صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۷۱۰۶۴

نتیجه بلافـصـل پـیـروزى انقلاب اسلامـى ایـران » بــود .رهـایـى ثـمــره خـود بـخـودى و طـبـیـعــى «رهـایـى » پیروزى است و «آزادى» که با «رهایى» تفاوت دارد، محصول سامان یافتن نظام برخاسته از انقلاب است . آزادى غیرمشروط است که به تبع فروپاشـى «رهایى» نظم پیشین رخ مى نماید و «آزادى» رهایى مقید است که در پرتو سامان گیرى نظم نوین پدیدار مى شود .
«رهایى» در فاصلـه غـروب نظم پیشیـن و طـلـوع نظم جدیـد شـکـل مـى گـیـرد و همـچـون زمیـن بـارورى اسـت کـه بـذر هــر گــروه و دسـتــه و فــردى در آن رشـد مى کند .آنان بى آنکه نسبت به پندار و گفتار و کردار خـود نزد مـرجع مشخص و ثـبـات یـافـتـه اى پاسـخـگـو باشند، سربـرمى کشند و شاخ و برگ گاه گـزنده خو د را به هـرسو مـى گـسـتـرند ..» رهایى «گشـایـنـده مـیـدانـى است کـه به تمامى جریـان هـاى طـالـب قـدرت مجـال تلاش و آزمون مى دهد .علت اینکه انقلاب هایى چون انـقـلاب فـرانـسـه و انـقـلاب روسـیـه پـس از یـک دوران رهایى به کام دیکتاتورى فرو رفتند، در همین ویژگى انقلاب اجتماعى است.»(1)
«صعـود رضاخان میرپـنـج بـه قـدرت ، در شرایط » رهایى پس از انـقـلاب مـشـروطه نیز تابع هـمـیـن اصـل بود .اما آیا انقلاب اسلامى نیز تابع همین قانونمندى است ؟ انقلاب اسلامى ایران به اعتراف صاحب نظران و محققان جهان (درشـرق و غرب )یک پدیده نو در دنیاى امروز است .حوادث پس از انقلاب نشان داد که دوران رهایى آن ، با ظهور یک ناجى (دیکتاتورى که مى توانست مدنى یا بنى صدر یا ...باشد )به پایان نرسید، بلکه انقلاب در بسترى عمیق تر و پربارتر تداوم یافت .بنابـراین در انقلاب اسلامى، دوران رهایى به دوران آزادى پیوند خورد.»(2)
* شکل گیرى دادگاه انقلاب
یکى از اقدامـات رهبـر فـرزانه انقلاب تشکـیـل دادگاه هایى مخصوص شرایط آن برهه از زمان به نـام دادگاه انقلاب اسلامى و سپردن ریاست آن به آیت الله صادق خلخالى بود . البته فعالیت این نهاد به علت تبلیغات منـفـى و فـراگـیـر عـنـاصـر ضـربـه خـورده از انـقـلاب اعـم از وابستگان رژیم گذشته ، نیروهاى استعمـارى بیگانه و برخى از عناصرى که فرصت موج سوارى از فضاى رهایى حاصل از فروپاشى نظم پیشین از ایشان گرفته شده بود در مظان بدبینى واقع شد . بدنیست ذکر شود که آیت الله خلخالى خود نیز این وضـع را پیش بینـى کـرده بود و در خاطـرات خود آورده است که پس از دریافت حکم قضاوت شرع و دادگاه انقلاب از دست امام » عرض کردم :متشکرم ، اما این کار خـون دارد و بسیـار سنگین اسـت .امـام فرمـود :براى شما سنگین نیست ، من حـامـى شـمـا هستم .عرض کردم :من زحمت کشیده ام و چیزهایى بلدم ، مى ترسم که چهره ام در تاریخ انقلاب خـونین جلوه گر شود و دشمنان اسلام علیه من تبلیغ کننـد، به ویژه اینکه یا سـردمداران فساد و تباهـى را در ایران محاکمـه کـنـم .امـام فـرمود :من از شمـا حـمـایـت مى کنم ، وانگهى به چه کسـى بدهم که بتـوانم به او (3)«اطمینان داشته باشم ؟ دادگاه هاى انقلاب به ریاست آیت الله خلخالى در سه عرصه با قاطعیت وارد عمل شد که عبارتند از : محاکـمـه و مجـازات سران رژیم پهـلـوى و عنـاصـر ساواک ، رسیدگى به جنایات شـورشیان کـردستان ، گنبد و خوزستان و نهایتاً صدور احکام قاطعانه علیه سوداگران مرگ .
* مـحـاکـمــه و مــجــازات سـران رژیـم پـهــلــوى و عناصر ساواک
ارتشبد نعمت الله نصیـرى ، رئیس ساواک یکى از چهار نفـرى بـود که در شـب 27 بهمـن 1357 در پشت بام مدرسه رفاه تیرباران شد ..» نصیرى در بهمن 1343 به ریاست سازمان اطلاعات و امنیت کشـور (ساواک )منصوب گردید و معاون وى ارتشبد حسین فـردوست بـود که بـراساس تقسـیـم کـارى که تـوسـط محمدرضا پهلوى صورت گرفته بود کارهاى عملیاتى ساواک با نصیرى و کارهاى ادارى با فردوست بود .با اوج گـیـرى انـقـلاب اسـلامـى ، نـصـیـرى بـه عـلــت منفوریت شدید در جامعه تیـرماه 1357 از ریاسـت ساواک برکنار شد و به عنوان سفیر به پاکستان اعـزام شد .رژیم پهلوى در عقب نشینى گام به گام خود در برابر انقلاب ، نصیـرى را به تهران فراخـواند و در 16 1357 آبان او را محترمانه بازداشت کرد.»(4)
رژیم شـاه مـى خـواست بـا بـرخـورد ظاهـرى بـا عناصر منفور مردم وجهه از دست رفته خود را بازسازى کند، لذا امثـال نصیـرى را بـه زندان سپـرد .روز 22 بهمن 1357 وقتى با هجوم مردم درهاى زندان دژبان جمشیدیه شکسته شد، نصیرى به همراه تنى چند از سران در بند رژیم قصـد فـرار داشت که تـوسط مردم دستگیر شد و در حین دستگیرى کتک مفصلى از مردم خــورد .عـکــس هــاى وى در دادگـاه انــقــلاب بــا سرباندپیچى شده گویاى این مطلـب اسـت .گـویـا مردم قصد داشتند وى را در همانجا به سزاى اعمالش برسانند اما با وساطت برخى تصمیم براین شـد وى را تحویل دادگاه هاى انقلاب بدهند تا محاکمه شود . انزجار مردم از نصیرى بى جا نبود .تشکیلات مخوف ساواک در زمان وى بیشترین جنایت هـا را علیه مردم جهت حفظ سلطنت پـهـلـوى انجام داده بـود .موزه تاریخ انقلاب اسلامى ، کمیته مشترک ضدخرابکارى سابق ، گویاى بخش کـوچکى از جنایات عمال این دستگاه جهنمى است .
حدود 80 نفر دیـگـر از سـران رژیم پهـلـوى که اغلب از آمـران و عاملان کشتار و شکنجـه مـردم در ساواک و گارد شاهنشاهى بـودند توسط دادگاه هـاى انقلاب به ریاست آیت الله خلخالى محکوم به اعدام شدند .برخى از این افراد که پس از انقلاب از دیده ها پنهان شـده بـودند به کـارشکنى علیـه انـقـلاب ادامـه دادند .دو تن از شکنجه گران معروف ساواک که به اتفاق چهار تن از عوامل رژیم سابق ، گروه زیرزمینى ضدانقلابى بـراى کشتار پاسداران و بمب گـذارى در نقاط مختل شهر، بـه ویـژه کمیته ها تشکـیـل داده بودند، از آن جمله هستند .ایـن گـروه زیـرزمینى در فروردین ماه سـال 58کشـ شـد .رئیس این گـروه بـهـمـن قــادرى پـور مـعــروف بـه تـهــرانـى یـکــى از شکنجه گران ساواک و رئیس قسمتى از کمیته مشترک ضـدخــرابــکــارى بـود ..» وى ضـمــن اعــتــراف بــه شکنجه هاى وحشتناکى که در طـول خدمت خود در ساواک کرده بود در اوراق بازجویى نوشته است :شرم دارم از اینکه با مبارزان چنان رفتارى داشته ام .استدعا دارم مرا همین جا بکشـیـد تـا پایم به دادگاه انقـلابـى نرسد.»
همکار «تهرانى» در این فعالیت ها فریدون توانگر معروف بـه » آرش «بود .وى در اعترافات خـود آورده است ::» بدن مبارزان را با اجاق گاز مى سوزانده ، با کـابـل آنـان را شـلاق زده و آنـان را از سـقـ آویـزان مى کرده است .وى همچنین بـه دادن شکنجه هـاى روحى به مبارزان اعتراف کرده است.»(6)
در این بین افـراد دیگـرى نیز مستحق مـجـازات بودند، اما هر یک به شکلى قبل یا در اثناى اوج گرفتن انقلاب یا حتى بعـد از آن به خاطر خیانت هایـى کـه صورت گرفت از کشور گریختند و در بیرون از مرزها به تـوطئه علیه انـقـلاب و مـلـت پـرداختند .
مـثـلا : اویسى از زمره نخستین افسران عالیرتبه متو ارى رژیم » پهلوى بود که با سرمایه سرویس هاى اطلاعاتى غرب فعالیت تروریستى علیه نظام نوپاى جمهورى اسلامى را ازخـاک عـراق و تـرکـیـه آغـاز کــرد .او در تـاریـخ 1362.11.18 توسط افراد ناشناسى در پاریـس بـه قتل رسید.»(7)
از افرادى که در بحبـوحه انقلاب دستگیر شـده بود اما از دست عدالت گریخت دلال اسلحـه ایـران ارتشبد حسـن طـوفانیان بـود ..» ارتشبد طـوفانیـان در جریان پیروزى انقلاب توسط مردم دستگیر شد، ولى با حمایت مسئولان دولت موقت مهدى بازرگان ، به همراه اسناد خریدهاى کلان نظامى ایران ، فرارى داده شد.»(8)
ارتشبد حسین فـردوست در بیان خاطـرات خود مى گوید ::» چرا آمریکایى ها پس از انقلاب طوفانیان را فرارى دادند؟
زیرا اکثر مقامات آمریکایى که هم اکنون در مسند قدرت هستنـد، در ایـن چـپـاول سهم داشتنـد .اگـر طوفانیان و اسناد خرید اسلحه مى ماند، انتشار آنها بزرگ ترین افتضاح جهـان را به پا مى کـرد و خیلى ها در آمریکا آبرویشان مـى رفت و سرنگون مى شدند و ماجراى شدیدتر از «واترگیت» بپا مى شد.»(9)   
سرپـل هـاى داخـلـى آمـریـکـا قـدر فـرارى دادن محکومان دیگرى مثل هویدا را داشتند .خلخالى در پاسخ به سئوال یک خبرنگار در مصاحبه مطبـوعاتى که پرسیده بود آیا براى دادگاه از سوى متهمان پیشنهاد رشوه شده ، گـفـت ::» وقتى کـه حکم اعدام هـویـدا مسلم شد، او یک میلیـون دلار پیشنهـاد رشوه کرد، آنهم نه بـراى آنکه اعدامش نکنیم ، بلکه مـى گـفـت اجراى حکم را دو ماه به تأخیر بیندازیم چرا که به دروغ مى گفت :بعضى از اعضاى دولت مى خواهند درباره من مشـورت کننـد .یـک مـورد هم القانـیـان بـود که پیشـنـهـاد کـرد 500 میـلـیـون تـومـان رشـوه بدهـد تـا محاکمه اش را به تعویق بیندازیم.»(10)
* مأموریت در کردستان
مأموریت دیگر آیت الله خلخالى به عنوان حاکم شرع، عزیمت به کردستان براى رسیدگى به جنایاتى که برخى از اشرار و جدایى طلبان دموکرات به تحریک سلطنـت طـلـبـان و عـنـاصـر فـرارى ساواک صـورت مى‌دادنـد، بـود ..مثلا » یـکـى از اعدام هـایـى کـه در سنندج صورت گرفت، مربوط به قاتل شاطر محمد و پسر او بود که همه مردم با شنیدن خبر اعـدام او به وجد آمدند .چرا که این مجرم ، وقت ارتکاب عمل،ساتـور قـصـابـى را در دست خـود مـى چـرخانـیـده و وقیحانه مى‌گفت که :گوشت طرفداران خمینى ارزان شده است!»(11)
اعدامى دیگر دکتر ابوالقاسم رشوند سردارى از اهالى قلهک تهـران بـود که با لباس کـردى در اطراف بیمارستان پاوه در سنگر و مسلح دستگیر شده بود . رشوند دستش به خـون پاسداران آلوده بود و در پـاوه » دستور بریدن سر پاسداران را داده بود ...یک پزشک چگونه به خود جرأت مى دهد دستور دهد که جوانان مجروح این کشور را مثله کنند.»(12)
مطـلب را با پاسـخى که آیـت الله خلخـالى در مـصـاحـبـه اى مـطـبـوعـاتـى در دفـاع از عــمـلـکـرد دادگاه هـاى انقـلاب در برابـر هیاهـوى رسانـه هاى بیـگانـه و سازمان هـاى بیـن المـللى دادنـد به پـایان مى بریم .
«...ملتى بـا دسـت خـالـى مـبـارزه کـرد و بـه » گفتـه اى 160 هزار تـا 200 هزار و شاید 250 هـزار نفر کشته داد ...جراید خارجى ، حقوق بشر، عفو بین الملل هیچ وقت در مقام دفاع از ملت ، برنخاستند ولى براى اعدام حدود 100 نفر تبهکار که انسان ها را در خیابان ها شـکـار مـى کـردند، یا فـتـواى شکـار را مى دادند ...مى گـویـنـد دادگـاه هـاى مـا از اصـول انسانى خارج شده اند .خیر، دادگاه هاى ما کاملا بر طبـق اصـول انسـانـى اسـت هـمـان طـور کـه دادگـاه نورنبرگ بود، منتهى مـا از روى قوانین قرآن و سنت پیامبر عمل مى کـنـیـم .مـن سـئـوال مى کنم اگـر در گیرودار همین مبارزات ، آنها پیروز مى شدند، با ما چه مى کردند؟ دنیاى به اصطلاح متمدن امروزى براى آنها چه مى گفت ؟ اگر دارودسته از هـارى و بختیار و شری امامى پیروز مى شدند، آیا براى ملت چیزى باقى مى گذاشتند؟»(13)

نام:
ایمیل:
نظر: