صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۷۰۲۵۶
تحلیل انتخابات هفتم در گفت‌وگوى صبح صادق با امیر محبیان
مقدمه: امیر محبیان تحلیلگر و روزنامه نگار از جمله کارشناسانی است که معمولا مورد توجه هر دو جناح کشور بوده است، به شکلی که او به عنوان یک منتقد منصف و تحلیلگر قابل قبول در عرصه سیاسی شناخته شده است. در این مصاحبه از او درباره انتخابات هفتم، نوع نعامل مجلس هفتم با دولت، خرابکاری های افراطیون در آینده برای تخریب چهره اصولگرایان در مجلس و آینده جبهه دوم خردد پرسیدیم و او نیز پاسخ های تحلیلی خود را ارایه کرد. به دلیل کمبود وقت فقط توانستیم به گوشه‌ای از زوایای مسائل مطرح شده در مصاحبه بپردازیم چرا که موضوعاتی مانند رفتار جناح مقابل در برابر رآی مردم به اصولگرایان یا آینده جبهه دوم خرداد و ... هر کدام مصاحبه ای جدا و مفصل را می طلبد.

* جـنـاب مـحـبـیـان !بـهـتــر اســت بحـث را از مجلس ششم آغاز کـنـیـم . به نظر شما عـبـرت هایى که مى تـوان از مجلس ششم گرفت چیست ؟
** مجلس ششم و وضعیتى که براى نمایندگان افـراطى در آن اتفاق افتاد و ظـهـور مـوج نویـى کـه نـهـایـتـاً مـا در انتخابات مجلس هفتم شاهد بودیم و در عـیـن حـال تـبـعـات اجـتـمـاعـى و سیاسـى آن مـى تـواند مـایـه درس ها و عبرت هاى بسیار زیادى باشد .
یکى از آنها این است که جامـعـه ما به خاطـر پـس زمینه فکـرى خـودش گرایشى به سـمـت افـراطى هـا نـدارد . افراطى ها هر چند بتوانند با جنجالى که به پا مى کنند توجه مردم را به خود جلب کنند ولى عملا نمى توانند اعتماد مردم را نگه دارند .
نـتـیـجـه ایـن اسـت کـه حـرکـات افراطى آنها باعث شد پشتـوانه مـردمى را از دسـت بــدهــنــد .مــورد دیـگــر سیـاسـت زدگى بیـش از حد مجـلـس ششم بود .هر چند نباید درباره مجلس ششم بى انصافى کـرد ولى عمده وقت آن به ارایه سخـنـرانى هـا در چارچـوب مسائل سیاسى اختصاص پـیـدا کـرد . شاهد این قضیه هم این است که کلیه جنجال هـایـى کـه صـورت مى گـرفت داراى جنبه سیاسى بـود .نارضایتى از این وضعیت در بین مردم را نیز مى شد با یـک نـظـرسنـجـى سـاده دریـافـت . سیاسـت زدگى بیش از حد نـیـز از آن درس هاى مـجـلـس شـشـم اسـت کـه مجلس هفتم نباید گرفتار آن شود .
یکى دیگر از مشکلات مجـلـس ششم ، ایجاد نوعى فرسودگى در ذهن مردم و عدم کفایـت در انـجـام وظیفـه نمایندگـى باعث مى شـود که مـردم به عنوان مـوکلان این نمایندگان اعتـمـاد خـودشان را از آنها پـس بـگـیـرنـد .در بسیارى از نقاط ما شاهد بودیم که دوم خـردادى ها به شکـل کـامـلا طـبـیـعـى سقوط کردند، یعنى فارغ از بحث تأیید یا عدم تأیید صلاحیت هـا که صورت گـرفت ، اگر تمامى اینـهـا هـم تـأیـیـد صلاحیت مـى شـدنـد رایى از جـانـب مردم کسب نمى کردند چـرا که مردم به خصـوص در شـهـرستان ها بـه شـکـل عینى با قضیـه بـرخورد مى کنند و اگـر احساس کنند که نماینده شان به جـاى پرداختـن به مسائل مـربـوط به آنهـا بـه موارد انحرافى بپردازد، در دوره بعد به او رأى نخواهند داد .
نکته بسیار مهم و جالب دیگر این است که ما ظرف سال 76 به این طرف چرخش نخبگان را به خوبى مى بینیم . اینکه یک حرکت دموکراتیک و روشنى شکل گرفته و در آن حرکت دموکراتیک جریانى با حرکت بسیار شدید و موجى مردم در دوم خرداد 76 بوجود آمد و در کمتر از 6 سال به دلیل رفتار خویش از صحنه کنار رفت .
مردم ما در حوزه سیاست پخته و نخبه گونه عمل مى کنند .آنان فرصت مى دهند تا جریانات امتحان خودشان را پس بدهند .
* بحث مشکلات معیشتـى مـردم از جمله اولویت هایى است که باید به آن پـرداخـتـه شـود .مـجـلـس تـا چـه حـد مى‌تـواند این مشکـل را برطـرف سازد، یعنـى حـوزه اختیـارات مجلـس در حـل این مشکل تا کجاست ؟
** قانـونگذارى و نظـارت دو وظیفه اصلى مجلس است .برداشت من این است که مجلس به عنوان نهادى که در راس امـور اسـت ، وظـیـفـه طــراحـى سـازه هاى حـکـومـتـى و مـشـروعیـت بخشى به آنها را دارد و در عین حال از طـریـق نـظـارت مى کـوشـد کـه رفـتـار بهینه اى از قـواى اجـرایى سربـزند .از همین رو به نظـر مـى رسد که مجلـس (هر چـنـد کـه دولت در اختـیـار گـروه پیروز در مجلس نیست )مـى تـواند با همـکـارى یا بـه راه انداخـتـن دولـت ، ظرفیت هاى معطل مانده را احیا کند . به ویـژه در بحـث بـودجه نویسـى ایـن مسأله به شکل کاملا واضح مشخص مى شود که مجلس قادر است حرکت سرمایه را به نحوى تنظیم کند که نقاطى که باید، تقویت شود و نقاطى که نباید ایـن کـار صــورت بـگـیـرد، ســرمـایـه بى جهت در آن معطل نماند .اینکه ما تصور کنیم مجلس قـادر اسـت هـمـه مشکلات را حل کنـد درست نیست ، ولى اگر مجلس بتواند وظیفـه اش را به درســتــى انــجــام دهــد و بــه دور از سیاست زدگى بیش از حد و اقتضائات غلط کار کند مى تواند در حد معقولى از تنش ها کاسته و مشکلات را برطرف نماید .
* برخى از کارشناسان از مشکـل ســاخــتــارى صــحــبــت مــى کــنــنــد .آیــا مجلس توانایى اصلاح مشکل ساختار اقتصادى را براى حل مشکل دارد؟
** کسانى که مشـکـل سـاخـتـارى را مطـرح مى کنند بیـشـتـر گـرایششان بـه سـاخـتـارهاى سـیـاسـى اسـت .آنـهـا معتقدند اگـر تـوزیـع قدرت به شکـل متناسب باشد، عدالت اجتـمـاعـى و امثالهم نـیـز در پـى خـواهد آمـد .ایـن مسألـه ثـابـت نـشـده اسـت .بـه نـظـر مـى رسد مشـکـل مـا در حـال حـاضـر ساختارى نیست بلکه بیشتر اجـرایى و کـارکــردى اسـت .اگـر بـتــوانـیــم در چارچوب همین ساختارهاى موجود، عملکرد بهینـه اى را از آنها طلب کنیـم خواهیـم تـوانست بخـش عـمـده اى از مشکـلات را حل کنیم .
مـا ابتدا بایـد این سیستم را مورد ارزیابى «درون داد » «برون داد » قرار دهیم و ببینیم که آیا با آن مطابقـت دارد و آیا همه ظرفیت هـا فعال شده و مورد استفاده قرار مى گیرد یا خـیـر .اگـر حـس کـردیـم کـه تـمـام تلاش ها صـورت مى گـیـرد و مشکـل ساختارى اجازه نمى دهد که ما به نتیجه مطلوبى بـرسیم ، آن مـوقع مى توان از اصلاح ساختار سخن گفت .به گمان من حـرکت بـراى اصلاح ساختـار در صـورتى که هـنـوز مـا رفتـار و کـارکـرد خـودمـان را ارزیابـى نـکـرده ایـم ، زود اسـت و در عـیـن حــال شـائـبـه هـاى سیاسى بودن و غیرکارشناسى بـودن از آن برداشت مى شود .
* به نظر شما تعامل مجلس هفتم با دولت چگونه باید باشد؟
** به دلیل نوع انتخاباتى که ما داریم فـعـلا بـه ایـن شـکـل اســت کــه اگــر چرخشى در جهت گیرى و رویکردهاى دولت یا مجلـس صورت بگیرد، آنهـا به مدت دو سال یک همکارى اجبارى یا سازگـارى را خواهند داشت ، یعنـى على رغم گرایشات متفاوت باید با هم کار کنند .اگر نتـوانند با هم کار کننـد که معضلات کشور دو چندان مى شود و اگر بتوانند که بسیار ارزشمند خواهد بود .یعنى دو جریان کاملا متفاوت با هم کار مى کنند و مى توانند یک شکل ملى به رفتارهاى سیاسى خود بدهند . به عبـارتى بـرداشت من این اسـت کـه مجلس هفتم به دلایل بسیار زیادى از جـمـلـه ضــرورت هـاى اقـتـصــادى ـ اجتماعى باید با دولت همکارى کند . این بدان معنا نیست که چشم و گوش بسته به دلیل جلوگیرى از تنش به روند غـلـطـى کـه مـمـکـن اسـت در بـرخـى نـهـادهـاى اجـرایـى بـاشـد تـن دهـد . مجـلـس مـى تـواند بسـیـار مـعـقـول و منطقى ، دولت را در مسیرى قرار دهد کـه کـارکــردهـاى بـیـشـتـر و بـهــتــر و جهت گیـرى درست تـرى داشته بـاشـد بدون اینکه تنشى ایجاد کند .
* الـبـتـه ایــن مــســألــه بــا تــوجــه بــه جنجال آفرینى ها کار مشکلـى اسـت . بـه نـظـر شـمـا مـجــلــس هــفــتــم چــطــور مى تـواند هم بـا دولت همکـارى کند و هـم در جـایـى کــه بــایــد اعــتــراض کـنــد اعتراض و حتى برخورد کند بدون اینکه تنشى به وجود آید؟
** تنش زمانى اتفاق مى افتد که مردم احساس کنند هیچ زمینه سالم و درستى براى یک حرکت سیاسى وجود ندارد . به عبارتى افراطى ها مى خواهند از این مسأله سوءاستفاده کنند و القا کنند که فـقـط بـه دلایـل سـیـاسـى و خـارج از مطالـبـات مـردم یک جریان سـیـاسـى مى کوشد دولت را فلج کند .اگر چنین رفتارى صورت بگیرد مردم هم این زمینه را مـى پـذیـرنـد و نـتـیـجـتـا یـک تـنـش اجـتـمـاعـى بــه وجــود مـى آیـد .اگـر نمایندگان با ادبیات کارشناسى و نیت درست مسـائـل کـارشناسـى را مـطـرح کنند، چون جامعه ما با آن همخـوانى نشان مى دهـد طـبـیـعـتـاً دولت سـعـى مى کند خـودش را با آن تطبیـق دهـد و در نتیجه تنشى به وجود نمى آید .با این شرایط افراطیون هم منزوى تر از گذشته خواهند شد .گمان من این اسـت کـه دولت باید مطمئن باشد که مجلس در پى ایجاد موانع جعلى در مقابل کار او نیست و قصـد نـدارد اهداف سیـاسـى خودش را تحت پوشش هاى دیگر پیاده کند .به نظر مـن اگـر دولت احسـاس کـنـد کـه مـجـلــس واقـعـاً تـلاش دارد مشکلات مردم را حل نماید در این دو سال باقیمانده مى تـوانند کار مثبتـى را انجام دهند و این مسأله با روحیه آقاى خاتمى سازگارى دارد، ولى افراطى ها ممکن اسـت بـخـواهند در ایـن مـیـان تنش هایى را ایجاد کنند که مجلس باید از وقوع آن جلـوگیـرى کنـد و مباحـث خود را به شکل کاملا کارشناسى بیـان کند .بعضى از افـراطیون جناح مقابل تخصص دارند تا با سخنان خود جناح مقابل را عصبانى کنند .ما باید دندان رو جگر بگذاریم و صـبـر کـنـیـم و از حــرکـت هـاى عـصــبــى و بــه دور از عقلانیت دورى کنیم ، کارى که آقاى حداد عادل در مـقـابـل تـوهیـن خـانـم حقیقت جو انـجـام دادنـد .از ایـن رو بسیار قابل تقدیر بود .
* برخى گمان مى کنند با آغاز بـه کار مجلس هفتم برخى استیضاح ها و ســـؤال هـــا و ...پـــیـــش مــــى آیــــد کــــه تنش هایى را به همراه خـواهد داشت ، پیش بینى شما در این زمینه چیست ؟
** عاقلانه ایـن اسـت کـه مـجـلـس کاملا آرام و حساب شده عمل کند .
* پیش بینى شما چیست ؟
** اغلـب کـسـانـى کـه در مـجـلـس حضور پیدا کـرده اند چهـره هاى آرام و منطقى هستند و تلاش مى کنند که این رویکرد را داشته باشند .در عین حال ممکن است افرادى هم کنترل خودشان را از دست بدهنـد و بـراساس تحلـیـل شخصى تندتر از حد عمل کنند، امـا امیدوارم و تحلیلم این است که مجلس سعى مى کند تا جایى که ممکن است آرام حرکت کند .
* فکر مى کـنـیـد تـرکیـب مـجـلـس هفتم به چه شکل باشد؟
** در نگـاه اول به نظـر مـى رسد کـه جنـاح دوم خـرداد بـیـش از 20 درصد مجلس را در اختیار نداشته باشد .10 درصد هم کسانى هستند که قبـلا هـم مستقل بـودند و در مجلس هفتـم هـم مستقـل عـمـل خـواهنـد کـرد .در 70 درصد باقیمانـده کـه در اختیار جـنـاح مـنـتــقــد دولـت اسـت بـه نــظــر مــن فراکسـیـون هاى متعددى ظـهـور پـیـدا خواهد کرد .مثلا فراکسیون آبادگران یا فراکسیـون خدمتـگـزاران و ...شکل خـواهـنـد گـرفـت و امـیـدوارم کـه ایـن فـراکسـیـون ها بـه عـنـوان چالـش هـاى سیاسى عملکرد خودشان را در مقابل هم قرار ندهند بلکه به عـنـوان عناصـر مؤثر در پیشبرد بهتر امور عمل نمایند . به عبـارتى ما یـک فراکسیـون واحد در جناح منتقد دولت در مجلس نخواهیم داشت و فـکـر مـى کـنـم حـداقـل سـه فراکسیـون را در این جناح در مجلـس شاهد باشیم .
* شما این تـعـدد فـراکسـیـون هـا را مثبت مى دانید؟
** منفى نمى دانم .مهم ایـن اسـت که آنها تحت کنتـرل و مدیریت باشنـد یا خیر .اگر اینها در مـقـابـل هـم قـرار بگیرند و همدیگر را خنثى کنند طبیعتا پدیده منفى است .اگر فراکسیون هاى داخل جناح اصـولگـرا فراکسیـون هاى کارى باشند و نـه سیاسى ، مى تـوانند به عنـوان نیروهاى پیش بـرنده مجلس عمل کنـنـد .20 درصـد دوم خردادى مجلس هم نیروهایـى نیستند که تنش درست کنند مگر اینکـه عـنـاصـرى در خارج از مجلس به عنوان مغز منفصل آنها عمل کنند و مشکلاتى را به وجود آورند .احتمال این قضیه را با توجه به قلت تعداد آنها کم مى دانم . 
* آیا نداشتن » لیدر «این اقلیت را به این سو خواهد کشاند؟
** هم این مسالـه مـؤثر است و هـم اینکـه بـایـد تـوجه داشـت کـه فـضـاى گفتمانى جامعه تغـیـیـر خـواهد کـرد . زمانى که بحث همه ، بحث بودجه و طرح ها و لـوایح کارکردى است ، اگر یـک نـفـر شـعـار سـیـاسـى بـدهــد آن جذابیت گذشته را نخواهد داشت .
* دوم خـرداد در طــول دوره اخـیـر ضربات سهـمـگـیـنـى را خـورده است . دیــروز انــتــخــابـــات شـــوراهــا، امـــروز انتخابات مجلس و فردا هم احتمالا و به تـحـلـیـل عـده زیـادى از کـارشـنـاسـان ریـاسـت جـمــهــورى را از دسـت داده و خواهد داد .با این حساب آیا تومار دوم خرداد در هم پیچیده است ؟
** درسى کـه مـا از 6 سال گـذشـتـه مى توانیم دریافت کنیم ایـن اسـت کـه تـومار هیـچ گـروهى در هـم پـیـچـیـده نمى شود، بلکه اینها فراز و نشیب هاى سیاسى است که در مقابل گروهى قرار مى گیرد .مردم نشان داده اند که با توجه به کـارکردها جریانـات را بالا یا پاییـن مى برند .جریـان دوم خرداد یک افـول جدى دارد و ممکن است بحـران هاى تئوریک و تشکیلاتى در آن ایجاد کند و ممکن است انشعاباتى در آن پـیـش بیاید ولى آنها سریعاً مى روند به سمت اینکه یک ساختار جدید و یک رویکرد جدید را برگزینند و خودشان را به شکل عاقلانه بازسازى کنند .اتفاقاً این کـار بسیار مفـیـد خـواهد بـود .اگر چنـیـن کارى را انجام دهند ظـرف این 2 سال فرصـت دارند که یک زیـرسازى انجـام دهند و حتى به عنوان یک رقیب جدى در ریاست جمهـورى دور بعد مطـرح باشند .
 * شما مـعـتـقـد بـه پـیـروزى جنـاح حاکم در مجلس هـفـتـم در انـتـخـابـات ریاست جمهورى نیستند؟
**
من گمان نمـى کـنـم انـتـخـابـات ریاست جـمـهـورى خیلـى یـک طـرفه باشد .
* فـکــر مــى کــنــیــد دوم خــرداد بــا همان گفتمان قبلـى مـى تـواند دوباره بـه صحنه باز گردد؟
** خیر .اینها مجبور هستند تغییرى در نوع نگاه و گفتمان خودشان بدهند . آنها به دنبال جنبش اجتـمـاعـى بـودند ولى جنبش اجتماعى به نفع آنها عمل نکرد .ما باید بپذیریم که حـرکت هاى موجى در دمـوکراسى قابل پیش بـیـنـى نیست . مردم بـا یک موج بـه یک جریـان اقبـال مى کنـند و بـالعکـس .تنهـا از طریق نهادسـازى و احزاب مستقل و استوار و مـردمى مى شود امواج را بـه شـکـل مـعقـول مـدیـریـت کـرد .دوم خرداد بهـتر است به سـمت بازسازى خودش برود و به صورت جدى سعى کند از حزبى » دولت ساخته «به حزبى تـبدیـل شود و در عـین «دولـت ساز » حال از نظر دیدگـاه ها، افراطى گرى را کنار بگذارد .این مسأله در بین مردم بـازتـاب مـنـفـى دارد .حـرکـت هــاى سکـولارگونه مـردم را نسـبت به نـیت افراطیون دوم خرداد حساس کرد .اگر محور حرکتى دوم خرداد از افراطیـون به عقلا برگردد این احتمال وجود دارد کـه آنـهـا بـتـوانـنـد سـریـع تـر خـود را بازسـازى کنند و در صـحنه سیـاست حضور پیدا کنند .
* پـــس گـــفـــتــــه هــــاى ســــروش و حجاریان مبنى بر بـازگشتن به عقـب و تقویت پشتوانه تئوریک شان را محتمل مى دانید؟
** بله .سوخت تئوریک اینها بسیار ضعی بود و به سه سال هم نکشید . بعداز سه سال اینها گـرفتار عملگرایى محض شدند و مبناى ئتوریک نداشتند و به هـمـیـن دلـیـل حـرکت هـاى آنـان حرکت هاى نابسامان نظرى بود و پایـه نظرى نداشت .
 به نظر مى رسد اینها باید خودشان را بازسازى کنند و ان شأالله بتـوانند بـه شکـل مـعـقـول در صحـنـه سـیـاسـت حضور پیـدا کنند .طبیـعـى و درسـت نیست که جریان مقابل حـذف شـود . ما معتقدیم جریان مقابل باید معـتـدل عمل کند .باید دو جناح درون کشور مثل دو پدال دوچرخه باشند که هر چند بالا و پایین مى شـوند ولى جامعه را به پیش مـى بـرند .نبـایـد مثـل زندانـى و زندانبان عمل کنند و انحصـار قـدرت ایجاد شود .اتفاقاً ما مى تـوانیم کمک کنیم تا رقیب خودش را به شکل معقول بـازسـازى کنـد .در صـورت ایـن کـار مى توانیم یک جامعه مردمسالار دینـى را بر پایه اخلاق بنا کنیم .اینکه ما چه رفتارى را بعد از پیروزى در پیش بگیریم بسیار مهم است .اگر مبتنى بر تکبر، خودخواهى وانحصارگرى باشد مسلما واکنش آن را در جامعه شاهد خـواهیم بـود .باید نـشـان بـدهـیـم کـه اخـلاق پیـروزى را داریم .در این صـورت مـا مى توانیم خود را در انتخابات ریاست جمهورى هم مطـرح کنیم . چیـزى که دوم خرداد بدان توجه نکرد و اثراتش را مشاهـده نمود .باید تـوجه داشت کـه حل مشکلات کشور فراتر از یک جناح است .باید همـه بـسـیـج شـوند .مـن معتقدم کـه مـا مى توانیم در خیـلـى از پـروژه هاى ملـى از جـنـاح دوم خـرداد دعوت کنیم و با استفاده از فکر و توان آنها جامعه را به پیش ببریم .فرامـوش نکنیم که جداى از اختلاف سلیقـه مـا باید در اسلامى بودن و ایرانى بودن یک وحدتى داشته باشیم و جامعه را به پیش ببریم .
 * سئوالى که همیشه براى خود من مـطــرح بــوده ایـن اســت کــه وحـدت دو گروهى که در مبنا با هم اختلاف دارند چگونه ممکن است .اساساً نوع نگاه بـه دیـن و حــکــومـت و ...نــیــروهــاى اصولگرا با جناح مقابل متفاوت است .
** منظـور مـن عـقـلاى جـبـهـه دوم خرداد است .این وحدت بین افراطیون امکان پذیر نیست .آن چیـزى که باید به عنوان نتیجه مجلس هفتم تلقى شود این است که بایـد افـراطیون به حاشیـه رانده شوند، یعنى در جبهه دوم خرداد یک نـوع عقـلانـیـت رشد کنـد .آنـهـا بیندیشند که دلیل شکستشان چه بـوده است .اگر دقیق و منصفانه نگاه کنند متوجه مى شوند که على رغم زحمـات زیاد، توانایى و هنر جناح مقابل آنها را شکست نداد بلکه هنـر واقعى مربـوط به افـراطیـون خود آنهـا بـود .به قـدرى بدعمل کـردند که مـردم از آنها انـزجار پیدا کردند .اگـر روند معقولى را پیش مى گرفتند مى توانستند حرف خود را به جاى زدن فریاد، مستدل بیان کنـنـد و به جاى حـذف رقیب ، از نیرو و تـوان آن استفاده مى کردند .زمانى که من از گفت وگو و همراهى صحبت مى کنم منظورم میانه روهاى دو جریان است ، نه بیـن مـایـى کـه بـه حـکـومـت دیـنـى معتقدیـم و یـک جریان سکـولار .به نظر من در جریان دوم خرداد گرایشات بسیار زیادى وجود دارند که دغدغه دین و کشور را دارنـد ولى موج سیاسى بـه سمتى پیـش رفت که آنهـا را نیز تحـت تأثیر قرار داد .ما باید یک چیز را با آنها توافق کنیم و آن هم این است که عقل ما را بر زمین نخواهد زد و اعتدال ما را گمراه نخواهد کرد .یک آدم عاقل یک سیـب را به راحتى از درخت مى چیـنـد ولـى یک افـراطـى بـراى کنـدن سـیـب درخت را از ریشه در مى آورد و نیروى بسیار زیادى صرف مى کند .
* به نظر شما نمایندگان فعلـى و افراطیون در این 3 ـ 4 ماه باقى مانده در مجلس چه خواهند کرد؟
** به نظر من اینـهـا دو گـروه عمـده خواهند بود؛ گـروه عقلاى دوم خرداد کــه بــه فــکــر بــازسـازى خــودشــان هستند ...
* داخـــــل مـــــجـــــلــــــس را عـــــرض مى کنم .
** اینهـا خـودشان از صحنه بـیـرون خواهند رفت .مثل استعفایى که توسط خانم حقیقـت جـو داده شـد و ایـشـان رفتند .اینها در این فضا یعنى فضایـى که صحبت از کـار بـاشـد و جـنـجـال نیـسـت نـمـى تـواننـد تـنـفـس کـنـنـد . متاسفانه بسیارى از افراد فقط در فضاى تنش مى توانند فعالیت کنند . به نظر من نماینـدگـان فـعـلـى یـا سعى مى کنند عاقلانه گفتمان خـود را تغییر دهند و یک چهره معقول و منطقى را از خود نشان دهند یا ایـنـکـه سـعـى مى کنند یک تصویر قهـرمانانه از نگـاه خودشان ایجاد کنند؛ زدن حـرف هاى غیرمنطقى ، فریاد و شعـارهاى بیهوده یعنـى دقـیـقـاً همان چـیـزى که بـاعـث سـقـوطشـان شـد، اهـانـت بـه بـرخـى مسئولان و نهایتاً استعفا براى اینکه یا پسـتـى بـگـیـرند و یا ایـنـکـه در خـارج موقعیتى پیدا کنند کار بسیار کودکانه اى است وعده اى نیز به چنین کارى دست خـواهـنـد زد که در جـامـعـه هـم اثـرى نــخــواهـد داشـت .ایــنــهــا هــنــوز پتانسیل هاى جامعه را نشناخته اند .من بارها گفته ام یک پتانسیل انتقادى بسیار بالایى در جامعه مـا وجود دارد .یعنى 80 تا 85 درصد مردم نسبت به اوضاع منتقدند ولى معترض به این معنا که به خیابان بریزند نیستند .آن اعتراض هم بـه شـکـل اعــتــراض اپـوزیـسـیــون و بـراندازانه بسیـار بـسـیـار پایـیـن و کـم است .اینهـا نـتـوانستنـد بـیـن ایـن دو تفکیک قایل شـوند .اینها فکر کـردند اگر مردم منتقدند پس ظـرفیت دارند تا نظام را عوض کنند و حکومت سکولار را بر پا کنند .این مردم مسلمانند .این اشتباه تـحـلـیـلـى آنـهـاسـت .حـذف افـراطیـون به دسـت خـودشان پـدیـده بسـیـار فـرخنده اى اسـت کـه در حـال اتفاق است . 

نام:
ایمیل:
نظر: