صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۷۰۶۷۳

مرتضى صفار هرندى
احمدی نژاد در مدت کوتاهی به یک شخصیت محبوب جهانی تبدیل شد. این محبوبیت علاوه بر آن که مرهون طرح عریان واقعیت نظام ناعادلانه جهانی و لزوم تغییر آن و نیز تشریح موضوعاتی مثل منشأ ظلم تاریخی به ملت فلسطین بود، به سیره مدیریتی او در سطح داخلی نیز مربوط می شد. شیوه مردمی احمدی نژاد حتی به الگویی برای مبارزات انتخاباتی در کشورهای غیراسلامی آمریکای لاتین تبدیل شده بود.
او پس از آغاز به کار سعی کرد الگوهای وعده داده شده اش را در عمل پیاده کند. سفرهای استانی برآمده از وعده هایی بود که به مردم داده بود. چند سال قبل رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هیئت دولت پیشین در مذمت «مدیریت کارتابلی» سخن گفته و خواستار خروج مدیران از ساختمان های محل کار و حضور در صحنه های اجرای تصمیمات شده بودند. سفرهای استانی رهبر معظم انقلاب نیز که در آنها به صورت جزء به جزء به مشکلات منطقه ای پرداخته می شد از دیدگاه رئیس جمهور جدید بهترین نمونه عملی برای شیوه مدیریت کشوری تلقی می شد.
با انجام اولین سفرهای استانی هیجان و امید زایدالوصفی از به صحنه آمدن یک شیوه مدیریتی واقع گرا، درد آشنا و خستگی ناپذیر در مردم ایجاد شده بود. سلوک فروتنانه مدیران حتی در تعیین مکان استراحت محدود مدیران عالی اجرایی کشور در سفرهای استانی و اجرایی شدن پروژه های سال ها متوقف مانده سبب شده بود تا رقبای سیاسی برای مقابله با شیوه جدید از طریق مطرح کردن «غیر علمی بودن» این شیوه در صدد توقف آن برآیند. آنها از طرفی به انتظارات کاذب و فوق توان دولت جدید دامن می زدند و از سوی دیگر مدعی بودند که سفرهای استانی به انتظارات فراتر از ظرفیت اقتصادی کشور دامن می زند! اما کمترین دستاورد این سفرها آشنایی دقیق تر مدیران با مشکلات آخرین و فراموش شده ترین لایه های تقسیمات جمعیتی کشور و نیز احساس همدلی فرو دست ترین اقشار پس از سال ها دوری از حتی مدیران محلی بود. همین بس که سفر دسته جمعی دولت به برخی استان ها - که به ظاهر دارای مشکلات امنیتی و یا در معرض تحریکات قومیت گرایانه بودند : چهره افکار عمومی را در این استان ها به شدت متحول کرد. سفر به استان آذربایجان پس از غائله آفرینی جریان تجزیه طلب و نیز مصوباتی در جهت عمران مناطق شهری و روستایی آن خطه، برای این جریان ها دارای نشانه های خوبی نبود. آنان فقط می توانستند تکلم احمدی نژاد به گویش محلی را عقب نشینی در مقابل خواسته های خود قلمداد کنند! در سیستان و بلوچستان اختلاط احمدی نژاد و دولتمردانش با اقشار مختلف مردم و مصوبات دولت چنان امیدی را برانگیخت که انتخابات شوراها و خبرگان در سال 1385 بی سابقه ترین حضور انتخاباتی در این استان را رقم زد.
با همه اینها انتخابات زمستان 1385، برای جریان های سیاسی یک فرصت برای تثبیت حضور و یا بازگشت به قدرت بود. بنابراین به طور طبیعی تغییر تلقی ذهنی مردم در مسائل غیر انتخاباتی در برنامه عمل جریان رقیب اصولگرایان قرار گرفت، تکرار تبلیغات درباره خطرناک بودن سیاست خارجی اصولگرایانه تنها بخشی از این برنامه بود. سیاست های اقتصادی و حتی مدیریتی نیز آماج حملات تخریبی قرار داشت و البته دستمایه اصلی این حملات، مباحثات خانگی اصولگرایان بود. این بحث ها از فردای انتخاب احمدی نژاد و در جریان کسب رای اعتماد برای وزیران در مجلس هفتم آغاز شد. گروه های مختلف اصولگرا هر یک، لیستی از وزیران مورد نظر خود را برای تصدی مسئولیت های اجرایی به رئیس جمهور جدید پیشنهاد کرده بودند. ترکیبی شامل ملاک های وعده داده شده به مردم و لزوم خروج از دایره بسته سه دهه ای مدیریت اجرایی و تاکید دیگران بر شاخصه هایی مثل سابقه اجرایی و... رئیس جمهور را در شرایط دشواری برای انتخابات همکاران خود قرار داده بود. او می اندیشید کسانی که خود را در سطحی بالاتر از وی می دانند و معتقدند صرفا برخی حوادث آنان را از رسیدن به بالاترین جایگاه اجرایی باز داشته است، افرادی نیستند که تحمل همراهی با او و شیوه مدیریتی شبانه روزی و طاقت فرسایش را داشته باشند.
احمدی نژاد در این مقطع موضع مشورت را هرگز رها نکرد، اما در عین حال هیچ گاه حاضر به بی اعتنایی نسبت به شاخص های خود در انتخاب وزیران نبود. او در فرایند گزینش وزیران افرادی مثل دکتر دانش جعفری را : که در انتخابات، حامی او نبودند و حوادث بعدی سلیقه متفاوت شان را نشان داد : به کار گرفته بود و از همین جهت مورد ملامت برخی از دوستان نزدیک خود و نیز بعضی نمایندگان اصولگرای مجلس قرار داشت. فاصله گیری رئیس جمهور جدید از قالب های رایج گذشته چندین وزارتخانه را برای اولین بار تا مدتی بدون وزیر نگه داشته بود.
همه اینها موضوعاتی آماده برای انتقاد درون جبهه ای از احمدی نژاد فراهم می ساخت که در عین فایده احتمالی آن، دستمایه مناسبی برای تفرقه انگیزی از سوی جناح رقیب بود. پس از شکل گیری دولت نیز بحث درباره چگونگی به فعلیت رسیدن کارهای بر زمین مانده و جبران کم کاری های گذشته گاهی به شکل اختلاف های جدی بین دولت و مجلس بروز می یافت. اقتصاددانان مجلس، حجم بالا و سرعت فعالیت های عمرانی را باعث افزایش حجم نقدینگی و تورم آفرین می دانستند. اما دولت از تجربه بر زمین ماندن طرح های اساسی کشور به خاطر چنین استدلال هایی نگران بود. احمدی نژاد با مشاهدات نزدیک خود در استان ها پی برده بود که ظرفیت های کشور بسیار بیشتر از برداشت های رایج از آن است و در مدتی کوتاه تر می توان به جبران ناکارآمدی های گذشته پرداخت و سیر نزولی نرخ تورم در طول یک سال اول فعالیت دولت نهم را دلیلی برای حقانیت این راه یافته بود. در مدت کوتاهی 200 هزار مسکن روستایی ساخته و یا بهسازی شد، خرید به روز محصولات از کشاورزان باعث فراوانی انگیزه آنان در فعالیت هایشان شد، ظرفیت کار اجرایی در استان ها به سه برابر و حجم معاملات در بورس به دو برابر افزایش یافت و به رغم چالش در سیاست خارجی، سرمایه گذاری خارجی در کشور به سه برابر قبل رسید.
رهبر معظم انقلاب بارها روش های جدید دولت همانند سفرهای استانی را مورد تایید قرار دادند و در بگومگوها جانب رئیس جمهور را گرفتند. ایشان در اواخر آبان 1385 تصریح کردند: «به رئیس جمهور در گلایه از مطبوعات حق می دهم. برخی از مطبوعات در قبال دولت بی انصافی می کنند و با استفاده از روش های تبلیغاتی سعی در زیر سوال بردن اقدامات دولت و بزرگنمایی برخی عیوب کوچک دارند.»
چالش برانگیزترین حوزه برای دولت جدید از دیدگاه مخالفانش موضوعی بود که از ابتدا بر آن تاکید کرده بود. پاسخ به مطالبات اقتصادی مردم به گونه ای که با مبناهای عدالت خواهانه این دولت هماهنگ باشد مهمترین دغدغه احمدی نژاد به شمار می رفت. او با شیوه های دولت سالارانه اقتصادی از گذشته میانه خوبی نداشت، اما اکنون وارد مبارزه با الگوهای راست گرایانه اقتصادی کسانی شده بود که به صراحت خود را لیبرال دموکرات می نامیدند و معتقد بودند اسلام اصولا نظام اقتصادی ندارد. این چیزی بود که غربی ها در کنار سیاست خارجی احمدی نژاد در نهایت شدت نسبت به آن حساس بودند. شبکه آمریکایی فاکس نیوز در مهرماه 1385 تصریح کرد: «بهترین راه مقابله با جمهوری اسلامی ترویج تفکر سرمایه داری است و احمدی نژاد به شدت با این نوع برنامه های اقتصادی مخالف است.» ترویج تفکر سرمایه داری در قالب ارائه نظریات انتقادی نسبت به دولت نهم در نشریات رنگارنگ اقتصادی و غیر اقتصادی دوم خردادی تعقیب می شد. این نظریه پردازی ها به طور طبیعی گاهی دولت را در درون جریان اصولگرا نیز دچار چالش می ساخت.
