صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۷۰۹۶۶

عفیف صافیه
از » اسرائیـل «شـروع مى کنـم ، زیرا که آن ، فلسطیـن را اشغال کـرده است و نه بالعکس .حایـیـم وایزمن اولیـن رئیس جمـهـور » اسرائیـل «در «آزمـون و خطـا » کتـاب خـود بـه نـام مى گوید ::» من یقـیـن دارم که جهان همان گـونه که به جهـان عـرب نگـاه مى کند با دولت عبرى برخورد خواهد کـرد «(آزمــونو خـطــا، ص 566، لـنــدن .)1328 امـروزه مـشـاهــده مى کنیم همان گونه که چند دهه پیش کسى » اسـرائیـل «را نمى شنـاخـت ، اکـنـون نمـى تـوان آن را انکـار کـرد . مـورخان فلسطـیـنـى مـاهـیـت زلـزله جمعـیـتـى را که در فلسطـیـن تـحـت قیـمـومیت انگلـیـس اتـفـاق افـتـاد و ناگهان اکثریت به اقلیت و اقلیت بـه اکثریت تبدیـل شـد، ثابت و تاریـخ نگاران » دوره بازگشت «صهیونیست نیـز آن را تأیید کـرده اند .رخدادهاى سه سال گذشـتـه نـیـز نـشـان داد کـه فاجعه فلسطین حادثـه اى تـاریـخـى نبود که در همان سال 1327 به پایان برسد، بلکـه روند مداومى است کـه تا به امـروز خود را با وحشیگـرى هر چـه تـمــام تــر بــه هــدف غــصــب بخـش هـاى وسیـع تـرى از سـرزمیـن فلسـطـیـن ـ الـبـتـه بـه هـمـراه اخراج ساکنانش ـ بر ایـن سـرزمین تحمیـل کرده است .این تفـاوت را به خوبـى مى توان مشاهده کـرد که سرکوبگران نسبت به قربانیان خـود تنفر بیشتـرى دارند تا قربانیان نسبت به سرکوبگران خود .همچنین ، قربانیان سریع تر از جلادان خود از مرحله نابودى خصم به مـرحله بـه رسمیت شناخـتـن آنـهـا رسیده اند ..حـزب کار » اسـرائیل «به مرحله اى از مقبولیت جهانى رسیده است که به هیچ وجه استحقاق آن را ندارد .همیشه در گفت وگوهاى خود با » اسرائیلى ها «تأکید کرده ام که این حـزب کار بـود که فلسطـیـنـیـان را از فلسطین مـحـروم کرد .اما اقدامـات لیکود موجب مى شود که حتى زندگى «اسرائیل » براى خود یهودیان هم در ناممکـن شـود .پاکسـازى نـژادى در سال 1327، جنگ سـویـز در سـال 1335، آغاز جنـگ سـال 1346، آغاز ساخت شهـرک هاى اشغالـى و فکر ساخت دیوار حایل همه و همـه فقط و فقط به دست حزب کار خلق شده است .
هنگامى که ستاره اقبال باراک در سـال 1380 افـول کـرد و شـارون بـا اکثریت قاطع در انتـخـابـات پـیـروز شد، تحلیلـگـران صهیـونیست ایـن مـسـألــه را بـه گـردن یـاسـر عـرفــات انداختند و علت آن را فقدان شریک مناسب براى صلح دانستند .آنان در قصد فلسطینیان به هنگام مخالفت با پـیـشـنـهـاد بـه اصـطـلاح » بــســیــار سخاوتمندانه «اسرائیلى ها بـه وسیله آغاز انتـفـاضـه مسلحـانـه ، شـک و تــردیـد کــردنـد .بـنـابـر نــظــر ایــن تحلیلـگـران ، فلسطینیـان بـرنامـه اى پنهـانـى را دنبال مى کننـد کـه هـمـان آزادى کامل است و نه تـشـکـیـل دو دولت .
بــه نــظـر شخـصـى مـن شکست هاى مکرر حزب کار به سـه عنصر اصلى باز مى گردد:
.1 عقب نشینـى مـداوم جنبش کارگـرى صهیـونیسـت هـا از اهـداف خـود از سـال 1327 بـه بـعـد .ایــن مسأله با نگـاهـى بـه مـیـزان پیـروزى نامزدهاى فراکسیون کار در دوره هاى مختل پارلمان صهیونیست ها حتى در آن زمان که این حزب در انتخابات پـیـروز مــى شــد، کــامــلاً آشـکــار مى شود .این جنبش در سال 1356 هنگامى که مناخیم بیگن اولین کابینه خود را تشکیل داد، جایگاه خود را به عـنــوان مـرکـز سـیـاســتــگــذارى در از دســـت داد .ایـــن «اســرائــیــل » ناکامى هاى مداوم در اصل به سبب ضع بنـیـادهـاى سـوسیالـیـسـت ، انسان شناسـى و پـیـش فـرض ها باز مـى گـردد .از جـمـلـه ایـن مـسـائــل مـى تـوان به نـاکـامـى حـزب کـار در جذب یهودیان مشرق زمین که با آغاز ســال 1369 بــیـــش از 60 درصــد جمعیت یهودیان در فلسطین اشغالى را تشکیل مى دادند، اشاره کرد .این وضعیت بـا ورود حدود یک میلـیـون مهاجر یهودى و غیر یهودى روس در دهه نود همچنان پابرجا بود، زیرا فقط تعداد کمى از این یـهـودیان به حزب کار پیـوستنـد .
ایـن مـوج گستـرده از مهاجـران همچنـیـن تأثیر زیـادى بـر تـوازن مـیـان یـهـودیـان شـرقـى تـبــار (سـفــاردیــم )و یــهــودیـان غــربــى (اشـکـنـازى )به جـا گـذاشـت ، امـا بـحـران عدول از اهـداف وضـعـیـت حزب کار را بغرنج تر کرد .از دست دادن آراى فلسطینیان ساکن منـاطـق اشغالى 27 نیز که نیمى از آنان هوادار سنتى این حـزب به شمار مى رفتنـد، ضربه سنگیـن دیـگـرى بر پیکـر ایـن حزب وارد آورد .این امر نیـز دلایـل گـوناگـون و خاص خـود را داشـت . افـزایـش نـامــزدهـاى نـمـایــنــدگــى فلسطینیان در » اسرائیل «و اشتباهات مکرر این رژیم مانند حمله به لبنـان در ســال 1375 و کـشـتــار قــانــا و ســرکـــوب خــونــیــن تــظــاهـــرات مسالمت آمیز فلسطینـیـان در اکـتـبـر 1379 کـه بـه قـتــل 13 تـن از آنـان انجامید، از عـمـده دلایـل ایـن امـر بود .نتیجه آن شد که حزبى که نه در جـذب یـهـودیـان شـرقـى تـبـار و نــه مهـاجـران روس مـوفقـیـت داشـت و هوداران عـرب خود را نیز خشمگـیـن کـرده بود، مى بایسـت بـا شـکـسـت مواجه مى گـردید، به ویژه زمانى کـه فردى مانند بـاراک که همکـاران خود را در داخل حزب و کابینه ائتلافى به شدت از خود رنجانـد، رهبرى آن را بر عهده داشته باشد . 
.2 زیان سنـگـیـن سـیـاسـى در ائتلاف نابرابر احزاب لیکود و کار در سال هـاى 1380 و :1382 نتـایـج انتخابات سال 1382میلادى که این حـزب به رهبـرى امـرام متـزنـاع در آن شکست سختى متحمل شد، نتیجه آن ائتلاف بـود .حزب کار به عنوان شریک کـوچک تر ائتلاف به شـدت تحقیر شد .این حـزب در ائتلاف بـا لیکود نقشى جز موافقت با کابینه در ابعاد داخلى و بین المللى ایفا نکرد و در تصـمـیـم گـیـرى هاى سـیـاسـى و راهبـردى رژیم صـهـیـونیستـى هـیـچ نقشى نداشت .ایـن بدان معناست که حزب کار در آن زمان به عنوان یک امتیاز در اختیار شارون قرار گرفته بود و دلیلش هم فقط آن بـود که بنیامین بن الیعازر و شیمون پرز به شدت از رانده شدن خود و حزبشان به حاشیه سیاست در رژیم صهـیـونیستى بـیـم داشتند . 
.3 عبور گذراى ایهود باراک بر ریاست حـزب کار :بـرجستـه شـدن نقش بـاراک در عرصه سیاسى رژیـم صهیونیستى بـا استقبال گـرم محافل بـیـن الـمـلـلـى مـواجـه شـد، زیـرا او نـظـامـى اى قـلـمــداد مــى شــد کــه بیش ترین نشان ها را در » اسرائیل «از آن خــــود کـــــرده بــــود .او یــــک استراتژیست هم بود واز علم ریاضى آ گــاهــى داشــت و خــوب پــیــانــو مى نـواخت و با مـوسیقى کلاسیـک آشنا بود .هر چند که رابین پس از قتل بــه مــقــام قــدیــســى در جــامــعــه صهـیـونیسـت هـا رسیـد، امـا بـاراک همین رتبه را حتى پیش از انتخابـات نیز به دسـت آورد .تحلیـلـگـران این نکته را فراموش کرده اند که او از نظر سنى بسیار کوچک تر از آن بود که به صورت تأثیـر گـذارى در جنگ هـاى کلاسیک عربى ـ صهیونیستى شرکت کرده باشد و نشان هایى که او آن را به دست آورده بـود به سبب مـشـارکـت فعال او در ترور فلسطـیـنـى هـا بـوده است .ایـن مـسـائـل در نـهـایـت بـر شیوه هاى او در رهبرى حزبش تأثیـر گذاشت .ماهیت شخصیـتـى او بـه صورت مستقیم پس از پیروزى آسان وى در انتخابات آشکار شد . 45 روز از وقـتـى کــه او بــراى تشکیل کابیـنـه ائـتـلافـى در اخـتـیـار داشـت گـذشـت .او بـه اقـدامـاتــى توهین آمیز به نـسـبـت دوستانش در حـزب کار دسـت زد و به هر یـک از آنها مقامى داد که به هیـچ وجه مـورد علاقه آنان نبود . نقص دیگر کار تحلیلگـران این است که بر ضعف دیدگاه اصولى او هیچ تحلیلـى ارایه نداده اند .او پس از تـرک نظامـى گـرى مدت ها مـیـان پیوستن به » لیکود «یا » کار «مردد بـود تا آنکـه رابین بـه او وعده داد که او را جانشین خود قرار مى دهد .

نام:
ایمیل:
نظر: