* 34 گلوله براى فرعون مصر
در 15 مــهــر 1360 ـ » مــحــمــد انـورالـسـادات «درحـالـى کـه بـه هـمــراه فرماندهان عالیرتبه نظامى ، در میدان رژه ارتـش حـضـور یافـتـه بـود تـا در مـراسـم سالگرد پیروزى ارتش مصر بر اسرائیل در جنگ 1352، از نیروهاى مسلح ، سان ببیند، ناگهان چهار درجه دار ارتشى ، از یک نفربر زرهى به بیرون پریدند و با غریو ، جایگاه سادات و همـراهـان «الله اکبر » را به رگبار بستند . در ایـن عـمـلــیــات ، بــه غــیــر از سادات ، 7 نفر دیگر از مقامات عالیرتبه سیاسى و نظامى کشته و 28 تن دیگر به شدت مجـروح شدنـد .فـرماندهى ایـن عملیات به عهده ستـوان توپخانه » خالـد محمد شوقى اسلامبولى «بود که به همراه یاران وفـادارش حسین عباس مـحـمـد، عطا طایل و عبدالسلام عبدالعـال ، ایـن عمـلـیـات شـهـادت طـلـبـانـه را در برابـر چشمان رسانه اى چهار گـوشه جهان بـه اجرا درآورند .در این عملیات ، درحالى که عبدالسـلام عـبـدالـعـال تـوسـط گـارد سادات مجـروح و به بیمـارستان منتـقـل شد، در برابر دوربین دهها خبرنگار فریاد زد :من 34 گلـوله به بـدن فـرعون مصـر خالى کردم . سـه روز پــس از مــرگ ســادات ، بنیانـگـذار جـمـهـورى اسلامى ایـران در پیامى به مناسبت فـرارسیدن عیدقربـان ، خـطـاب بـه مردم ایـران و جـهـان اسـلام فــرمــود ::» در ایـن ســال ، عــیــد بــراى مسلمانان از آن جهت مبارک تر است که در آستانه آن ، فرعون مصر، رهسپار کوى «.فرعونیان گردید
* دفاعیات خالد در دادگاه مصر
خـالـد اسـلامــبــولـى 24 سـالــه ، درحالى که در دادگاه رژیم مصر، قرآن به دست گرفته بود، در آخرین دفاعیه اش با اظهار خرسندى از ترور سادات ، اعلام کـرد ::» سادات را کشتـیـم چـون او مانـع اجراى احکام اسلام بود .او به خدا دروغ بـســت و گـفـت کـه دیـن از سـیــاســت جداست .او دعوت کنندگان بـه راه حق و خداوند را مورد هجوم قرار مى داد و آنها را بدون هیـچ گناهى بازداشت مى کـرد . سادات اجازه داد تا فساد و تباهى از طریق سینما و تئاتر و کـابـاره و تلویزیـون رواج پیدا کند . ســادات مــروج فــســاد بــود و بــه مفسـدیـن پـاداش مـى داد .او بـا قـرارداد کمپ دیوید، مـصـر را دو دستى تقـدیـم اسرائیـل و آمریکا کـرد .«و سرانجـام در شهریـور 1361، خالد به همراه سه یـار وفادارش به جوخـه اعدام سپر ده شدند تا به جمـع کـاروان شهداى اسلام ملـحـق شوند .
* اولین درخواست
16 سال پس از قتل سادات و پانزده سال پس از اعـدام عـامـلـیـن قـتـل وى ، کنفـرانس سـران کشـورهاى اسـلامـى در تهـران تشکیل شد ..» عـمـرو مـوسـى «، وزیر امـورخـارجه مصر در حـاشـیـه ایـن کنفرانس به خبرنگـاران گفت ::» تا زمانى که خیابانـى در تهران به اسم قاتـل رئیس جمهور فقید مصر دارد، چگونه مى توان «.باایران ارتباط برقرار کرد در 25 خرداد سال 80، یعنى یـک هفته پـس از پـیـروزى اصلاح طلـبـان در انتخابات ریاست جـمـهـورى ، علیـزاده طباطـبـایـى به عـنـوان یکـى از اعـضـاى شوراى شهر تهران ، نسبت به نامگذارى خیابان خالد اسلامبولى اعتـراض کرده و خالـد را فـردى ناصبى و دشـمـن شـیـعـه معرفى کند .در بهمن سال 80، شوراى شهر به ریاست » عطـریـانـفـر «تـشـکـیـل جلـسـه داد و تغیـیـر نـام خـیـابـان خـالـد اسلامبولى را به تصویب رساند اما اجراى آن را منـوط به دریافـت نـامـه درخـواست وزارت امورخارجه نمود .سرانجام در 16 دى 1382، نـامــه در خــواســت وزارت امورخـارجه تـوسط آصفى ، سخـنـگـوى وزارت امورخارجه و سبحانى (مدیـرکل عربى و آفریقـاى وزارت امورخارجه )بـه اعضاى شوراى شهر تهـران تحویل داده شد تا مصوبه سال 80 اجرا شود .
* واکنش هاى مردمى
متعاقب اعلام این خبر، مـوجى از واکنش هاى داخلـى و خـارجى ، فضاى سیاسى کشـور و مـنـطـقـه را فراگـرفت و تعـدادى از مقامات عالیـرتبه سیـاسـى و سران کشورهاى اسلامى و حتى غربى ، دربـاره این اقدام ، تحلـیـل هـایـى را ارائه نمودند .در گزارشى که پیش روى دارید، سعى نمـوده ایم به بخش هایـى از نـقـطـه نظرات موافقان و مخالفان رابطه با مصر، اشاره اى داشته باشیم و قضاوت نهایى را به عهده خوانندگان فهیم بگذاریم . در اولــیــن گــام بــه ســراغ دکــتــر محمدصـادق کـوچکى ، دکـتـراى علـوم سیاسى و عضو هیأت علمى دانـشـکـده علـوم سیاسـى تهران رفتیم و نـظـر وى را درباره تغییر نام خیابان خالد اسلامبـولى و رابطه ایـران و مصر جویا شـدیـم .وى در این رابطه گفت ::» به نظر من ، رابطه با مصر به معـنـاى بـه رسمیت شنـاخـتـن قرارداد ننگین کمپ دیوید است .دولت مصـر در واقع با این قـرارداد، دژ دفاعى جــهــان اســلام را فــرو ریــخــت و بــه مشروعیت و بقاى رژیم اشغالگر قدس ، مهر تأیید نهـاد .
بـنـیـانـگـذار جمهـورى اسلامى ایران بـا درک همین واقعیت بـود کـه در اردیبهـشـت سـال 58، بـه دولـت موقت دستور قطع رابطه با مصر را صادر کرد .برقرارى رابطه با مصر نه تنها در زمینه داخلى ما را با بحـران مخالفت نیـروهاى معتقد به نظام مـواجه مى کند، بلکـه در سطـح کـشـورهـاى اسـلامـى خـصـوصاً جنبش هـاى آزادیبخش ما دچار مشـکـل خـواهـیـم شـد و مـمـکــن اســت نـفــوذ معنوى مان را به تدریج در میان گروه هاى اسلامى حماس ، جنبش جهـاد، حـزب الله لبنان و ...از دست بدهیم . علـى رغم اینکه سخنـگـوى وزارت امورخارجه در جلسه شوراى شهر تهـران اعلام کرد که ایـن رابطه براساس عـزت ، حکمت و مصلحت بـرقرار شده ، اما بـه نظر مى رسد که این رابطه نه تنها عـزت و حکمتـى بـراى ما نداشته بـلـکـه مـوجب القاى یأس و ناامیدى در میـان مـبـارزان «.مسلمان و مردم منطقه خواهد شد
* مصر، دروازه ورود به جهان عرب
در ایـن مــیــان ، ســیــد مــحــمــد سـادات نـژاد، کـارشـنـاس ارشـد روابـط بین الملل ، در گفتگو با صبـح صـادق ، نظرى مخال با دکتر کوچکى داشت و از برقرارى رابطه ایران با مصر دفاع کـرد . وى در این باره گفت ::» در جهان غرب ، از مصر به عـنـوان دروازه ورو د به جهـان اسلام خصوصا جهان عرب نام مى برند . این کشور با جمعیتى حـدود 75 میلیـون نفر، یک سوم جمعیت کشورهاى عربى را به خود اختصاص داده و با برخوردارى از فرهنگى غنى ، منابع سرشار طبیعى و موقعیتى ژئوپلتیک ، وزنه اى سنگیـن در معادلات بین المللى به حساب مى آید . در شرایط فعلى ، اگر دستگاه دیپلماسى مـا بـخـواهد پـلـى بـراى ورود بـه جـهـان اسلام ، اتحادیه عرب و کشورهاى شمال آفریقا به دست آورد، باید از گذرگاه مصر عبور کند . مـمکـن است بـرخى از مـخالـفان رابطه ، استدلال کننـد که برقرارى رابطه ایران و مصر به نفع رژیم اشغالگر قدس خـواهد بـود که بـنـده به هـیـچ وجه ایـن استدلال را قبول ندارم ، چرا که در اولین گام ، مقامات رژیم صهیونیستى نسبت به ایـن امر واکنـش منفـى نشان دادنـد .
هـمچـنیـن با تـوجـه به هـژمونـى و نـفوذ معنوى ایـران بر ملت هاى مسلـمان ، و با روشنگرى انجام شده و تبیین مواضع ایران مـى توان به شک و تـردیدهایـى که احیانا بوجود مى آ ید، پایان داد .باید این نکـته را بـه خوبى تـبیـین کرد کـه صرف ارتـباط بـا کـشـورى ، به مـعـنـاى تایـیـد سیاست هاى آن کشور نیست .ما الان با کشورى چون انـگلیس در عالى ترین سطوح سیاسى ارتباط داریم اما در عین حـال با بـسـیارى از سـیـاست هـاى ایـن کـشـور در حــوزه روابـط بـیـن الــمـلـل مخـالفیم و بـارها به دلـیل همیـن اعلام مـخالـفـت هـا، سطـح روابـط سیـاسـى کشورمان تا پایین ترین سطح سیاسى با انگلیس تنزل پیدا کرده است .ما نباید فــرامــوش کــنـیــم کــه در اوج جــنــگ تحمیلى ، دفتر سیاسى در بغداد داشتیم و سفارت عراق هم در تهران باز بود .با کشـورهایى چون اردن ، مـراکش ، قطر و ...کـهروابط سـیـاسى و اقـتـصادى گسترده اى با رژیم اشغالگر قدس دارند ـ ما روابط سیاسى داریم .در ارتباط با مـصـر هـم ، عـلیـرغـم ایـجـاد رابـطـه ، مـى تـوانـیـم بـر روى اصـول خـود چـون غیـرمشروع بـودن رژیم اشغالـگر قدس «.تاکید داشته و پاى بفشاریم
* به شما رأى دادیم تا از ارزش هاى انقلاب دفاع کنید
پس از پایان نماز جمعه این هـفـتـه تهـران ، جمعى از نـمـازگزاران به نشـانـه اعتراض به تصمیم شـوراى شهر تهران ، با شعارهایى در محکـومیت تعویض نام خیابان خالد اسلامبولى به سمت میـدان فلسطیـن راهپیمایى مى کننـد .در مـیـان راهپیمایان ، جـوانى پلاکـاردى را با خود حمل مى کند کـه بـر روى آن نوشته شـده اسـت ::» مـا بـه شــمــا رأى دادیـم تــا از ارزش هاى انقلاب دفاع کـنـیـد نـه آنـکـه دست دوستى به سوى رژیم نامبارک دراز کنید .«از او مى خواهم که خود را معرفى کند .محمدرضا دانش پژوه ، دانشجوى سـال ســوم حــقــوق و عـضـو بــســیــج دانشجویى دانشگاه شهید بهشتى است . وى در پاسخ به این سؤال که هدف شما از شرکت در ایـن راهپیمایـى چـیـسـت ، مى گوید ::» رژیم مصر، بیشترین سابقه را در خیانت به آرمان فلسطین دارد .چرا مسئـولان شوراى شهر تهـران ، زیرفشـار وزارت امـورخارجه اقدام بـه تـغـیـیـر نـام خیـابـانـى کـردند کـه ایـن نـام بـه عـنـوان افتخارى براى جمهورى اسلامى ایـران و حمایت از شهداى نهضت جهانى اسلام به شمار مى آمد .درحالى که کمتر از یک ماه از کتک خـوردن احمد ماهـر، وزیـر امور خـارجه مصر در مـسـجـدالاقـصـى توسط فلسطینى هاى خشمگین از سازش مصر و اسرائیل مى گذرد، آیا رواست ما در ام القـراى اسلام دست بـه عـمـلـیـات ارزش زدایى بـزنیم ؟ بـازتاب جهانى ایـن حرکت در میان نهضت هاى آزادى بخش «اسلامى چه خواهد بود؟
* تـعـیـیـن و هـدایـت سـیـاسـت هــاى کلان نظام به عهده کیست ؟
امـا حسـین کـاظـم نژاد کـه در ضلـع شمالى میدان فلسطین شاهد این راهپیمایى اســـت ، نـــظـــر دیـــگــرى دارد .وى از روزنامه نگارانى است که تجربه 7 سال کار مطبوعاتى را در نشریات مختل داشته و هم اکـنون بـه عنـوان مدیـرعامـل مؤسـسه فرهنگى طلایه داران امید، مشغول کارهاى فرهنگى است .وى در پاسخ به این سؤال که نظر شما درباره تـغییر نام خیابان خالد اسلامبولى به انتفاضه چیست ، مى گوید : من شب گذشته براى اقامه نماز به مسجد » محـل مان رفتم ، دیـدم نیروهاى بـسیجى مسجد (پایگاهصاحب ا لزمان )همه مغموم و نـاراحــت از ایـن اقــدام شـوراى شـهــر هسـتنـد .پس از اقـامه نمـاز، از فرمـانده پایگاه خواستـم که این دوستان مخلص را جمـع کند تـا من چنـد دقیقـه ا ى براى آنهـا صحبت کنم کـه ما حصل این صحبت ، پـاسخـى هـم به سـؤال شمـاسـت .به آن دوستان و وفـاداران انقلاب عرض کردم ، شما چند نکته اساسى را در این ارتباط باید مدنظر بگیرید . اول ایـنـکـه ، تـنـظـیـم و هــدایــت سیاست هاى کلان نظام به عـهـده مـقـام معظـم رهبرى است و مطمئن باشیـد کـه چنین تصمیم مهمى یعنى بـرقرارى رابطه با کشور مـهـمـى چـون مصر، یـقـیـنـاً بـا مشاوره و تأیید نظـر رهبر فـرزانه انقلاب اتخاذ شده و دیدار آقاى خاتمى با حسنى مــبــارک در ژنـو در تــاریــخ 19 آذرمــاه سال جارى هم حتمـاً با مشـورت و تاییـد نظر ایشان صورت گرفته است .
ثانـیـاً اگـر نـام مـبـارک و جاویـدان از خیابـانـى بـرداشتـه شـود و نام «خالد » که یادآور مرگ و نابودى براى «انتفاضه » رژیم اشغالگر قدس مى باشد، به جاى آن گذاشته شـود، عقب نشیـنـى از کـدام آرمان نظام است ؟ مـگـر شـمـا فـرامـوش کـرده ایـد کـه دولت مـصـر در دو هـفـتـه گذشته ، نام » پهـلـوى «و » فرح «را از دو خیابان اصلى قـاهـره برداشت و آمادگـى خود را براى برقرارى رابطه با ایـران اعلام کـرد و ایـن در دنـیـاى سـیـاسـت یـعـنــى عقب نشینى مصر از بخـشـى از مـواضـع گذشته .چـرا شما از مراسم پـرده بردارى بناى یادبود و یادمان خالد اسلامبولى در بهشت زهرا (س)در هفته جـارى سخنى نمى گویید؟ در سال گذشته مـن بـه یـاد دارم که چندین مـرکز فرهنگى و هنـرى کشورمان مزین به نام خالد اسلامبولى گردید و این نام ها باقى خواهد ماند و چه بسیار مراکز دیگرى هم این نـام را براى خـود انتخاب کنند .مطمئن باشید که شکوه و عظمت انقلاب ما به این آسانى دستخـوش افول و تغییر نخواهد شد و با تحرکاتى تاکتیکى در عرصه سیاسـت مـى تـوان به مصـالـح بالاترى دست یافت .
* آغازى بر یک پایان !
از میان مـوج جمعیـت نـمـازگزاران جمعه تهران خود را جدا مى کنم و به طرف میدان ولى عصر (عج)رهسپار مى شوم . در بـیـن راه با خـود مى گـویـم تـکـلـیـف خوانندگان این گـزارش چه مى شـود؟ آیا ایـن گـزارش توانسـتـه اسـت تـا حـدودى پرده هـاى ابهام را کنـار بـزند؟ آیا شـرایط امروز منطقه ، بـا شـرایط سال هـاى دور فرقى نکرده است ؟ آیا عربستان 20 سال گذشته که نقش مهره اى تمام عیار و مطیع را در دنـیـاى سـیـاسـت بـراى غـرب و بـه خصـوص آمریکا بـازى مى کـرد، امروزه هم از چنیـن نقشى بـرخوردار است و یا حــاکــمــان آن تــحــت فـــشـــار مـــوج اسـلام خـواهى و آمـریـکـاسـتـیـزى مـردم کشـورشان ، در حال فاصـلـه گـرفتـن از آمریکا مى باشند؟ آیا عربستان امسال که به صراحت در برابر حمله نظامى آمریکـا بـه عـراق ، مـوضع مـخـالـ گـرفـت بـا عربـسـتـان سـال هـاى دور فـرقى نـکـرده اسـت ؟ عـربـسـتـانـى کـه در سـال هــاى گذشته ، بخشى از هزینه جنگ تحمیلى عراق را تأمین مى کـرد، با عربستانـى کـه امروزه به بهانه زلزله بم ، چند صد میلیون دلار کـمـک هـاى جـنـسـى و نـقـدى بــه کشـورمان سرازیر مى کنـد، فـرقى نکـرده است ؟ استقبال کشـورهاى عضو اتحادیـه عرب از حضور ایـران به عـنـوان ناظر در این اتحـادیـه ، مـوضع گیـرى هاى اخـیـر مقامـات مصرى در برابر اشغال نظـامـى عـراق تـوسـط نـیــروهـاى آمـریـکـایــى و انگلیسى ، ص بنـدى واحد کشورهـاى عربـى در مـحـکـومیت اشـغـال عـراق و حمایـت از آرمان مـردم فلسطیـن و مـوج اسلام خـواهى و استکـبـارستیـزى جهـان اسلام با دهه هاى پیشین قابل مقایسـه و انــدازه گـیــرى اسـت ؟ پـس در چـنــیــن شرایطى ، اگر دروازه اى براى ورود ایران به چنین عرصه اى گشوده شود، آیا نقش کلیدى و روحیه بخش کشـورى مقتدر و «جمهورى اسلامى ایران » قدرتمند به نام در میـان کـشـورهاى مـسـلـمـان و عـرب منطقه ، نـمـى تـواند کفـه تـوازن قـوا را در بسیارى از عـرصه ها به نفع دنیاى اسـلام به حرکت درآورد؟ اتخاذ هر تصمیم و سیاستى در بازار مکاره سیاست ، خالى از منافع و مضارى براى دولتمردان آن کشور نیست .
در این میان ، سیاسـتـمـدارانى بـرگ بـرنده را در دست خواهند داشت که در بـزنگاههـا و عــقــبــه هــاى مــهــم ســیــاســـى ، بـــا تـصـمـیــم گــیــرى هـاى حـکـیــمــانــه و مصلحت مدارانه ، و با پرداخت کم ترین هزینه ، بیشتـریـن بـهـره منـدى را نصیـب ملت و دولت خود نمایند . بـرداشـتـن نـام شـهـیـد مـانـدگـار و جاویدى چون » خالد اسلامبولى «از روى یـک خـیـابـان را نـبـایـد بـه عـنـوان پـایـان ارزش هاى یک انقلاب به حساب آورد، بلکه با لحاظ شـرایط جدید منطقـه اى و مـوج توفنـده و فـراگیر اسـلامـخـواهـى و استکبـارستیـزى در میان ملل مسلمـان ، باید آغـازى بر پایـان تـفـرقه و تشـتـت در دنیاى اسلام و پایانى بـر تـوق ایران در پشـت بـرج و باروهاى بلنـد کـشـورهـاى عربى دانست .