اقتصاد تنها حوزه چالش برای دولت نهم نبود. انتظارات جریان متدین ( یعنی پشتوانه اصلی این دولت ) در زمینه اقدامات فوری فرهنگی با توجه به ماهیت زمان بر تغییرات در این زمینه و تدریجی بودن امکان تحول در باورها و طرز تلقی تولید کنندگان عرصه فرهنگ، باعث نارضایتی مهم ترین حامیان دولتی بود که اقبال این بخش اصلی حامیان را مدیون شعارهای اسلامخواهانه ناب خود بود. از سوی دیگر کمترین اقدامات دولت در چنین زمینه هایی با تبلیغات تخریبی جناح رقیب وحامیان داخلی و خارجی آن روبه رو می شد. روزنامه های همبستگی و صدای عدالت در روز 23 آبان 1385 به طور همزمان سرمقاله و سخن روز خود را به مقاله ای از احسان نراقی مشاور شاه معدوم اختصاص داده بودند که در بخشی از آن چنین آمده بود: «اگر همه فعالیت ها زیرنظر دستگاه های حکومتی قرار گیرد، روزنامه ها یکی پس از دیگری از صحنه خارج می شوند و هزاران کتاب در وزارت ارشاد بی دلیل در انتظار مجوز انباشته می شوند و ... دیگر نمی توانیم در سیاست خارجی موفق باشیم. در سوی مقابل، گاهی نیز برخی سخنان ناسنجیده در مخاطبه با دانشمندان بزرگ دینی و مراجع معظم تقلید (در مسائلی مثل حضور بانوان در استادیوم های ورزشی و ...) نیز امکانات تبلیغی را برای رقیب درباره ادعای فاصله روحانیت از دولت جدید فراهم می ساخت.
بیشترین تلاش از سوی جریان دوم خرداد برای درگیر ساختن گروه های اصولگرا با دولت جدید به عمل می آمد. کافی بود که احمدی نژاد، بحق از مدیون نبودن دولت خود به احزاب و گروه ها سخن بگوید تا گروهی مثل جبهه مشارکت این گونه موضعگیری کند: چرا رئیس دولت کنونی هرگاه درباره احزاب سخن می گوید، می کوشد آن را پدیده ای جدا از مسیر و جریان عمومی توصیف کند... تحزب این امکان را می دهد که« محافظه کاران» حساب خود را از «اقتدارگرایان» جدا کنند. اگر چه این گونه تبلیغات نتیجه چندانی برای دوم خردادی ها نداشت، اما به هر حال اصطکاک های موجود، باعث بروز نوعی دو دستگی بین اصولگرایان در انتخابات شوراها در سال 1385 شده بود. در حالی که «ائتلاف بزرگ اصولگرایان» با درج تصاویر احمدی نژاد در بالای اوراق تبلیغات انتخاباتی همسویی خود را با دولت نهم نشان می داد، اصطکاک های قبلی سبب شده بود که گروهی از اعضای ستاد تبلیغاتی احمدی نژاد در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری به صورت مستقل و باعنوان «رایحه خوش خدمت» وارد رقابت انتخاباتی شوند. در این میان در تهران برخی از دوم خردادی ها با اعلام این که در صورت انتخاب شدن ، قالیباف را به عنوان شهردار تعیین خواهند کرد به دو دستگی ها دامن می زدند.
با همه اینها در انتخابات شوراهای سراسر کشور80 درصد آرا به اصولگرایان و تنها 18 درصد آرا به دوم خردادی ها اختصاص می یافت. امیدوارکننده ترین نتیجه برای دوم خردادی ها مربوط به تهران می شد که چهار نفر از لیست آنها به شورای شهر راه یافتند که یکی از آنها یعنی هادی ساعی ( قهرمان تکواندو جهان) نیز بلافاصله پس از انتخاب شدن تعلق خود را به جناح خاص انکار کرد. در انتخابات خبرگان نیز گروهی باعنوان نخبگان حوزه و دانشگاه تنها با تغییر دو نامزد، بقیه نامزدهای جامعتین (جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران) را مورد تبلیغ قرار داد.
در جبهه دوم خرداد، حزب اعتماد ملی در اولین تجربه انتخاباتی خود لیست های متفاوتی را هم برای انتخابات خبرگان و هم انتخابات شوراها ارائه کرد و در نهایت آنچه در این انتخابات به چشم همگان آمد حضور عظیم مردم در صحنه بود.

نام:
ایمیل:
نظر: