چه شعارهایی داده اند. صلح طلبی صهیونیست ها را فقط عمرو موسی و مسئولان مصری، سعودی و یا ابومازن می پذیرند و کار را به جایی می رسانند که طرح عربی هم فراموش می شود و در ازای توقف شهرک سازی صهیونیست ها، عادی سازی روابط را با این رژیم مبنای خوبی برای پایان تراژدی قرن 20 در فلسطین و سرزمین های اشغالی می دانند!
رژیم صهیونیستی که چند ماهی است در تزلزل ساختار حکومتی و پایان عمر سیاسی اولمرت به سر برده و با انحلال کنیست، تا دو ماه دیگر به استقبال انتخابات پارلمانی می رود، اساسا برای نخست وزیر خود، این اختیار را قائل نیست که به جز اداره عمومی امور این رژیم به مسائل حساس بپردازد ولی از آنجا که حزب کادیما نیاز به اهرمهای تبلیغاتی برای نشان دادن اقتدار و اهلیت خود در رهبری جامعه صهیونیستی دارد، از مسائل جاری بیشترین بهره برداری را می کند.
مثلا برای خلع شعار حزب لیکود و حذف حزب کار بطور همزمان، شعارهای خود را در مورد غزه شدت بخشیده تا باراک را وارد باتلاق غزه نموده و یک رقیب خود را کنار بگذارد. بهانه جالب دیگر موضوع مذاکره با سوریه است که از ماه ها قبل بطور غیر مستقیم در ترکیه آغاز شد ولی با ورشکستگی سیاسی اولمرت و ناکامی لیونی برای تشکیل حکومت جدید، مذاکرات قطع شد. سوریه برای اینکه ابتکار عمل را بدست بگیرد و به تمایل آمریکایی ها برای از سرگیری روابط با سوریه پاسخ گویند، حدود ده روز قبل طرحی از طریق ترکیه به اسرائیل دادند که اگرسران آن رژیم مرزهای 1967 را پذیرفته و مناطق مورد مطالبه سوریه در تمامی جولان و حاشیه های شمال و شرق دریاچه طبریا را بپذیرند، امکان از سرگیری مذاکرات غیر مستقیم در دوره اوباما وجود داشته و با حضور و نظارت آمریکا می تواند به مذاکرات مستقیم هم تبدیل شود. بشاراسد آشکارا از تکرار ودیعه رابین و تضمین اسرائیل نسبت به تخلیه کامل جولان سخن گفته ولی مقامات اسرائیلی که اساسا اعتقادی به واگذاری جولان ندارند ( در شرایط طبیعی)، ضمن برشمردن «چندین شرط امتیازخواهانه و بی ربط» مانند ضرورت قطع روابط سوریه با ایران ، حزب الله و حماس و مسئله منابع آبی در جولان و منطقه خلع سلاح شده و سیستم های هشداردهنده دیدارهای مستقیم با مقامات سوری را خواستار شده اند. اولمرت به ترکیه رفته تا در کنار دیگر مسائل حیاتی مانند میانجیگری ترکیه در ایجاد آتش بس در غزه، برروی موضوع مذاکره با سوریه نیز مانور کند.
این کار برای حزب کادیما در شرایط فعلی بسیار حیاتی است تا جامعه صهیونیستی را قانع کند که از قابلیت بیشتری برای اداره امور رژیم صهیونیستی برخوردار است. البته این مواضع کارآمد هم بوده و طبق نظرسنجی های انجام شده فاصله کادیما و لیکود کمتر از آمارهای قبلی شده است. اسرائیل رژیمی با مزیت های ناشی از سیاست اشغالگری است و اگر بخواهد منطقه سوق الجیشی جولان و منابع آبی آن را به سوریه بدهد، منطق وجودی خود را از درون خواهد پاشید. سران رژیم صهیونیستی آن قدر محتاط شده اند که حتی برای حمله به غزه هزار بار حساب و کتاب می کنند و این درسی است که از شکست در مقابل حزب الله در سال 2006 دریافت کرده اند. حال چگونه این رژیم حاضر به «خودزنی» است؟!
سوریه هم که دشواری سالهای 2005 تاکنون را پشت سرگذاشته و نیازی به امتیازدهی ندارد و از همه مهمتر اینکه ماهیت سازشکارانه برخی دول عربی را ندارد و اگر قرار بود به این ننگ تن بدهد که ایران و حزب الله را به وعده های پوچ اسرائیلی- آمریکایی بفروشد، باید در سالهای قبل این کار را می کرد.
مانورهای سیاسی جاری با نام مذاکره بین سوریه و اسرائیل چیزی نیست جز تلاش سران حزب کادیما که باید وزن خود را در انتخابات دو ماه بعد ارتقا بخشند.