فعالیت جان آوری از سال 1694 میلادی با حمله به کشتی ملاعبدالغفار، ملک التجار سورت آغاز شد. این کشتی «فاتح محمدی» نام داشت و محموله ای به ارزش 30 الی 40هزار پوند استرلینگ را حمل می کرد. ملاعبدالغفار، ازطایفه شیعی (اسماعیلی) بوهره، بزرگترین تاجر بندر سورت به شمار می رفت و به تعبیر کمیساریات «غول تجاری» هند بود. پس از این حادثه، کشتی های عبدالغفار بارها و بارها مورد حمله دزدان دریایی اروپایی قرار گرفت و به این دلیل نام او غالبا در اسناد کمپانی هند شرقی انگلیس ذکر شده است.جنجالی ترین اقدام «جان آوری» در سپتامبر 1695 م با غارت کشتی «گنج سوایی» رخ داد. این حادثه اوج «دزدی های دریایی اروپاییان» در اقیانوس هند به شمار می رود وبه عنوان یکی از فجیع ترین جنایات اروپاییان به ثبت رسیده است.کشتی «گنج سوایی»، متعلق به دولت هند، به حمل و نقل حجاج اختصاص داشت؛ در آن هشتاد توپ مستقر بود، بزرگترین کشتی بندر سورت به شمار می رفت و فرماندهی آن با یکی از دریانوردان نامدار هند بنام ناخدا ابراهیم خان بود. «جان آوری» به کشتی فوق حمله برد و پس از جنگی سخت، که به قتل 45 تن از محافظان انجامید، سرانجام دزدان وارد عرصه شدند.در این زمان، کشتی فوق از جده عازم سورت بود و 1500 تن از زائران خانه خدا را، پس از انجام مناسک حج، به وطن باز می گرداند. بسیاری از مسافران زن بودند و برخی از آنان به خانواده های محترم سادات هند تعلق داشتند. در میان مسافران شاهزاده خانمی از خاندان اورنگ زیب نیز حضور داشت. راهزنان به مدت سه روز کشتی را به اشغال گرفتند، کالاهای قیمتی و زیورآلات زنان را به تاراج بردند و به آنان تجاوز کردند. بسیاری زنان خود را به دریا انداختند تا به دست مهاجمان اروپایی نیفتند. راهزنان سپس یکصد زن را به همراه خود به ماداگاسکار بردند و اینان هیچگاه به وطن بازنگشتند. ارزش طلا و جواهرات حجاج که به دست دزدان افتاد، بیش از 250 هزار پوند استرلینگ گزارش شده است.با رسیدن «گنج سوایی» به بندر سورت، موجی از خشم و ماتم شهر را فراگرفت. مردم عزادار و خشمگین به دفتر کمپانی هند شرقی انگلیسی حمله بردند، ولی اعتمادخان، نواب سورت با نیروهای نظامی خویش موفق به استقرار امنیت شد و از ورود مردم به مراکز انگلیس ها و کشتار حتمی آنان جلوگیری کرد. او سپس، کلیه کارکنان کمپانی در بنادر سورت و بهروچ را که تعداد آنها هشتاد نفر ذکر شده، زندانی کرد.سرجان گایر، جانشین سرجان چایلد وانسلی، با این ادعا که «ما تاجریم نه دزد» تلاش گسترده ای را برای رفع اتهام از کمپانی آغاز کردند. اینان از حمایت «دوستان خود در دربار» برخوردار بودند. سرانجام در ژوئیه 1696 در مقابل تعهد انگلیسی ها دال برحفاظت از کشتی های تجاری و حجاج دستور آزادی زندانیان را صادر کرد. بدینسان تجارت کمپانی پس از یازده ماه بار دیگر از سرگرفته شد، ولی این پایان ماجرا نبود. در سالهای بعد، هر چند حادثه ای فجیع در ابعاد ماجرای «گنج سوایی» تکرار نشد ولی راهزنی انگلیسی ها در آبهای اقیانوس هند ادامه داشت.در سال 1696 م یک کشتی به نام «رامپورا» که از سقط عازم سورت بود مورد دستبرد دزدی های اروپایی قرار گرفت. دزد ها دهان ناخدای کشتی را با نخ و سوزن دوختند و وی پس از آزادی به علت جراحات وارده در بندر عدن درگذشت.در سال 1697 م یک راهزن انگلیسی دیگر به نام «ویلیام کید » (1645-1701) معروف به «ماجراجو»، به اتحادیه جان آوری پیوست. او در راس یک ارتش دریایی کوچک، مرکب از 120 توپ و 300 اروپایی که بیشترشان انگلیسی بودند، پایگاه خود را در ساحل ماداگاسکار قرار داد. «ویلیام کید» را بی رحم و وحشی ولی ترسو و گریزان از جنگ با کشتی های مجهز توصیف کرده اند. در اوایل سال 1698، گروه جان آوری- ویلیام کید کشتی دیگری را با محموله ای به ارزش 30 هزار پوند استرلینگ غارت کرد. این محموله به یکی از تجار هند به نام مخلص خان تعلق داشت. در همین زمان یکی دیگر از اعضای اتحادیه «آوری» یک هلندی معروف به «پیردزد هلندی» کشتی حامل محموله بزرگ حسین همدانی، تاجر ایرانی مقیم سورت را غارت کرد.<اعتبار خان> نواب جدید سورت، برخلاف سلفش، سیاست سختگیرانه تری در قبال اروپاییان در پیش گرفت. دفاتر کمپانی انگلیسی، هلندی و فرانسوی در سورت تعطیل شد و کارگزاران آن زندانی شدند. اعتبارخان، همچنین دلالان هندی را که متهم به همدستی با دزدی های بودند به سختی تنبیه کرد. دولت هند این بار خواستار آن شد که اروپاییان مسئولیت کلیه دزدهای دریایی را بپذیرند و غرامت آن را بپردازند. ماجرا با تسلیم اروپاییان پایان یافت هر چند غرامتی متناسب با خسارات وارده به حسین همدانی پرداخت نشد. انگلیسی ها 30 هزار روپیه غرامت پرداختند و حفاظت دریاهای جنوبی هند را متعهد شدند،هلندی ها 70 هزار روپیه غرامت پرداختند و حمل و نقل حجاج و حفاظت از آبهای مدخل دریای سرخ را متقبل شدند و فرانسوی ها با پرداخت 30 هزار روپیه مجبور به حفاظت از آبهای خلیج فارس شدند. بحران فوق و تعطیل دفاتر اروپاییان تا سال 1700 میلادی ادامه داشت.معهذا به رغم برخی حرکت های نمایشی در حفاظت از آبهای منطقه، اروپاییان به تعهدات خود عمل نکردند، غارتهای دریایی همچنان ادامه یافت و راهزنان انگلیسی در اقیانوس هند و خلیج فارس به تاراج کشتی های تجار مسلمان مشغول بودند. گفته می شود یکی از دزدان انگلیسی به نام «کاپیتان بارتولومه رابرتس» (1682-1722) در ظرف سه سال چهارصد کشتی و قایق تجاری را نابود کرد.سرانجام اورنگ زیب طی فرمانی کلیه فعالیت های تجاری اروپاییان را به علت ناتوانی آنان در تحقق تعهداتشان دال بر حفظ امنیت دریایی منطقه،ممنوع اعلام کرد و دستور داد اموال آنها توقیف و مصادره شود. این ماجرا نیز پس از مدتی به پایان رسید ولی دزدی های دریایی همچنان ادامه یافت. در سپتامبر 1703 دزد ها اروپایی دو کشتی هندی را غارت کردند و این بار اعتبارخان خساراتی هنگفت به مبلغ 600 هزار روپیه (50 هزار پوند استرلینگ) از دلالان هندی انگلیسی ها و هلندی ها گرفت.بدینسان تا اورنگ زیب زنده بود، همپای آشوبهای مهاراته سیک در غرب و شمال غربی هند، دزدی های دریایی اروپاییان نیز ادامه داشت.