احمد مؤمنىراد
اوضاع سیاسى
چیـن :کشور چیـن بـه مـدت 250 سال تـحـت سلطه خاندان منچو بود که به صورت ملوک الطوایفى آن را اداره مى کردند . فساد، کشمکش هاى درونى و سوءمدیریت این خاندان باعث شده بود که مردم چین نـاراضى باشند . نارضایتى مردم از یک سو و شکست روسیه از ژاپن در سال 1284 از سـوى دیگر باعث شد که چینى هـا بـه خود بیایند و باور کنند که با اتکا به قدرت خود مى توان با استبداد داخلى و استعمار خارجى مبارزه کرد .مردم چین در سال 1290 خاندان سلطنتى منچو را از قدرت به زیر کشیده ، رژیم جمـهـورى را در آن کشور برقرار نمودند .)1)بعد از آن نیز کشمکش هاى سیاسى بین حزب کمـونیست چـیـن و حـزب کـومین تانـگ ادامـه داشت و به ویـژه در 15 سال قبل از پیـروزى انقلاب 1328 به رهبرى مائو، اوضاع سیاسى چین به شدت بحرانى و آشفته بود .
الجزایر :در قرن بیستم الجزایر در طول سال هاى مبـارزه با استعمار به لحاظ مدیریـت سـیـاسـى دچـار مشکل بـوده است و جامعه الـجـزایر بر اثر حضـور و تسلط فرانسویان ، اجتماعـى دوگانه و متضاد شمـرده مى شـد؛ )2)اقلیت فـرانسـوى پست هاى حسـاس و کلیدى الجزایر را در دست خود داشتند و اکثریت مردم مسلـمـان الـجـزایر نه تنـهـا نـقـشـى در اداره سیـاسـى نداشتند، بلکه در شرایط ناگوار و فاجعه آمیزى در فقر و اختناق به سـر مـى بـردنـد .)3)استعمـار فـرانسـه از 1333به بعد جز این هدفى نداشته است که اراده ملت را در هم شکنـد، مـقـاومتـش را سرکـوب کند .ملـت الجـزایر ظاهـراً پراکنـده که همه قربانى یک دسـتـگـاه ستـمـکـار هـسـتـنـد و دشـمـن واحـدى در بـرابـر آنـان مى باشد .)4)
ا یران :نـوع حکومت ایـران از زمان هاى گذشـتـه پادشاهى مطلقه بود و مردم هیچ گونه مشارکتى در امور سیاسـى و اجتماعى کشور نداشتنـد .از نـظـر فـسـاد مالى ، اقتـصـادى و ادارى در حالى که اکثریـت مـردم ایران در فقر به سر مى بردند، شاه و درباریان و خانواده هزار فامیل او با حیـ و مـیـل و چـپـاول بیت الـمـال مشغول فساد، دزدى و خوشگذرانى بودند . به همـیـن دلـیـل قـدرت سیـاسـى در ایـران فـاقـد لیاقت ، شایستگى و صلاحیت لازم براى اداره کشور بود و هنگامى کـه انـقـلاب آغاز شد همه مـلـت از آن پشتیبانى کردند .
اوضاع اقتصادى
چیـن :اوضاع اقتصادى کشور، بـه دلـیـل عـدم تـوانایـى دولت در مهـار کـردن تـجـارت تریـاک رو بـه وخامت گذاشـت .در اواخـر قرن هجدهم، سالانـه حدود هـزار صنـدوق (هرصنـدوق معـادل 75 کیلـو ) تریاک از طریق هنـدوستان به چیـن وارد مى شـد و در سال 121، یعنى یک سال قبل از شروع جنگ تریاک به مقدار بیش از هـزار صندوق افزایش یافت .بعد از جنگ تریاک و آغاز هجوم سیل آساى بیگانگان به آن کشور، سیستم اقتصاد سنتى آن کشور فرو پـاشـیـد . شکست چین از ژاپن در 1274، واگذارى چند بندر مهم اقتصادى و تجـارى آن کشور بـه ژاپن ، پرداخـت غرامت و دادن امتـیـازهاى دیگر بـه سایر کـشـورهاى اروپایى ، پیروزى ناسیونالیست هاى چیـن در 1290 به رهبرى سون یات سن و آغـاز درگیرى و جنگ هاى داخلى از یکسو و اعتصاب هاى کارگرى و دهقانى و مهم تر از همه آغاز جنگ جهانى دوم و اشغال بخش مهمى از کشور چین توسط ژاپن ، همه دست به دست هم داده بودند تا اقتصاد پـرجمعیت ترین کشور جهان به رکود کامل و نابودى گراید .)5)
الجزایر :دو عامل استعمار و جنگ هاى پـى در پى آزادیبخش داخلى ضربه هولناکى به اقتصاد الجزایر وارد کرد .اراضى مرغوب کشاورزى این کشور توسط فرانسویان تصاحب گردید .)6)جامعه الجزایر به طور متناوب بر اثر یک سلسله خشکسالى ها و بیمارى ها، تلفات اقتصادى و انسانى بسیارى را تحمل کرد .)7) و همانند کشـورهاى فرانسه ، روسیه و چین در وضع بحرانى به سر مى برد .از این رو زمینه هاى اقتصادى و اجتماعى براى وقوع شورش و انقلاب در الجزایر فراهم شده بود .وخامت اوضاع اقتصادى این کشور در دهه 50 و اوایل دهه 60 به گونه اى بود که فرانسویان ناچار به عقب نشینى و پذیرش استقلال این کشور شدند .
ایران :در ایران قبـل از انقلاب برخلاف کـشورهاى چین و الجـزایر، نه تنها از نظر اقـتصادى بحران وخامت جدى اقـتصـادى وجود نـداشت بـلکـه به عـلت افـزایش ناگهانى و سریع قیمت نفت ، توانایى ها و قدرت اقتصادى رژیم شـاه به سرعـت افزایش پـیدا کرده بـود .از این رو، خیـال رژیم شـاه از این جـهت راحت بـود و کارشـناسـان اقتصادى و سیاسى هیچ گونه حادثه غیر مترقبه اى را پیش بینـى نکرده بودند، امـا توزیع درآمد بـه شیوه اى حیرت زا غیر عادلانه بود و جامعه به طبقات بسیار فقیر، متوسط و بسیار ثروتمند تقسیم شده بود و حد فاصل میان طبقه فقیر و طبقه ثروتمند در آن باور نکردنى بود .
اوضاع اجتماعى
چین :دو گروه دهقانان و کارگران که اکثریت قریب به اتـفاق جامعه پرجـمعیت چین را تشـکیل مى دادند در برپایى و پیروزى انقلاب در این کشور نقـش اساسـى و موثـرى را بر عـهده داشـتنـد .اما اساس کار حزب کـمونیست چیـن به رهبرى مائو تکیـه بر روستایـیان و دهقانان بـود و این دهقانان بودند که تعیین کننده ترین نقش را در پیروزى نهایى انقلاب بر عهده گرفتند .زمانى که در سال 1328 سـربـازان دهـقـانـى ارتـش سـرخ ، پـکـن و دیـگـر شهرهاى عمده چـین را به تصرف خود درآوردند، انقـلاب چین بـه نقطه اوج رسـیده بود .بـا این که مردم شهرهـا به طور عام مقدم کـمونیست ها را به مثـابه نیـروهاى آزادیبـخش گرامـى داشتنـد، ولى طبـقات شـهرى در پیـروزى این انـقلاب کمـترین نقش را ایفا کردند .)8)
الجزایر :از ابتداى نهضت رهایى بخش الجزایر تا سال 1334 شرکت در مبارزه در انحصار مردان بود . خصوصیت هاى انقلابى این مبارزه و ضرورت پنهان کارى مطلق ، چریک را ملزم مى ساخت تا همسر خود را از فعالیـت هـاى خـویـش بـه طور مطلـق بـى خـبـر بگذارد .تصمیم به شرکت دادن و درگیر ساختن زنان به مثابه عنـاصـرى فعال در انقلاب الـجـزایر سـاده به دست نیامده ، به تعبیرى این خود مفهوم مبارزه بود که باید تغییر مى کـرد .از سال 1334 به بعد تمام اقشـار الجـزایر در جریان مبـارزه استقلال طلبانـه آن کـشـور سهـیـم بـودند .جبهـه مـلـى الـجـزایر از سـال 1335 قشرهاى وسیعى متشکل از علما، رهبران سندیکاها، دانشجویـان ، دانـش آمـوزان و ...را زیر چـتـر خـود داشت .بنابـراین ، نهـضـت آزادیبخش الـجـزایر یـک انقلاب و حرکت به معنـاى واقعى مـردمى و سراسرى بود .)9)
ایران :همه مردم ایران اعم از روستایى و شهرى ، کـشــاورزان ، کــارگـران ، کــارمـنـدان ، بــازاریــان ، روشنفکران ، دانشگاهیان و روحانیون به طور گسترده در همه شهرها و روستاها علیه رژیم پهلـوى دست به قیـام زده ، با دادن هزاران شهید و جانـبـاز به پیـروزى رسیدند .عاملى که باعث حـضـور گـسـتـرده مردم در صحنه مبارزه شد، دین اسلام بود که با رهبرى حضرت امام خمیـنـى (ره)حکـومت پهلـوى را به هـمـراه نظام شاهنشاهى سرنگون کرد .
اوضاع نظامى
چیـن :شکست هاى پـى در پـى در جـنـگ هـاى تریاک ، آغاز جنگ جهانى دوم و اشغال چین از طرف ژاپن به جنگ داخلـى نیروهاى نظامى آن کشور دامـن زد و پس از پایان جنگ نیـروهاى نظامى آن کشـور بـه سه گـروه تقسیم شدند .در نـتـیـجـه قـدرت حاکم از مهم تریـن ابـزار سـرکوب کـه از ارتش و قـواى نظامـى تشکیل مى شد، تقریباً محروم شده بود .
الـجزایـر :ارتش اسـتـعمـار گر فـرانـسه پـس از جنگ جهـانى دوم به سختى آسیب دیـده و در حال فروپاشى بود .این فرآیند در پیروزى انقلاب خونین الجزایر و از پاى درآمدن استعمار فرانسه نقش موثرى ایفا نمود .نظامیان آن کشور در الجزایر ضربه پذیر شدند و هیبت و ابـهت آنان در اذهان مردم الجزایر درهم شکست .
ایـران :ارتـش ایـران بر خـلاف کـشـورهـاى فـوق سال هاى مدیدى بود که در هیچ جنگ خارجى شرکت نکرده بود و از هـر جهت تقویت شده بـود .شاه ایران بیش از هرچیز به ارتش توجه داشت و اعتماد آنها را به خود جلب کـرده بـود .علاوه بر ارتش ، رژیم شـاه از حمایت یک سـازمان مخفى پلیسى به نام سـاواک نیز برخوردار بود .
اوضاع بین المللى
چین :پس از خاتمه جنگ جهانى دوم و شکست متحدیـن و در نـتـیـجـه خـروج ژاپن از خـاک چـیـن ، شوروى و امریکا کـمـک خود به دولت چیـن را ادامه دادند .امـا پـس از اخـتـلاف بـیـن نـیـروهـاى مـلـى و کـمـونیسـت هـا و آغـاز جـنـگ داخـلـى ، شـوروى از نیروهاى کمونیست حمایت کرد و امریکا نیز تا حدودى در جریان انقلاب نقش داشت گرچه فقط از حزب ملى حمایت مى کرد و با کمونیست ها مخال بود .
الــجـــزایــر :در دهـــه 1329 دو حــرکــت ضـــد استعمارى در منطقه خاورمیانه و آفریقا باعث تشدیـد روند حرکت انقلابى مـردم الجزایر شد .امریکا ملـى گرایان الجـزایر را علیه فـرانسه مسلح نمـود و شوروى سابق هم بـرخلاف روسیـه زمان جنـگ اول جهانـى ، ژست طرفدارى از جهان سوم به خود گرفت و به همین دلیل از انقلابـیـون الجزایر در مقابـل رژیـم وابستـه آن کشور حمایت مى کرد .)11)
ایران :حکومت مطلقه محمدرضا پهلوى در سال 57 نه تنها از سوى امریکا به عنوان بزرگ ترین ابرقدرت جهان پشتیبانى مى شد بلکه از سوى کشورهاى متحد آن کشور نیز قویاً مورد تایید و حمایت قرار گرفته بود، کشورهاى بلوک شرق و به ویژه اتحاد جماهیر شوروى سابق نیز با انعقـاد قـراردادهاى تجـارى ، اقتصـادى و صنعتى به طور غیر مستقیم حامى این رژیم دیکتاتور بودند .
نـتـیـجـه :انقـلاب چـیـن عـلـیـه سـرمـایـه دارى ، فئودالیسم و فساد همه جانبه رژیم حاکم بر این کشور رخ داد، در حالى که مردم قبلا در سال 1290 به 250 سال سلطنت خاندان منچو پایان داده بود و حکومت جمهورى برقرار کرده بودند .انقلاب اسلامى ایران از ماهیتى ضد سلطنتى ، ضد استبدادى و ضد استکبارى برخـوردار بود و منافع نـامـشـروع ابرقدرت ها بـه ویـژه امریکا را مورد تهدید جدى قرار داد . در انقلاب چین ، شوروى از انقلابیون کمونیست حمایت مى کرد و رهبران انقلابى الجزایر نیز از حمایت امریکا و شوروى به جهت گرایش هاى ناسیونالیستى و سوسیالیستى در سطـح رهبرى ، برخوردار بودند در حالى که رژیم سلطنتى شاه در مقابل نیـروى انقلابى مردم از حمایت کامل امریکا و غرب برخوردار بود . در حقیـقـت بـرخلاف دو انقلاب پیـش گـفـتـه ، اوضاع بین المللى و کشورهاى خارجى کمک به مردم ایران در پیروزى انقلابشان نکردند و این خود ملت بود که با تکیه بر دین و متحد با یـکـدیـگـر بـه رهبرى امام خمینى توانست انقلاب خود را به پیروزى برساند . این وجه از انقلاب و ماهیت دیـنـى آن ، آن را به طور جدى با انقلاب هاى پیش گفته متمایز مى سـازد و آغاز دورانى تازه را نوید مى دهد .