صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۷۰۳۰۶

رضا فاطمی
به دعوت کلیسای ملی واشنگتن، آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق، برای سفری 12 روزه عازم ایالات متحده آمریکا شده است تا نقطه نظرات خود را درباره گفتگوی تمدن ها و ادیان، صلح، حقوق بشر، عدالت، روابط ایران و آمریکا و مسائل منطقه خاورمیانه در قالب سخنرانی، جلسات پرسش و پاسخ و مصاحبه های رادیوتلویزیونی و مطبوعاتی ارائه نماید.
سفر خاتمی به آمریکا در حالی انجام شد که پیش از آن دولت بوش از صدور ویزا برای دکتر باقری لنکرانی وزیر بهداشت کشورمان جهت شرکت در اجلاس رسمی سازمان جهانی بهداشت ممانعت به عمل آورده بود و از زمان ارسال پرونده فعالیت های هسته ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل، هیچ یک از دیپلمات های هسته ای ایران نتوانسته اند برای حضور در جلسات شورای امنیت یا انجام رایزنی های دیپلماتیک در نیویورک، ویزای ورود به آمریکا را دریافت کنند.
یکی از برنامه های سفر آقای خاتمی، دیدار با جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا عنوان گردیده، اگرچه با انتقادهای صریح برخی رسانه های داخلی کشورمان، گفته می شود انجام این دیدار در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. در دیپلماسی آمریکاییان، از کارتر به عنوان طراح حقوق بشر و صدور دمکراسی آمریکایی نام می برند، همان شخصی که «سولیوان» آخرین سفیر آمریکا در تهران در خاطراتش درباره وی می نویسد: «شب 17 شهریور شاه بسیار مضطرب و هراسان بود. او واقعا از عکس العمل مردم در برابر کشتار روز گذشته می ترسید. بنابراین من دست به کار شدم و این مسئله را به گوش کارتر رساندم. کارتر هم شخصا با شاه تماس گرفت و به او دلداری داد. کارتر به شاه گفته بود آمریکا تا آخرین لحظه پشتیبان شاه خواهد بود. «رزالین» زن کارتر هم به فرح زنگ زد و همین جملات را تکرار کرد و این چنین بود که آن شب شاه با خیال راحت به رختخواب رفت.»
اگرچه در بدو ورود آقای خاتمی به واشنگتن، وی در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد که به عنوان یک شهروند عادی ایرانی به آمریکا سفر کرده است- که هیچ یک از شهروندان عادی ایرانی نمی توانند به این سهولت و برخوردار از تسهیلات دولت آمریکا به آن کشور سفر نمایند- در عین حال شخص آقای خاتمی به گونه ای درباره مسائل هسته ای، عراق، فلسطین، لبنان و.... اظهارنظر کرد که همگان این اظهارات را به عنوان سیاست دولت جمهوری اسلامی ایران و یا حداقل مواضع یکی از مقامات عالیرتبه ایران قلمداد کردند، مواضعی که برخی از آنها از هیچ منطقی برای اتخاذ و یا توجیه برخوردار نمی باشد. برخی از این مواضع عبارتند از:
-من به دولت آمریکاهرگز شیطان بزرگ نمی گویم(علی رغم موضع صریح و تعبیر ماندگار حضرت امام خمینی(ره) که ماهیت دولتمردان کاخ سفید را به نمایش می گذارد.)
-من از دیپلمات های آمریکایی که به مدت 444روز در ایران گروگان گرفته شده بودند عذرخواهی می کنم و از این حادثه متاسفم(آقای خاتمی از حادثه ای ابراز تاسف می کند که امام امت(ره) از آن به عنوان «انقلاب دوم» و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول یاد کردند.)
همچنین آقای خاتمی از افراد سفارت آمریکا در حالی به عنوان دیپلمات نام می برد که «دوناسی پکوئین» رئیس سازمان سیا در تهران در گزارش کار خود از داخل سفارت آمریکا برای روسای خود چنین نوشته است: «ما درگیر این موضوع هستیم که سران بالقوه یک ائتلاف متشکل از لیبرال های سیاسی، چهره های دینی میانه رو، سکولارها، ملی گرایان و سران ارتش متمایل به غرب را شناسایی کرده و از آنها برای اقدام علیه انقلاب و جمهوری اسلامی استفاده نماییم. کسی که بیش از دیگران احتمال داده می شود که این ائتلاف را سرعت بخشد آیت الله شریعتمداری است. این زمینه در بنی صدر نیز وجود دارد.» (جلد 55، اسناد لانه جاسوسی، ص 30)
-تا زمانی که دولت عراق نتواند کنترل خود را بر کشور برقرار کند، نیروهای آمریکایی باید در عراق بمانند. نباید عراق را به تروریست ها و نیروهای شورشی واگذاشت.
ایران و آمریکا از صلح و امنیت و ثبات در عراق سود می برند. (ظاهرا آقای خاتمی فراموش کرده اند که منشاء ناامنی های عراق حضور نیروهای آمریکایی است و اسناد بسیاری حکایت از ارتباط نزدیک نیروهای اطلاعاتی آمریکا با بمب گذارانی دارد که از بعثی ها و نیروهای مزدور می باشند.)
-هولوکاست یک واقعیت است. (این چه واقعیتی است که دنیای غرب از هرگونه اظهارنظری درباره آن وحشت دارد و هر روزه برشمار تشکیک کنندگان در آن افزوده می شود؟)
-اگر دولت منتخب حماس وجود اسرائیل را در کنار یک دولت فلسطینی بپذیرد، جمهوری اسلامی ایران با آن مشکلی ندارد (در حالی که سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران آن است که طی یک همه پرسی آزاد و عادلانه همه ساکنان فلسطینی، یهودی و آوارگان درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند و پذیرش اسرائیل به عنوان یک دولت مستقل در کنار یک دولت فلسطینی به هیچ وجه مورد قبول نبوده است.)
-یک سوء تفاهم مزمن میان غرب و شرق وجود دارد که ریشه در جنگ های صلیبی دارد (آیا تمام جنایات غرب علیه کشورهای اسلامی و استعمار مردم آن ریشه در یک سوء تفاهم(!) دارد!)
-ایران شایدتعلیق در طول مذاکره را بپذیرد(چرا باید چنین موضعی از سوی آقای خاتمی اتخاذ شود در حالی که دستگاه دیپلماسی کشورمان تاکنون چنین موضعی را اتخاذ نکرده است؟) و چرا آقای خاتمی وقتی که خبرنگار یو.اس.ای تودی با گستاخی از وی می پرسد که نظر شما درباره اظهارات تقابل جویانه احمدی نژاد چیست؟ تنها به این جمله اکتفا می کند که یک سیاستمدار باید بالاترین درجه دیپلماسی و اخلاق عمومی را به نمایش بگذارد؟
در کدام یک از مواضع جناب آقای احمدی نژاد اخلاق عمومی زیرپا گذاشته شده است؟
و چرا باید با موضع مقتدرانه و عزت مدارانه رئیس جمهور کشورمان اینگونه برخورد شود؟
مگر نه این است که رئیس جمهور آمریکا تاکنون بارها ملت ایران را ملتی عقب مانده، تروریست و محور شرارت معرفی کرده است؟
آنچه گذشت تنها بخشی از اظهارات آقای خاتمی بود که در طول چند روز اخیر اتخاذ گردیده است. ارزیابی کامل مواضع ایشان مجالی فراخ تر را طلب می نماید که شاید پس از بازگشت آقای خاتمی از سفر 12 روزه، این مجال فراهم و نقد مفصل تری ارائه گردد.

نام:
ایمیل:
نظر: